« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محسن ملکی

1405/01/16

بسم الله الرحمن الرحیم

شک در مکلف به /اصالة الاشتغال /اصول عملیه

 

موضوع: اصول عملیه/اصالة الاشتغال /شک در مکلف به

دوران امر بین تعیین و تخییر

همان‌گونه که بیان شد، دوران امر بین تعیین و تخییر، صورت سوم از قسم اول محسوب می‌گردد. در جلسه گذشته، اصل بحث تحقیق و تنقیح گردید. در رابطه با این صورت سوم از قسم اول، نظریات و وجوه[1] متعددی از سوی علمای اعلام بیان شده است. کلام مرحوم آخوند خراسانی پیش‌تر بیان گردید. همچنین نظریه مرحوم نائینی[2] مطرح گردید. به نظر مرحوم نائینی، مانحن‌فیه از باب شک در امتثال است؛ فلذا قاعده اشتغال در مانحن‌فیه جاری می‌گردد.

مثالی که در این باب مطرح گردید، مربوط به کفاره بود. آیا کفاره در صیام متعین است یا اطعام عشرة مساکین نیز می‌تواند کفاره باشد؟ دوران امر بین تعیین یعنی صرفاً صیام، یا تخییر که مکلف مخیر است بین صیام و اطعام.

البته ذکر این مثال ضروری نمی‌باشد. می‌توان مثال اطعام عشره مساکین را مطرح نمود. همچنین مثال خود همین افطار عمدی در ماه مبارک رمضان نیز از همین باب است. کسی که افطار عمدی نماید، آیا در روزه گرفتن شصت روز برای یک روز متعین است یا اعم است از اینکه شصت روز روزه بگیرد یا شصت فقیر را غذا دهد؟ این بود مثال مذکور.

 

دیدگاه‌ مرحوم نائینی

مرحوم نائینی فرمودند: اینجا جای قاعده اشتغال است. زیرا تکلیف متیقن است. بنده یقین دارم که خلاصه یکی از این دو بر من واجب است. اگر به سراغ صیام بروم، یقین به فراغ ذمه پیدا می‌کنم؛ لیکن اگر به سراغ اطعام ستین مسکین بروم، شک دارم. در قاعده اشتغال نیز همین‌گونه است. جایی که تکلیف متیقن است، در مقام امتثال، شخص باید زحمت بکشد و در مقام امتثال، مشکل خویش را حل نماید. مشکل از ناحیه شخص است، نه از ناحیه شارع. شارع تکلیف را فرستاده و تمام نموده است. شخص باید در مقام عمل به گونه‌ای عمل نماید که یقین به فراغ ذمه نماید و یقین کند که ذمه او دیگر مشغول نیست. اشتغال یقینی، مستلزم فراغ یقینی است.

 

دیدگاه مرحوم آقای خوئی

مرحوم آقای خوئی که از شاگردان آن بزرگوار بودند، در مقابل نظریه استاد خودشان، بحث علمی مطرح می‌فرمایند. عبارت «والذی ینبغی ان یقال» در اینجا بیانگر همین امر است. این بحث، واقعاً بحث علمی و زیبایی است. ایشان می‌فرمایند که تخییر در مانحن‌فیه، تخییری است که قابل تصور می‌باشد. مرحوم نائینی تخییر را مطرح می‌فرمایند؛ اما تخییری که در مانحن‌فیه محتمل است و می‌توان گفت مکلف مخیر است، دو صورت دارد: صورت اول: تخییر عقلی و صورت دوم: تخییر شرعی

 

فرق تخییر عقلی و تخییر شرعی

در تخییر عقلی، وقتی مکلف بین دو عمل مخیر است، آن دو عمل در باب تخییر عقلی، جامع دارند. یک جامع برایشان تصور می‌شود؛ یعنی کأن تکلیف خورده به یک جامع است و آن جامع دو تا مصداق دارد و شخص هر کدام را که دوست دارد انتخاب می‌کند. این امر واضح و عقلی است.

