1404/11/14
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه 37 سوره شوری/حلم و غضب /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/حلم و غضب /آیه 37 سوره شوری
این مبحث در ادامه سلسله مباحث پیرامون رذیله اخلاقی «خشم و غضب» و تفسیر آیات مرتبط با آن، به ویژه آیه ۳۷ سوره مبارکه شوری ﴿وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ﴾ اختصاص دارد. در جلسات پیشین به ترجمه، شرح لغات و چهار نکته تفسیری پرداخته شد. در این نوشتار، نکات تکمیلی (نکات پنجم تا هفتم) مورد بررسی قرار میگیرد.
نکته پنجم :
در فراز ﴿وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ﴾، ضمیر «هُمْ» نقش کلیدی دارد.
این ضمیر، «ضمیر فصل» است که کارکرد اصلی آن «تأکید» میباشد.
پیش از این فعل، کلمه «ما» (مای زائده) نیز برای تأکید به کار رفته بود. بنابراین، خداوند متعال با آوردن دو عامل تأکیدی پیاپی («ما» زائده و «هُمْ» ضمیر فصل)، توجه مخاطب را به اهمیت موضوع جلب مینماید.
این ساختار زبانی مشابه رانندهای است که در مواجهه با خطر قریبالوقوع، به صورت ممتد بوق میزند تا جدیت خطر را گوشزد کند. تکرار تأکیدات در این آیه هشداری است بر اینکه انسانها نمیتوانند انتظار داشته باشند که هرگز دچار خشم نشوند؛ زیرا خشم در فراز و نشیبهای زندگی امری اجتنابناپذیر است.
هدف آیه، نفی اصل غضب نیست، بلکه تأکید بر لزوم مدیریت صحیح آن است. شکست واقعی زمانی رخ میدهد که انسان مغلوب خشم شده و مرتکب خطایی (مانند توهین فیزیکی یا کلامی) شود. پیروزی حقیقی، تسلط بر خویشتن و حفظ سلامت روحی در اوج بحران است، فارغ از قضاوتهای نادرست دیگران که ممکن است خویشتنداری را به ترس تعبیر کنند.
نکته ششم :
در عبارت ﴿الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ﴾، واژه «فواحش» پس از «کبائر الاثم» آمده است.
با توجه به اینکه فواحش خود زیرمجموعهای از گناهان کبیره هستند، ذکر جداگانه آنها از مصادیق «ذکر خاص بعد از عام» و برای تأکید مضاعف است.
تفاوت جوهری فواحش با سایر گناهان کبیره در عنصر «بیشرمی» و «درینگی پرده حیا» است. در فواحش، علاوه بر قبح ذاتی گناه، نوعی وقاحت نیز وجود دارد (مانند انحرافات جنسی یا خشونتهای همراه با قساوت شدید(
همانگونه که در جبهه خیر، افراد در سطوح مختلفی از ایثار قرار دارند (برخی تنها به عبادات فردی اکتفا میکنند و برخی در بحرانها جانفشانی میکنند)، در جبهه شر نیز تفاوت سطوح وجود دارد. برخی مرتکب گناه میشوند اما حدودی را رعایت میکنند، در حالی که برخی دیگر (مصداق مرتکبان فواحش) با بیرحمی و بیشرمی تمام عمل میکنند (مانند مثله کردن یا سوزاندن مقتول در خشونتهای اجتماعی). این تأکید قرآنی بیانگر لزوم اجتناب مؤمنین از گناهان، به ویژه گناهانی است که با دریدگی پردههای حیا همراهاند.
نکته هفتم :
آخرین و مهمترین نکته در این آیه، ارتقای سطح مدیریت خشم از «کنترل فردی» به «مدیریت محیط و طرف مقابل» است.
ترک صحنه راهکاری مناسب که فرد برای جلوگیری از وقوع نزاع، محیط را ترک میکند.
فرد نه تنها خشم خود را فرو میبرد، بلکه با تسلط روحی، طرف مقابل را نیز آرام و مدیریت میکند.
روایتی از امام سجاد علیه السلام الگوی عملی این سطح از مدیریت را نشان میدهد:
کنیزی هنگام ریختن آب برای وضو، بر اثر غفلت، ظرف سنگین مسی را بر صورت امام انداخت و موجب جراحت ایشان شد.
امام با وجود درد و جراحت، خشم خود را کنترل کردند.
کنیز آیه ﴿وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ﴾ را خواند و امام فرمودند خشمم را فرو برد.
کنیز ادامه داد ﴿وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ﴾ و امام فرمودند تو را بخشیدم.
کنیز بخش پایانی آیه ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ را قرائت کرد و امام در پاسخ، او را در راه خدا آزاد کردند.
اهمیت این رفتار زمانی مشخص میشود که به بافت اجتماعی آن زمان (۱۴۰۰ سال پیش) توجه شود؛ دورانی که بردگان فاقد حقوق انسانی بودند و خطای آنان مجازاتهای سنگینی در پی داشت. رفتار امام نه تنها یک گذشت ساده، بلکه یک شاهکار تربیتی و مدیریتی بود که تهدید (آسیب دیدن) را به فرصت (آزادی و تربیت انسان) تبدیل کرد.