« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محسن ملکی

1404/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

شک در مکلف به /اصالة الاشتغال /اصول عملیه

 

موضوع: اصول عملیه/اصالة الاشتغال /شک در مکلف به

بررسی برائت عقلی و برائت شرعی در ما نحن فیه

در جهت اول بحث، تمرکز بر دوران امر بین اقل و اکثر و ارتباط آن با اجزا خارجیه بود. موضوع اصلی برائت عقلی و انحلال علم اجمالی بود:

مرحوم آخوند[1] : برائت عقلی در این مورد جاری نمی‌شود و علم اجمالی منحل نمی‌شود.

مرحوم شیخ[2] : علم اجمالی منحل می‌شود و برائت عقلی جاری است.

در هر دو نظر، قبح عقاب بلا بیان در تکلیف و ملاک مدنظر است.

 

تحلیل برائت عقلی

طبق نظر اعاظم، همچون آقای خویی[3] : اقل از جهت تکلیف متیقن است و از جهت ملاک نیز متیقن است. اکثر از جهت تکلیف مشکوک است و از جهت ملاک نیز مشکوک است. نتیجه این است که قبح عقاب بلا بیان جاری می‌شود. شارع مقدس نمی‌تواند به خاطر ترک وجوب اکثر یا از دست دادن مصلحت اکثر مکلف را مواخذه کند، زیرا حجتی که برای مکلف فرستاده، تنها نسبت به اقل کافی است. مکلف می‌تواند اقل را انجام دهد و در دنیا و آخرت پاسخگو باشد.

 

تفصیل مرحوم آخوند

مرحوم آخوند، به عنوان یک شخصیت علمی متاخر، بین برائت عقلی و برائت شرعی تفصیل قائل شد:

در مانحن فیه: برائت عقلی جاری نمی‌شود. برائت شرعی جاری می‌شود. به بیان دیگر، علم اجمالی نسبت به برائت عقلی منحل نمی‌شود ولی نسبت به برائت شرعی منحل می‌شود. این در مقابل نظر مرحوم شیخ است که انحلال علم اجمالی را مطلق می‌دانست. همچنین مرحوم نائینی رضوان الله تعالی علیه نیز به تفصیل مشابه مرحوم آخوند قائل بود.

 

نقش حدیث «رفع ما لا یعلمون»

مرحوم آخوند برای توجیه برائت شرعی در مانحن فیه به حدیث «رفع ما لا یعلمون» استناد می‌کند: دلیل: در جزئیات یازدهم شک داریم؛ اینکه آیا آن جزء یازدهم واقعاً جزء است یا نیست. این شک موجب می‌شود رفع ما لا یعلمون جاری شود.

نکته: این رفع تنها نسبت به اکثر است، زیرا در مورد اقل شک وجود ندارد و اقل متیقن است.

 

تحلیل جریان برائت شرعی و انحلال علم اجمالی در «ما نحن فیه»

نقش شک در جزئیت اکثر: وقتی در مورد جزئیت اکثر شک داریم و معلوم نیست که جزء هست یا نیست، به این معناست که: وجوب ما تعین دارد در اقل، یعنی اقل واجب است. اکثر واجب نیست، زیرا جزئیت آن مشخص نشده است. در نتیجه، علم اجمالی منحل می‌شود.

 

ارتباط حدیث «رفع ما لا یعلمون» با انحلال علم اجمالی

مرحوم آخوند در کفایه، جریان استدلال را به این شکل توضیح می‌دهد: اکثر چون نمی‌دانیم جزء هست یا نیست، رفع ما لایعلمون وارد می‌شود. یعنی شارع به خاطر جزء مشکوک کسی را مواخذه نمی‌کند.اگر مواخذه نمی‌شود، وجوب ندارد. بنابراین، اقل متعین است و علم اجمالی منحل می‌شود. به بیان دیگر، مرحوم آخوند «ما لایعلمون» را به معنای جزئیت غیر معلوم گرفته و با رفع مؤاخذه جزئیة مشکوک مطابق کرده است.