مثال: مثل جایی که شخص یقین پیدا می‌کند شارع مقدس فرموده «انفق»؛ یعنی انفاق کنید و صدقه بدهید. این صدقه دادن در خارج دو صورت دارد: یکی آنکه به یک گروه خاصی صدقه بدهید، و دیگری آنکه صرفاً پول یا مال خاصی بدهید. صورت دوم آزاد است و هر طور که دوست دارید عمل می‌کنید. پس بنابراین، امر رفته روی انفاق و انفاق می‌شود جامع. انفاق واجب است. حالا اگر احتمال دهید که انفاق خاصی باشد یا نباشد، می‌شوید مخیر و قائل به تخییر می‌شوید و می‌گویید: امر خورده به جامع است و من مخیرم یکی از این دو را انجام دهم. هر طور دوست دارم انفاق می‌کنم و باید این انفاق تحقق پیدا کند. این را می‌گوییم تخییر عقلی.

اما در باب تخییر شرعی، این‌گونه نیست. بین دو طرفی که در باب تخییر شرعی تصور می‌کنیم، تباین است و جامع برایشان تصور نمی‌شود. یعنی احتمال می‌دهیم شارع مقدس هر کدام از این‌ها را یک خصوصیتی دارد که نمی‌توانید برایش جامع بگیرید. مانند مانحن‌فیه. در مانحن‌فیه همین‌طور است. در باب کفاره، شصت روز روزه گرفتن یک ماهیت دارد و شصت فقیر غذا دادن نیز یک ماهیت دارد. اصلا جامعی بین این دو تا وجود ندارد و جامعی بین این دو وجود ندارد. اینجا اگر بخواهید تخییری مطرح کنید، باید شارع مقدس خودش بیاید و تخییر را مشخص کند که می‌شود تخییر شرعی.

 

علت تفاوت

در تخییر عقلی، چون جامع وجود دارد، عقل می‌آید و می‌گوید آزادی هر کدام که دوست داری. چون جامع برایش صادق است، می‌شود از باب مشترک معنوی، یک جامعی مورد امر قرار گرفته است. از آن طرف، شخص یکی از این مصادیق را که بیاورد، جامع تحقق پیدا می‌کند و انفاق تحقق پیدا می‌کند.

 

بیان تخییر شرعی

حالا با فرض اینکه این دو مورد را داریم، مرحوم آقای خوئی می‌فرمایند: «و لم یکن بینهما جامع عرفی» اول همین مورد تخییر شرعی را بیان می‌کنند. آنجایی که جامع عرفی وجود ندارد، مانند اطعام ستین مسکین در یک طرف و صوم شهرین متتابعین در طرف دیگر. جامع عرفی بین این دو تا وجود ندارد. پس بنابراین اگر تخییری باشد، می‌شود تخییر شرعی. «فقد ذکر فی محله ان وجوب التخییری فی هذا القسم» وجوب تخییری در این قسم شرعی، «یتعلق بالجامع الانتزاعی المعبر عنه باحد الشیئین او احد الاشیاء» خب در این مورد، تخییر شرعی در بحث خودش آمده است. در تخییر شرعی هست که جامع عرفی نداریم، ولی یک جامع انتزاعی درست می‌کنیم. جامع انتزاعی می‌سازیم. یک جامعی. آن جامع انتزاعی چیست؟ دو طرف داریم. می‌گوییم: «اعط باحد الشیئین» — یکی از این دو تا کار را انجام بده. «صوم شهرین متتابعین یا اطعام ستین مسکین» یا اگر سه تا چهار تا هست، «اعط باحد الاشیاء» در تخییر شرعی. جامع درست می‌شود.

تا اینجا مرحوم آقای خوئی این را تمام می‌کنند و می‌گویند: جامع درست می‌شود و شما تکلیفتان مشخص است دیگر. هنوز بحث خام است.

