« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد حسن خمینی

90/07/11

بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم مجاهد ادله گروه دوم (وضع عام ؛ موضوع له خاص) را چنین بر می شمرد.

«و للآخرين وجوه أيضا الأول : أنها لو كانت موضوعة للمفاهيم الكلية لكانت من المجازات التي لا حقيقة لها لعدم استعمالها في تلك المفاهيم بل قد يدعى عدم صحة الاستعمال فيها و التالي باطل أما لامتناع المجاز بلا حقيقة كما عليه بعض أو لندوره في الغاية فلا يلحق المشكوك فيه به فتأمل»

دلایل گروه دوم:

    1. اگر «وضع عام ؛ موضوع له عام» باشد ولی مستعمل فیه خاص باشد لازم می آید، استعمال این الفاظ در معنای خاص مجاز (استعمال در غیر موضوع له) است. و لذا همیشه این الفاظ در معانی مجازی استعمال می شوند. و استعمال آنها در معنای حقیقی ـ چنانکه گفته اند ـ غلط است.

ان قلت : مجاز بلا حقیقت چه اشکالی دارد؟

قلنا : گروهی آن را محال می دانند و گروهی هم آن را نادر می دانند و لذا نمی توان مشکوک (ما نحن فیه، که نمی دانیم وضع در آن به چه شکلی است) را بر نادر حمل کرد.

ما می گوییم :

    1. توجه داشته باشیم که این اشکال بر امثال مرحوم آخوند وارد نیست چراکه ایشان ـ چنانکه خواهیم آورد ـ مستعملٌ فیه را عام می داند. پس اگر کسی موضوع له را «عام» و مستعمل فیه را «خاص» بداند، این اشکال را نیز باید پاسخ گوید.

    2. کسانیکه در این الفاظ قائل به «وضع عام ؛ موضوع له عام ؛ مستعملٌ فیه خاص» هستند، بر مدعای خویش دلیلی اقامه کرده اند و لذا شک ندارند تا «حمل بر مشکوک» مطرح شود.

    3. استحاله «مجاز در جایی که استعمال در معنای حقیقی ممکن نباشد» امری مسلم نیست و می توان به آن ملتزم شد. توجه شود که «مجاز یعنی استعمال در غیر موضوع له» و این امر احتیاج به معنای «موضوع لهی» دارد ـ که موجود است ـ ولی «استعمال در غیر موضوع له» وابسته به «استعمال در موضوع له» نیست.

    4. تمام این امور در صورتی است که به کارگیری معانی حرفی و امثال آنها را از نوع «استعمال لفظ در معنی» بدانیم و الا اگر گفتیم «وضع و موضوع له در این الفاظ به هر نوع که باشد، فرقی نمی کند چراکه این الفاظ استعمال نمی شوند بلکه علائم هستند و یا ایجادی می باشند» دیگر اشکال وارد نیست.

*

« الثاني : أنه قد شاع استعمالها في الجزئيات فيجب أن تكون حقيقة فيها لأن الأصل فيما كثر الاستعمال فيه أن يكون معنى حقيقياً»

    2. استعمال الفاظ مذکور در مصادیق شایع است و چون استعمال شایع باید از نوع استعمال حقیقی باشد، در نتیجه این استعمالات باید حقیقی باشد.

 

ما می گوییم :

    1. استعمال در مصادیق را نباید به معنای «استعمال در یک شئ» دانست. بلکه «من» یک بار در «من بصره»، یکبار در «من تهران» و بار دیگر در «من نجف» استعمال شده است.

    2. اینکه اطراد از علائم حقیقت باشد، محلّ بحث است.

«الثالث : أنها لو كانت موضوعة للمفاهيم الكلية لكانت هي المتبادرة عند الإطلاق و لتوقف فهم الجزئيات على القرينة كما هو شأن المجاز و التالي باطل لأنا كثيرا ما نفهم الشخص المشار إليه من لفظة هذا و متكلم خاص من لفظة أنا مع عدم خطور المفهوم الكلي بالبال و فيه نظر.»

    3. اگر موضوع له در این الفاظ «معنای کلی» بود، همان معنی در صورتی که قرینه ای نبود، متبادر می شد و خطور معنای جزئی محتاج قرینه بود در حالیکه چنین نیست.

مرحوم مجاهد این دلیل را نمی پذیرد.

ما می گوییم:

بر خلاف نظر سید مجاهد، این استدلال از قوت برخوردار است.

*

«الرابع : أن الكلي نكرة و المضمرات و الموصولات و أسماء الإشارة من المعارف فلا يجوز أن تكون موضوعة للمفهوم الكلي و فيه نظر»

    4. مفاهیم کلی، نکره هستند در حالیکه ضمائر و موصولات و اسماء اشاره معرفه هستند.

مرحوم مجاهد این دلیل را نمی پذیرد.

ما می گوییم:

نکره و معرفه در اینجا، نکره و معرفه «لفظی» است. چنانکه در اسماء اجناس به آن اشاره شده است و الا «هو» و یا «الذی» به معنای معرفه معنوی نیستند. پس معرفه بودن اینها ـ و همچنین أنا و أنت ـ از قرائن کلامی شناخته می شوند.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo