1404/10/22
بسم الله الرحمن الرحیم
نظرات مختلف درآن/آیا جملات شرطیة دارای مفهوم هستند یا خیر؟ /المقصد الثالث:فی المفاهیم
موضوع: المقصد الثالث:فی المفاهیم/آیا جملات شرطیة دارای مفهوم هستند یا خیر؟ /نظرات مختلف درآن
بحث ما درباره ی مفهوم داشتن ملات شرطیه بود که این گروه دلائلی بیان کردند:من جمله:بعضی برای اثبات مفهوم داشتن شرط تمسک کردند به اطلاق مفهوم ادات شرط و با مطلق بودن مفهوم ادات شرط ،علیت منحصره را اثبات کردند حتی کسانی هم که قائلند ادات شرط مفهوم ندارد با این استلال قائل به علیت منحصره هستند.
طرفداران مفهوم داشتن شرط از طریق مدخول ادات شرط اثر بودن علیت را اثبات کردند که مفصلا شرح آن گذشت وصاحب کفایة(ره) آن را قبول نکردند .
خلاصه جواب ایشان این است که:
اولاً:با اطلاق نمی توان منحصره بودن علیت را اثبات کرد.
ثانیاً: هم یکدفعه اتفاق بیفتد که منحصره بودن علیت این باعث حکم به کلیت این انحصار نمی شود در حالتی که قائلین به مفهوم شرط معتقدند که در همه جا یا اکثر جاها جملات شرطیه دارای علیت منحصره هستند ، فلذا موارد نادر بدرد مفهوم داشتن شرط نمی خورد.
اما دلیل دوم قائلین به مفهوم داشتن شرط :اطلاق مدخول ادوات شرط هست منتهی کیفیت تقریر این دلیل با دلیل اول فرق می کند :
وقتی مدخول ادوات شرط مطلق بود تعیین را می رساند مثل واجب تعیینی در صیغه امرمثل کلام مولی که گفت:ان جاءکَ زیدٌ فاکرمه در اینجا مجئ زید اطلاق دارد ،حال زید می خواهد در هر حالتی که می خواهد بیاید بیاید فقط کافیست زید بیاید،پس مدخول مجی زید اطلاق دارد ، دقیقا مثل واجب تعیینی.
توضیح ذلک: اگر یک جا امر باشدبدون قید سوال این است که آیا صیغه امر دلالت بر وجوب تعیینی می کند یا وجوب تخییری ؟اصولیون می گویند: واجب تعیینی را می رساند.
و واجب تخییری نیاز به قرینه دارد که در اینجا قرینه وجود ندارد.
در جمله شرطیه هم کذلک، اگر جمله شرطیه مطلق باشد بدون قید معینا مدخول ادات شرط خودش علت می شود برای وجوب اکرام ، در اینجا نتیجه دلیل اول با نتیجه دلیل دوم یکی هست ولی کیفیت تقریر با هم متفاوت هست .
در دلیل دوم آمد ما نحن فیه رو تشبیه کرد به صیغه امر که اطلاق دارد که واجب تعیینی را می رساند مثل صلِّ که دلالت بر واجب تعیینی می کند ومصلحت برای خود نماز ظهر هست نه برای بدل آن که نماز جمعه باشد. پس این اطلاق تعیین را می رساند.
که این مفهوم را آقا ضیاء عراقی قائل هست ولی صاحب کفایة آن را نقل می کند ورد می کند چون ایشان قائل هستند که شرط مفهوم ندارد.
عده ای دیگر قائلند که:پس مطلق بودن ادات شرط تخییر را می رساند یعنی دقیقا مثل صیغه امر هست که وقتی که مطلق بود واجب تعیینی را می رساند ، ولی اگر چنانچه مدخول ادات شرط با" او"عطف شد سه تا یا دوتا که وجوب تخییری را میرساند : مثل:ان افطرتَ اَعتِق رقبةً او صُم شهرین متتابعین او اطعم ستین مسکیناً ک مثل مثال ان جاءَک زیدٌ او ارسل الیک رسالةً فاکرمه نشان می دهد که جمله شرطیة ما مطلق نیست پس تخییر را می رساند.
سوال:فرق بین دلیل اول با دلیل دوم چیست؟
دلیل اول اطلاق مدخول ادات شرط ، دلیل دوم:اطلاق مدخول ادات شرط که این دو عنوان یکیست ولی فرقشان این هست که در دلیل اول منحصره بودن را اثبات کرد و او را با هیچ چیزی مقایسه نکرد .
ولی در دلیل دوم :تعیین را اثبات کردواین دلیل را به صیغه امر تشبیه کرد که اگر اطلاق داشته باشد وجوب تعیینی را می رساند.