هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/05
بسم الله الرحمن الرحیم
بیان الاستدلال علی عدم المفهوم للوصف و ردّ الاستدلال علی مفهوم الوصف/مفهوم الوصف /المفاهیم
موضوع: المفاهیم/مفهوم الوصف /بیان الاستدلال علی عدم المفهوم للوصف و ردّ الاستدلال علی مفهوم الوصف
متن کتاب: و لا ینافی ذلك (1) ما قیل من أن الأصل فی القید أن یكون احترازیا، لأن الاحترازیة لا توجب إلا تضییق دائرة موضوع الحكم فی القضیة مثل ما إذا كان (2) بهذا الضیق (3) بلفظ واحد (4)، فلا فرق أن یقال جئنی بإنسان أو بحیوان ناطق (5) (6)؛ كما أنه لا یلزم فی حمل المطلق على المقید (7) فیما وجد شرائطه (8) إلا ذلك (9) من دون حاجة فیه (10) إلى دلالته (11) على المفهوم،
1. ای عدم المفهوم للوصف.
2. ای موضوع الحکم فی القضیّة.
3. ای بالضیق الحاصل من لفظ الموصوف و لفظ الوصف.
4. مثلاً به جای اینکه بگوید: «اکرم الحیوان الناطق»، بگوید «أکرم الإنسان» که واضح است، ضیق حاصل از وصف و موصوف یعنی «حیوان ناطق»، همان ضیق حاصل از لفظ واحد «انسان» است و هر دو از غیر افراد انسان، احتراز می نمایند و همانطور که این احترازیّت و ضیق خاصّ، در «أکرم الإنسان»، سبب ثبوت مفهوم برای لقب یعنی «لاتکرم غیر انسان» نمی شود، در «أکرم الحیوان الناطق» نیز موجب ثبوت مفهوم برای وصف یعنی «لا تکرم غیر الحیوان الناطق»، نخواهد گردید.
5. ای أو أن یقال: «جئنی بحیوانٍ ناطق».
6. عبارت «کما أنّه لا یلزم الخ» در مقام ردّ استدلال قائلین به مفهوم وصف به موارد حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین می باشد.
حاصل استدلال قائلین به مفهوم وصف به موارد حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین آن است که پیش نیاز حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین مثل «أکرم العالم» و «أکرم العالم العادل»، تعارض میان این دو دلیل است و از آنجا که منطوق این دو دلیل، مُثبِتین بوده و هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند، تعارض میان این دو تنها در صورتی حاصل خواهد بود که مقیَّد مفهوم داشته باشد تا مفهوم مقیَّد با منطوق مطلق که به لحاظ سلب و ایجاب مختلف هستند، با یکدیگر تعارض نموده و به جهت اقوی بودن ظهور مقیَّد، مطلق حمل بر مقیَّد گردد.
حاصل پاسخ مرحوم مصنّف آن است که:
اوّلاً حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین اگرچه نیازمند تعارض میان این دو بوده و به جهت توافق این دو در سلب و ایجاب، هیچ تعارض صریحی میان منطوق این دو وجود ندارد، ولی برای احراز تعارض میان این دو نیازی به این نیست که مقیَّد مفهوم داشته و مفهوم مقیَّد با منطوق مطلق، تعارض نماید، بلکه همین مقدار کافی است که تعارض اجمالی میان منطوق مقیَّد و منطوق مطلق بر قرار باشد.
توضیح مطلب آن است که اگرچه میان منطوق مطلق و منطوق مقیَّد در مطلق و مقیَّد مُثبِتَین به لحاظ سلب و ایجاب، هیچ اختلافی وجود نداشته و تعارض صریحی میان آن دو وجود ندارد، ولی این دو با یکدیگر تعارض اجمالی دارند، زیرا شرط حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین همانطور که در علم اصول بیان شده است آن است که علم داشته باشیم به اینکه هر دو دلیل مطلق و مقیَّد، در صدد بیان یک مطلب و یک حکم می باشند و در این صورت است که علم اجمالی حاصل می شود به اینکه یا وصف در مقیَّد، از قبیل وصف جاری مجرای غالب و امثال آن است و در نظر متکلّم موضوعیّتی نداشته و موضوع حکم مدّ نظر متکلّم در هر دو دلیل مطلق و مقیّد، مطلق می باشد و یا آنکه مراد متکلّم از موضوع در هر دو دلیل، مقیَّد بوده و مطلق حمل بر مقیَّد می شود و این تعارض اجمالی کافی است برای اینکه حمل مطلق بر مقیَّد شود حتّی اگر مقیَّد مفهوم نداشته باشد، زیرا ظهور مقیَّد به لحاظ تضییق و بیان گستره موضوع، اقوی از ظهور مطلق می باشد، زیرا ظهور مطلق، نیازمند مقدّمات حکمت است در حالی که ظهور مقیّد، وضعی بوده و نیازمند مقدّمات حکمت نیست و ظهور وضعی، اقوی از ظهور اطلاقی نیازمند به مقدّمات حکمت می باشد[1] .