 

تفسیر مرحوم نائینی

مرحوم نائینی نیز موافق بر جاری شدن برائت شرعی نسبت به اکثر است، ولی با بیانی متفاوت: او معتقد است مفاد حدیث رفع، رفع تقیید است. دلیل: در ما نحن فیه مردد هستیم که آیا اقل مقید به اکثر است یا مطلق؟ اطلاق جای اصل ندارد، زیرا ممکن است مقید باشد. تقیید مکلف را محدود می‌کند و اگر رفع شود، اطلاق اثبات می‌شود. اگر تقیید از بین برود، اطلاق اثبات می‌شود. اطلاق یعنی آن جایی که تقیید صحیح باشد، بنابراین: عدم التقیید مساوی است با اطلاق و اطلاق مساوی است با عدم التقیید نتیجه: اگر فرض کنیم رفع ما لایعلمون یعنی رفع تقیید غیر معلوم، اطلاق ثابت می‌شود.

 

جمع‌بندی جریان استدلال

حدیث رفع را با ادله اجزا و شرایط نماز ضمیمه می‌کنیم. نسبت به جزء یازدهم، ادله اجزا و شرایط، دلالتی بر وجوب اکثر ندارد یا معلوم نمی‌کند. حدیث رفع وارد می‌شود و می‌گوید: چون تقیید اثبات نشد، شک داریم، پس جزء غیر معلوم است. تقیید غیر معلوم رفع می‌شود و اطلاق اثبات می‌گردد. در نتیجه، در ما نحن فیه، علم اجمالی منحل می‌شود و اقل متعین و اکثر مشکوک است.

 

بررسی تفکیک برائت عقلی و برائت نقلی

مرحوم صاحب کفایه محقق خراسانی و مرحوم نائینی هر دو بین برائت عقلیه و برائت نقلیه تفاوت قائل شده‌اند. طبق نظر ایشان: در برائت عقلیه، ما نحن فیه استعدادش را ندارد و علم اجمالی به قوت خودش باقی است و منحل نمی‌شود. در برائت نقلی و شرعی، علم اجمالی منحل می‌شود و رفع ما لایعلمون جاری می‌گردد.

 

تحلیل و کاربرد

در مقام تحقیق، می‌توان از این نظریات استفاده کرد، هر کدام را که مناسب به نظر رسید انتخاب و اشکالات آن را دفع کرد. اگر قائل شدیم به برائت عقلی به سبک مرحوم شیخ انصاری، در این نگاه برائت نقلی هم تابع آن است و بین این دو فاصله و انفصال وجود ندارد. یعنی بین برائت عقلیه و برائت شرعیه تفریق قابل قبول نیست. اگر یکی جاری شد، دیگری نیز جاری است؛ اگر جاری نشد، دیگری هم جاری نمی‌شود.

 

مبنای مرحوم آخوند و مرحوم نائینی

مرحوم آخوند: مبنای او بحث غرض‌ورزی مثبت است. بر اساس این نگاه، تکلیف دارای مصلحت و غرض است. بدون در نظر گرفتن اکثر، غرض مولا حاصل نمی‌شود.

مرحوم نائینی: مبنای او بحث اطلاق و تقیید است. تکلیف مکلف بین اطلاق و تقیید مردد است. اگر فقط اطلاق انجام شود (یعنی اقل)، علم به فراغ ذمه حاصل نمی‌شود. مشکل او در عالم امتثال است، نه در عالم جعل.

 

جمع‌بندی و نتیجه تبیینی

وقتی دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم نائینی را کنار هم قرار می‌دهیم: مرحوم آخوند بر غرض‌ورزی مثبت تأکید دارد. مرحوم نائینی بر لزوم جمع بین اطلاق و تقیید در عالم امتثال تأکید دارد. نتیجه این است که بین برائت عقلی و برائت شرعی تفاوت واقعی وجود ندارد: هر دو یا با هم جاری می‌شوند، یا هیچ کدام جاری نمی‌شوند. این تبیین و تنقیح دیدگاه‌های مرحوم آخوند، مسیر رسیدن به ماه تحقیق را روشن می‌کند.


logo