1404/11/05
بسم الله الرحمن الرحیم
عوامل و ریشه های غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /عوامل و ریشه های غفلت
در ادامه سلسله مباحث تفسیری پیرامون آیات اخلاقی و بررسی ریشههای صفت «غفلت»، به دهمین عامل و ریشه میرسیم که عبارت است از «زن و فرزند». باید توجه داشت که منظور از این عامل، هر زن و فرزندی نیست؛ بلکه سخن بر سر آن است که گاهی یکی از ریشههای غفلت و گمراهی برای مؤمن، میتواند خانواده او باشد. از این رو، در آموزههای دینی توصیه اکید شده است که مؤمنین در این عرصه هوشیاری کامل داشته باشند. یکی از اصول صحیح تربیت فرزند، تربیت صحیح همسر است؛ زیرا از وجود همسر صالحه، اقتضای وجود فرزند صالح پدید میآید.
پیش از ورود به جزئیات، به بررسی آیه ۱۴ سوره مبارکه تغابن میپردازیم. خداوند متعال میفرماید:
﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ﴾
نکته کلیدی در این آیه، حرف «مِن» در عبارت «مِنْ أَزْوَاجِکُمْ» است که به معنای «تبعیض» (بعضی از آنها) میباشد. این بدان معناست که همه همسران و فرزندان چنین نیستند، بلکه «برخی» از آنان ممکن است مصداق این آیه باشند.
این آیه در بستری نازل شده است که در صدر اسلام، مسئله «تعدد زوجات» امری بسیار عادی و طبیعی بوده است. فرایند ازدواج گاهی بسیار سریع و بدون تشریفات پیچیده امروزی، حتی در مسیر بازار و کوچه صورت میگرفت و فرد همسر جدید را به خانه میآورد. همانطور که ازدواج سهل بود، متأسفانه طلاق نیز رواج داشت.
در دنیای امروز که دشمن سعی در القای شبهات دارد و تعدد زوجات را خیانت معرفی میکند، باید توجه داشت که تفاوت ماهوی بین «نکاح شرعی» و «زنا» وجود دارد. حتی میتوان گفت تبعات یک ازدواج نامناسب و دشمنی در خانه، گاهی از گناهان دیگر پرهزینهتر است؛ زیرا در خانه میدان جنگ و درگیری ایجاد میشود که به سادگی پایان نمیپذیرد.
قرآن کریم هشدار میدهد که برخی از همسران و فرزندان شما، دشمن شما هستند (عَدُوًّا لَکُمْ). این دشمنی لزوماً به معنای درگیری فیزیکی نیست؛ بلکه زمانی آشکار میشود که انسان را از مسیر حق (مانند مسیر امام حسین علیهالسلام) جدا کنند. اگر در قیامت مشخص شود که فرد به خاطر همسر یا فرزند از مسیر اولیاء الهی جدا شده است (مانند عبدالله بن زبیرها)، آنجا معنای دشمنی محقق شده است. لذا قرآن با تعبیر «فَاحْذَرُوهُمْ» دستور به هوشیاری و پرهیز میدهد.
پیام اصلی آیه مذکور این است که محبت انسان به همسر و فرزند باید بر اساس «ملاکهای قرآنی» تنظیم شود. سیره پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت علیهم السلام نیز چنین بوده است. احترام ویژه پیامبر صلی الله علیه و اله به حضرت زهرا سلام الله علیها و خطاب کردن ایشان به عنوان «امابیها»، صرفاً به دلیل رابطه پدر و فرزندی نبوده است؛ چرا که پیامبر دختران دیگری (مانند رقیه و زینب) نیز داشتند که تاریخ گزارشهای مشابهی درباره آنان ندارد. این ارادت ناشی از مقام و جایگاه معنوی حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است. بنابراین، مؤمن موظف است اصول تربیتی خانواده را بر محور محبت الهی و ولایت تنظیم کند تا هر کس در جایگاه حقیقی خود قرار گیرد.
شأن نزول آیه
در تفاسیر (به نقل از ابیالجارود از امام باقر علیهالسلام) آمده است که این آیه در زمانهایی نازل شد که پیامبر صلی الله علیه و اله نیاز به یاری و هجرت مسلمانان داشتند. در این شرایط خانوادهها به دو دسته تقسیم میشدند:
خانوادههای فهیم و همراه که هنگام اعلام نیاز پیامبر، سکوت کرده، احترام میگذاشتند و مرد را به جهاد و هجرت تشویق میکردند.
خانوادههای بازدارنده که با شنیدن خبر هجرت یا جهاد، با گریه، شیون و آویزان شدن به مرد، مانع رفتن او میشدند.
این آیه در نکوهش گروه دوم نازل شد و هشدار داد که این دسته از همسران و فرزندان که مانع انجام تکلیف الهی میشوند، دشمنان حقیقی شما هستند.
اگرچه خطاب آیه در صدر اسلام متوجه مردان (به دلیل اختصاص حکم جهاد به آنان) بوده است، اما این یک اصل تربیتی زنده و جاری است. امروزه نیز در مسائلی مانند «جهاد تبیین» و «تبلیغ»، برخی افراد به بهانه خانواده، همسر و فرزند از انجام وظیفه شانه خالی میکنند.
البته عذرهای موجه و شرعی قابل پذیرش است، اما اگر کسی ذاتاً اهل این وادی نباشد و خانواده را بهانه کند، مشمول هشدار این آیه میشود. اگر سبک زندگی انسان از ابتدا غلط پایهگذاری شده باشد که نتواند حتی برای مدت کوتاهی جهت انجام وظیفه دینی از خانواده جدا شود، این عذری بدتر از گناه است و در پیشگاه الهی پذیرفته نخواهد بود.
جایگاه خانواده در فلسفه اجتماعی اسلام
نگاه اسلام به نهاد خانواده بسیار با اهمیت است. طبق تعبیر مقام معظم رهبری، «خانواده در جامعه اسلامی حکم سلول را در بدن دارد». همانگونه که سلامت بدن وابسته به سلامت سلولهاست، سلامت جامعه نیز در گرو سلامت خانواده است.
اگر خانوادهای آسیب ببیند و فاسد شود، این فساد مانند یک سلول سرطانی به سایر بخشهای جامعه (اقوام و خویشاوندان) سرایت میکند و جامعه را به لجن میکشد. تأکیدات مکرر بر کنترل فضای مجازی و مدیریت فرهنگی جامعه نیز از همین دغدغه ناشی میشود که نهاد خانواده در معرض تهدید و فروپاشی قرار نگیرد.