1404/10/16
بسم الله الرحمن الرحیم
عوامل و ریشه های غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /عوامل و ریشه های غفلت
در ادامه مباحث پیشین پیرامون «رذیله غفلت»، پس از بررسی آیات مربوطه، ضروری است به ریشهکاوی و بررسی عوامل ایجادکننده این حالت پرداخته شود. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که انسان غالباً پس از گرفتاری در مشکلات و حوادث، ریشه آنها را در غفلت خود مییابد.
نقد جبرگرایی در مسئله غفلت
یکی از چالشهای فکری در این مبحث، گرایش برخی افراد به «جبرگرایی» پس از ارتکاب خطا است. استدلال این افراد چنین است که چون خطا ناشی از غفلت بوده و غفلت امری غیر ارادی تلقی میشود، پس فرد در ارتکاب گناه مجبور بوده و مسئولیتی ندارد.
در پاسخ به این شبهه، باید گفت:
نوعاً ریشههای غفلت در اختیار انسان است.
حتی اگر بخشی از غفلت ناشی از عوامل خارج از اراده باشد، خداوند متعال در روز قیامت تنها بر اساس «حوزه واقعی اختیار» انسان را محاسبه میکند. اگر فرضاً ۳۰ درصد از عاملی خارج از اختیار باشد، محاسبه الهی بر مبنای ۷۰ درصد باقیمانده صورت میگیرد. این امر نشاندهنده دقت، عدالت و کرامت خداوند است که نیازی به توجیهات انسان ندارد و خود بر میزان دقیق اختیار فرد اشراف دارد.
بخش عمدهای از غفلتها، معلول عملکرد خود انسان در گذشته است. این عملکرد ممکن است مربوط به روزها، ماهها یا حتی سالهای قبل (مثلاً ۱۰ یا ۲۰ سال پیش) باشد.
در دستگاه الهی هیچ عملی گم نمیشود. اگر خطایی در گذشته صورت گرفته و تبرئه (توبه و تدارک) نشده باشد، اثر وضعی آن باقی میماند.
گاهی مجازات یک گناه به دلیل علم ازلی خداوند و برای جلوگیری از آسیب به اطرافیان بیگناه فرد (مانند فرزند یا برادر)، به تأخیر میافتد. اما این اثر در پرونده اعمال باقی مانده و در زمانی دیگر به صورت «عامل غفلت» بروز میکند. فرد ممکن است فراموش کرده باشد که غفلت امروز، بازتاب گناه فراموششدهی دیروز است.
جایگاه و اهمیت توبه
تنها راه پاکسازی آثار گناهان گذشته، «توبه» است. خداوند توبه را میپذیرد، حتی اگر در مراتب پایین باشد.
در پاسخ به شبههای که «آیا توبهای که احتمال شکستن آن وجود دارد ارزشمند است؟»، باید قاطعانه پاسخ مثبت داد. عدم توبه به بهانه ارتکاب مجدد گناه، منجر به گناهی بزرگتر به نام «یأس از رحمت الهی» (أحسن الیأس من رحمة الله) میشود.
توبه باعث میشود ارتکاب گناه بعدی به تعویق بیفتد (مثلاً ۴ یا ۵ ماه مقاومت). این روند تدریجی منجر به تقویت نفس و نهایتاً نجات انسان میشود. بدون توبه، حتی کوچکترین گناهان نیز در محاسبه دقیق الهی (مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه) محفوظ میمانند.
لزوم محاسبه نفس (مراقبه(
برای سالکین الی الله، بازخوانی مداوم زندگی و «شخم زدن عمر» ضروری است. انسان نباید دچار خودشیفتگی و تزکیه نفس کاذب (﴿فلا تزکوا انفسکم﴾[1]
) شود، زیرا نمره واقعی نزد خداوند است.
بزرگان اخلاق (مانند مرحوم آیتالله موسوی تهرانی) روزانه بارها خود را در دادگاه وجدان محاکمه میکردند. ایشان حتی برای خطاهای سهوی یا سوءتفاهمهای کوچک (مانند مثالی که باعث رنجش یک طلبه افغان شده بود و یا احتیاط در غیبت نبودن سخنان)، خود را تنبیه و ملزم به جبران مینمودند. این سطح از مراقبت برای جلوگیری از نفوذ خطرات نفسانی الزامی است.
بررسی مصادیق و ریشههای غفلت
در دستهبندی عوامل غفلت، پس از «مال و ثروت» و «پست و مقام»، سومین عامل مهم «جوانی» است.
قرآن کریم (سوره روم، آیه ۵۴) بر حساسیت این دوره تأکید دارد. جوانی اگرچه به خودی خود (نفس جوانی) عامل غفلت نیست، اما اگر عوارض و ویژگیهای آن مدیریت نشود، منشأ غفلت خواهد شد.
ویژگیهای چالشبرانگیز دوران جوانی:
وجود انرژی سرشار در جوانان اگر مدیریت نشود، میتواند به پرخاشگری و غرور کاذب منجر شود.
هدایت این انرژی از طریق تفریحات سالم، ورزش، کوهنوردی و تحرک فیزیکی ضروری است. انباشت انرژی و عدم تحرک (و غرق شدن در فضای مجازی) زنگ خطری برای سلامت جسمی و روحی جوان است.
دوران جوانی همراه با اوجگیری غرایز شهوانی است.
محیطهای تحریککننده (فضای مجازی، رسانهها و برخی فضاهای اجتماعی) در کنار ناامیدی از ازدواج، فشار مضاعفی بر جوانان وارد میکند که اگر کنترل نشود، به انحرافات اخلاقی منجر میگردد.
جوانی دورهی آزمون و خطا است. تفاوت یک جوان ۲۰ ساله با فرد میانسال در تجربه و پختگی عقلانی است.
در این مرحله، نقش والدین و مربیان در هدایت و نظارت بر جوانان بسیار حیاتی است، چرا که جوان ممکن است تا زمان مواجهه با واقعیات سخت، نصیحتپذیر نباشد.