« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد حسن خمینی

90/11/26

بسم الله الرحمن الرحیم



بحث : اعتبار عقلائی به چه معنا است؟بحث : اعتبار عقلائی به چه معنا است؟الف معنای «اعتبار» در لغتالف معنای «اعتبار» در لغت

 

ب اصطلاحات متعدد «اعتباری» در فلسفهب اصطلاحات متعدد «اعتباری» در فلسفهاعتبار در لغت، از ریشه «عبور» و به معنای «پند گرفتن و تفکر» است.[1] [فاعتبروا یا اولی الابصار/ سوره حشر ؛ آیه 2] چراکه در «تفکر» از ظاهر عبور کرده و به باطن می رسیم و در پند گرفتن از حقیقتی به حقیقت دیگر می رسیم.

 

در فلسفه، «اعتباری» دارای اصطلاحات متعددی است:

    1. اصطلاح اول : آن دسته از مفاهیم که هم بر «واجب تعالی» حمل می شوند و هم بر «ممکنات». و لذا معلوم می شود این دسته از مفاهیم ماهیت ندارند. (چراکه خداوند، ماهیت ندارد) مثل «علم و حیات».[2]

    2. اصطلاح دوم : آن دسته از مفاهیم هستند که بر بیش از یک مقوله حمل می شوند. مثل «حرکت» (که اگر اعتباری نبود، لازم می شد هم «أین» باشد و هم «کم» و ..) [3]

    3. اصطلاح سوم : (مقابل اصیل) مثل آنکه می گوییم، ماهیت اعتباری است.[4]

    4. اصطلاح چهارم : چیزهایی که «وجود مستقل از غیر» ندارند؛ مثل «مقوله اضافه» که می گویند اعتباری است چراکه به وجود موضوعش موجود است.

    5. اصطلاح پنجم : «اعتبارات عقلایی»

مرحوم طباطبائی درباره این دسته می نویسد:

«المعنى التصوري أو التصديقي الذي لا تحقق له فيما وراء ظرف العمل و مال الاعتبار بهذا المعنى إلى استعارة المفاهيم النفس الأمرية الحقيقية بحدودها لأنواع الأعمال التي هي حركات مختلفة و متعلقاتها للحصول على غايات حيوية مطلوبة كاعتبار الرئاسة لرئيس القوم ليكون من الجماعة بمنزلة الرأس من البدن في تدبير أموره و هداية أعضائه إلى واجب العمل و اعتبار المالكية لزيد مثلا بالنسبة إلى ما حازه من المال ليكون له الاختصاص بالتصرف فيه كيف شاء كما هو شأن المالك الحقيقي في ملكه كالنفس الإنسانية المالكة لقواها و اعتبار الزوجية بين الرجل و المرأة ليشترك الزوجان في ما يترتب على المجموع كما هو الشأن في الزوج العددي و على هذا القياس.» [5]

توضیح :

    1. این دسته از اعتبارات، گاه معنای «تصوری» هستند مانند «ریاست، ملکیت» و گاهی معنای «تصدیقی» هستند: «زیدٌ رئیسٌ» و «هذا الکتاب مملوک»

    2. این دسته از اعتبارات، جز در «ظرف عمل»، واقعیتی ندارند.

    3. بازگشت این نحوه از اعتباریات، به «استعاره» است. یعنی مفاهیم نفس الامریه [واقعیات خارجیه] را با تعریفی که دارند، برای چیزهایی قرار می دهیم که تنها در ظرف عمل کارآیی دارند. و این استعاره به خاطر منافعی است که در حیات انسان، وجود دارد.

    4. مثلا : زید را تشبیه می کنیم به سر و همانطور که سر برای آدمی، رأس است، زید که بزرگ قوم است هم به ریاست برگزیده می شود. [واقعیت = سر / حکم آن = فرمان دهنده / موضوع اعتبار = زید / حکم آن = فرمان دهند]

    5. مثلا : ملکیت [واقعیت = نفس انسان / حکم آن = تصرف می کند در قوای خود که بر آنها مالکیت واقعی دارد / موضوع اعتبار = انسان / حکم آن = تصرف در آنچه که در اختیار دارد]

    6. مثلا : زوجیت [واقعیت = عدد زوج / حکم = در آنچه بر آنها واقعی می شود، مشترک هستند / موضوع اعتبار = زن و مرد / حکم = همان]

نکته 1 : این دسته پنجم از اعتباریات در علم اصول، گاهی «جعلیات» خوانده می شود.

نکته 2 : اعتباریات عقلایی از جمله انتزاعیات نیز هستند. چراکه به نوعی از «موجودات خارجی» انتزاع می شوند. ولی همه انتزاعیات، اعتباری نیستند.

نکته 3 : اعتباریات عقلایی، به سبب آنکه در آنها از «فرض» [اینکه عاقل وصفی را در چیزی تصور کند که واقعا در آن نیست] استفاده می شود، از جمله امور «فرضی» هستند ولی تمام فرض ها، اعتبار عقلایی نیستند.

نکته 4 : برخی می گویند در اعتباریات عقلایی، نوعی «ادعا» نهفته است. به این معنی هک معتبر ادعا می کند که این موجود اعتباری، همان موجود حقیقی است [زوجیت اعتباری، ادعاءً «زوجیت واقعی» فرض می شود و حکم همان را می گیرد] ولی هر ادعایی، اعتبار عقلایی نیست. این در حالی است که برخی دیگر این مطلب را نپذیرفته اند و اعتبارات را متوقف بر ادعا نمی دانند. [در این باره بیشتر خواهیم گفت]

نکته 5 : برخی می گویند در اعتباریات عقلایی، نوعی «تشبیه» وجود دارد. ولی هر «تشبیهی»، اعتبار عقلایی نیست. اما برخی (همانند حضرت امام) وجود تشبیه را در اعتبار، رد کرده اند [در این باره بیشتر خواهیم گفت]

    6. اصطلاح ششم برای اعتباری: در میان اهل سنت گاه به «قیاس فقهی» [تمثیل منطقی] اعتبار گفته می شود.[6]

    7. اصطلاح هفتم: برخی گفته اند به «قیاس منطقی» نیز «اعتبار» گفته می شود.[7]

    8. اصطلاح هشتم: در فلسفه اخلاق به «آرای محموده» (که یک نوع از قضایا هستند که عقلاء آن را می پذیرند) اعتباریات گفته می شود. [8]

 


[1] . المصباح المنیر : ص390 / لسان العرب : ج4 ص531.
[2] . نهایة الحکمه : ص257 3. همان 4. همان 5. نهایة الحکمه : ص258.
[3]  .
[4]  .
[5]  .
[6] . التعریفات جرجانی : ص13.
[7] . موسوعه مصطلحات الفلسفیه عند العرب : ص88 / به نقل از ابن رشد.
[8] . دائرة المعارف بزرگ اسلامی : ج9 ص348 / به نقل از ابن رشد.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo