1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
ریشه ها و عوامل غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /ریشه ها و عوامل غفلت
در ادامه سلسله مباحث تفسیری پیرامون رذیله «غفلت» و بررسی ریشهها و عوامل ایجادکننده آن، پس از احصای حدود ده الی یازده عامل، به بررسی دومین عامل پس از «مال و ثروت» پرداخته میشود. دومین منشأ و ریشهای که میتواند انسان را گرفتار غفلت نماید، «پست و مقام» است. این نوع از غفلت میتواند منجر به اقدامات خطرناک، عبور از خطوط قرمز و در نهایت آزردگی خاطر ولیعصر عجل الله فرجه گردد.
نفی برتریجویی و فساد
محوریترین آیه در تبیین رابطه قدرت و معنویت، آیه ۸۳ سوره مبارکه قصص است:
﴿تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ﴾
((آرى،) اين سراى آخر تو را (تنها) براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده برترىجويى در زمين و فساد را ندارند؛ و عاقبت نيك براى پرهيزگاران است)
منظور از منازل و جایگاه آخرتی، مقام قرب الهی و همنشینی با اولیاءالله (مانند امام حسین علیهالسلام) است. درک عمیق این مقام برای همگان میسر نیست؛ چنانکه در دعای کمیل، امیرالمؤمنین علیه السلام عذاب اصلی را نه آتش دوزخ، بلکه «فراق و دوری از خداوند»[1]
معرفی مینمایند. بنابراین، بهشت حقیقی همان «قرب الیالله» و احساس حضور خدا در مرکز قلب است.
اگرچه ظواهر دینی ارزشمند است، اما نباید به آن اکتفا کرد. سعادت حقیقی در نفوذ یاد خدا و اهلبیت علیهم السلام در متن و باطن زندگی است. در مقابل، زندگیهایی که در آن یاد خدا، نماز و ارتباط با امام زمان علیه السلام وجود ندارد و حتی اصول اولیه اعتقادی (مانند نام دوازده امام) فراموش شده است، مصداق زندگی حیوانی و پست تلقی میشود.
شاخصههای محرومیت از مقامات اخروی
خداوند متعال مقام آخرت را برای کسانی قرار داده است که اراده «علو» (برتریجویی) و «فساد» ندارند:
یکی از ابزارهای گردنکشی، پست و مقام است. فردی که مسئولیت را ابزاری برای تفاخر به همسالان و اطرافیان قرار دهد و بخواهد با قدرت خود دیگران را تحقیر کند (له کردن دیگران)، مصداق اراده علو است.
برخی پست و مقام را بستری برای پیادهسازی شهوات نفسانی و فسق و فجور خود قرار میدهند.
شأن نزول و مصادیق تاریخی
سیر آیات سوره قصص در این بخش مربوط به قارون است. قارون (که احتمالاً پسرعمو یا عموی حضرت موسی علیه السلام بود) ضلع سوم مثلث شوم «فرعون (قدرت)، هامان (وزارت) و قارون (ثروت)» را تشکیل میداد. علیرغم نصایح حضرت موسی علیه السلام، وی هدایت نشد و به عذاب الهی گرفتار گردید.
سیره علوی در مواجهه با قدرت
مفسرین در ذیل این آیه به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت ظاهری اشاره کردهاند:
ایشان شخصاً در بازارها حضور یافته و مردم را هدایت میکردند. در اوایل استقرار حکومت در کوفه (پس از جنگ جمل و انتقال مرکز خلافت)، بسیاری از مردم ایشان را نمیشناختند (به دلیل نبود رسانههای تصویری در آن زمان(
حضرت در حین راهنمایی مردم و تبیین احکام، آیه ﴿تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ...﴾ را زمزمه میکردند. این عمل به منزله تذکر و نصیحت به خویشتن بود که مبادا حکومت و قدرت سبب غفلت گردد.
امیرالمؤمنین علیه السلام علیرغم حق ذاتی ولایت، ۲۵ سال صبر و مدارا نمودند. پذیرش خلافت ظاهری نیز تنها پس از اصرار، هجوم و حتی تهدید مردم صورت گرفت.
از دیدگاه ایشان، مسئولیت «طعمه» نیست، بلکه «امانت» است: «إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَة»[2]
دیدگاههای رهبر معظم انقلاب پیرامون مسئولیت و ریاست
با استناد به بیانات آیتالله خامنهای در درس خارج فقه، نکات ذیل قابل استخراج است:
بیانات مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۹۳
بر اساس روایت «سَیِّدُ الْقَوْمِ خَادِمُهُمْ»[3]
ملاک سیادت و آقایی، «خدمت بیشتر» است نه حسب و نسب یا عناوین.
ریاست نباید موجب توهم شخصیت و ایجاد حاشیه امن کاذب یا حصار اعتباری شود.
نقد تشریفات زائد:
اگرچه حفاظت از جان مسئولین طبق احکام فقهی لازم است، اما افراط در استفاده از محافظ و فاصله گرفتن از مردم مذموم است.
بیانات مورخ ۲۷/۰۹/۱۳۹۷
بر اساس روایت نبوی: «لَا يُؤْمَرُ رَجُلٌ عَلَى عَشَرَةٍ فَمَا فَوْقَهُمْ إِلَّا جِيءَ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولَةً يَدُهُ إِلَى عُنُقِه»[4]
(هیچ کس نیست که بر ده نفر یا بیشتر ریاست کند، مگر اینکه روز قیامت با دستان بسته به گردن وارد محشر میشود)
انسان عاقل نباید به دنبال ریاست باشد، مگر آنکه «تکلیف» شود. در صورت تکلیف، باید با قوت آن را انجام دهد (مانند پذیرش رهبری توسط معظمله علیرغم میل باطنی اولیه و برنامهریزی برای بازگشت به قم(
تلاش برای تصاحب پستها و انتظار برای کنار رفتن دیگران جهت کسب مقام، مصداق ﴿یُرِیدُونَ عُلُوًّا﴾ و روشی قارونی است.