« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید‌احمد خاتمی

1404/10/21

بسم الله الرحمن الرحیم

الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ اقسام و اقوال در استصحاب زمانیات

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ اقسام و اقوال در استصحاب زمانیات

 

روایت: عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع‌): الْفِتَنُ ثَلَاثٌ حُبُّ النِّسَاءِ وَ هُوَ سَيْفُ الشَّيْطَانِ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ هُوَ فَخُّ الشَّيْطَانِ‌ وَ حُبُّ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ هُمْ سَهْمُ الشَّيْطَانِ فَمَنْ أَحَبَّ النِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ بِعَيْشِهِ وَ مَنْ أَحَبَّ الْأَشْرِبَةَ حَرُمَتْ عَلَيْهِ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَحَبَّ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ فَهُوَ عَبْدُ الدُّنْيَا وَ قَالَ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع الدِّينَارُ دَاءُ الدِّينِ وَ الْعَالِمُ طَبِيبُ الدِّينِ فَإِذَا رَأَيْتُمُ الطَّبِيبَ يَجُرُّ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ فَاتَّهِمُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ غَيْرُ نَاصِحٍ لِغَيْرِهِ. [1]

امیرالمومنین فرمودند فتنه ها سه چیز است:

زن بارگی، این شمشیر شیطان است (هم گردن دین انسان را می زند و هم گردن آبروی انسان را می زند)؛ و شراب نوشیدن، که این دام شیطان است؛ پولپرستی که این هم تیر شیطان است؛ کسی که زن باره شد دیگر از زندگی اش کیف نمی کند؛ و کسی که شرب خمر داشته باشد بهشت بر او حرام است؛ و کسی که دینار و درهم را دوست داشته باشد بنده دنیا هست؛ حضرت عیسی فرمود: دینار درد دین هست، و عالم طبیب دین هست، اگر عالم دین را دیدید که فدایی پول هست او طبیب نیست؛ بدانید انسان اینچنینی ناصح غیر هم نیست.

خلاصه:

بحث پیرامون استصحاب زمان و زمانیات بود؛

یک. گفته شد استصحاب زمان جاری هست، اشکالات بر آن وارد نیست چون ما وحدت عرفی را می خواهیم و این وحدت عرفی در زمان هست.

دو. استصحاب زمانیات (تکلم، مشیء و حرکت) را هم گفتیم استصحاب در آن جاری هست.

سه. استصحاب امر قارّ مقید به زمان (جلوس تا ظهر)، در اینجا شک می کنیم آیا در بعد از ظهر هم جلوس لازم است یا لازم نیست؟

اینجا سه صورت دارد: در بعضی صور قطعا استصحاب جاری نیست و در بعضی صور عند بعضٍ استصحاب جاری هست و عند بعضٍ استصحاب جاری نسیت.

یک. آنجا که غایت، قید موضوع باشد؛ مثلا مولا بگوید الجلوس المقید الی الظهر واجبٌ، اینجا استصحاب جاری نیست؛ چون اینجا اسراء (سرایت دادن) حکم موضوعی جلوس قبل از ظهر است به موضوع آخر هست (که جلوس بعد از ظهر باشد)

اسراءُ موضوعٍ الی موضوعٍ آخر است به عبارت دیگر وحدت قضیه متیقنه ومشکوکه نیست، قضیه متیقنه یک چیز است و قضیه مشکوکه چیز دیگری هست؛ پس وجوب جلوس الی الظهر؛ این «الی»که غایت است قید الموضوع است و قطعا در آن استصحاب جاری نیست .

دو. آنکه این غایت، قید حکم باشد نه قید موضوع (اگر قید موضوع باشد می گوییم الجلوس المقید الی الظهر؛ اگر قید حکم باشد می گوییم الجلوس یجب الی الظهر)؛ اینجا هم استصحاب جاری نیست؛ لکن دلیلش مفهوم غایت هست؛

نکته: اضعف المفاهیم مفهوم لقب است (چون اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند) چون اگر مفهوم لقب درست باشد معنای زید موجود کفر است، چون مفهومش این است که الله موجود نیست.

از مفاهیم قوی مفهوم غایت است، وقتی می گوید اتموا الصیام الی اللیل، لیل هم غایت است مفهومش است که ففی اللیل لیس الصیام واجبٌ، اینجا هم گفته است الجلوس یجب الی الظهر، غایت هست و مفهومش این است که بعد از ظهر دیگر جلوس لازم نیست.

