1404/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
آیات و کلمات بزرگان درباره جهاد/حکمرانی جهاد /فقه حکمرانی
موضوع: فقه حکمرانی/حکمرانی جهاد /آیات و کلمات بزرگان درباره جهاد
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مبانی نظری حکمرانی جهاد و تبیین رویکرد جهادی
۱. تفکیک مفهومی: حکمرانی جهاد در برابر حکمرانی با رویکرد جهادی
ما در بحث حکمرانی جهاد، طبیعتاً باید مباحث فقهی جهاد و حتی مباحث غیرفقهی به معنای مصطلح آن را، مورد بحث قرار دهیم و از آنها سیاست، سیاستگذاری و تنظیمگری تا نظارت و ارزیابی را در حوزه جهاد داشته باشیم.
البته، هنگامی که از «حکمرانی جهاد» سخن به میان میآید، گاهی مقصود، «حکمرانی با رویکرد جهادی» است؛ یعنی حکمرانی فرهنگی، حکمرانی علمی، حکمرانی اقتصادی، حکمرانی اجتماعی، حکمرانی امنیتی و سایر انواع و اقسام حکمرانیها، با رویکرد جهادی باشد، نه رویکرد اداری.
تبیین «رویکرد جهادی» در برابر «رویکرد اداری»
مقصود از «اداری»، نه معنای مدیریتی آن، بلکه معنای مصطلح امروزی آن است. [در معنای مدیریتی نیز] این نوع فعالیتها که مثلاً رئیس دستوری به مرئوسش بدهد، او نیز به زیرمجموعهاش، و سپس [انجام آن] فراموش شود و کار بر زمین بماند، مورد تأیید علم مدیریت نیست. ولی مقصود از «اداری» در اینجا، همین معنای متعارفی است که اکنون تحقق دارد.
مقصود از رویکرد جهادی این است که مدیران با تمام قوا تلاش و فعالیت کنند و عاشقانه و فی سبیلالله کار کنند تا امور به نتیجه برسد. بنده روز گذشته در اصفهان بودم و از مجموعههای مختلف بازدید و جلسات متعددی داشتم و سحرگاه، ساعت دو بامداد به تهران رسیدم. در بازدید از مجموعههای دانشگاهی مشاهده میکردم که در برخی موضوعات کار میکردند و عوائد علمی و فناوری را [دنبال مینمودند] و میگفتند: «مسئول ما، رئیس آن مجموعه در دانشگاه، به ما میگوید که شما دیگر پنجشنبه و جمعه به دانشگاه نیایید، استراحت کنید و به کارهای خودتان بپردازید. ولی ما گوش نمیدهیم. ما پنجشنبهها هم میآییم، گاهی شب را هم همینجا میخوابیم و حتی جمعهها درگیر این کار هستیم تا این مسئله به نتیجه برسد.» از قضا میگفتند بخشی از این بحث ما و این موضوعی که دنبال میکنیم، در اواخر هفته گذشته به نتیجه رسید و ما اینجا جشن گرفتیم. این، همان رویکرد جهادی است. در اینجا، کار، علمی است و جهاد، «جهاد علمی» است.
گستره مفهومی جهاد: از جهاد علمی تا جهاد نظامی
یعنی «بذل الوسع بالنفس و ما یتوقف علیه من المال»[1] . جالب است که حتی در این حوزهها نیز میتوان [این فعالیتها را مصداق] «فی محاربة المشرکین و الباغین» دانست. زیرا بسیاری از فعالیتهایی که ما انجام میدهیم، مثلاً در زمینه هوش مصنوعی، در زمینه کوانتوم، در زمینه نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، میکروالکترونیک و حوزههای دیگر، همگی جنگ با مشرکین، جنگ با باغین و جنگ با کفار است؛ زیرا این جنگ، جنگی علمی است.
البته جهاد به معنای خاص نظامی، قیدی دارد که [در تعریف آن] گفتهاند «علی وجه مخصوص» که این، جهادِ مختص به امور نظامی میشود. پس جهاد و مجاهده به این معناست که «استفراغ الوسع فی مدافعة [العدو]» با اقسامش. در کتابهای فقهی ما گفتهاند جهاد بر سه قسم است: «مجاهدة العدو الظاهر، و مجاهدة الشیطان، و مجاهدة النفس.»
تبیین ابعاد مختلف جهاد: از رویکرد مدیریتی تا اقدام نظامی
۱. توسعه مفهوم «جهاد با دشمن ظاهر»
«عدو ظاهر» معمولاً در کتابهای فقهی، همان جنگ نظامی است. ولی در دنیای امروز، «مجاهدت با عدو ظاهر» فقط جنگ نظامی نیست؛ حتی جنگ اقتصادی و آمادگی در برابر دشمن ﴿(«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»)﴾[2] نیز مجاهدت با عدو ظاهر محسوب میشود. پس ما طبق این ادبیات فقهی میتوانیم حتی جهاد را به مثابه یک «رویکرد» استفاده کرده و بگوییم «حکمرانی جهاد»، یعنی حکمرانی در عرصههای مختلف با رویکرد جهادی.
رویکرد جهادی یعنی چه؟ یعنی «استفراغ الوسع فی مدافعة العدو». همین تعریف را هم در کتابهای فقهی برای سه مصداق ذکر کردهاند: «مجاهدة العدو الظاهر»، «مجاهدة الشیطان» و «مجاهدة النفس». و فرمودهاند: «تدخل الثلاثة فی قوله تعالی: ﴿وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ»﴾[3] (که در آیه ۷۸ سوره حج هست).[4]
این، یک نگاه است و این نگاه بسیار مهمی است که حالا چطور این حکمرانی با رویکرد جهادی تحقق پیدا کند. حتی میبینیم گاهی خود نیروهای انقلابی و حزباللهی هم وقتی منصبی را به دست میآورند، بیشتر دنبال منافع شخصی، فردی و حزبی خود هستند و خیلی برایشان مهم نیست که کار به نتیجه برسد یا نرسد؛ حزبشان میخواهد پیروز بشود. معلوم است که این، جهادی نیست، ولو شعارشان هم ارزشهای انقلابی و اسلامی باشد.
در مقابل، عدهای هستند که اصلاً شعارشان خلاف ارزشهای انقلاب و اینهاست، ولی برای کارشان «استفراغ الوسع» دارند؛ شبانهروز تلاش میکنند برای اینکه به این انقلاب ضربه بزنند، به اسلام آسیب برسانند، به مسلمین ضرری برسانند. اما اینها چون در سایه ولایت شیطان هستند، معمولاً استقامت ندارند. اما کسانی که روحیه جهادی داشته باشند، استقامت دارند و استمرار در کار جهادیشان هست.
حکمرانیِ «موضوعِ» جهاد: از مقدمات تا اقدام مستقیم
یک وقت هم مقصود از «حکمرانی جهاد»، یعنی حکمرانیِ موضوعِ جهاد. یعنی میخواهیم با محوریت «جهاد»، حکمرانی داشته باشیم که در اینجا، جهاد به معنای خاصش، همان جهاد نظامی (جهاد با مشرکین و باغین) است.
در این معنای خاص، مقصود، «مبادی و مقدمات» مبارزه با مشرکین نیست. [مثلاً] بگوییم خب، ما الان برای اینکه با کفار مبارزه کنیم، باید در میکروالکترونیک، تراشه بسازیم؛ باید در لیزر پیشروی داشته باشیم که پدافند لیزری داشته باشیم و بعد بتوانیم در جنگ و مبارزات نظامی از آن ابزار استفاده کنیم.
پس باید تفکیک کرد:
جهاد به معنای عام: یک وقت، جهاد معنای وسیعی دارد که هر حرفی که در راه خدا باشد را شامل میشود؛ فعالیت با جان، مال، زبان و اینها. یک طلبهای شبانهروز زحمت میکشد، کار علمی میکند که اسلام درست تبیین و تحقیق بشود، این هم جهاد است. یا یک دانشگاهی در رشتههای متعارف، تمام تلاش خود را میکند تا بتواند خدمتی به مردم بکند، این جهاد علمی یا فرهنگی است. این یک بخش از فعالیت جهادی است.
جهاد به معنای خاص (مقدماتی): یک بخش از فعالیت جهادی، «مبادی و مقدمات» است. یعنی فعالیتهای علمی و اجتماعی برای مبارزه و محاربه با دشمن. مثل اینکه عدهای بنشینند کار علمی بکنند و ماهواره بسازند، کار علمی بکنند و ناو بسازند.
جهاد به معنای اخص (اقدام مستقیم): یک معنای دیگر، اخصی وجود دارد که عبارت است از اینکه شخص، مستقیماً با دشمن «محاربه» داشته باشد. در واقع، جهاد به معنای «حرب» است؛ و «حرب» یعنی «المقاتلة و المنازلة».
با کمال میل و با رعایت دقیق درخواست شما، متن ارسالی بدون هیچگونه حذف کلمهای و صرفاً با حذف تکیهکلامها، به زبان رسمی و تخصصی تبدیل و عنوانبندی شد.
تحلیل و توسعه مفهومی واژگان «جهاد»، «حرب» و «رباط»
۱. نسبت میان «جهاد» و «حرب»
اینکه شخص حرکت و تلاش کند تا با دشمن بجنگد... حالا گاهی تعبیر «حَرْب» [به کار میرود]. «حَرْب» به فتح «راء»، به معنای «سلب» (گرفتن و ربودن) است. «فَالحَرْبُ ثم سُمّیَ کلُّ سلبٍ حرباً». این، اطلاقاتی است که برای [این واژه] به کار رفته است.
پس بنابراین، به این معنا میتوان گفت: «الجهاد أعمّ و أوسع من الحرب». یعنی هر «حربی»، البته اگر در راه خدا باشد، «جهاد» است. زیرا «حرب»، شامل «مجاهدة العدو الظاهر»، اما با ابزار نظامی میشود. اما «جهاد»، هم «مجاهدة العدو» را به انواع و اقسام آن شامل میشود، هم «مجاهدة النفس» (جهاد اکبر) را و هم «جهاد با شیطان» را. بنابراین، «جهاد»، اعم و اوسع از «حرب» است.
توسعه مفهومی «تهاجم» و «جنگ» در عصر حاضر
یک وقت، دشمن در حال «استیلاء» است؛ میخواهد استیلای اقتصادی پیدا کند. جنگ، جنگ اقتصادی است؛ تهاجم، تهاجم اقتصادی است. یک وقت، تهاجم، فرهنگی است؛ یک وقت، تهاجم، اجتماعی است. تمام تلاش این است که جوانان معتاد بشوند، ازدواج نکنند، سقط جنین کنند، زاد و ولد نداشته باشند؛ این جنگ است، تهاجم است.
پس آن معنای از جهاد که قسم اول آن گفته شد («مجاهدة العدو الظاهر»)، همهاش الزاماً مصداقش «حرب نظامی» نیست. بله، «حرب» عمدتاً به معنای قتال و مقاتله و منازله و امثال ذلک است. یعنی میخواهم بگویم حتی «جهاد به معنای مجاهدة العدو الظاهر» نیز، اعم از «حرب» است. چون اکنون اصطلاح «جنگ شناختی»، «جنگ ترکیبی»، «جنگ اقتصادی» و... به کار رفته است. خود غربیها هم این اصطلاح را دارند.
تحلیل واژه «رباط» و «مرابطه»
یک واژه دیگر هم داریم: «رباط» که از ریشه «ربط» است؛ «ربط الشیء إذا شدّه». این در قرآن هم داریم: «و من رباط الخیل». بستن اسبان، اسبان ورزیده. اینها به کار رفته است.
حالا در اینجا که «رباط» یا «مرابطه» گفته میشود، یعنی «ملازمة ثغر العدو»؛ ملازمه با مرزداری دشمن است. «أصلُهُ أن یربطَ کلُّ واحدٍ من الفریقین خیله»؛ یعنی وقتی هر یک از دو طرف [درگیری]، لشکرشان را حاضر و آماده مبارزه میکنند. یا [به این معناست که] «الإقامة علی جهاد العدو بالحرب و ارتباط الخیل و إعدادها»[5] . به تعبیری، «رباط» یعنی آمادهسازی و زمینهسازی؛ اسبان را آماده کردن. این هم مقدماتی است برای آن جهاد نظامی.
مثل همین [که] عرض کردم، بیاییم مثلاً روی لیزر کار کنیم، روی کوانتوم. مثلاً ما اگر تصویربرداری کوانتومی، لیزر کوانتومی و امثال ذلک داشته باشیم، خیلی میتوانیم با دشمن مبارزه کنیم. حتی ما اگر اف-۳۵ را هم نداشته باشیم، اگر لیزر کوانتومی و تصویربرداری کوانتومی داشته باشیم، میتوانیم اینها را شناسایی کنیم. و از قضا، دشمن توان شناسایی مکان و محل آن دوربینها و لیزرهای کوانتومی را نخواهد داشت؛ چون اصولاً منطق کوانتوم، منطق صفر و یک نیست، جیپیاس هم نمیخواهد. بدون جیپیاس میتوانند [کار کنند]. و راحت میشود این ابزار نظامی مثل اف-۳۵ و این هرمسها و... را هم منهدم کرد. این، یک نوع آمادهسازی و ﴿«و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة»﴾[6] است. این هم جهاد و مبارزه با دشمن است. «مدافعة» یا «مجاهدة العدو الظاهر» شامل اینها نیز میشود.
حالا با این معنا و با این قلمرویی که عرض کردم، به هر حال جای این بحث هست که ما وقتی میخواهیم از «حکمرانی جهاد»، نه به مثابه یک «رویکرد»، بلکه به مثابه یک «موضوع»، به آن بپردازیم...
تحلیل فقهی مفهوم جهاد در آراء فقها و آیات قرآن
۱. بررسی تعاریف فقها از جهاد
باز از این نصوص دینی، آیات و روایات و مباحث فقهی، میتوان به رویکردهایی در این باب رسید. جزوه درس خارج مقام معظم رهبری، یک مقدمه و دو فصل آن را اکنون به من دادهاند. جزوه کوچکی است که من دیدم، 78 صفحه است که اولش «مقدمه» است؛ «فضل الجهاد»، «فی معنی الجهاد»، «اهداف الجهاد». این مقدمه است.
فصل اول، «ادلة وجوب الجهاد و کیفیة وجوب الجهاد».
و فصل دوم، «فی اقسام الجهاد».
در «معنای جهاد» اینجا دارد که: «لابد أولاً من ذکر بعض التعاریف التی ذکرها الفقهاء ثم بیان الرأی المختار.»
«فنقول: أکثر القدماء کالشیخ فی المبسوط و النهایة و الخلاف و السید فی الانتصار و الناصریات و الصدوق فی الهدایة و أبیالصلاح فی الکافی و سلار فی المراسم و ابنالبراج فی الجواهر و المهذب و ابنحمزة فی الوسیلة و ابنادریس فی السرائر و غیرهم، و بعض المتأخرین کالعلامة فی القواعد و المنتهی و الشهیدین فی شروحها، أعرضوا عن ذکر تعریف الجهاد و بدءوا ببیان أحکامه.»
یعنی اینها عمدتاً به تعریف جهاد نپرداخته و صرفاً به بیان احکام بسنده کردهاند.
بعد میفرماید:
«و ذکر الراوندی فی فقه القرآن فی تعریف الجهاد ما لفظه: اعلم أنّ الجهاد و المجاهدة کلاهما استفراغ الوسع فی مدافعة العدو، إلا أنّ الشرع خصّص لفظ الجهاد بالمقاتلة فی سبیل الله لإعلاء کلمة الله و إعزاز دینه و إذلال المشرکین، و بقی لفظ المجاهدة علی عمومها.»[7]
(راوندی در فقه القرآن، جلد ۱، صفحه ۳۲۸، این تعریف را آورده است.)
«و ذکر الشهید الثانی فی المسالک ما لفظه: هو فعال من الجَهد بالفتح... و لغةً المشقة... و شرعاً بذل النفس و ما یتوقف علیه من المال فی محاربة المشرکین أو الباغین علی وجه مخصوص.»
«و عرّفه الشهید الأول بأنّه: بذل النفس و المال فی إعلاء کلمة الإسلام و إقامة شعائر الإیمان.» [8]
بعد عبارت صاحب جواهر را ذکر میکند، بعد عبارت طباطبایی در ریاض المسائل را بیان میکند. که در واقع، صاحب جواهر، تعریفی که آورده، ترکیبی از تعریف راوندی و شهید ثانی است که قبلاً عبارات را خواندید.
تحلیل و تبیین رأی مختار رهبری در باب مفهوم جهاد
بعد میفرماید: «أقول: لیس شعری ما هو الدلیل علی أنّ الله فرض الجهاد بعد الهجرة؟... و إنّما هو القتال الممنوع فی مکة، فسوّغ به فی المدینة.»
بعد تمسک به آیه ۷۵ سوره نساء میکند.
«و التحقیق أنّه یقع فی موارد استعماله فی الکتاب و السنة.»
بعد، ایشان آمدهاند و استعمالاتی که کلمه «جهاد» در آیات و روایات دارد را ذکر کردهاند که بعضی از این استعمالات در کتاب [قرآن] این است که:
استعمال در مورد قتال (جهاد مسلح):
«و قد استعمل تارةً فی مورد القتال و الجهاد المسلح...» و به عنوان مثال، سوره محمد (صلی الله علیه و سلم)، آیه ۳۱ را ذکر میکند: ﴿«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ».﴾[9] اینجا معلوم است که «مجاهدین» که اینجا آمده، مقصود، جهاد به معنای حرب است.
