1404/11/20
بسم الله الرحمن الرحیم
استطاعت /شرایط وجوب حج /کتاب الحج
موضوع: کتاب الحج/شرایط وجوب حج /استطاعت
بررسی امر اول: رابطه بذل و استطاعت (جمعبندی و نتیجهگیری)
تحصَّل ممّا ذکرنا فی الأمر الأَوّل
در مسئله سی و چهارم[1] ، به دنبال پاسخ به این پرسش بودیم که ماهیت حج بذلی و بذل چیست و چه تأثیری بر استطاعت دارد؟ رابطه بذل با استطاعت چگونه تبیین میشود؟
شرط تحقق استطاعت از طریق بذل
پس از بررسی به این نتیجه رسیدیم که بذل تنها در صورتی میتواند مولد استطاعت باشد که نوع در اختیار قرار دادن مال از سوی باذل، حکایت از رضایت باطنی او داشته باشد. این نوع از بذل را «اباحه رضاییه» نام نهادیم. توضیح آنکه اگر بذل از نوع تملیک (ملکیتآفرین) یا اباحه انشایی باشد، موجب استطاعت نمیگردد. دلیل این امر آن است که این دو نوع بذل، نیاز به قبول از سوی مبذولله دارند و تا قبول محقق نشود، استطاعت حاصل نمیگردد.
تنها صورت مطابقت بذل با استطاعت
تنها موردی که میتوان گفت بذل مساوی با استطاعت است، هنگامی تحقق مییابد که: سایر ملزومات حج برای مکلف فراهم باشد و او تنها از جهت مالی کمبود داشته باشد. باذل بگوید: «حجّ وَ عَلَیَّ نَفَقَتُکَ». بر اساس قرائن تشخیص دهیم که باذل واقعاً از صمیم قلب راضی است اموالش در اختیار ما قرار گیرد و در آن تصرف کنیم. اطمینان داشته باشیم که باذل تا پایان کار پای سخن خود ایستاده و پشیمان نمیشود. سایر شرایط استطاعت نیز برای مکلف محقق باشد.
نتیجه امر اول: عدم مطابقت بذل با قاعده اولیه
بر این اساس به این نتیجه رسیدیم که بذل مساوی با استطاعت نیست و این تلقی که هرگاه بذلی صورت گرفت، استطاعت محقق میشود، مطابق با اصل و قاعده اولیه نمیباشد. در نظامواره فقاهت و اجتهاد، نمیتوان گفت هر جا بذل بود، «الأَصل هو الِاستطاعة». بلکه این مسئله نیازمند تحلیل و شرایط خاصی است که بیان شد:
· بذل در صورتی با استطاعت مطابقت دارد که کاشف از رضایت باطنی باشد (بذل ثبوتی)،
· نه بذل اثباتی که شامل تملیک و اباحه انشایی است و نیاز به قبول دارد.
· بذل ثبوتی (رضایی) به دلیل حکایت از رضایت باطنی، نیازی به قبول ندارد.
ورود به امر دوم: بررسی روایات
اکنون به سراغ امر دوم میرویم که بررسی روایات است. چهار روایت را پیشتر خواندیم که به «روایات عرض» یا «استعراض» معروف بودند. این روایات بیان میدارند که اگر کسی نفقه حج را در معرض تصرف شما قرار داد (عرضه کرد)، نباید استنکاف ورزیده و آن را رد کنید. بهویژه روایت[2] صحیحه معاویه بن عمار که یکی از این چهار روایت است.
متن روایت معاویه بن عمار
«فَإِنْ كَانَ دَعَاهُ قَوْمٌ أَنْ يُحَجُّوا» اگر گروهی کسی را دعوت کردند که به حج بروند و او را وادار به حج نمایند (یعنی نفقه دهند تا او را به حج بفرستند). «فَاسْتَحْيَى فَلَمْ يَفْعَلْ» آن شخص خجالت کشید و قبول نکرد. «فَإِنَّهُ لَا يَسَعُهُ» چنین کاری برای او جایز نیست؛ یعنی استنکاف و نپذیرفتن درست نیست. «إِلَّا أَنْ يَخْرُجَ وَلَوْ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعِ أَبْتَرِ» این روایت نشان میدهد که در صورت عرضه نفقه حج از سوی دیگران، نباید به بهانههای مختلف از پذیرش آن خودداری کرد، مگر در شرایط خاص.
بررسی روایت معاویة بن عمار و نسبت آن با ادله استطاعت
دو معنای احتمالی روایت
برای روایت مذکور دو تفسیر میتوان ارائه داد:
معنای نخست (ظاهر روایت)
اگر گروهی به شخصی بگویند: «بیا و به حج برو، هزینه آن با ما»، و او این پیشنهاد را رد کند، حج بر او مستقر میشود. یعنی بعداً باید هر طور شده، حتی با مشقت، حج را به جا آورد. عبارت «فَلَمْ يَفْعَلْ فَإِنَّهُ لَا يَسَعُهُ» دلالت دارد که رد کردن این پیشنهاد برای او جایز نبوده است. رد کردن در اینجا به معنای رد استطاعت است. استطاعت که قابل رد کردن نیست؛ وقتی محقق شد، تکلیف نیز محقق میشود. پس یا باید قبول میکرد و با عزت و آسایش به حج میرفت، یا اگر نپذیرفت، حج بر او مستقر شده و باید با هر سختی که شده، آن را انجام دهد. این برداشت بسیاری از فقها از این روایت و مشابه آن است.
