1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ استصحاب کلی قسم سوم
موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیهات: تنبیه چهارم/ استصحاب کلی قسم سوم
روایت: امام صادق (ع): إِنَّمَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ اَلْمُنْكَرِ مَنْ كَانَتْ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا يَأْمُرُ بِهِ وَ تَارِكُ لِمَا يَنْهَى عَنْهُ عَادِلٌ فِيمَا يَأْمُرُ عَادِلٌ فِيمَا يَنْهَى رَفِيقٌ فِيمَا يَأْمُرُ وَ رَفِيقٌ فِيمَا يَنْهَى. [1]
آمر معروف و ناهی از منکر باید سه خصلت داشته باشد.
به آنچه که امر می کند عامل باشد(اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم)، و به آنچه که نهی می کند خودش تارک باشد(لم تقولون ما لا تفعلون)؛ در امر و نهیش عادل باشد( کار را به همان اندازه که هست ببیند، اگر کسی کار خوبی انجام داد در همان حد تشویق کند اگر بالاتر هست نسبت به همان نسبت تشویق کند و اگر منکری را مرتکب شد به همان اندازه توبیخ بشود)؛ چیزی را که می خواهد امر یا نهی کند با اقناع بکند (یعنی میشود آمرانه باشد ولی با منطق)
خلاصه:
به استصحاب کلی قسم سوم رسیدیم؛ سه صورت داشت:
صورت اول: یقین داریم زیدی که در ضمنش انسانیت بود رفت، شک داریم همراهش عمرو هم بوده یا نبوده، اگر بوده انسانیت هم بوده و اگر نبوده که انسانیتی هم نیست.
صورت دوم: یقین دارم کلی در ضمن زید رفت، شک دارم که آیا همزمان با رفتن او عمرو آمد یا نیامد.
صورت سوم: شک می کنم مرتبه قویّه که رفته است مرتبه ضعیفه جایش آمده یا نیامده.
صورت اول را آقای حائری گفتند هم یقین سابق هست و هم شک لاحق و در هر سه صورت استصحاب جریان دارد.
به ایشان پاسخ داده شده که اینجا وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه نیست، انسانیت در ضمن زید یک چیز هست و انسانیت در ضمن عمرو یک چیز دیگر است و این همانی نیست .
آخوند عدم الجریان مطلقا می گوید، زیرا وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه نیست.
کفایه : وأمّا إذا كان الشكّ في بقائه من جهة الشكّ في قيام خاصّ آخر في مقام ذاك الخاصّ الّذي كان في ضمنه بعد القطع بارتفاعه، ففي استصحابه إشكال ، أظهره عدم جريانه ، فإنّ وجود الطبيعيّ وإن كان بوجود فرده إلّا أنّ وجوده في ضمن المتعدّد من أفراده ليس من نحو وجود واحد له ،...[2]
صورت دوم : که شک می کنیم که فرد همزمان با او آمده یا همزمان با او نیامده است؛
شیخ گفته است: در صورت معیّت استصحاب جاری هست اما در صورت اینکه یکی دیگر جای آن آمده باشد جاری نیست، الکلام الکلام یعنی همان بیانی را که در عدم جریان استصحاب در صورت اولی داشتیم در صورت دوم هم داریم.
از شیخ تعجب می کنیم که بین صورت دوم و اول تفصیل قائل شدند، اگر قرار است استصحاب در صورت اول جاری بشود در صورت دوم هم جاری می شود و اگر جاری نشود در این هم جاری نیست؛ و جاری هم نمی شود بدلیل اینکه این همانی نیست.
در صورت سوم: که تعدد مراتب است، یقین دارم دارم این سواد غلیظ رفت، شک دارم جای این سواد غلیظ سواد قلیل آمده یا نیامده است؛ یا این فرد یقنا کثیر الشک بود و در وضو و نمازش شک می کرد، الان کمی کمتر شک می کند ، شک داریم الان کثیر الشک است یا نیست.
اینجا برخی از بزرگان متاخر تفصیلی دارند که ما هم آن تفصیل را می پذیریم ، و آن تفصیل این است که اگر عرف آن مرتبه ضعیفه را استمرار همان مرتبه قویه می داند، استصحاب جاری هست، ولی اگر عرف اینها را دو تا می بیند، اینجا استصحاب جاری نیست، لعدم وحدة القضیة المتیقنة و المشکوکه ، به خاطر عدم وحدت قضیه متیقنه و قضیه مشکوکه.
این حرف درستی هست، بخاطر اینکه ما در استصحاب سر و کارمان با مفهوم نیست، بلکه سر و کارمان با مصداق است، وقتی سر و کارما با مصداق شد، ما هستیم و این همانی، اگر این همانی بر آن صدق کرد می شود استصحاب، استصحاب در اینجا بی مشکل است، بدلیل اینکه دو رکن اساسی استصحاب (یقین سابق و شک لاحق) هست.
این از صور ثلاث استصحاب کلی.
جمع بندی:
در کلی قسم اول ، هم استصحاب کلی و هم استصحاب فرد جاری هست؛ در کلی قسم دوم (شک در کلی ندارم اما مردد هستم که کلی در ضمن فرد طویل ایجاد شده یا در ضمن فرد قصیر، یا مثال بول و منی) در اینجا گفته شد اینجا استصحاب فرد جاری نیست چون یقین سابق و شک لاحق نیست، نمی دانیم قبلا چه بوده و الان چه هست، اما استصحاب کلی هست (استصحاب کلی حدث) نتیجه آن می شود که احکامی که بر کلی حدث جاری هست اینجا جاری می شود مثل مس المصحف، دخول در صلاة نمی شود، چون مجوز ورود در صلاة طهارت است، اما هل هذا البلل بولٌ (که فقط وضو بخواهد) ام البلل منیٌ؟ (که غسل بخواهد) هیچ کدام از اینها ثابت نیست.
منتهی برخی از اینها اشتغال یقینی هست، آنجا که اشتغال یقینی هست برائت یقینی هم می خواهد، برخی جاها اشتغال یقینی نیست و مجرا، مجرای برائت است.
در استصحاب کلی قسم سوم ، صورت اول که معیت است و صورت دوم استصحاب جاری نیست چون وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه نیست، اما در صورت سوم تفصیل می دهیم که تغییر مرتبه باشد، اگر عرف این همانی را می بیند استصحاب جاری است و اگر این همانی را نمی بیند استصحاب جاری نیست.
به مناسبت میلاد امیرالمومنین.
ابن ابی الحدید راجع به حضرت.
فيك يا أعجوبة الكون؛غدا الفكر كليلا أنت حيّرت ذوي اللّبّ؛و بلبلت العقولا
كلّما قدّم فكري فيك؛شبرا فرّ ميلاناكصا يخبط في؛عمياء لا يهدى سبيلا
«در ذات تو اى اعجوبه جهان هستى، فكر خسته و وامانده شد؛ تو صاحبان انديشه را حيران ساختهاى و خردها را به هم ريختهاى؛ هر زمان فكر من يك وجب به تو نزديك شود يك ميل فرار مىكند؛ آرى به عقب بر مىگردد و در تاريكيها غرق مىشود و راهى به پيش پيدا نمىكند».
با برای ائمه ولایت تکوینی قائل هستیم و بر اساس این ولایت تکوینی می گوییم آنها کرامت دارند، همین الان هم امام رضا(ع) شفا می دهد، اینها جلوه ای از ولایت تکوینی اهل بیت علیهم السلام است. اگر کسی این را قبول نداشته باشد کمیت دینش لنگ است.