استعمال در غیر قتال (جهاد غیر مسلح):
«و أخری فی غیر الجهاد المسلح من سائر أنواع بذل الجهد فی سبیل الله.»
مثلاً این تعبیر: ﴿«فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً».﴾[10] این، مجاهده غیرنظامی است، اما در برابر دشمن است.
پس یک وقت، مقصود از جهاد، «جهاد مسلح» است؛ یک وقت، مقصود از جهاد، «جهاد غیر مسلح» اما در قبال دشمن است.
تحلیل استعمالات قرآنی و روایی «جهاد» و تبیین معانی مختلف آن
۱. استعمالات مختلف «جهاد» در قرآن و روایات
•استعمال در معنای اعم (قدر مشترک):
«و استعمل ثالثةً فی الأعمّ منهما فی استعمال واحد.» یعنی در قدر مشترکی که هم مصداق جهاد نظامی را شامل میشود و هم مصداق غیرنظامی را. مثل این آیه: ﴿«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ»﴾[11] (که در آیه ۷۳ سوره توبه یا آیه ۹ سوره تحریم هم همینطور هست).
•استعمال در روایات:
«و أما الروایات فاستعمال الجهاد فیها علی قرار الآیات الشریفة، فتارة استعمل فی الجهاد المسلح و أخری فی غیره و ثالثة فی الأعم منهما.» بعد، نمونههایی را ذکر میکند که من دیگر آن روایات را نمیخوانم.
تبیین نسبت میان «جهاد» و «قتال»
بعد، یک بحث دیگری دارد: «النسبة بین عنوان الجهاد و القتال». میفرماید که اینها دو عنوانی هستند که در قرآن وارد شدهاند: «أحدهما الجهاد و الآخر القتال. و لا شبهة فی أن القتال الوارد فی القرآن مقیّد بکونه فی سبیل الله.»
«و الظاهر أنّ القتال بالفعل یختص بالحضور فی ساحة القتال متأهباً متصدیاً لشؤونه، و الجهاد أعمّ منه، فیشمل شؤوناً أخری غیر الحرب، مثل قیادة فی السیارات و الطائرات و السقایة و الطبابة و نقل الجرحی و الموتی.»[12]
یک وقت، آدم در میدان جنگ است، حالا مثلاً رانندگی میکند، یا آب به رزمندگان میدهد، یا طبابت میکند. لذا «جهاد»، اعم از «حرب» و «مباشرت در قتال» است.
۳. تحلیل روششناختی رهبری در فهم معنای جهاد
من میخواهم این را عرض بکنم که دو تا بحث در اینجا داریم در این فرمایش مقام معظم رهبری:
•بحث اول: آیا روششناسیای که ایشان ارائه کردهاند، درست است یا نه؟ یعنی ما میخواهیم معنا یا معانی جهاد را بفهمیم و با این روش و متدولوژی که بیاییم نصوص را بررسی کنیم، معنای جهاد را دریابیم. این روش، مسلماً روش درستی است و با معانی لغوی [به تنهایی] نمیتوان [به مقصود] رسید. فقها هم (آقای راوندی و شهید ثانی و بعد عرض کنم، صاحب جواهر) عمدتاً تعریف نکردهاند.
•نتیجه اعمال روش: آیات و روایات را بررسی کنیم و بعد به معانی مختلف یا مصادیق مختلف جهاد بپردازیم. یک معنای واحد، جهاد به معنای همان «جَهد» و «جُهد» (تلاش و توان) است. اما یک وقتی، در نصوص دینی، مصداقش در واقع، «بذل الوسع بالنفس فی محاربة المشرکین و الباغین» است. یک وقت، «بذل الوسع بالمال فی محاربة [العدو]» است. یک وقت، اصلاً دشمن با شما یک نزاعی را شروع کرده و شما تمام تلاش را میکنید با او مقابله کنید؛ حالا میخواهد مقابله نظامی باشد، میخواهد مقابله غیرنظامی باشد.
یک وقت، مبارزه، لسانی است. امیرالمؤمنین سلام الله علیه در آخرین وصیتش به حسنین علیهم السلام، تعبیر « وَاللهَ اللهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ » [13] را دارد. جهاد زبانی هم داریم، ولی باید حتماً یک دشمنی فرض بشود.
۴. طبقهبندی معانی جهاد بر اساس تحلیل نصوص
پس من به این شکل عرض میکنم: وقتی این نصوص را بررسی میکنیم، میبینیم یک جاهایی، شارع مقدس توصیه به «جهاد» (کار جهادی کردن و تلاش کردن برای رضای خدا) دارد. یعنی قطعاً جهاد، قیدش «فی سبیل الله» است. این شکی نیست. یعنی کسی تلاش فراوانی بکند اما «فی سبیل الله» نباشد، این از نظر اسلام، جهاد نیست. تلاشِ «فی سبیل الله»، جهاد است.
•معنای اعم: به این معنا، جهاد نفس، جهاد تبیین، جهاد علمی، همه اینها جهاد است. این، معنای اعم است که از نصوص استفاده میشود.
•معنای عام: یک معنای عام دارد که «مبارزه با دشمن» است؛ یک دشمنی در میدان است. (در معنای اولی، دشمن در میدان هم نیست، باز جهاد است.) معنای عام این است که دشمنی در میدان آمده، گاهی عملیات نظامی دارد، گاهی عملیات اقتصادی دارد، گاهی عملیات فرهنگی دارد. این، مجاهده و جهاد به معنای عام است. به نظر میآید آیه ﴿«فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً»﴾[14] شامل حال این میشود.
