1404/10/17
بسم الله الرحمن الرحیم
ادله جواز/فقه المهادنة/کتاب الجهاد
موضوع: کتاب الجهاد/فقه المهادنة/ادله جواز
بررسی آیات هدنه و مهادنه در سوره توبه
﴿ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ - فَسِیحُوا فِی الأرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکَافِرِینَ- وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ - إِلا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ - فَإِذَا انْسَلَخَ الأشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ - وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ -کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ - کَیْفَ وَإِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلا وَلا ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ - اشْتَرَوْا بِآیَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلا فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ - لا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ - فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ - وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ - أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ - قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ -وَیُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ وَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ - أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ - مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِی النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ﴾[1]
جایگاه آیات هفدهگانه سوره برائت در بحث هدنه
هفده تا آیه از آیات اول سورهی برائت تقریباً فصلالخطاب و جامع آیات قرآنی است در رابطه با مهادنة و هدنة، بهویژه مسئله مقدار زمان هدنة. از جهت زمانی که یکی از جهات بحث ما بود؛ جهت سوم: چه مقدار زمان هدنة مجاز هست بر اساس فقه که حکومت اسلامی و مسلمانان با مشرکین صلح کنند و در آرامش به سر ببرند و جنگی نباشد.
این آیات از ابتدا دو مطلب مهم را بیان میکنند: اول اینکه اگر با مشرکین پیماننامه امضا کردید، تخلف نکنید. دوم اینکه در اشهر حرم نباید جنگ صورت بگیرد؛ یعنی هدنة در این ایام، یک حکم اولیه است. هدنه در ایام حرام حکم اولیه دین است و جنگ باید تعطیل شود، مگر در شرایطی که مشرکین بخواهند از این ماهها سوءاستفاده کنند و کیان اسلام را هدف قرار دهند که در این صورت، استثنا دارد؛ «ما من عامٍ الا وقد خُصّ».
اختلاف فقها در مقدار زمان هدنه
در خصوص اینکه هدنه باید حداکثر چهار ماه باشد یا یک سال یا بیش از آن، عبارات فقهای قدما مختلف است. رهبری معظم در متن بحث خودشان، کلمات محقق، علامه و آقا ضیاء عراقی را فیالجمله اشاره کردهاند.
برای جمع میان کلمات ایشان و توضیحات و جمعبندی قدما، بهویژه در قالب فرمایش محقق عراقی در شرح تبصرة المتعلمین علامه، این آیات سوره برائت به اضافه یک آیه از سوره حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، مورد بررسی قرار میگیرد: ﴿ فَلا تَهِنوا وَتَدعوا إِلَى السَّلمِ وَأَنتُمُ الأَعلَونَ﴾[2] .
توسعه مفهوم جهاد در مباحث معاصر
در گذشته، در کلمات محققین، جهاد غالباً به قتال محدود بوده است. اما در مباحث فعلی، جهاد باید توسعه داده شود. جهاد تنها قتال نیست، بلکه هر نوع مبارزه اسلام با کفر را شامل میشود؛ از جمله جنگ نرم، فضای مجازی، حملات سایبری و آنچه امروز با عناوینی مانند جنگ سرد و جنگ گرم شناخته میشود. بحث هدنه، صلحنامه و تعهد عدم درگیری، شامل این عرصههای جدید نیز میشود.
عبارت مرحوم آقا ضیاء عراقی در شرح تبصرة المتعلمین
مرحوم آقا ضیاء میفرماید[3] : « و لا يجوز عند المشهور هذه المهادنة أزيد من السنة » هدنه بیش از یک سال جایز نیست. و دلیل مشهور را چنین نقل میکند: «و استدل له بالآية الدالة على وجوب الجهاد في كل سنة» آیاتی که دلالت دارند بر وجوب جهاد در تمام سال، بهگونهای که فقط اشهر حرم استثنا شدهاند: ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ﴾[4] و این با مهادنه در تمام سال منافات دارد: « و هو ينافي المهادنة في تمامها»
نقد استدلال به آیه وجوب جهاد سالانه
مرحوم آقا ضیاء میفرماید: «و لا يخفى انّ لازم هذا الاستدلال عدم جواز المهادنة بمقدار السنة و أزيد» لازمه این استدلال آن است که مهادنه حتی به مقدار یک سال هم جایز نباشد، که با کلام محقق و دیگران سازگار نیست. سپس میفرماید: «اللهم إلّا أن يحمل كلامهم على ما في المبسوط » مگر اینکه کلام آنان بر کلام شیخ طوسی در مبسوط حمل شود: «بقوله: و لا تجوز المهادنة في سنة و أزيد »
اشکال به حمل کلام فقها بر مبسوط
حتی اگر این حمل پذیرفته شود، باز اشکال باقی است: « و على فرض صحة هذا الحمل لا يخفى ما في هذا الاستدلال» زیرا غایت مفاد آیه این است: « إذ غاية مفاد الآية هو وجوب القتال في السنة بحسب المصلحة الأولية » و این منافاتی ندارد با ترک قتال به خاطر مهادنه در صورت وجود مصلحت قویتر: « و ذلك لا ينافي جواز تركه لعقد الهدنة معهم لمصلحة أقوى » مرحوم آقا ضیاء تصریح میکند: « خصوصا لتروّيهم في أمر الإسلام » بهویژه در مواردی که هدنه موجب ترقی اسلام شود و کفار به تأمل و تفکر وادار شوند: « لعلهم يسلموا بلا حرب فتزيد بهم شوكة المسلمين » و این موجب شوکت مسلمین گردد.
عدم تعارض با آیه ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ﴾
ایشان میفرماید: «و حينئذ لا مجال لتوهم المعارضة» هیچ تعارضی میان آیه: ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ﴾[5] و جواز مهادنه بر اساس مصلحت وجود ندارد.
نقش اجماع در محدودیت زمانی هدنه
مرحوم آقا ضیاء میفرماید: «و عليه فلو لا قيام إجماع في البين» اگر اجماع در میان نبود، مقتضای قاعده چنین بود: «كان مقتضى القاعدة صحة عقد الهدنة بأي نحو يراه رئيس الجيش مصلحة للمسلمين» یعنی صحت عقد هدنه بر اساس تشخیص فرمانده کل و مصلحت مسلمین. در صورت نبود مصلحت روشن: « نعم مع عدم قيام مصلحة ظاهرة في ذلك لا مجال لصحتها» و در این صورت، آیه زیر جاری میشود: ﴿ فَلا تَهِنوا وَتَدعوا إِلَى السَّلمِ وَأَنتُمُ الأَعلَونَ﴾[6] .
دفع توهم اطلاق آیه سوره محمد
مرحوم آقا ضیاء میفرماید: «و توهم إطلاق الآية حتى لصورة قيام المصلحة من غير جهة ضعف المسلمين، و بمثله تستكشف أهمية مصلحة الجهاد عن غيره. مدفوع » این توهم که آیه مطلق است و حتی در صورت وجود مصلحت نیز هدنه را نفی میکند، مردود است. ایشان میفرماید: «بأنّ الغرض من الجهاد- بعد ما كان دفع المضار مقدمة لازدياد شوكة المسلمين- يستحيل أقووية ذلك » و این غرض ممکن است از طریق هدنه نیز حاصل شود: « عما يراه رئيس الجيش في الوصول إلى مثل هذه المصلحة بطريق الهدنة »
ارتکازات اجتماعی و محدودیت اطلاق ادله جهاد
« فكان المقام من صغريات اتصال الكلام بخصوصيات ارتكازية » این مباحث از جمله مباحث متأخر فقهی است که در یکی دو قرن اخیر، بهویژه پس از وقایع تاریخی مانند مشروطه و جنگهای جهانی، در کلمات فقها ظهور پیدا کرده است. چنین بیانی در کلمات قدما دیده نمیشود. فقهایی مانند مرحوم آقا ضیاء عراقی این نوع تحلیل را وارد فضای فقه کردهاند. در این رویکرد، بحث ابتدا به تعیین صغری کشیده میشود؛ یعنی پیش از آنکه فتوا به جهاد یا فتوا به هدنه داده شود، باید وضعیت واقعی مسئله روشن گردد. باید ارتکازات ذهنی، شرایط اجتماعی و امور مختلف را با یکدیگر سنجید تا روشن شود که نتیجه، هدنه است یا جهاد.
