« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید‌احمد خاتمی

1404/10/20

بسم الله الرحمن الرحیم

الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ اقسام و اقوال در استصحاب زمانیات

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ اقسام و اقوال در استصحاب زمانیات

 

روایت: عَنْ أَبِي مَالِكٍ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ. [1]

به امام سجاد گفتم دین را برای من خلاصه کن: (تمام دین چیست؟)

حق گویی، به عدالت حکم کردن و وفاداری به پیمانی که بسته شده است.

سه جمله ای که تمام دین خلاصه در این سه جمله می شوند.

خلاصه:

سخن پیرامون استصحاب زمان و زمانیات بود؛ استصحاب زمان را بر مسند نشاندیم و گفتیم با وحدت عرفی مشکل زمان حل است، نه شک در بقاء مشکلی هست و نه شک در بقاء موضوع و نه مثبتیت.

اما استصحاب در زمانیات چیست؟

مقصود از زمانیات اموری است که تدریجا بوجود می آید و یک مرتبه شکل نمی گیرد؛ مثل نبع الماء، آب ذره ذره می جوشد، مثل قذف الرحم الدم، مثل مشی (برای رفتن به جایی این مشی ذره ذره تحقق پیدا می کند)، مثل تکلم. به اینها اصطلاحا زمانیات یا تدریجیات می گویند.

این زمانیات بر چهار نوع است:

نوع اول: تدریجیاتی که لا یدرکه العرف (عرف نمی فهمد) بل لا یعرفه الا العلما و الفلاسفه؛ مانند حرکت جوهری در مادیات و حرکت در مجردات، اینها را عرف نمی فهمد، عرف حرکت جوهر را نمی فهمد، مثلا می گویند تمام سلول های بدن در طول 7 سال عوض می شود و این را عرف متوجه نمی شود.

نوع دوم: تدریجیاتی که عرف از آن غافل است ولکن وقتی توجه می کند متوجهش می شود، مانند سراج، (چه چراغهای برقی و چه چراغهای روغنی) اینها را ابتدا متوجه نیست اما با دقت کردن متوجه می شود که اینها که روشن هستند کم کم رنگ می بازد، این چراغی که پر نور است ذره ذره کم نور می شود.

نوع سوم: تدریجیاتی که محسوس است، برای عرف مثل جریان الماء، سلیان الدم الحیض، نبع ماء العین.

در این سه مورد تردیدی نیست که استصحاب جاری هست، به دلیل اینکه یقین سابق و شک لاحق مبتنی بر این است که ما وحدت عرفی را ببینیم و یا وحدت عرفی را نبینیم، اگر وحدت عرفی را ببنییم یقین سابق و شک لاحق هست و اگر وحدت عرفی را نبینیم یقین به عدم بقاء داریم و نه شک در بقاء، پس زمانیات این سه حالت دارند و در آن هم بحثی نیست.

انما البحث در صورت چهارم .

نوع چهارم: آنجا که موضوعات قطعه قطعه هستند، مانند تکلم، حرف زدن در دقیقه اول یک چیز است و حرف زدن در دقیقه دوم چیز دیگر است.

آیا در نوع چهارم استصحاب جاری هست یا جاری نیست؟

اینجا سه نظریه وجود دارد:

نظریه اول: استصحاب در اینها جاری هست؛ از خانه بیرون آمده، می گوید نمی دانم خطیب جمعه دو خطبه اش تمام شده یا نشده، استصحاب می کند تمام نشدن خطبه را ، چون یقین سابق بوده (یقینا شروع کرده) شک لاحق دارد که خطبه اش تمام شده یا نشده.

نظریه اول می گوید یجب الاستصحاب مطلقا؛ چون وحدت عرفی هست. درست هست که تکه تکه هست ولی باز وحدت عرفی دارد، عرف می گوید این خطبه را که شروع کرده هنوز تمام نکرده.

نظریه دوم: نظریه دوم می گوید استصحاب جاری نیست؛ چون اصلا موضوع باقی نیست، و شک در بقاء نداریم، بلکه یقین به عدم بقاء داریم.

نظریه سوم: مرحوم نائینی گفته است تا انگیزه چه باشد؛ اگر انگیزه یک انگیزه باشد اینجا استصحاب جاری نیست، اما اگر دو انگیزه باشد استصحاب جاری هست.

نمی دانیم تصمیم گرفته اول از کربلا به نجف برود بعد به کاظمین برود یا از اول از نجف به کربلا برود و از کربلا هم نمی دانیم انگیزه اش تجدید شده یا نشده.

در امر زمانی و تدریجی قطعه قطعه واقع مطلب این است که نظریه اول صحیح است، به دلیل اینکه عرف آن را یکی میداند، سواءٌ کان الشک فی الرافع او کان الشک فی المقتضي.

شک در رافع مثل اینکه ما بر این باور شدیم که این چشمه جوشش دارد، شک داریم آیا کوه ریزش کرده تا جلوی نبع الماء گرفته باشد یا گِل در مجرای این چشمه زیاد شده، و لایروبی نشده و راه بسته شده، شک داریم آیا این مانع ایجاد شده یا نشده؛ یا این متکلم که صحبت می کند شک داریم مانعی برای ادامه صحبتش پیدا شده یا نشده، اگر مانعی پیدا شده باشد صحبت قطع می شود و اگر مانع نیامده باشد صحبت قطع نشده است.

پس شک در رافع است یعنی اینکه مقتضی قطعا موجود است، شک در این است که آیا رافع آمده یا نیامده؛ یا اینکه شک در مقتضی باشد، یعنی نمی دانیم این چشمه به اندازه دو کرّ یا سه کرّ آبش هست یا نه، این می شود شک در مقتضی.

تفصیلی هم که نائینی گفته برمیگردد به شک در مقتضی و رافع؛ شک در مقتضی یعنی انگیزه داشته، ما شک می کنیم که انگیزه داشته یا نداشته ، اینجا استصحاب جاری نیست، اما اگر شک در ایجاد رافع بود، اینجا شک در رافع است و استصحاب جاری هست؛ پس شک در زمانیات (تدریجیات) در سه صورت اولش که جای بحث نیست، در صورت چهارم محل البحث است که با آنچه که بیان شد این محل البحث زیر سوال میرود، یعنی این هم استصحاب در آن جاری است چون رکن استصحاب همان وحدت عرفی هست.

صورت سوم: و اما قسم سوم استصحاب، (مقید به زمان) مثل جلوس الی الظهر. در امور قارّی که مقید به زمان هست مانند جلوس، به او گفته اند تا ظهر اینجا بنشین، شک می کنیم آیا بعد از ظهر هم بودنمان لازم است یا لازم نیست؟

اینجا مسئله سه صورت دارد که جلسه آینده بحث خواهد شد.

 


logo