طبقهبندی مراتب و معانی جهاد بر اساس تحلیل نصوص
۱. معنای اعم جهاد: تلاش حداکثری فی سبیل الله
پس آنجا که میفرماید: «جهاد المرأة حسن التبعل»[15] ، یا میفرماید مثلاً کسی که... حتی تعبیر این است که مردی که دنبال معیشت خانوادهاش باشد و کشته بشود یا از دنیا برود، شهید است. این، معنای اعم است و این معنا از آیات قرآن هم قابل استفاده است. یعنی آنجایی که توصیه به «جهاد فی سبیل الله» میشود، معنای اعم یا عامی است که همه موارد را در بر میگیرد.
معنای عام جهاد: مبارزه در برابر دشمن
اما معنای عام، مجاهده در برابر دشمن است، حالا چه نظامی، چه غیرنظامی. یک معنای خاص هم میشود از نصوص استفاده کرد و آن، مبارزه نظامی با دشمن است.
معنای خاص جهاد: مبارزه نظامی
حالا این مبارزه نظامی، باز یک معنای عام دارد و یک معنای خاص.
•معنای عام مبارزه نظامی: ﴿«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة»؛﴾[16] یعنی شما حتی آنجایی که دارید مقدمات و مبادی را فراهم میکنید، مثلاً دارید خندق حفر میکنید یا موشک میسازید، ابزار حرب را آماده میکنید، این هم جهاد است؛ جهاد نظامی است. مبارزه نظامی است، اما قتالی که حالا وارد معرکه شده باشد، نیست.
•معنای اخص جهاد: و معنای اخص از جهاد، وقتی است که انسان در میدان جنگ و در معرکه، با دشمن مشغول حرب مسلحانه است. که اگر در این معرکه به شهادت رسید، غسل دیگر بر او لازم نیست و شهید است.
۴. جمعبندی چهار مرتبه مفهومی جهاد
پس ما چهار معنا را میتوانیم [از نصوص] استفاده کنیم:
1.معنای اعم: همان بذل وسع و طاقت و تلاش و جهد حداکثری؛ با تمام طاقت و توان، تلاش و کوشش حداکثری «فی سبیل الله». باید حتماً قید «فی سبیل الله» اینجا باشد. حالا هر نوع تلاشی؛ طلبهای دارد درس میخواند تا مجتهد بشود فی سبیل الله؛ یک دانشجویی درس میخواند تا متخصص بشود فی سبیل الله؛ یک محققی تلاش میکند تا تحقیقش به ثمر برسد فی سبیل الله. این، جهاد به معنای اعم است.
2.معنای عام: جهادِ مبارزه در برابر دشمن است، ولو غیرنظامی. دشمن، جنگ اقتصادی درست کرده، جنگ فرهنگی درست کرده، تهاجم فرهنگی [دارد]. این هم یک جهاد است. آیه ﴿«فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً»﴾[17] به نظر من مقصودش این است. یعنی از «الکافرین» معلوم میشود یک مجاهده در برابر دشمن هست.
3.معنای خاص: یک معنا از جهاد، همین جهاد نظامی در برابر دشمن است، اعم از اینکه در معرکه باشد یا نباشد. (که دارند موشک میسازند، ﴿«و اعدوا لهم من قوة»).﴾[18]
4.معنای اخص: یک جهاد، معنای اخص دارد که دیگر شخص در معرکه و میدان، دارد مبارزه میکند و تلاش میکند. اعم از اینکه بالفعل مشغول قتال باشید یا نه، دارید مثلاً نگهبانی میدهید و در معرکه هستید. کسی که شهید شد، این شهید در معرکه است.
به هر حال، مجموعه آیات و روایات را که میبینیم، میشود به این جمعبندی رسید.
(البته حضرت آقا غیر از این آیات، ما حالا سال گذشته تمام آیات را بر اساس ترتیب نزول بحث کردیم، آیات سور مکی و بعد سور مدنی را مفصل توضیح دادیم که حالا الان جمعبندی ما تقریباً به این شکل است.)
یعنی چهار مصداق یا چهار مرتبه برای جهاد میتوان ذکر کرد.
بنابراین، اینکه جهاد را گاهی بگوییم «جهاد به معنای قتال» است، که تعبیر ﴿«الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله»﴾[19] [آمده]، این قتال هم یعنی مبارزه مسلحانه با دشمن داشتن. این مبارزه مسلحانه با دشمن، یعنی در میدان معرکه بودن. حالا یک وقت در میدان معرکه بودن، شخص دارد سقایه میکند، طبابت میکند، مجروحین را جابهجا میکند. یک وقت نه، اسلحه دستش است، دارد با دشمن میجنگد. اینها هم مصادیق دیگر جهاد هستند. من به نظرم حتی کسی که در معرکه دارد آب به رزمندگان میدهد، طبابت میکند، آن هم اگر شهید شد، شهیدی است که غسل و کفن ندارد. حالا دیگر اینها بحثهایی است که در احکام فقهی باید به آن بپردازیم.
اینها مطالب حضرت آقا بود و روش معناشناسی جهاد را عرض کردیم، روش دقیقی است.
تحلیل حکمت تشریع و اهداف جهاد: دفاعی و ابتدایی
۱. مقدمه: ورود به بحث حکمت تشریع جهاد
ما انشاءالله هم آیات و هم روایات را بعداً بیشتر میخوانیم و ممکن است این چهار مرحله یا چهار ساحت معنایی جهاد، به پنج ساحت هم برسد. فعلاً ما به همین بسنده میکنیم.
بعد، یک بحث دیگری فقها دارند به نام بحث «حکمت تشریع جهاد». حضرت آقا در درسشان، تعبیر «اهداف الجهاد» را دارند. یعنی مراد از اهداف جهاد، آن چیزی است که شارع مقدس «لأجله» (اگر یک هدف باشد) یا «لأجلها» (اگر چند هدف باشند)، جهاد را تشریع کرده است؛ یعنی هدفِ جهادِ اسلامی است.