مانعیت ارتکازات از اطلاق ادله
« فكان المقام من صغريات اتصال الكلام بخصوصيات ارتكازية، مانعة عن إطلاقه» این خصوصیات ارتکازی مانع از اطلاق ادله جهاد میشود؛ بهگونهای که اطلاق جهاد نسبت به برخی صور از بین میرود. « فلا يبقى مجال للتمسك بمثل هذه الإطلاقات » دیگر مجالی برای تمسک به اطلاقاتی از قبیل ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ﴾[7] باقی نمیماند تا بر اساس آن، در همه شرایط فتوا به جهاد داده شود و گفته شود این حکم تعبدی و توقیفی است؛ به این معنا که صرفاً چون قرآن فرموده پس از پایان ماههای حرام بجنگید، در هر شرایطی باید جنگید. این تلقی که جهاد مانند نماز باشد؛ یعنی چشم بسته و بدون ملاحظه شرایط، صرفاً به استناد اطلاق آیه، اقدام به جنگ شود، مورد پذیرش نیست. این مسئله نیازمند ارتکازات خاصی است که در فضای جوامع اسلامی و غیر اسلامی باید مورد ملاحظه قرار گیرد.
بطلان استدلال به اطلاق آیات برای فساد عقد هدنه
«فلا يبقى مجال للتمسك بمثل هذه الإطلاقات على فساد عقد الهدنة» نمیتوان صرفاً به اطلاق آیات تمسک کرد و عقد هدنه را فاسد دانست، آن هم در شرایطی که: «على فساد عقد الهدنة مع المصلحة الظاهرة،الأهم» در حالی که در هدنه، مصلحتی آشکار و اهم از جنگ وجود دارد. «مما هو مرتكز الأذهان من مصالح الجهاد» در مواردی که مصلحت هدنه برای عموم جامعه روشن است و در فضای اجتماعی، عرفاً همه درک میکنند که هدنه به نفع مسلمانان است، نمیتوان به اطلاق آیه تمسک کرد و گفت چون قرآن فرموده: ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ﴾[8] پس باید در هر شرایطی جنگ کرد، حتی در جایی که هدنه بهوضوح مصلحت بالاتری دارد.
نقد تمسک به عمومات بر بطلان هدنه بیش از یک سال
«فتمسك الجواهر بأمثال هذه العمومات، على بطلان عقد الهدنة مع قوة المسلمين بأزيد من السنة، منظور فيه» مرحوم آقا ضیاء عراقی در مقابل صاحب جواهر ـ که هرچند او نیز از متأخرین به شمار میآید ـ تصریح میکند با بیانی که ارائه شد، تمسک صاحب جواهر به عموماتی مانند ﴿فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ﴾[9] یا ﴿ فَلا تَهِنوا وَتَدعوا إِلَى السَّلمِ وَأَنتُمُ الأَعلَونَ﴾[10] برای اثبات بطلان عقد هدنه در صورت قوت مسلمانان، آن هم بیش از یک سال، محل تأمل و خدشه است. تمسک صاحب جواهر به اطلاق این عمومات برای این مدعاست که اگر مسلمانان در موضع قدرت باشند، حق ندارند بیش از یک سال مهادنه و هدنه داشته باشند و پس از یک سال باید وارد جنگ شوند. مستند این نظر نیز همین دو آیه شریفه از سوره توبه و سوره پیامبر است.
اشکال بر اطلاق ادعا در فرض قوت مسلمانان
«بأزيد من السنة، منظور فيه» آقا ضیاء تصریح میکند که این مدعا مشکوک و مخدوش است؛ بهویژه با توجه به این نکته که همین وجوه و ملاحظات مصلحتاندیشانه میتواند در چهار ماه، یا حتی کمتر از چهار ماه نیز جریان داشته باشد، آن هم در حالی که مسلمانان در موضع قوت و برتری قرار دارند: «خصوصا مع جريان هذه الوجوه في الأربعة أشهر و ما زاد، بل و في الأقل من أربعة أشهر، مع فرض قوة المسلمين و كونهم هم الأعلون، و هو كما ترى.» بر اساس این تحلیل، شوکت مسلمانان و جهات مختلف مصلحت، ممکن است در بازههای زمانی متفاوتی مانند سه ماه، دو ماه یا کمتر و بیشتر تحقق پیدا کند. از این جهت، فرمایش صاحب جواهر در تعیین حدّ یکساله برای هدنه، با این ملاحظات سازگار دانسته نمیشود.
