هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/21
بسم الله الرحمن الرحیم
/اقسام العامّ/المقصد الرابع: العامّ و الخاصّ
موضوع: المقصد الرابع: العامّ و الخاصّ/اقسام العامّ/
متن کتاب: ثم الظاهر أن ما ذكر له (1) من الأقسام من الاستغراقي و المجموعي و البدلي إنما هو باختلاف كيفية تعلق الأحكام به (1) (2)
1. ای العامّ.
2. در اینجا دو نکته به ذهن می رسد:
اوّل اینکه بعضی محشین به اشتباه، بر این تقسیم بندی مرحوم مصنّف اشکال نموده و عموم را دارای دو قسم مجموعی و استغراقی دانسته و شمول بدلی را اطلاق می دانند، نه عموم[1] ؛
ولی به نظر می رسد این اشکال وارد نباشد، زیرا شمول بدلی در صورتی که وضعی بوده و وضع لفظی دلالت بر آن داشته باشد، عموم بدلی می باشد مثل «جئنی بأیّ رجلٍ» و در صورتی که وضعی نبوده و از طریق اطلاق و مقدّمات حکمت استنباط شود مثل «جئنی برجلٍ»، اطلاق بدلی خواهد بود، کما اینکه شمول استغراقی در صورتی که وضعی بوده و وضع لفظی دلالت بر آن داشته باشد، عموم استغراقی می باشد مثل «احلّ الله کلّ البیع» و در صورتی که وضعی نبوده و از طریق اطلاق و مقدّمات حکمت استنباط شود مثل «أحلّ الله البیع»، اطلاق استغراقی خواهد بود.
و دوّم آنکه[2] ادّعای مرحوم مصنّف مبنی بر اینکه تفاوت میان اقسام سه گانه عموم، از قبیل تفاوت در مفهوم آنها نیست، بلکه از قبیل تفاوت در نحوه تعلّق حکم به عامّ می باشد، صحیح نیست، زیرا حتّی اگر به جهت اتّحاد الفاظ عموم استغراقی و عموم مجموعی پذیرفته شود تفاوت میان عموم استغراقی و عموم مجموعی در مفهوم آنها نیست و مفهوم هر دو، عموم و شمول است و نهایتاً تفاوت میان این دو در آن است که آیا حکم به تک تک افراد عامّ تعلّق گرفته است یا به مجموعه افراد عامّ بما هو مجموعه، ولی تفاوت میان عموم استغراقی و عموم مجموعی با عموم بدلی، قطعاً به مفهوم خواهد بود، زیرا اگرچه صرف تفاوت الفاظ دالّ بر عموم استغراقی و عموم مجموعی مثل «کلّ رجل»، با الفاظ دالّ بر عموم بدلی مثل «أیّ رجل» دلالت بر تفاوت معنای دو لفظ نمی کند، زیرا در مترادفین نیز لفظ مختلف بوده و معنا واحد می باشد، ولی بالوجدان روشن است که استعمال هر یک از این دو لفظ به جای یکدیگر، جایز نیست و این نشانه عدم ترادف این دو لفظ و اختلاف مفهومی آنها می باشد، نه ترادف آنها تا تفاوت آنها به نحوه تعلّق حکم به آنها دانسته شود.
متن کتاب: و إلا فالعموم في الجميع بمعنى واحد و هو شمول المفهوم لجميع ما يصلح أن ينطبق عليه، غاية الأمر أنّ تعلق الحكم به (1) تارة بنحو يكون كل فرد موضوعا على حدة للحكم (2) و أخرى بنحو يكون الجميع موضوعا واحدا (3) بحيث لو أخل بإكرام واحد في «أكرم كل فقيه» مثلا، لما امتثل أصلا، بخلاف الصورة الأولى (4)، فإنه (5) أطاع (6) و عصى (7) و ثالثة بنحو يكون كل واحد موضوعا على البدل (8) بحيث لو أكرم واحدا منهم (9) لقد أطاع و امتثل كما يظهر لمن أمعن النظر و تأمل (10).
1. ای العامّ.
2. فیتعدّد الحکم بتعدّد افراد الموضوع و یسمّی هذا العموم بالعموم الاستغراقی.
3. ای و إنّ تعلّق الحکم بالعامّ تارةً أخری بنحوٍ یکون جمیع الأفراد موضوعاً واحداً للحکم، فالحکم الواحد المذکور فی القضیّة ثابتٌ لموضوعٍ واحدٍ و هو مجموع افراد الموضوع.
4. و هو تعلّق الحکم بالعامّ بنحوٍ یکون کلّ فردٍ من العامّ موضوعاً علی حدة للحکم.
5. ای المُخِلّ بإکرام واحدٍ فی «أکرم کلّ فقیهٍ» بناءً علی تعلّق حکم وجوب الإکرام بکلّ فردٍ من افراد الفقیه علی حدة.
6. ای بالنسبة الی افرادٍ من الفقیه التی أکرمها.
7. ای بالنسبة الی افرادٍ من الفقیه التی أخلّ الإکرام بها.
8. ای و إن تعلّق الحکم بالعامّ تارةً ثالثة بنحوٍ یکون کلّ واحدٍ من افراد العامّ موضوعاً للحکم علی البدل بأن کان موضوع الحکم، احد افراد هذا العام، لا جمیعهم، و لا مجموعهم، و لکن لا فرق بین هذه الافراد فی امتثال الحکم.
9. ای من افراد العامّ.
