« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/07

بسم الله الرحمن الرحیم

ملحقات بحث غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /ملحقات بحث غفلت


اشاره به مساله پرتاب افتخار آمیز سه ماهواره توسط جمهوری اسلامی ایران

آغاز سخن با نام خداوند متعال و استعانت از ادعیه جهت موفقیت کشور در رویدادهای ملی و علمی است. در این راستا، با اشاره به عملیات پرتاب ماهواره‌های سه‌گانه «پایا»، امید است که این دستاورد موجب اعتلای پرچم اسلام و ناکامی دشمنان گردد.
در همین زمینه، با استناد به سیره مرحوم آیت‌الله موسوی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه)، بر اهمیت توسل به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) پیش از رخدادهای ملی تأکید می‌شود. ایشان همواره پیش از مناسبت‌هایی نظیر ۲۲ بهمن، با توسل و تضرع به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها ، خواستار حضور پرشور ملت و موفقیت جبهه حق بودند. این رویکرد معنوی، الگویی برای دعا جهت موفقیت عملیات‌های کنونی و کوری چشم دشمنان اسلام است.
اشاره به مطالب گذشته در بحث غفلت و عوامل آن

مبحث اصلی، پیرامون «غفلت» به عنوان بستری برای خطاها و مشکلات است. غفلت خود معلولِ ریشه‌ها و عواملی دیگر است. انسان بصیر موظف است این ریشه‌ها را شناسایی کرده تا از ابتلا به غفلت و آثار زیان‌بار آن مصون بماند. نکته حائز اهمیت در آسیب‌شناسی غفلت، تمایل ناخودآگاه انسان به استقبال از عوامل غفلت‌زا است؛ عواملی که در ظاهر جذاب اما در باطن، موجب گرفتاری هستند.
راهکار اصلی در مواجهه با این عوامل، «مدیریت میدان» یا مدیریت بحران است. نحوه تعامل و مدیریت این عوامل تعیین می‌کند که انسان از خطرات عبور کند یا گرفتار آن‌ها شود.
تبیین عامل اول غفلت

نخستین عامل زمینه‌ساز غفلت، مقوله «مال و ثروت» است. دیدگاه جامع اسلام که حاصل جمع‌بندی آیات و روایات است، بر دو اصل استوار است:
تلاش برای دوری از فقر و نکبت ناشی از آن.
مراقبت در برابر ثروتی که منجر به طغیان نفس شود.
راه‌حل اسلام در میان دوگانه فقر و ثروت، گزینه «کفاف» است.
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله ، ایشان در مواجهه با ساربانی که از دادن شیر امتناع ورزید (و آن را تنها برای شام قبیله یا صبحانه فردا ذخیره کرده بود)، برای کثرت مال و فرزند او دعا کردند. اما در مقابل، برای چوپانی که با سخاوت تمام شیر موجود و حتی گوسفندی را به ایشان تقدیم کرد، دعای «کفاف» (اللهم ارزق محمدا و آل محمد الکفاف) نمودند.
پیامبر صلی الله علیه و اله به اصحاب آموختند که مطلوب حقیقی، کفاف است؛ زیرا ثروت زیاد می‌تواند زمینه‌ساز طغیان (﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ﴾[1] ) شود.
مفهوم کفاف

کفاف یک مفهوم ایستا نیست، بلکه متناسب با سن، شأن اجتماعی و مسئولیت‌های فرد متغیر است. کفاف برای یک جوان ۲۰ ساله با یک فرد ۵۰ ساله دارای خانواده و نوه، یا یک مرجع تقلید متفاوت است. شاخص اصلی کفاف، تأمین نیازها به گونه‌ای است که فرد در جایگاه و شأن خود دچار کمبود و شرمندگی نگردد.
آسیب‌شناسی فقر از منظر روایات علوی
بر اساس روایات امیرالمؤمنین علیه السلام ، فقر دارای آثار مخرب فردی و اجتماعی است و باید از آن به خدا پناه برد (استعذ بالله(

فقر سبب نقصان در دین

فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ‌ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْت[2]

فقر می‌تواند موجب نقص دین گردد که در سه وجه قابل تحلیل است:
ارتکاب حرام: فشار فقر ممکن است فرد را به توجیهاتی نظیر «الضرورات تبیح المحذورات» واداشته و به سمت لقمه حرام سوق دهد.
سوءظن به خداوند: برخلاف شخصیت‌هایی مانند ابوذر غفاری که در اوج فقر ایمان خود را حفظ کردند، نوع بشر در تنگناهای مالی ممکن است دچار ضعف اعتقادی و بدبینی به مشیت الهی شود.
بروز رذایل اخلاقی: فقر می‌تواند بستری برای بروز حسادت نسبت به دارایی‌های دیگران باشد.
فقر سبب تشویش ذهنی

فقر موجب حیرت و دهشت عقل است. فشارهای ناشی از بدهی، اجاره‌خانه و ناتوانی در تأمین نیازهای خانواده، تمرکز و آرامش روانی را سلب کرده و قدرت تفکر صحیح را از انسان می‌گیرد.
فقر سبب ایجاد دشمنی و نزاع
فقر زمینه‌ساز کدورت و دشمنی است.
دوستان و اقوام به دلیل ترس از درخواست کمک یا دردسر، از فرد فقیر فاصله می‌گیرند.
فرد فقیر ممکن است اطرافیان را مسبب وضعیت خود دانسته و دچار کینه شود.
روایت دوم :

يَا بُنَيَّ الْفَقِيرُ حَقِيرٌ لَا يُسْمَعُ كَلَامُهُ وَ لَا يُعْرَفُ مَقَامُهُ وَ لَوْ كَانَ الْفَقِيرُ صَادِقاً يُسَمُّونَهُ كَاذِباً وَ لَوْ كَانَ زَاهِداً يُسَمُّونَهُ جَاهِلا[3]

طبق روایت حضرت علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام می فرماید : فقیر در جامعه تحقیر می‌شود (الفقیر حقیر)، کلامش شنیده نمی‌شود (لا یسمع کلامه)، مقامش شناخته نمی‌شود و حتی صداقت و زهد او به دروغ و جهالت تعبیر می‌گردد.
آسیب‌شناسی ثروت و راهکار مدیریت آن

همان‌طور که فقر مذموم است، ثروتِ مهارنشدنی نیز عامل سقوط است.
رابطه انسان با ثروت باید همانند رابطه کشتی با آب باشد. آب زیر کشتی عامل حرکت، نجات و کمال است. ثروت نیز اگر تحت مدیریت انسان باشد (مانند ثروت حضرت خدیجه سلام الله علیها )، لازمه حرکت دین و پیشبرد اقتصاد اسلامی است.
آب در کشتی عامل غرق شدن و هلاکت است. اگر محبت دنیا و ثروت به درون قلب نفوذ کند و انسان اسیر آن شود، موجب نابودی است.
نکته کلیدی در مواجهه با ثروت، «ظرفیت و مدیریت» است.
افرادی که بدون تربیت نفس به ثروت می‌رسند (مانند صحابی که با ثروتمند شدن از مسجد و پیامبر فاصله گرفت)، دچار غفلت و انحراف می‌شوند.
انسانی که دارای روح بزرگ است، حتی با داشتن ثروت‌های کلان، تغییر رویه نمی‌دهد و همچنان به عبادات و کمک به نیازمندان پایبند می‌ماند.


logo