« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محسن ملکی

1404/09/26

بسم الله الرحمن الرحیم

شک در مکلف به /اصالة الاشتغال /اصول عملیه

موضوع: اصول عملیه/اصالة الاشتغال /شک در مکلف به

تبیین صورت سوم ملاقات و حکم مرحوم آخوند

سومین صورت از صور ملاقات، ملاقات شیء با یکی از اطراف علم اجمالی است که در کفایه مرحوم آخوند ذکر شده است. حکم آن چنین است: « يجب الاجتناب عنهما ، فيما لو حصل العلم الإِجمالي بعد العلم بالملاقاة ؛ ضرورة إنّه حينئذ نعلم إجمالاً : امّا بنجاسة الملاقي والملاقى أو بنجاسة الآخر كما لا يخفى ، فيتنجز التكليف بالاجتناب عن النجس في البين ، وهو الواحد أو الإثنان»[1] . در جایی که دو ظرف وجود دارد و ابتدائاً شیئی با یکی از این دو ظرف ملاقات می‌کند؛ پس اولین عنصر حائز اهمیت در صورت سوم، وقوع ملاقات پیش از علم اجمالی است. بدین معنا که ابتدا لباس با یکی از دو ظرف، مثلاً ظرف سفید یا ظرف قرمز در مثال گذشته، برخورد کرده و سپس علم اجمالی حاصل شده است که یکی از این دو ظرف نجس است.

 

تحلیل تقدم ملاقات بر علم اجمالی

پس ابتدائاً ملاقات صورت گرفته و سپس علم به ملاقات حاصل شده است. «یجب الاجتناب عنهما فیما لو حصل العلم الاجمالی بعد العلم بالملاقاة»؛ یعنی ابتدا ملاقات واقع شده و متعاقب آن علم اجمالی حاصل گشته که یکی از این دو ظرف نجس است. مقصود این نیست که اکنون نجس شده باشند تا گفته شود اول ملاقات صورت گرفت و بعد قطره‌ای افتاد و نجس شد؛ بلکه علم حاصل شده است که یکی از این دو ظرف نجس بوده است. در این فرض، اجتناب از ملاقی و ملاقا واجب است؛ چرا که وقتی عبا یا لباس با یکی از این دو ظرف تماس می‌یابد، خود به یک طرف از علم اجمالی مبدل می‌گردد. در این حالت علم اجمالی دو قسمتی شده و میان «ظرف قرمز» و «مجموع ظرف سفید و عبا» دایر می‌گردد؛ در نتیجه نجس میان این سه مورد محصور بوده و تکلیف به اجتناب منجز می‌شود. این اصل فرمایش مرحوم آخوند (رضوان الله تعالی علیه) است.

 

تأملات مرحوم نائینی و دیگران در مبانی مسئله

ظاهر این کلام تمام به نظر می‌رسد، لکن برخی از بزرگان نظیر مرحوم نائینی و دیگران در آن تأمل [2] کرده‌اند. آن تأمل بدین شرح است که اگر بنا باشد عبا به ملاقا ملحق شود، باید با آن عینیت داشته باشد؛ مگر آنکه حاوی آب باشد که در مباحث گذشته ذکر گردید. اما اگر صرفاً رطوبت در میان باشد، بحث سببیت و مسببیت مطرح می‌شود. علم اجمالی اولیه میان دو ظرف، در واقع میان دو سبب و دو اصل برقرار بوده است. نجاست عبا در این فرض، نجاست اصلی نیست؛ بلکه در صورت تحقق، «متنجس» محسوب می‌شود و نه «نجس». علم اجمالی در ناحیه سبب منعقد شده است که این دو ظرف نجس هستند، به گونه‌ای که اگر شیئی با آن‌ها تماس یابد متنجس شود؛ پس نجس شدن عبا ناشی از علم اجمالی نیست.

 

بررسی نسبت میان تعبد عقلی و سببیت

یکی از اطراف علم اجمالی این استعداد را دارد که لباس را نجس کند، اما وقوع آن مشکوک است. در بحث «اجتنب عن النجس»، آن دو ظرف نجس هستند، اما دلیلی بر «اجتنب عن المتنجس» در اینجا نداریم. عبا برای اثبات متنجس شدن نیاز به دلیل دارد؛ چرا که تنها با یک طرف تماس یافته است. این مسئله نیازمند تأمل مجدد در مطالب گذشته است که آیا اجتناب از ملاقی با برخی اطراف علم اجمالی از باب تعبد است یا سببیت؟ مقصود از تعبد، تعبد عقلی است و نه شرعی. بر اساس قاعده اشتغال، «اشتغال یقینی، یستدعی الفراغ الیقینی»؛ این قاعده چیزی جز حکم عقل نیست که بیان می‌دارد برای فراغ ذمه باید از هر دو ظرف اجتناب کرد. اما موضوع تعبد در ملاقی وجود ندارد، حتی اگر ملاقات قبل از علم اجمالی باشد. این یک نگاه ظاهری است و در نگاه واقعی، نجاست به ظرف اصابت کرده و نه به عبا. اگر از ابتدا خون بر روی لباس می‌افتاد، حکم تعبد جاری بود، اما در اینجا عنوان «ملاقی» وجود دارد که با عنوان «طرف علم اجمالی» متفاوت است. عنوان «طرف» در علم اجمالی موضوعیت دارد، اما ملاقی لزوماً طرف نیست.

 

نقد نهایی بر وجوب اجتناب از ملاقی

حکم عقل همواره نیازمند موضوع منقح است؛ همان‌گونه که در اموری نظیر اجتماع ضدین یا نقیضین صادق است. در اینجا معلوم بالاجمال عبا نیست، بلکه یا ظرف اول است یا ظرف دوم. حکم عقل تنها در همان اطراف جاری می‌شود. تنها در صورتی که عبا پر از آب باشد و عینیتی حاصل گردد، می‌توان از طرفیت سخن گفت. در غیر این صورت، عبا عنوان متنجس دارد و عقل بر آن حکم نمی‌کند. اگر موضوع در باب اشتغال یقینی را «نجس» بدانیم، عبا مشکوک‌النجاسه است و نمی‌توان به طور قاطع به وجوب اجتناب از آن فتوا داد، مگر آنکه بحث سببیت را ضمیمه کنیم. اگر قائل به اتحاد سبب و مسبب شویم، آن‌گونه که مرحوم آخوند معتقد است، عبا نیز به عنوان مشکوک‌النجاسه از اطراف علم اجمالی محسوب می‌گردد. اما باید توجه داشت که با خودِ حکم نمی‌توان موضوع درست کرد و اثبات موضوع توسط حکم (تعبد عقلی) صحیح نیست. مگر آنکه از طریق وحدت سبب و مسبب، موضوع را اثبات نماییم. در نهایت، تفاوت این صورت با صورت اول در این است که در اینجا ملاقات قبل از علم اجمالی رخ داده، در حالی که در صورت اول دو علم اجمالی وجود داشت.


logo