 

بیان تخییر عقلی

اما در مورد تخییر عقلی. در مورد تخییر عقلی، اولی را پنبه‌اش به مرحوم آقای خوئی می‌زند. بعد برمی‌گردد به تخییر شرعی و می‌فرماید: در خصوص تخییر عقلی، خب ما تکلیفمان مشخص است. جامع است دیگر. می‌گوید انفاق. گفته انفاق. پس بنابراین ما قدر متیقنی داریم. به اصطلاح به نام جامع، یک علم اجمالی پیدا می‌شود. علم اجمالی بین دو طرف: خلص یا باید شصت روز روزه بگیرم یا باید شصت فقیر را غذا بدهم. اینجا چه باید کرد؟ اینجا شکی که پدید می‌آید به این صورت است که آیا تکلیف من مقید یا مطلق است؟ یعنی خوب دقت بکنید. بحث می‌رسد به اینجا: آیا تکلیف من مطلق است یا مقید است؟ مطلق یعنی آزادی. چه می‌خواهی انفاق بکنی به یک گروه خاصی — بحث عقلی را داریم می‌گوییم — چه انفاق بکنی به هر کس که دلت می‌خواهد، آزادی. تقیید یعنی چی؟ تقیید یعنی اینکه نه، باید پول بدهی فقط. مثلا یا به یک گروه خاصی انتخاب بکنی.

 

علم اجمالی در دوران امر بین اطلاق و تقیید

خب در دوران امر بین اطلاق و تقیید، در بحث علم اجمالی چه می‌کردید؟ اولا در باب تکالیف، همین‌طور که مرحوم آقای خوئی قبلا فرمودند، گذراندیم: اهمال معنا ندارد. اهمال در عالم ثبوت معنا ندارد. تکلیف یا باید مطلق باشد یا باید مقید باشد. نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانیم مطلق است یا مقید. خب در بحث اطلاق و تقیید، وقتی می‌آیید وارد می‌شوید: تکلیف من اینجا مطلق است یا مقید است؟ به تعبیر دیگر، تکلیف من در اینجا لابشرط است یا به شرط شی است. انفاق به شرط پول است یا انفاق مطلق است در تخییر عقلی. خب بین این اطلاق و تقیید، ما قدر متیقن نداریم. چرا؟ چون بین اطلاق و تقیید تقابل است دیگر. وقتی تقابل باشد و یکدیگر را نفی بکنند، شما قدر متیقن نمی‌توانید درست بکنید. بگویید قدر متیقن اطلاق است یا قدر متیقن تقیید است. وقتی این را ندارید، تنها چیزی که باقی می‌ماند و دست بلند می‌کند، می‌گوید: «ایها الناس بدانید اینجا علم اجمالی است.» چون علم اجمالی هست، واجب است یک کاری بکنید که تکلیف را درست انجام بدهی و ذمه‌ات فارغ بشود. بحث گویا دارد می‌رود به طرف مرحوم نائینی. دارد می‌رود به طرف مرحوم نائینی که می‌فرماید: عالم امتثال است، یک کاری بکن که یقین کنی به فراغ ذمه. خب چه کار بکنم؟ برو انفاق خاص را انجام بده. انفاق مقید را انجام بده.

 

نقض نظریه توسط مرحوم آقای خوئی

لکن با یک توجه به پیشینه بحث مرحوم آقای خوئی، همه چیز را به هم می‌ریزد. می‌فرماید: مگر ما قبلا نگفتیم در باب علم اجمالی، اگر دوران بین اطلاق و تقیید بود، اینجا در هر دو طرف اصل جاری نمی‌شود. در یک طرف اصل جاری می‌شود و علم اجمالی منحل می‌شود. یادتان است؟ آنجا می‌خواندیم و می‌گفتیم: اگر تکلیف علم اجمالی ما مردد بین اطلاق و تقیید شد، در طرف اطلاق که ما نیاز به برائت نداریم. چون اطلاق تضییق نبود، آزادی بود. تضییق نبود. برائت جایی جاری می‌شود که تضییقی باشد. چون اصلا برائت یک منّتی است؛ یک تضییقی را باید بردارد. «رفع ما لایعلمون» مثلا. چه برائت عقلی چه برائت شرعی، فرقی نمی‌کرد.

