1404/11/19
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی آیه 134 سوره ال عمران/حلم و غضب /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/حلم و غضب /بررسی آیه 134 سوره ال عمران
این مبحث در ادامه سلسله مباحث تفسیری، به بررسی دومین آیه مرتبط با رذیلهی خشم و غضب اختصاص دارد. آیه ۱۳۴ سوره آلعمران در مقام تبیین ویژگیهای «متقین» است؛ کسانی که در آیه پیشین اشاره شد که بهشت برای آنان آماده شده است. در این آیه، سه ویژگی شاخص برای اهل تقوا برشمرده میشود: انفاق، کظم غیظ و عفو.
ویژگی اول : انفاق ﴿الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ﴾
نخستین ویژگی متقین، اهل انفاق بودن است. این انفاق دارای ابعاد، شرایط و مبانی معرفتی خاصی است که در ادامه تبیین میگردد.
انفاق در لغت به معنای «اتمام» و «پایان» است. فرد ظاهر بین تصور میکند با انفاق، مال او تمام میشود و موجودیاش کاهش مییابد. اما فرد متقی که ﴿یُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ﴾ است، به باطن انفاق مینگرد.
متقی معتقد است که با انفاق، مال او به دریای بیکران الهی متصل شده و ماندگار میگردد. او میداند که جایگزینِ مالِ بخشیده شده، توسط خداوند پر میشود.
انفاق باید صرفاً برای خدا باشد، نه برای خوشایند دیگران یا ریا. انفاقکنندهی واقعی به دلیل بزرگ دیدن خداوند، برای غیر او کار نمیکند و دچار حقارتِ عمل برای خلق نمیشود.
متقین انفاق را مشروط به ثروتمند شدن نمیکنند. عبارت ﴿فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ﴾ بیانگر آن است که آنها چه در رفاه و چه در تنگدستی، اهل بخشش هستند.
ثعلبه انصاری با وجود فقر، از پیامبر صلی الله علیه و اله درخواست دعا برای ثروتمند شدن کرد و متعهد شد که در صورت تمکن، حقوق مالی را بپردازد. اما پس از استجابت دعا و کثرت اموال، نهتنها انفاق نکرد، بلکه از فرائض دینی (نماز جمعه و جماعت) نیز برید و از پرداخت زکات استنکاف ورزید.
برخی افراد که در دوران دفاع مقدس تا مرز شهادت پیش رفته و جانفشانی میکردند، پس از ورود به فعالیتهای اقتصادی دچار تغییر شده و اکنون حتی توان گذشتن از مال خود را ندارند؛ در حالی که قبلاً آماده گذشتن از جان بودند.
شرط اصلی انفاق، داشتن «دل بزرگ» است نه جیب پر. فردی روستایی با وجود فقر شدید، مهمان را تکریم میکرد و حتی با قرض گرفتن اقلام خوراکی، از مهمان پذیرایی مینمود، زیرا این عمل را برای خدا انجام میداد.
پدری که شغلش وانتداری بود، با مشاهده نیاز هیئت عزاداری حضرت ابوالفضل علیه السلام به زنجیر، نیمی از سرمایه کار خود (وانت) را فروخت تا نیاز هیئت را تأمین کند. نتیجه این معامله با خدا، برکت عظیم مالی و تربیت فرزندی صالح و ثروتمند در سالهای بعد بود.
اگر فردی خودش تمکن مالی نداشته باشد اما آبروی خود را گرو گذاشته و از دیگران برای نیازمندان کمک جمعآوری کند، او نیز در زمره انفاقکنندگان و محسنین محسوب میشود.
ویژگی دوم : کظم غیظ ﴿وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظ﴾
دومین ویژگی متقین، کنترل خشم در لحظات بحرانی است.
هنگام عصبانیت، پمپاژ خون توسط قلب افزایش مییابد که آثار آن در قرمز شدن صورت و پرخون شدن چشمها نمایان میشود. در برخی مواردِ شدید، فشار عصبی منجر به پارگی مویرگها و ایجاد لکه خون در چشم یا حتی سکته میگردد.
«کظم» به معنای بستن سرِ مَشکِ پُر است. وظیفه فرد متقی آن است که در لحظهی فوران خشم (زمانی که خون به جوش آمده)، بلافاصله دهانه این خشم را ببندد و آن را حبس کند.
کظم غیظ یک دستور و وظیفه همگانی است. همه افراد موظفند در هر شرایطی خشم خود را مدیریت و کنترل کنند و هیچ استثنایی در اصلِ کنترل خشم وجود ندارد.
ویژگی سوم : عفو و گذشت ﴿وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ﴾
سومین ویژگی که پس از کظم غیظ مطرح میشود، بخشش است. اما برخلاف کظم غیظ، عفو یک دستور مطلق نیست و دارای شرایط دقیقی است.
وظیفهای همگانی و مطلق است
عفو مرحلهای پس از کنترل خشم است (بخشش طرف مقابل) که مشروط میباشد.
عفو در همه جا جایز نیست و تابع مصلحت و شرایط زیر است:
الف) شرط اصلاح و توبه (جنبه تربیتی(
عفو باید زمانی انجام شود که زمینه «آدم شدن» و اصلاح فرد خطاکار وجود داشته باشد.
اگر فرد پشیمان است و عفو موجب هدایت او میشود، بخشش لازم است.
اگر فرد گستاخ و گردنکش است و عفو موجب جریتر شدن و سوءاستفاده او میشود (مانند جاسوسان یا اشرار)، عفو جایز نیست. در بسیاری از دعواهای خانوادگی و همسایگی، عفو راهگشاست، اما در موارد امنیتی و خیانت آگاهانه، مصداق ندارد.
ب) شرط شخصی بودن ظلم :
عفو مربوط به حقوق شخصی است. اگر جرم جنبه عمومی و اجتماعی داشته باشد، فرد نمیتواند از حق جامعه بگذرد.
شبهه مطرح میشود که چرا امیرالمؤمنین علیه السلام یا امام حسن علیه السلام ابنملجم را عفو نکردند؟ پاسخ این است که جرم او تنها قتل یک پدر نبود، بلکه قتل خلیفه مسلمین و امام جامعه بود؛ این یک جرم اجتماعی و سیاسی بزرگ است که شأن آن فراتر از حق شخصی است.
اگر به یک مسئول حاکمیتی حین انجام وظیفه جسارت شود، او میتواند از حق شخصی خود (توهین به شخص) بگذرد، اما دادستان به عنوان مدعیالعموم باید به جرم توهین به جایگاه حقوقی و اجتماعی رسیدگی کند، زیرا این حق مردم و نظام است.