1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه 114 سوره توبه/غصب و حلکم /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غصب و حلکم /آیه 114 سوره توبه
منشَئات غضب و حلم
صفت غضب منشا اتفاقات و سیئات بسیاری می تواند باشد، همچنین است صفت حلم که میتواند مبدأ و منشأ خیرات و آرامش و سعادت باشد. انسان مشتاق آرامش و سعادت است. آرامش حلقه مفقوده دنیای ماست. چه بسیار از زندگی ها که اسباب آسایش دارد اما آرامش ندارد. امکانات تام دارند بعضی اما در زندگی آرامش خاطر ندارند.
شخصی میگفت اینقدر دلشوره و اضطراب دارم که فقط وقت خواب نمیفهمم چه خبر است. حتی گاهی از شدت اضطراب میخوابم.
هیچ چیزی برای انسان از ارامش مهمتر نیست. اگر انسان مأمن و حصن داشته باشد ارامش دارد. وقتی آرامش باشد کمترین غذا هم مزه دارد. اما اگر استرس و اضطراب باشد، بهترین غذا ها هم لذیذ نیست.
راه رسیدن به ارامش حلم است. بردباری سبب ارامش است.
حلم و بردرباری دفعتاً ایجاد نمی شود بلکه صفتی است که نیاز به زحمت و خون دل خوردن دارد.البته باید با حساب خدا باشد. اخر کار برگشت به خداست.
در این آیه چهارم موضوعش حلم است.
متن آیه بیان شد. ترجمه و توضیح اجمالی بیان شد.
﴿وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليم﴾[1]
شرح لغات :
اولین لغت «موعده» است.
موعده :
از وعد آمده است و به معنای وعده است[2] . ظاهرا مصدر میمی است ولی بعید نیست که اسم زمان باشد. اکثر ادبا این را مصدر میمی میدانند. لکن چندان مهم نیست. علی ای حال موعده به معنای وعده است. یعنی استغفار ابراهیم برای پدرش به خاطر آن وعده بود.
تبرأ :
بیزاری جستن و کناری گرفتن است.[3] ابراهیم وقتی کفر عمویش روشن شد، بیزاری و دوری جست از او
اوّاه :
از اوه امده است. معنی لغوی اواه کسی است که زیاد آه میکشد.[4] وجه اه کشیدن هم مهم نیست. چه برای امر مثبت مثل توبه باشد. چه به خاطر مسئولیت باشد که کار سنگین است یا عُرضه انجام کار را ندارد. یا به خاطر مشکلات مردم آه میکشند. بعضی هم آه میکشند برای جلب توجه و جبران کمبود شخصیت خودش است. یا به جهت اعتراض است.
معنای اصطلاحی : کسی که خشوع در دعا دارد.[5] بعضی در وقت دعا خضوع و خشوع در برابر خداوند دارند. گاهی دعا میخوانیم ولی دل جای دیگر است. خشوع در دعا است که جواب میدهد. انسان باید در مقابل قدرت مطلق خود را خاشع ببیند.
بعضی دیگر میگویند اواه کسی است که در وقت دعا اه و ناله دارد. خاشع لزوما اه نمیکشد ولی قلبا انکسار دارد. اما در معنای دوم ضجه هم شنیده می شود.
بعضی دیگر میگویند اواه به افرادی میگویند که برای هدایت دیگران ناراحت است و حرص میخورد. ناراحت است که عاقبت این بیحجابی چه بیچارگی است.
راغب در المفردات میگوید : اواه کسی است که اه میکشد.[6]
مرحوم کورانی میفرماید اواه کسی است که کثیر الدعا است. این خیلی حال معنوی خوشی است. دلی که برای دیگران دعا میکند خودش به اجابت نزدیک تر است. انسان نباید بخیل باشد. باید برای همه دعا کرد حتی کسی که به انسان بخل دارد.
حلیم :
راغب میگوید : ضبط النفس و القلب عن هیجان الغضب[7]
شیر که میجوشد هیجان پیدا میکند. این طبع شیر است. بعضی از صفات انسانی غلیان و هیجن دارد. غضب ایچنین است و باید مدیریت ش.د تا هیجانش اتفاق نیافتد. راغی می گوید : حلیم به کسی میگویند که هوای نفس را کنترل میکند تا هیجان غضب گرفتارش نکند.
مثلا خانه را ترک کند.در مقابل همسر نایستد. از فرزند فاصله بگیرد.
بنابراین حلیم یعنی کسی که مدیریت نفس میکند قبل از هیجان نفس