خب در طرف اطلاق که اصل جاری نمی‌شود. اصل نیاز نداریم. در طرف تقیید، اصل جاری می‌شود. خب اصل در ناحیه تقیید، اصل برائت جاری می‌شود بدون معارض. علم اجمالی منحل می‌شود. علم اجمالی که مردد بود بین اطلاق و تقیید، با جریان اصل در یک طرف که تقیید باشد، منحل می‌شود.

نتیجه این می‌شود که تو که می‌خواستی انفاق بکنی، لازم نیست بروی پول بدهی. لازم نیست به یک گروه خاصی رفع کنی. آزاد هستی. هر طور دوست داری. لذا اینجا چه می‌شود؟ باز می‌شود تخییر.

 

دیدگاه مرحوم آقای خوئی در تخییر عقلی

یعنی با این بیان، مرحوم آقای خوئی در تخییر عقلی، چنین بیان می‌فرمایند: «جناب استاد، تخییر در مانحن‌فیه که قابل تصور است، دو جور تصور می‌شود: یکی عقلی، یکی شرعی. عقلی‌اش را فعلا داشته باش.» در عقلی‌اش این‌طوری شد: دوران امر بین اطلاق و تقیید شد. اصل برائت در ناحیه تقیید جاری شد. اثبات شد تخییر عقلی.

پس بنابراین در ما نحن‌فیه که شما فرمودید تعیین — ایشان فرمود تعیین — دیگر. مرحوم نائینی در دوران امر بین تعیین و تخییر، قائل به تعیین شد و گفت: «اشتغال یقینی یستدعی الفراغ یقینی» در عالم امتثال است.

مرحوم آقای خوئی بحث را آورد و قبل از عالم امتثال فرمود: اینجا ما مشکلمان، عالم جعل است. تکلیف مردد است بین اطلاق و تقیید در تخییر عقلی. وقتی مردد است بین اطلاق و تقیید، علم اجمالی داریم. باید منحلش کنیم. چطوری علم اجمالی منحل می‌شود؟ خواندیم در قبل: یکی از راه‌های انحلال علم اجمالی این بود که در یک طرف اصل جاری بشود و در طرف دیگر اصل جاری نشود.

در مانحن‌فیه، در طرف تقیید اصل جاری می‌شود. در طرف اطلاق نیاز به اصل نداریم. تا اصل جاری کردید، اصل برائت هم هست. رفع پول، رفع گروه خاص. پس بنابراین ثبت تخییر، نه ثبت تعیین.

 

جمع‌بندی تا اینجا

تا به اینجای مطلب، مرحوم آقای خوئی فرمودند: «جناب استاد بزرگوار، اگر مقصود ما در ما نحن‌فیه تخییر عقلی باشد، تعیین شما اثبات نمی‌شود. شما در دوران امر بین تعیین و تخییر در مانحن‌فیه، یعنی صورت سوم از قسم اول، در همین کفاره — بحث کفاره — اگر بحث کفاره را آوردید، از مصادیق تخییر عقلی قرار دادید که البته تخییر عقلی نیست ها. اگر بالفرض از مصادیق تخییر عقلی باشد، طبق قواعدی که خواندیم در علم اجمالی، علم اجمالی منحل می‌شود و «یسقط التخییر لا التعیین». تعیینی که شما فتوا دادید، مطابق با قاعده نیست.

اما اگر مراد، تخییر شرعی باشد که یقینا مثال همین‌طوری است. مثال ما در صورت سوم از قسم اول که مثال کفاره بود، کفاره مردد بین صوم شهرین متتابعین و اطعام ستین مسکین، یا در کفارات دیگر، مثلا کفاراتی که سه روز روزه، ده تا فقیر و غذا دادن، یک روز روزه گرفتن و ده تا فقیر و غذا دادن. در تمام موارد از این دست، اینجا تخییر، تخییر شرعی است.

مرحوم آقای خوئی در این قسم هم در مقابل نائینی می‌ایستد و می‌گوید: در این قسم هم باز هم تخییر است. باز هم تعیین اثبات نمی‌شود. کیفیتش نیاز به توضیح دارد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo