« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/11/20

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه 134 سوره آل عمران/حلم و غفلت /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/حلم و غفلت /آیه 134 سوره آل عمران


صحبت در نکات تفسیری آیه ۱۳۴ از سوره مبارکه آل‌عمران بود. این آیه کریمه در مقام بیان اوصاف متقین است.
در خصوص وصف «کظم غیظ»، حکم مطلق است و شرطی برای آن نیامده است.
مؤمن و متقی هر زمان در شرایطی قرار گرفت که عصبانی‌اش کردند و خون به هیجان درآمد، باید حبس بکند (مانند قضیه سر مشک)
کنترل هیجان خون و پرهیز از ارتکاب کار ناشایست (مانند سیلی زدن به صورت طرف یا کارهای دیگر(
برخلاف کظم غیظ، وصف «عفو» مشروط است

انسان باید زمانی فرد اشتباه‌کار را عفو کند که عفو زمینه «آدم شدن» و اصلاح او باشد.
اگر عفو و بخشش کمک می‌کند که فرد توبه کند، انسان مکلف به عفو است. (اکثریت افراد چنین هستند که با عفو اصلاح می‌شوند)
در پاسخ به این اشکال که «اگر عفو کنیم باز هم تکرار می‌کند»، باید شرایط سنی (مانند نوجوانی) را لحاظ کرد:
نوجوانی دوران آزمون و خطا است. نباید توقع داشت با یک بار بخشش، دیگر خطا تکرار نشود.
مهم‌ترین نکته این است که از قرائن و شواهد استشمام شود که نوجوان اراده دارد از این وضعیت و اشتباه کنده شود.
باید سعی و تلاش (هرچند افتان و خیزان) در او دیده شود. حتی اگر صبح قول بدهد و بعدازظهر زیر پا بگذارد، در نوجوانی طبیعی است.
اگر بعد از کرات و مرات بخشش، فرد بدتر کرده و با رفتار خود نشان می‌دهد که اراده اصلاح ندارد در این مورد دیگر جای عفو نیست.
گاهی نبخشیدن قلبی و واگذاری به خدا برای تنبیه کافی است.در مواردی نیاز به گوشمالی و تنبیه قانونی است (مانند مثال ظلم به خانواده که با تنبیه دادگاه، فرد اصلاح شد(
معنای احسان :

در معنای «احسان» ﴿والله یحب المحسنین﴾ در انتهای آیه، سه دیدگاه تفسیری وجود دارد:
دیدگاه اول: پاسخ بدی با خوبی
احسان یعنی جایی که به شما بدی کنند و شما نه تنها بدی را با بدی پاسخ ندهید، بلکه با خوبی پاسخ دهید.
مثال: همسایه آپارتمانی که سروصدا دارد؛ محسن کسی است که علاوه بر تذکر با زبان خوش و کظم غیظ، برای او هدیه (مثلاً شیرینی) ببرد.
اگر در برابر «کاسه آش»، «کاسه حلیم» داده شود، این تجارت و معامله است، نه احسان. احسان یعنی انجام خوبی در برابر بدی طرف مقابل.
تربیت آیه سند بر این دیدگاه است: انفاق -> کظم غیظ -> عفو -> احسان (در مقابل کار بد، نیکی کردن.
روایت امام سجاد علیه السلام که فرمود کنیزی که آفتابه سنگین از دستش افتاد و حضرت را زخمی کرد. حضرت کظم غیظ کردند، او را بخشیدند و در راه خدا آزاد کردند و باغی به او دادند.
دیدگاه دوم : کیفیت عمل (بی‌عیب بودن(
احسان یعنی چیزی که داده می‌شود عیب و نقص نداشته باشد (مثلاً عبای پاره یا روغن ریخته‌شده نباشد)
به نظر ما هرچند مطلب صحیحی است ( کما اینکه فرمود ﴿لن تنالوا البر...﴾[1] ) اما دلیل تفسیری خاصی برای این معنا در ذیل این آیه مشاهده نشده است.
دیدگاه سوم : اخلاص (لله بودن(
احسان زمانی محقق می‌شود که کار «برای خدا» باشد، نه برای معامله (هبه معوضه)، ریا یا خودنمایی. پس از انجام کار، منت گذاشته نشود و فراموش گردد.
سند آن آیه شریفه ﴿والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین﴾[2]
کسی که «فینا» (در راه ما/برای ما) جهاد کند، مصداق محسن است. پس شرط احسان، «لله» بودن است.
تفاوت لغوی و کلامی «غیظ» و «غضب»
غیظ به معنای هیجان طبع است. حالت فیزیولوژیک که در آن کار قلب چند برابر شده و فشار خون بالا می‌رود (تشدید شده غضب(
غضب به معنای اراده انتقام است.
در قرآن «غضب» به خدا نسبت داده شده است، اما «غیظ» هرگز به خدا نسبت داده نمی‌شود.
خداوند جسم نیست که دچار عوارض جسمانی (هیجان طبع، پمپاژ خون، تپش قلب) شود.
غضب الهی به معنای «اراده عذاب و تنبیه» است (بازگشت صفت به اراده)
سمیع (عالم بالمسموعات) و بصیر (عالم بالمبصرات) که به «علم» باز می‌گردند.


logo