تحلیل اهداف جهاد دفاعی
یک وقت، مقصود ما از جهاد، «جهاد دفاعی» است. هدف در جهاد ابتدایی... [تصحیح:] هدف در جهاد دفاعی، «لیس إلا الدفاع» است. یعنی هدف، دفع دشمن است؛ حالا [دفاع] از نفس و مال.
این دشمن، یک وقت هجوم آورده به نفس، به مال، به وطن، به استقلال سیاسی، به استقلال اقتصادی؛ شما جهاد دفاعی دارید.
ببینید، جهاد دفاعی، باز مقصود [عموماً]، دفاع در ساحت نظامی است. یعنی [دشمن] حمله نظامی کرده و دارد میآید شهرها را میگیرد، شما میجنگید، جانتان را در معرض خطر قرار میدهید تا دشمن عقبنشینی کند. این، معنای خاصی از جنگ است. شهیدی که غسل و کفن ندارد، این است.
اما یک وقت، دشمن هجوم سیاسی کرده، میخواهد استقلال سیاسی را بگیرد. یک وقت، هجوم اقتصادی کرده، «اسنپبک» را جاری میکند، تحریمها را تشدید میکند، اجازه ارتباط دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی اجتماعی، اقتصادی و... را به ما نمیدهد. شما مبارزه میکنید و آن را دفع میکنید. مثلاً میروید با چین و روسیه و هند و پاکستان و... صحبت میکنید که این هجوم، بینتیجه بماند. بله، میتوان گفت این هم جهاد دفاعی است و از نصوص هم قابل استفاده است؛ چون همیشه مبارزه دشمن، مبارزه نظامی نیست. خودِ جهاد دفاعی هم میتواند مصادیق مختلف داشته باشد، ولی به هر حال، هدفش «لیس إلا الدفاع» است.
تحلیل اهداف جهاد ابتدایی
«جهاد ابتدایی»، هدفش دیگر دفاع نیست، بلکه شارع مقدس، جهاد ابتدایی را در اسلام تشریع کرده «لأجل إعلاء کلمة الله فی الأرض و تخلیص الناس» از ظلم ظالمان و عبودیت طاغوت.
اینکه خدا میفرماید: ﴿«فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ»﴾[20] (آیه ۷۶ سوره نساء)، یا «﴿فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ﴾[21] » (آیه ۱۲ سوره توبه)، و ﴿«وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ»﴾[22] (آیه ۱۹۰ سوره بقره) و حالا آیات دیگر... البته بعضی از این آیات میتواند اعم باشد از [جهاد] دفاعی. وقتی میفرماید: ﴿«وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً»﴾[23] ، این [هم میتواند] دفاعی را شامل بشود. بعضیهایش اعم است.
و لذا وقتی مسلمانان از مکه به مدینه آمدند، اذن به قتال [داده شد] و آیه نازل شد که شما مجازید دیگر مبارزه نظامی داشته باشید.
حالا این هم یک بحثی است که مثلاً فرض کنید یک کشوری است، کافرند، مشرکند، ولی حاکم عادلی دارند، دارند زندگی میکنند، راضی هم هستند و ظلمی نیست، اما شرک هست. اینجا مجاز به جهاد ابتدایی هستیم یا نه؟ اینها بعداً میآید.
۴. توسعه معنایی جهاد دفاعی در برابر جهاد ابتدایی
قرائن متعدد این است که در جهاد ابتدایی... حالا، [برخی] جهاد ابتدایی را کلاً «دفاعی» معنا کردهاند. یعنی چه؟ یعنی:
•یک وقت، دشمن حمله میکند، شما دفاع میکنید.
•یک وقت، دشمن دارد آماده حرکت نظامی میشود و شما «ابتداءً» به هجوم نظامی اقدام میکنید. برای اینکه اگر اجازه بدهید بیاید، خب وارد کشورت میشود، دیگر نمیتوانی مبارزه کنی، ضرر میبینی. (در نهجالبلاغه هم داریم، امیرالمؤمنین سلام الله علیه مؤاخذه میکند « يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَلاَ رِجَالَ! »[24] را که شما اگر زودتر حمله میکردید، اینقدر آسیب نمیدیدید. [اینکه] منتظر باشید تا دشمن حمله کند، بعد شما دفاع کنید، اینجا خیلی خسارت میبینید.)
این هم یک نوع دفاع است.
تحلیل اهداف جهاد ابتدایی و تفاوت آن با اهداف جنگهای غیرالهی
۱. بررسی مفهوم و مشروعیت جهاد ابتدایی
اما حالا اگر جهاد ابتدایی به این معنا گرفته بشود که نه، دشمن آماده حمله نیست، تدابیر نظامی برای مبارزه ندارد، و شما به عنوان کشور اسلامی (دارالاسلام)، یک حمله نظامی به کشور کفر میک
نی، این جهاد ابتدایی است. ولی آیا [این جهاد] در صورتی [مشروع است] که این کشور، علاوه بر شرک، ظلم هم به مردم [خود] داشته باشد؟ یعنی شرک و ظلم و عبودیت طاغوت، اینها باید با هم باشند تا جهاد ابتدایی باشد، یا نه، یکی از اینها کافی است؟ این بعداً معلوم میشود.
ولی هدف از جهاد ابتدایی، «إعلاء کلمة الله فی الأرض» است. یعنی یک جنگ نظامی میکنید، ابتدائاً، برای «إعلاء کلمة الله».
حالا با چه شرایطی، قیودی... اصلاً چنین چیزی در اسلام داریم یا نه؟ یا کل جهاد در اسلام، جهاد دفاعی است؟
خدا رحمت کند حضرت امام را در کتاب تحریرالوسیله، بعد از «امر به معروف و نهی از منکر»، «فصل فی الدفاع» دارد. این معنا دارد دیگر. ظاهراً جهاد نظامی... حالا جهاد غیرنظامی که روشن است میشود جهاد ابتدایی داشت. بروید شما در آمریکا شروع کنید به «جهاد تبیین»، این میشود [جهاد ابتدایی]. اما اینکه جنگ نظامی ابتدایی داشته باشید، این را بعضی از آقایان علما خیلی نپذیرفتهاند.
تفاوت اهداف جهاد اسلامی با اهداف جنگهای جاهلی و مدرن
بحث هدف اسلام از تشریع جهاد، این هم بحث مهمی است. در کتاب «موسوعة الفقه الإسلامی»، جلد ۳۶، صفحه ۱۵، این تعبیر را دارد. میگوید:
«لا یستهدف الإسلام من تشریع الجهاد ما تستهدفه الحروب فی المجتمعات الجاهلیة من التسلط و احتلال البلاد و تحصیل الغنائم و الأموال و الغلبة العنصریة و الطائفیة.» [25]
یعنی مثلاً نژادپرستی و غلبه نژادی و برتری نژادی و فرقهای و اینها، هدف اسلام این نیست. معمولاً در جوامع جاهلی، هدفشان از حروب (آنها حرب داشتند، جهاد نداشتند)، این بود که تسلط پیدا کنند، اشغال کنند، غنائم به دست بیاورند، اموالی را به دست بیاورند، غلبه نژادی و فرقهای و اینها پیدا کنند. این هدفشان بوده است.
«و لا ما ترتکبه الدول المستکبرة المتغطرسة...»
و نه [اهدافی] که دولتهای استعمارگرِ گردنفراز مرتکب میشوند...
«...التی تدّعی التمدن و تعتز بالتحضر...»
«...که ادعای تمدن دارند و به شهرنشینی و تمدن، افتخار میکنند.»
این کشورهایی که ادعای تمدن و مدرنیته و اینها دارند، کشورهای توسعهیافته به تعبیر خودشان، اینها هدفشان چیست؟
«...من هدم المبانی و تخریب المدن و قتل النساء و الأطفال و الشیوخ و المرضی و الأسری و العزل المدافعین و المدنیین الآمنین...»
«...از ویران کردن ساختمانها و تخریب شهرها و کشتن زنان و کودکان و پیران و بیماران و اسیران و غیرنظامیانِ بیدفاع و شهروندانِ در امنیت...»
«...و شعارهم بالهجوم علیهم لیلاً و نهاراً بالسلاح و القنابل و الصواریخ و الطائرات...»
«...با اسلحه و بمب و موشک و هواپیما...»
اینها برای چیست؟
«...من أجل الإستیلاء علی بلاد الغیر سیاسیاً و اقتصادیاً و ثقافیاً.»
«...به منظور استیلا بر کشورهای دیگر، به صورت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.»
پس هدف جوامع جاهلی، غنیمت و تسلط و اشغالگری و اینها بود. هدف این کشورهای به اصطلاح مدرنیته و به اصطلاح مثلاً توسعهیافته، اینها هدفشان استعمارگری و استیلا بر شهرها و کشورهای دیگر است؛ حالا یا استیلای سیاسی است، یا اقتصادی است، یا فرهنگی.
مثلاً انگلیسیها که آمدند در ایران، در خوزستان، در همان جنگ جهانی اول، آمدند برای اینکه منابع نفتی آبادان و اینها را بگیرند، استیلای اقتصادی میخواستند. و لذا استیلای سیاسی را هم میخواهند. برای اینکه بتوانند استیلای اقتصادی پیدا کنند، استیلای سیاسی به این صورت بود که حمله نظامی میکردند، بعد حاکم را عزلش میکردند، کسی را که میخواستند، میگذاشتند. مثلاً شیخ خزعل، حاکم خوزستان بود. آمدند این را [حاکم] ساختند و موفق شدند که نفت آبادان و نفت خوزستان را تصرف کنند.
بعد، [قاجار] را دیگر از بین بردند. با این رضا شاه آشنا شدند، به رضا شاه گفتند که تو را پادشاه میکنیم به شرطی که انگلیسی باشی. او هم بهشان گفت که اگر خوزستان را میخواهید، بروید با شیخ خزعل بیعت کنید؛ اما اگر کل ایران را میخواهید، با من [باشید تا شما را] به قدرت برسانم.
یا وقتی که انگلیسیها رفتند هندوستان، ۱۹۴۷ دیگر بیرونشان کردند. ولی بیرونشان کردند، هنوز استیلای ثقافی و فرهنگی هست.
الان این جنگی که آمریکاییها و رژیم صهیونیستی علیه ایران دارند، این، درسته جنگ نظامی [نیست، اما]... کودکان، زنان، مردان، همه را به شهادت میرسانند. پیر و جوان نمیشناسند. امنیت شهرها را خراب میکنند.
تبیین اهداف متعالی جهاد در اسلام و تفاوت آن با جنگهای غیرالهی (ادامه)
۱. اهداف جنگهای استعماری
اینها برای اینکه میخواهند اگر بتوانند بر ایران تسلط پیدا کنند، دیگر «اسرائیل بزرگ» شکل پیدا میکند. تا ایران هست، جریان مقاومت هست و تا جریان مقاومت هست، اسرائیل بزرگ نیست. این هم اهدافی است که اینها دارند؛ اهداف پلید و شیطانی. حالا بعضیها نمیخواهند بفهمند، یا عقبماندگی ذهنی دارند یا هر بیماری دیگر، بحث دیگری است.
اهداف متعالی جهاد در اسلام
هدف از تشریع جهاد چیست؟ میفرماید: «بل یستهدف منه إقامة الدین و حفظه و بقائه و استمراره، و بقاء الأمة الإسلامیة و صیانة کیانها من السقوط و الإنهیار، و نشر العدل و بسط الحق، و تطهیر الأرض من الظلم و الفساد.»
«بلکه [اسلام] از آن، برپایی دین، حفظ، بقا و استمرار آن، و بقای امت اسلامی و پاسداری از کیان آن در برابر فروپاشی، و نشر عدالت و گسترش حق، و پاکسازی زمین از ظلم و فساد را هدف قرار میدهد.»
«و لا فرق فی ذلک بین الجهاد الدفاعی و الجهاد الإبتدائی، بل هما یشترکان فی هذه الأهداف و الغایات، و هی الحکم فی حفظ معالم الدین و بیضة الإسلام، و صیانة الشریعة و آثارها عن الإندراس و الزوال، و حراسة نوامیس المسلمین و استقرار الأمن.»[26]
«و در این [اهداف]، تفاوتی میان جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی نیست، بلکه هر دو در این اهداف و غایات مشترک هستند.»
بازتعریف جهاد ابتدایی به مثابه جهاد دفاعی
«و یمکن القول بأنّ القتال مطلقاً هو جهاد دفاعی و لیس ابتدائیاً.»
«و میتوان گفت که قتال، مطلقاً، جهاد دفاعی است و ابتدایی نیست.»
«لأنّه شرّع من أجل الدفاع عن التوحید و الفطرة و عن حق الإنسان، و من أجل إتقاء الفتنة و دفعها، و حمایة المستضعفین و نصرتهم.»
«زیرا [قتال] برای دفاع از توحید و فطرت و حق انسان، و برای پیشگیری و دفع فتنه، و حمایت و یاری مستضعفان تشریع شده است.»
«بل یستفاد ذلک من جملة من الآیات.»
«بلکه این [مطلب] از تعدادی از آیات استفاده میشود.»
از جمله آیه: ﴿«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً»﴾[27]
و آیه: ﴿«وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»﴾[28]
و آیه: ﴿«وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ»﴾[29]
و آیه: ﴿«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُتَسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها»﴾[30]
«و علی هذا الأساس، کانت أغلب الحروب و الغزوات التی قام بها النبی (ص) دفاعیة.»
«و بر این اساس، اغلب جنگها و غزوههایی که پیامبر (ص) برپا کردند، دفاعی بوده است.»
مانند غزوه بدر، احد و احزاب که برای دفع حملات و خاموش کردن آتش فتنهها و خنثیسازی توطئههایی بود که دشمنان دین برمیافروختند.
۴. پاسخ به شبهه «گسترش اسلام با شمشیر»
حالا اینجا در واقع دارد یک شبههای را رفع میکند که اسلام با شمشیر نشر پیدا کرده است.
میفرماید: «فإنّ مبدأ فکرة الحرب و القتال و استخدام القوة و السلاح فی الإسلام لم یکن یوماً ذا طبیعة عدوانیة أو تسلطیة، بل ذات طبیعة وقائیة و دفاعیة، لجأ إلیها فی موارد خاصة و حالات استثنائیة.»
«پس مبدأ اندیشه جنگ و قتال و استفاده از زور و سلاح در اسلام، هرگز ماهیتی تجاوزکارانه یا سلطهجویانه نداشته، بلکه ماهیتی پیشگیرانه و دفاعی داشته است که در موارد خاص و حالتهای استثنایی به آن پناه برده شده است.»
مانند دفاع از خود، مقاومت در برابر ظلم، و قتال با کسانی که مسلمانان را از دیارشان بیرون راندند.
و [اسلام] هرگز قصد سلب عقل و اختیار در عقیده از مردم را ندارد.
قرآن برای نشر معارفش، اسلوبی را بیان کرده است: «القرآن أسلوبه الدعوة بالحکمة و الموعظة الحسنة و بالحوار و الجدال بالتی هی أحسن.»
اسلام میگوید با گفتگو، با موعظه، با حکمت... ﴿«ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ».﴾[31]
حالا بعضی سلاطین و خلفا هر کاری میکردند، جنگ و مبارزه نظامی، اشکال از خودشان بوده و ربطی به اسلام نداشته است. به هر حال، ولایت اهل بیت را کنار زدند و نتیجهاش همین شد.
ما باید از اسلوبهای حوار منطقی و حوار عاطفی استفاده کنیم؛ با گفتگو، با استدلال، با منطق. بله، هر موقع دشمن از ابزار ارعاب و نظامی و اینها استفاده کرد، ما هم طبق آیه ﴿«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»﴾[32] ، از این [روش] استفاده میکنیم.
علاوه بر اینکه اعتقاد و ایمان، امری قلبی است و با اکراه و اجبار حاصل نمیشود.
«و خلاصة الکلام أنّ الحکمة من تشریع الجهاد هی نشر الإسلام و إعلاء کلمته و حفظ بیضته و عزته.»
«و خلاصه سخن آنکه، حکمتِ تشریع جهاد، نشر اسلام و اعتلای کلمه آن و حفظ اساس و عزت آن است.»
«کما یظهر ذلک من وصایا النبی (ص) لأمراء الجیوش برعایة الآداب...»
«چنانکه این [مطلب] از سفارشهای پیامبر (ص) به فرماندهان سپاهان در رعایت آداب [جنگ] آشکار میشود...»
«...و ما ورد من خطبة سیدتنا الزهراء (علیها السلام) حیث قالت: "ففرض الله الجهاد عزّاً للإسلام".»[33]
«...و آنچه از خطبه سرور ما، حضرت زهرا (علیها السلام) وارد شده که فرمودند: "پس خداوند، جهاد را برای عزت اسلام، واجب گردانید."»
پس فلسفه و حکمت جهاد، عزت اسلام است. حالا یک وقت با حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن پیش میرویم، یک وقت اگر به هر حال، دشمن ابزار نظامی را به کار برد، ما هم از ابزار نظامی استفاده میکنیم. و مقدمهاش چیست؟ اینکه خود را آماده کنیم و ﴿«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾» [34] باشیم که با آنها مبارزه داشته باشیم.
حالا درباره فضیلت جهاد هم مباحث ارزشمندی هست که به هر حال، ما آنها را انشاءالله باید در جلسه بعد بررسی کنیم.