دلالت روایت بر استطاعتآفرینی بذل
از این روایت چنین فهمیده میشود که به صرف بذل، شخص مستطیع میگردد. صرف اینکه عدهای بیایند و بگویند هزینه تو را میدهیم، به حج برو، این شخص مستطیع میشود و باید حج را انجام دهد، هرچند با مشقت باشد.
تعارض ظاهری با روایات دیگر
این روایت با روایات دیگری که پیشتر در باب حج خواندهایم، در ظاهر دچار تعارض میشود. آن روایات چه میگفتند؟ در آن روایات آمده بود که استطاعت یعنی انسان مالی داشته باشد که مال خودش باشد، امکانات بالفعل در اختیار داشته باشد، نیازی به منت کسی نداشته باشد و حتی یک قدم برای به دست آوردن آن برندارد. آن روایات اطلاق داشتند که استطاعت حاصل نمیشود مگر با اموالی که بالفعل در دسترس مکلف باشد.
نسبتسنجی: اطلاق و تقیید
در برابر آن اطلاقها، روایت معاویة بن عمار و امثال آن قرار میگیرد. این روایات میتوانند به عنوان مقید برای آن اطلاقها عمل کنند. توضیح آنکه روایات پیشین میگفتند: «لَا تَحصل الاستطاعة إِلَّا بوجود الأَموال فی ید المکلَّف مطلقا»، یعنی استطاعت مطلقاً حاصل نمیشود مگر با وجود اموال در دست مکلف. اما روایت معاویة بن عمار و مشابه آن، این اطلاق را تقیید میزنند و میگویند: «إِلَّا بالْبذل»، مگر در صورت بذل. یعنی اگر بذلی صورت گرفت، همان بذل موجب استطاعت میشود، هرچند مالی در دست مکلف نباشد. بنابراین، این روایات نقش مقید را برای آن اطلاقها ایفا میکنند.
بازخوانی امر اول در پرتو روایت معاویة بن عمار
تأملی دوباره در اقسام سهگانه بذل
در امر اول، پس از بررسی، اقسام سهگانه بذل را اینگونه تقسیمبندی کردیم:
۱. بذل تملیکی
۲. بذل اباحه انشایی
۳. بذل اباحه رضایی (ثبوتی)
در آنجا گفتیم تنها بذل رضایی میتواند موجب استطاعت شود، زیرا دو قسم نخست نیاز به قبول داشتند و تا قبول صورت نگیرد، استطاعتی محقق نخواهد شد.
پرسش اساسی: آیا قبول، تحصیل استطاعت محسوب میشود؟ اکنون با توجه به روایاتی مانند روایت معاویة بن عمار که ظاهرشان دلالت دارد به صرف بذل، شخص مستطیع میشود، پرسشی مطرح میگردد: اگر بذل از نوع اباحه انشایی یا تملیکی باشد و نیاز به قبول داشته باشد، آیا قبول کردن آن، تحصیل استطاعت به شمار میآید؟ این بحث را پیشتر نیز مطرح کردهایم. در گذشته گفتیم که تحصیل استطاعت واجب نیست. اما آیا صرف قبول کردن در این موارد، مصداق تحصیل استطاعت است یا خیر؟
نگاه عرف به مسئله قبول
به نظر میرسد عرف، صرف قبول کردن بذل تملیکی یا اباحه انشایی را تحصیل استطاعت نمیداند. برخلاف جایی که انسان باید برای به دست آوردن مال، زحمت بکشد یا مسافتی را طی کند، در اینجا صرفاً با یک قبول ساده، مال در اختیار او قرار میگیرد. عرف چنین نمیگوید که اگر کسی بذل تملیکی یا اباحه انشایی را قبول کرد، استطاعت را برای خود تحصیل نموده است. بنابراین، صرف قبول، تحصیل استطاعت تلقی نمیشود.
نتیجهگیری مقدماتی
اگر قبول، تحصیل استطاعت نباشد، آنگاه روایاتی مانند معاویة بن عمار که دلالت بر استطاعتآفرینی بذل دارند، مقدم میشوند بر روایات فراوان دیگری که میگفتند: «لَهُ مَالٌ، لَهُ مَا یَحُجُّ بِهِ»؛ یعنی استطاعت وقتی محقق میشود که انسان مالی در اختیار داشته باشد. این روایات (از جمله معاویة بن عمار) شاخص و مقدم میشوند و مبنای فتوا قرار میگیرند. بر این اساس، بسیاری از فقها قائل شدهاند که در حج بذلی، صرف اینکه کسی بیاید و بگوید هزینه تو را من میدهم، این بذل موجب استطاعت است؛ چه آن را تملیکی حساب کنیم، چه اباحه انشایی و چه اباحه رضایی.
تفسیر دیدگاه مرحوم آیتالله خویی
با این بیان، شاید رمز و کلیدواژه فرمایش مرحوم آیتالله خویی[3] رضوان الله تعالی علیه و امثال ایشان که به صورت مطلق فرمودهاند «به صرف بذل مستطیع میشوی»، همین نکته باشد که قبول کردن، تحصیل استطاعت محسوب نمیشود. بنابراین، آن تفصیلی که در امر اول میان سه قسم بذل قائل شدیم و دو قسم نخست را موجب استطاعت ندانستیم، در این مرحله از بحث وجهی ندارد و باید مورد بازبینی قرار گیرد.