1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل منکرین مفهوم داشتن شرط/مفهوم داشتن شرط /النواهی
موضوع: النواهی/مفهوم داشتن شرط /دلیل منکرین مفهوم داشتن شرط
دلیل سوم منکرین مفهوم داشتن شرط :
این دلیل را شیخ انصاری از طرف منکرین مفهوم شرط نقل کرده اند وبه آن جواب داده است.
کیفیت استدلال به این دلیل سوم به این طریق هست که:
منکرین مفهوم شرط می گویند:
اگر جمله شرطیِّة دلالت بر مفهوم شرط نماید ، باید به یکی از دلالت های سه گانه باشد:
1)دلالت مطابقی: یعنی تمام موضوعٌ له جمله شرطیة همان"انتفاء عند الانتفاء " باشد
2)دلالت تَضًمُّنی: یعنی مفهوم شرط "انتفاء عند الانتفاء "جزء موضوعٌ له جمله شرطیة باشد وجزء دیگر موضوع له جمله شرطیة ، ثبوت عند الثبوت می باشد.
3)دلالت التزامی: یعنی مفهوم شرط"انتفاء عند الانتفاء"مدلول مطابقی وتمام موضوع له ویا جزء موضوع له جمله شرطیة نباشد بلکه لازمه موضوع له آن باشد، یعنی موضوعٌ له آن همان ثبوت عند الثبوت باشد، ولازمه آن ،مفهوم داشتن جمله شرطیة می باشد.
آنوقت بین دلالت جمله شرطیة بر مفهوم وبین اینکه این دلالت مذکور باید به یکی از دلالات های سه گانه باشد،ملازمه وظهور دارد ، زیرا دلالت لفظیة منحصر در همین سه دلالت است.
در نتیجه اگر جمله شرطیة بخواهد مفهوم داشته باشد باید به یکی از دلالت های سه گانه باشد به اینصورت که «لو دلَّت الجملة الشرطیة علی المفهوم -ای انتفاء عند الانتفاء- لکان باحدی الدلالات الثلاثة » در این کلام فقره اول کلام«یعنی جمله لو دلت الجملة الشرطیة علی المفهوم»مقدم بوده وجمله«لکان باحدی الدلالالت الثلاثة» تالی می باشد وتالی باطل خواهد بود زیرا:
مفهوم: (انتفاء عند الانتفاء)نه مدلول مطابقی جمله شرطیة است زیرا:
مدلول مطابقی جمله شرطیة همان ثبوت عند الثبوت است ومفهوم (الانتفاء عند الانتفاء) عین ثبوت عند الثبوت نیست تا مفهوم بعنوان مدلول مطابقی جمله شرطیة باشد.
وهمچنین مفهوم جزء ثبوت عند الثبوت هم نیست تا مفهوم بعنوان مدلول تضمنی جمله شرطیة باشد وهمچنین مفهوم لازمه ثبوت عند الثبوت هم نیست تا مفهوم بعنوان مدلول التزامی جمله شرطیة باشد .
زیرا در منطق بیان شده است که :
لزوم باید در حد لزوم عقلی یا عرفی باشد ، لزوم عقلی مثل عمی وبصر ، ولزوم عرفی مثل حاتم و جود ، درحالی که بین تمام معانی جمله شرطیة -که ثبوت عند الثبوت باشد-وبین مفهوم که (انتفاء عند الانتفاء)باشد هیچ ملازمه عقلی وعرفی وجود ندارد.
در نتیجه اگر جمله شرطیة بخواهد مفهوم داشته باشد باید دلالت آن مفهوم بوسیله یکی از دلالات ثلاث باشد، در حالی که هیچیک از دلالات ثلاث در اینجا وجود ندارد زیرا:
"علت عدم وجود دلالت مطابقی در اینجا این است که :
تمام موضوع له جمله شرطیة، ثبوت عند الثبوت است وانتفاء عند الانتفاء یعنی مفهوم عین آن نیست.
واما علت عدم وجود دلالت تضمنی در اینجا این است که:
انتفاء عند الانتفاء -یعنی مفهوم-جزء موضوع له جمله شرطیة -یعنی ثبوت عند الثبوت-نیست
واما علت عدم وجود دلالت التزامی این است که:
انتفاء عند الانتفاء باید ملازم با ثبوت عند الثبوت باشد در حالی که این ملازمه وجود ندارد ، زیرا باید این ملازمه در حد لزوم عقلی ویا لزوم عرفی باشد که در اینجا لزوم عقلی ویا عرفی وجود ندارد ولذا تالی باطل خواهد بود.
در نتیجه با بطلان تالی- تالی عبارتند از دلالت جمله شرطیه بر انتفاء عند الانتفاء بوسیله یکی از دلالات ثلاث – مقدم هم باطل می شود ، مقدم عبارتند از دلالت جمله شرطیة بر مفهوم.
پس بوسیله دلیل مذکور ، مفهوم داشتن شرط باطل می گردد.
الیک نص عبارة الشیخ الانصاری فی بیان هذا الدلیل المنکرین لمفهوم الشرط:
«انَّه لو دَلَّ لکان باحدی الدلالات ، والملازمه لبطلان التالی-حیث لا لزوم عقلاً ولا عُرفا-ظاهرة»[1]