بررسی اجماع بهعنوان دلیل اصلی
«و حينئذ فالعمدة في المقام تمامية الإجماع المزبور، و إلّا فللنظر فيه مجال» در نهایت، اگر قرار باشد دلیلی برای این ادعای کلی ارائه شود که هدنه حداکثر یک سال جایز است و بیش از آن جایز نیست، تنها مستند قابل طرح، اجماع است. اما این اجماع نیز با اشکال مواجه است؛ زیرا: اولاً، بحث هدنه بهصورت جامع در تمام کلمات فقها مطرح نشده است و اساساً جهاد و هدنه در همه آثار فقهی مورد بحث قرار نگرفتهاند. ثانیاً، حتی در مواردی که این بحث مطرح شده، اختلافنظر وجود دارد؛ بهگونهای که اجماع، از نظر صغروی نیز ثابت نیست، چه رسد به آنکه از نظر کبروی به عنوان حجت پذیرفته شود.
طرح یک نکته نو در باب روابط بینالملل حکومت اسلامی در فرمایش رهبری معظم
روی این جهت، فرمایش مرحوم رهبری معظم تقریباً ناظر به این مطلب است که ایشان تحت یک عنوانی میفرمودند: میتوان در این باب سخنی گفت که پیش از این بهصراحت گفته نشده است. آن مطلب این است که در مباحث مربوط به ارتباط بینالمللی حکومت اسلامی، یا کشور اسلامی، یا منطقه اسلامی با مناطق کفرنشین و مشرک ـ که در صدد جنگ و جدال هستند ـ شرایط مختلفی متصور است. این آیات، که بخش عمدهای از آنها مورد بحث قرار گرفت، غالباً «قضیه فیالواقعه» هستند، نه قضایای حقیقیه. جریان سوره برائت مربوط به مقطع خاصی از تاریخ، یعنی سال نهم هجری است و دستورات آن، بهصورت اولیه و بدون ملاحظه زمان و مکان، عمومی تلقی نمیشوند.
ضرورت لحاظ زمان و مکان در تعمیم آیات
عمومیسازی این دستورات نیازمند آن است که آنها را در ظرف زمان و مکان فعلی که مسلمانان در آن زندگی میکنند، مورد بررسی قرار دهیم. باید دید مصلحت مسلمانان و مصلحت اسلام در شرایط فعلی چیست: آیا در هدنه است یا در جنگ؟ شوکت مسلمانان در جنگ تأمین میشود یا در هدنه؟ این تشخیص را هم ارتکازات عرفی تأیید میکند و هم قواعد کلیای مانند حفظ نظام، حفظ بیضه اسلام و تجربههای تاریخی جنگ و جدال در طول تاریخ. ارتکازات مسلمانان همواره این بوده است که جنگ برای هدف خاصی انجام میشده؛ نه اینکه صرفاً میل به خونریزی وجود داشته باشد.
نقد تلقی توقیفی از جنگ و قتال
آیا جنگ کردن مثل نماز خواندن است؟ آیا جنگ یک امر توقیفیِ محض است؟ چنین چیزی نیست. هر انسان عاقلی میفهمد که خونریزی فینفسه امر ناپسندی است. هر انسان بالوجدان و بالفطره درک میکند که جهاد ـ به معنای قتال ـ اصل نیست. جهاد به معنای درگیری، زد و خورد، مزاحمت و هر نوع مقابله و مبارزه، فینفسه امر مطلوبی نیست؛ مگر آنکه مصلحتی در آن وجود داشته باشد.
ارزیابی استدلالات قدما در پرتو شرایط اجتماعی
با توجه به این نکات، استدلالات قدما ـ به این تعبیر ـ برای همان دورهای مناسب بوده که توجه جدی به مسائل اجتماعی اسلام وجود نداشته است. بله، مرحوم علامه و دیگران در مقام بحث بودند، اما این مباحث عمدتاً ناظر به زمانی بود که امر به امام معصوم اختصاص داشت. اما اگر بخواهیم از آن دیدگاهها برای شرایط فعلی استفاده کنیم، با این نگاهی که مرحوم علامه، محقق و شیخ طوسی داشتند، قابل اجرا نخواهد بود. و صلی الله علی محمد و آله