10. اقسام مذکور در کلام مرحوم مصنّف، اقسام عامّ به لحاظ مقام ثبوت می باشد؛ امّا به لحاظ مقام اثبات و به عبارتی مقام استظهار گفته می شود:
مدخول لفظ «کلّ» و ما یجری مجراه مثل لفظ «جمیع»، در صورتی که عقیب امر یا ایجاب بیاید مثل «أکرم کلّ عالم» یا «أکرمت کلّ عالم»، ظهور در عموم استغراقی داشته و اراده عموم مجموعی از آن، نیازمند قرینه است، امّا در صورتی که عقیب نهی یا نفی بیاید مثل «لا تثق بکلّ أحد» یا «ما وثقت بکلّ أحد»، ظهور در عموم مجموعی داشته و اراده عموم استغراقی از آن، نیازمند قرینه می باشد.
و امّا جمع محلّی به الف و لام، مفرد محلّی به الف و لام، جمع مضاف و مفرد مضاف بنا بر اینکه مفید عموم باشند، چه بعد از أمر یا ایجاب باشند و چه بعد از نهی یا نفی، ظهور در عموم استغراقی داشته و اراده عموم مجموعی از آنها، نیازمند قرینه خواهد بود.
و امّا نسبت به عامّ مجموعی و عامّ استغراقی یک نکته دیگر نیز به ذهن می رسد و آن اینکه ممکن است به نظر بیاید عامّ استغراقی، دلالت بر شمول نسبت به افراد می نماید، در حالی که عامّ مجموعی دلالت بر شمول نسبت به اجزاء یک مرکّب و کلّ؛
در حالی که اینچنین نیست، بلکه عامّ مجموعی دو فرد دارد: گاه دلالت بر شمول نسبت به مجموعه افراد یک عامّ می کند مثل «اکرم کلّ الفقهاء» در فرضی که دلالت بر لزوم اکرام مجموعه فقهاء داشته باشد و گاه دلالت بر شمول نسبت به مجموعه اجزاء یک مرکّب «مثل بعنی کلّ السمکة» در صورتی که دلالت بر لزوم بیع تمامی اجزاء ماهی داشته باشد، نه ماهی بدون سر، کما اینکه عامّ استغراقی نیز دو فرد دارد: گاه دلالت بر شمول نسبت به تمامی افراد یک عامّ می کند مثل «أکرم کلّ فقیهٍ» و گاه دلالت بر شمول نسبت به تمامی اجزاء یک مرکّب مثل «کل کلّ السمکة» که دلالت بر لزوم أکل تک تک اجزاء ماهی دارد، به گونه ای که هر جزئی که خورده شود، این امر به مقدار همان جزء، امتثال شده است.
بله، این مطلب صحیح است که غالب موارد در عموم استغراقی، عموم استغراقی به حسب افراد می باشد نه اجزاء، کما اینکه غالب موارد در عامّ مجموعی، عموم مجموعی در مرکّب از اجزاء می باشد، نه عموم مجموعی در عامّ به حسب مجموعه افراد عامّ[3] .
متن کتاب: و قد انقدح (1) أن (2) مثل شمول عشرة و غيرها (3) لآحادها (3) المندرجة تحتها (3) ليس من العموم، لعدم صلاحيتها (3) بمفهومها (3) للانطباق على كل واحد منها (4) (5) فافهم.
1. ای و قد انقدح ممّا ذکرنا فی معنی العموم من أنّه لا بدّ له مفهومٌ واحد صالحٌ للإنطباق علی کلّ واحد.
2. مرحوم مصنّف پس از آنکه با عبارت «شمول المفهوم لجميع ما يصلح أن ينطبق عليه»، تعریف خود از عموم را ارائه می دهند، با این عبارت در صدد بیان عدم ورود اشکال عدم مانعیّت از اغیار نسبت به تعریف خود بر آمده و می فرمایند: اگرچه تعاریفی همچون تعریف مرحوم صاحب فصول یعنی «اللفظ المستغرق لما یصلح له»، مانع اغیار نبوده و شامل الفاظی همچون «عشرة»، «مأة» و مانند آنها نیز می شود با اینکه بالوجدان، این الفاظ از الفاظ عموم نیستند، ولی تعریفی که ما ذکر کردیم یعنی «شمول المفهوم لجمیع ما یصلح أن ینطبیق علیه» بر الفاظی همچون «عشرة» و «مأة» صدق ننموده و مانع اغیار می باشد، زیرا این الفاظ به لحاظ مفهوم خود صلاحیّت انطباق و صدق بر هر کدام از اجزاء عشرة و مأة را ندارند، زیرا بالوجدان به جزء اوّل از ده جزء عشرة، عشره صدق ننموده و منطبق نمی گردد.
البتّه باید توجّه داشت که اگرچه اشکال عدم مانعیّت اغیار نسبت به تعریف مرحوم مصنّف وارد نمی باشد، ولی اشکال عدم جامعیّت افراد نسبت به این تعریف نیز همچون سائر تعاریف وارد است، زیرا تعریف ایشان جامع افراد نبوده و شامل یکی از افراد قطعی لفظ عامّ یعنی جمع محلّی به الف و لام مثل «العلماء» نمی شود، زیرا «العلماء»، دلالت بر عموم استغراقی داشته و شامل تمامی افراد عالم می شود با اینکه بر اساس تعریف مرحوم مصنّف، این لفظ صلاحیّت انطباق بر هر فرد از افراد عالم را ندارد، زیرا «العلماء»، جمع بوده و اقلّ جمع، ثلاثه است و بر فرد واحد صدق نمی نماید[4] .
3. ای العشرة و غیر عشرة مثل المأة و الف.
4. ای من آحادها المندرجة تحتها.
5. لوضوح أنّ الجزء الأوّل من العشرة لا یصدق علیه أنّه عشرةٌ.