1405/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث استدلالی ارباح المکاسب/ارباح المكاسب /كتاب الخمس
موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /مباحث استدلالی ارباح المکاسب
تبیین موضوع بحث در جلسه
به لطف خداوند چارجوب اصل مساله و گام اول بحث خمس با دیدگاه مرحوم سید یزدی ره بیان شد.
لکن سخن اصلی ما در مباحث استدلالی مسائل است و اقوال مساله را بررسی میکنیم و تحقیق نهایی بیان خواهد شود.
در نحوه ورود به مساله هم ذائقه فقها و محشین عروه مختلف است. برخی از فقها در گام اول فقط سراغ روایات رفته اند. لطف این سلیقه اینست که فقیه با کلیت بحث و روایات بحث آشنا میشود.
لکن روش ما اینست که کلام مرحوم سید را سه بخش میکنیم که با روایات به بررسی بخش ها خواهیم پرداخت که نوعی توجه به روش فقها خواهد بود.
تبیین روش بحث مورد نظر
در این قسمت ابتدایی فرمایش مرحوم سید یزدی ره لازم است در سه مقام مجزا بحث منعقد و تعقیب شود.
مقام اول :
با توجه به مخالفت اهل تسنن در خصوص این مورد (ارباح المکاسب)، دلیل برای اثبات اصل این مورد هفتم چه میباشد؟
به عبارتی نه تنها در این بخش، بلکه در سایر متعلقات باید دلیل بر مدعا اقامه شود، لکن این مقام به جهت اختلافی بودن بین مذاهب، حساس تر و مهم تر است.
البته به طور ضمنی اشاره ای هم به اخبار تحلیل میشود چرا که به نوعی در نتیجه همگام و همراه با مذهب علمای اهل تسنن است. روایات تحلیل دلالت میکند بر تحلیل خمس در دوران غیبت که در نتیجه همراه اهل تسنن میباشد.
در مصاف این اخبار تحلیل بعضی تفریطی عمل کرده اند و مطلقا مجعول میدانند. ولی این روش قطعا غلط است چرا که برخی از این روایات صحیحه هستند. برخی دیگر افراط کرده اند و قائل به تحلیل و تعطیل خمس شده اند.اما مسیر صحیح ان شا الله بیان خواهد شد.
مقام دوم :
در رابطه با موضوع ارباح المکاسب است که دقیقا چه چیزی مقصود اصلی است. آیا شامل مطلق فائده و منفعت است یا اختصاص به منافع حاصله از طریق تکسب و اکتساب دارد. به عباره اوضح موضوع متعلق هفتم را باید بررسی کنیم.
مقام سوم :
در رابطه با استثناء مؤونه از وجوب خمس ارباح المکاسب است. یعنی شرط فعلیت وجوب این خمس در ارباح المکاسب اینست که قبلش مؤونه های زندگی مکلف محاسبه شود و خارج شود. پس الباقی مشمول و متعلق خمس خواهد بود.
در حقیقت بعد از دلالت آیات و روایات بر تعلق خمس به ارباح المکاسب، تثبیت میکنیم که وجوب خمس ارباح المکاسب، بعد از اخراج مؤونه زندگی خود و عیال فعلی میشود.
البته ان شا الله در ذیل همین مقام سوم از موارد مستثنا که به عنوان تبصره از آن قواعد کلی خارج میشوند بحث خواهیم کرد.
اما بررسی سه مقام مذکور
کلام در مقام اول :
هدف ما در این مقام بررسی ادله و مستنداتی است که از منظر فقه شیعه برای اثبات وجوب خمس در ارباح المکاسب به آنها استدلال شده است فلذا نقول :
دلیل اول :
اولین دلیل و مدرک برای اثبات وجوب خمس در ارباح المکاسب آیه 41 سوره مبارکه انفال است.
نکته مهم اینست که در همین آیه اهل تسنن استدلال کرده اند که شامل ارباح المکاسب نیست چرا که سیاق آیه در مقام قواعد جنگ و جهاد است و به تبع این سیاق این «و اعلموا» خطاب به مقاتلین است.
در این مقام از این آیه در اثبات تعلق خمس به ارباح المکاسب استفاده میشود.
﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَه ...﴾
(بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا و ...)
نکته ای در باب استدلال به آیه :
دقت داشته باشید ما در این مقام در مقابل اهل تسنن نیستیم تا مدعا را برای آنها ثابت کنیم بلکه صرفا در یک بحث علمی در مکتب شیعی به دنبال اثبات مدعای خودمان هستیم.
وجه استدلال به آیه شریفه
دو وجه در این استدلال متصور است.
وجه اول : استفاده از اطلاق آیه شریفه
اطلاق «ما غنمتم من شئ» که شامل هرفائده و غنیمتی که به دست انسان میرسد میباشد. پس قهرا این تعبیر شامل ارباح المکاسب هم میشود. چرا که تعبیر ما غنمتم که فعل ماضی است غیر از تعبیر الغنیمه که هیات مصدری است میباشد. آری در هیات مصدری غنیمت میتوان ادعای ظهور لفظی در غنائم جنگی را پذیرفت ولی هیأت فعل «غنمتم» به شهادت هم اهل عرف (عرب زبان) و هم اهل لغت[1] [2] شامل هر نوع فائده ای میشود.
اشکال : سیاق در اینجا منصرف میکند آیه را به مسائل جنگ و جهاد و در واقع دلیل و مستند محسوب میشود که ما غنمتم، دال بر غنیمت است.
پاسخ : همانطور که بیان شد غنمتم با الغنیمه متفاوت است. در عرف اهل عرب غنمتم به مطلق فائده اطلاق میشود. اما الغنیمه مصدر است. بنابراین ظاهر لفظی در این مقام داریم که ما غنمتم باشد که دال بر مطلق فائده است و استناد به سیاق در مقام صحیح نیست به همان جهتی که سابقا بیان کردیم که عبارت بود از عدم حجیت سیاق بنفسه و عدم حجیت ظهور سیاقی و ثبوت حجیت ظواهر الفاظ در علم اصول. لذا اشکال مذکور تمام نیست.