و ثانیاً بر فرض پذیرفته شود مقیَّد مفهوم دارد نیز حمل مطلق بر مقیَّد در مُثبِتین صحیح نخواهد بود، زیرا بنا بر آنکه مقیَّد ظهور مفهومی داشته باشد، ظهور مطلق در اطلاق، منطوقی بوده و ظهور مقیَّد در تقیید به انتفاء عند الإنتفاء، مفهومی می باشد و ظهور منطوقی و لو بالاطلاق، اقوی از ظهور مفهومی و لو بالتقیید می باشد و لذا موجب حمل مقیَّد بر مطلق خواهد گردید، نه حمل مطلق بر مقیَّد.
به نظر می رسد[2] این پاسخ دوّم مرحوم مصنّف که در واقع نقل پاسخ مرحوم شیخ انصاری در مطارح الانظار می باشد، صحیح نیست، زیرا واضح است که ظهور تضییقی و لو مفهومی باشد، اقوی از ظهور اطلاقی است و لو ظهور اطلاقی، ظهور منطوقی باشد.
7. مراد مرحوم مصنّف از حمل مطلق بر مقیَّد در اینجا، حمل مطلق بر مُقَیَّد در مُثبِتَین مثل «أکرم العالم» و «أکرم العالم العادل» است، نه حمل مطلق بر مقیَّد در متخالفین به لحاظ ایجاب و سلب مثل «أکرم العالم» و «لا تکرم العالم الفاسق». زیرا پیش نیاز حمل مطلق بر مقیَّد، تعارض آن دو می باشد و در مُتَخالفین، منطوق مطلق و مقیَّد با یکدیگر تعارض دارند و اساساً برای اثبات تعارض، نیازی به ثبوت مفهوم نیست؛ به خلاف مُثبِتَین که منطوق آنها با یکدیگر تعارض نداشته و حمل مطلق بر مقیَّد تنها در صورتی معنا پیدا خواهد نمود که مقیَّد مثل «أکرم العالم العادل»، مفهوم داشته باشد تا میان مفهوم مقیَّد یعنی «لا تکرم العالم الفاسق» و منطوق مطلق یعنی «أکرم العالم» تعارض بر قرار گردد.
8. ای شرائط حمل المطلق علی المقیَّد فی المُثبِتَین من وجود القرینة علی کون ما یوجَب بالمطلق و المقیَّد من الحکم، حکماً واحداً لموضوعٍ واحد مثل أن علمنا بقرینةٍ أنّ وجوب الأکرام الذی اراده المتکلّم فی «أکرم العالم» و «أکرم العالم العادل»، وجوبٌ واحدٌ لموضوعٍ واحد.
9. ای تضییق دائرة موضوع الحکم فی المقیَّد بالوصف مثل ما اذا کان بهذا الضیق بلفظٍ واحد.
10. ای فی حمل المُطلَق علی المقیَّد فی المُثبِتَین.
11. ای دلالة المقیَّد بالوصف.
متن کتاب: فإنه من المعلوم أن قضیة الحمل (1) لیس إلا أن المراد بالمطلق هو المقید و كأنه لا یكون فی البین غیره (2) بل ربما قیل (3) إنه لا وجه للحمل (4) لو كان (4) بلحاظ المفهوم، فإن ظهوره (5) فیه (6) لیس أقوى من ظهور المطلق فی الإطلاق كی یحمل (7) علیه (5) لو لم نقل بأنه (8) الأقوى، لكونه (8) بالمنطوق (9) كما لا یخفى.
1. ای حمل المطلق علی المقیَّد فی المُثبِتَین.
2. ای غیر المقیَّد و هو المطلق.
3. این نظریّه را مرحوم شیخ انصاری در مطارح الأنظار ذکر نموده اند.
4. ای حمل المطلق علی المقیَّد فی المُثبِتَین.
5. ای المقیَّد.
6. ای فی المفهوم.
7. ای المطلق.
8. ای ظهور المطلق فی الاطلاق.
9. و ظهور المنطوق و لو کان بالاطلاق اقوی من ظهور المفهوم و لو کان بالتقیید.