1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث مقدماتی در بحث خمس/ارباح المكاسب /كتاب الخمس
موضوع: كتاب الخمس/ارباح المكاسب /مباحث مقدماتی در بحث خمس
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلاتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
بحث فقه الخمس
در جلسه سابق بیان شد، اسکلت اصلی کتاب الخمس شامل هفت بخش است که در واقع به «متعلقات سبعه» خمس تعبیر میشود یعنی اگر از فراز آسمان کتاب خمس به این مباحث نگاه کنیم، هفت شاهراه اصلی در این کتاب خمس دیده می شود که موسوم به متعلقات سبعه خمس هستند. بنابراین، فریضه عبادی الهی خمس به هفت چیز تعلق گرفته است.
مومنین در مصاف متعلقات خمس
وضعیت مومنین نسبت به این هفت مورد مختلف است.ممکن است کسی از مومنین مشمول هیچ یک از این موارد سبعه نشود یا برخی ممکن است که در طول یک سال ده بار خمس بدهکار شود. وجه این تعدد تعلق خمس حتی تا ده بار (با اینکه متعلقات هفت مورد است)، اینست که ممکن است بعضی از متعلقات مثل غواصی دو بار در طول یکسال محقق شود و به تبع دو بار خمس ثابت شود. یا مثلا در معدن ممکن است چند بار خمس را بدهکار شود.
لذا باید این مساله را به درستی دقت کرد.
متعلقات خمس
همانطور که معروف بین فقهای شیعه، بر اساس روایات شیعه (در مساله خمس بین شیعه و اهل تسنن در مصادیق اختلاف جدی وجود دارد هرچند در اصل خمس مشترک هستیم) میباشد، متعلقات سبعه خمس عبارتست از :
1 – غنائمی که از جنگ بین مسلمین و کفار حربی به دست بیاید. البته به شرط آنکه با اذن امام معصوم علیه السلام همراه بوده باشد (مثل قیام مختار که به عقیده ما طبق اذن امام زین العابدین علیه السلام بوده است) و در این مورد باید ابتدائا غنائم تخمیس شود و سپس بین مقاتلین تقسیم شود که تقسیم این غنائم هم روش خاصی دارد که خارج از بحث ماست. بنابراین در غنائم جنگی 4/5 غنیمت بین مقاتلین تقسیم می شود. این مورد اول مشترک بین فریقین است.
2 – آنچه که در عرف به آن معدِن (ج معادِن) بگویند و اموری که از آن استخراج شود مثل طلا، نقره، سرب، مس، آهن، یاقوت و ... البته پس از آنکه به نصاب مخصوصش (یعنی 20 دینار) برسد. در نصاب اختلاف است و معروفترین نصاب 20 دینار است. بنابراین چنانچه بعد از کسر هزینه ها، ماحصل و خالص آن 20 دینار و بیشتر باشد، باید خمس آن پرداخت شود.
معدن یعنی چیز ارزشمندی که در عمق زمین پنهان شده است. در این مورد ممکن است صاحب معدن در سال چند مرتبه چنین استخراجی داشته باشد و خمس را بدهکار شود. البته جزئیات این مباحث ان شا الله در موضع مقتضی بحث خواهد شد.
3 – گنج یا کنز که مالی ست که در زمین یا کوه یا دیوار یا درختی پنهان شده باشد. البته این هم به شرط نصاب مخصوص (که همان 20 دینار است) خمسش واجب میباشد.
گنج و معدن هر دو رکاز هستند یعنی پنهان هستند، لکن تفاوت در این است که معدن در عمق زمین است لکن گنج ممکن است در تنه درخت یا در جایی که ساخته شده پتهان شده باشد.
4 – آنچه که از طریق غواصی و فرو رفتن در آب دریا بیرون آورده شود. چه از جواهرات باشد مثل لؤلؤ و مرجان چه از معدنیات باشد و چه از نباتات بوده باشد. لکن شامل حیوانات بحری نمیشود. فلذا بیرون آوردن ماهی و سایر حیوانات دریایی خارج از این عنوان میباشد. البته در اینجا هم شرط نصاب معتبر است که در خصوص غوص میزان نصاب آن یک دینار میباشد.
شرط این مورد کما اینکه روشن شد، اینست که به واسطه غواصی چنین مواردی به دست بیاورد و لذا استخراج با وسائل مهندسی و امروزی محل تامل و بحث است.
5 – عبارتست از مال حلالی که خلیط به حرام شده است. البته براساس شرائط ثلاثه که باید با هم جمع شوند.
شرط اول : مخلوط به نحوی که قابل تفکیک نباشد. یعنی حلال و حرام قابل تفیک و تمییز و شناخت نباشد مثل مخلوط شدن دو کیسه برنج که به هیچ وجه قابل تفکیک نیستند. لذا چنانچه قابل تفکیک باشند باید مال غیر را تفکیک کرد به صاحبش برگرداند و در صورت جهل به مالک، حکم دیگری خواهد داشت.
شرط دوم : مقدار حرام هم معلوم نباشد. لذا اگر مقدار حرام کشف شد، خمس واجب نیست بلکه حکم دیگری خواهد داشت.
شرط سوم : مالک مال حرام معلوم نباشد. لذا اگر معلوم باشد کیست، باید با او مصالحه کرد.
اگر این سه شرط جمع شود، مال حلالی که با حرام مخلوط شده است، از طریق تخمیس و پرداخت خمسش حلال و طاهر خواهد بود و چنانچه یکی از این سه شرط منتفی شود،حکم نیز منتفی است.
در این مورد، گذشت یکسال لازم نیست و به محض ملاحظه موضوع باید خمس پرداخت شود.
6 – کافر ذمی زمینی را از مسلمان خریداری کرده باشد. چه زمین زراعی باشد و چه مسکونی باشد و چه تجاری باشد. در هر یک از این صور شخص کافر ذمی مکلف است که خمس آن زمین را به حاکم شرع پرداخت کند که البته در واقع این حاکم شرع است که باید مطالبه کند و او هم وظیفه دارد پرداخت نماید وگرنه خود کافر بنفسه خمسی پرداخت نخواهد کرد و لذا در این مورد کافر طبعا خمس نمیدهد لکن بر حاکم شرع لازم است که دریافت کند.
لازم به ذکر است که کافر بر دو قسم است :
الف: حربی که مهدور الدم است.
ب : ذمی که با پرداخت حق الجزیه می توانند تحت حکومت اسلامی زندگی کنند و جان و مال ایشان محترم است.
لذا این کافر ذمی باید خمس زمین را پرداخت کند یعنی حاکم شرع خمس را مطالبه میکند. نیت در این مورد را حاکم شرع باید اتیان کند.
7 – ارباح المکاسب و آنچه که از مؤونه سال او و مؤونه عیال او از ارباح تجارات یا سایر تکسبات اضافه باشد.
اگر از مؤونه زندگی مثل خورد و خوراک و پوشاک و سفر و ... چیزی زائد آمد، یک پنجم آن را باید به عنوان خمس پرداخت کرد.
اینک آنچه که در این مقام فعلا برای ما اهمیت دارد که ان شا الله موضع بحث و تحقیق خواهد بود همین مورد هفتم است.