(پس اگر غایت قید موضوع باشد یک صورت دارد و اگر غایت قید حکم باشد یک صورت است و صورت سوم این است که غایت ظرف حکم باشد)

سه. غایت ظرف حکم باشد نه قید حکم؛ یعنی اینکه گفته است در این ظرف از ساعت 7 و 15 دقیقه که طلوع آفتاب است تا ساعت 12 و 15 دقیقه که ظهر است، در این ظرف جلوس واجب است، آیا بعد از 12 و 15 دقیقه جلوس واجب است یا نه؟ (فرض این است که غایت قید موضوع و حکم نیست تا ما از آن مفهوم غایت بگیریم)

اینجا دونظریه هست:

نظریه اول: اینجا استصحاب جاری هست، چون تعدد مطلوب است، منافات ندارد که مولا دو مطلوب داشته باشد، یک مطلوبش جلوس قبل از ظهر است و یک مطلوب هم جلوس بعد از ظهر است؛ ما می آییم استصحاب می کنیم و می گوییم مطلوب جلوس قبل از ظهر در جلوس بعد از ظهر هم هست، مولا بخاطر محذوری نمی توانست بگوید جلوس بعد از ظهر هم داشته باشید.

نظریه دوم: ولکن الحق عدم جریان الاستصحاب، به همان دلیلی که در صورت اول گفتیم، به دلیل اینکه این حکم ظرفش با ظرف حکم دیگر متفاوت است، از شما می پرسیم چه چیزی را می خواهید استصحاب کنید؟ حالت سابقه را دارید ولی یقیناً حالت لاحقه غیر حالت سابقه است، وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه نیست.

هذا تمام الکلام فی الاستصحاب الزمان و الزمانیات.

استصحاب حکم:

وارد بحث جدید می شویم؛ و آن بحث استصحاب حکم است؛ آیا استصحاب حکم جایز است یا استصحاب حکم جایز نیست؟

اینجا هم مسئله سه صورت دارد:

صورت اول: قد یکون المستصحب امراً خارجیاً، کالکرّیه و الطهارة و النجاسة ...

(قهرمان مخالفت با استصحاب اخباری ها هستند ، ولی ملا امین استرآبادی استصحاب لیل و نهار را پذیرفته است)

بحث هم نباید کرد، که اگر حجیت استصحاب را پذیرفتیم قطعا استصحاب در امور خارجیه حجت است.

مثال: سابقا این مدرس طاهر بوده، شک می کنم کسی اینجا را نجس کرده یا نه، استصحاب طهارت سابقه را می کنم.

صورت دوم: قد یکون المستصحب امراً جزئیاً خارجیاً؛ من به زید مدیون و بدهکار بودم، شک دارم با پرداختن مبلغی ذمه ام ادا شد یا نشد، اشتغال یقینی برائت یقینی را می طلبد، (شما ولو از باب قاعده اشتغال نباشد، حالت سابقه شما مدیون بودن است و الان کما کان)؛ در این هم تردیدی نیست که استصحاب حکم جزئی خارجی جایز است، علما هم استصحاب حکم جزئی خارجی را هم قبول داشته اند.

صورت سوم: استصحاب حکم کلی خارجی (این محل بحث است)

مثال اول حکم: مثال اول حکم این بود؛ الماء المتغیر لونه او طعمه او ریحه بالنجاسة نجسٌ؛ حال اگر رنگ و بو و طعم نجس خودبخود رفت؛ (گاهی ما به کر متصل می کنیم و آن صفات می رود در این مشکلی نداریم، اما گاهی این آب مثلا یخ بزند، و صفاتش عوض شود) آیا اینجا استصحاب نجاست هست یا نیست؟

این استصحاب استصحاب حکم کلی است.

مثال دوم حکم: آمیزش با زن حائض حرام است؛ اگر خانم پاک شد ولی هنوز غسل نکرده، آیا آمیزش کماکان حرام است یا نه؟

﴿فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ﴾[2] (یعنی پاک شود) یا يَطَّهَرْنَ (یعنی تا غسل کند) ؛ اینجا هم استصحاب حکم است ، آیا می توان گفت تا قبل از این آمیزش کان حراماً الان کما کان. (در این بحث معرکه آراء هست)

مثال سوم حکم: به ما گفتند جلوس الی الظهر بر شما واجب است؛ شک داریم آیا جلوس بعد از ظهر هم بر من واجب است یا واجب نیست.

پس استصحاب بر سه قسم است:

گاهی جزئی خارجی هست؛ بی تردید در آن استصحاب جاری است.

گاهی هم حکم جزئی است ، اینجا هم بی تردید استصحاب در آن جاری است.

و گاهی هم استصحاب حکم کلی است ؛ در این استصحاب حکم کلی 5 نظریه است:

نظریه اول: (محقق نراقی) هم استصحاب وجودی و هم استصحاب عدمی جاری هست و هر دو با هم تعارض می کنند؛

نظریه دوم: (شیخ انصاری و محقق خوانساری) اگر قید ظرف بود، یجری استصحاب الوجود ولی اگر قید بود استصحاب جاری نیست .

نظریه سوم: (مرحوم نائینی) استصحاب عدم جاری نیست، اما استصحاب وجودی جاری هست.

نظریه چهارم: (مرحوم حائری موسس و امام خمینی) هم جریان استصحاب عدمی جاری است و هم جریان استصحاب وجودی جاری هست بلا منافاةٍ .

نظریه پنجم: (نظریه اخباریون) عدم جریان الاستصحاب فی الشبهه الحکمیه مطلقا.

جلسه آینده این نظریات را بررسی خواهیم کرد.


logo