1404/11/04
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام شبهای خیار حیوان/خيار الحيوان /کتاب الخيارات
موضوع: کتاب الخيارات/خيار الحيوان /احکام شبهای خیار حیوان
روایت: كان علي بن الحسين (عليهما السلام) يعظ الناس، ويزهدهم في الدنيا، ويرغبهم في أعمال الآخرة بهذا الكلام في كل جمعة في مسجد الرسول (صلى الله عليه وآله)، وحفظ عنه وكتب، كان يقول: أيها الناس، اتقوا الله، واعلموا أنكم إليه ترجعون، فتجد كل نفس ما عملت في هذه الدنيا من خير محضرا، وما عملت من سوء تود لو أن بينها وبينه أمدا بعيدا ويحذركم الله نفسه. [1]
امام سجاد علیه السلام مردم را موعظه می کرد و زهدشان میداد در دنیا، و هر روز جمعه در مسجد النبی اینگونه نصیحت می کرد، که حفظ شده و کتابت شده: ای مردم برای خدا حریم نگه دارید و بدانید همه به او بر میگردید؛ می یابد آنچه از خیر انجام داده است حاضر است (و تجسم عمل یعنی این)؛ اعمال بدش هم ظاهر است و می گفت ای کاش فاصله بود، برای خودش تحذیر می کرد، خدایی که می بیندتان و اعمالتان را مجسم می کند.
روز میلاد حضرت عباس:
جمال حق زسر تا پاست عباس، به یکتایی قسم یکتاست عباساگرچه زاده ام البنین است، ولیکن مادرش زهراست عباس
بنازم قدرت و عشق و وفا را ، که عطشان بر لب دریاست عباس.
یک روایت در مورد حضرت ابالفضل هست که امام صادق فرمود: کان عمنا العباس بن علی، نافذ البصیره (بصیرة عمیق داشت) سُلبَ الایمان (ایمانی پولادین و محکم داشت) جاهد مع ابی عبدالله (افتخارش جهاد در رکاب اباعبدالله بود) و ابلی بلاءً حسنا (امتحان خوبی داد) و مضی شهیدا (و به شهادت هم رسید)
خلاصه:
مدت خیار حیوان سه روز هست، صحبت این است که تکلیف شبهای این سه روز چیست؟
مثلا مشتری شنبه صبح طلوع آفتاب گوسفند را خرید،تا چه زمانی خیار دارد؟
بی تردید شنبه و شنبه شب، یک شنبه و یک شنبه شب، تا غروب روز دوشنبه فرصت برای خیار هست، یقع الکلام که شب سه شنبه هم این فرصت هست یا نیست؟
پس یک مطلب مسلم هست که لیالی متوسطتین داخل است، یعنی می تواند شب یکشنبه و شب دوشنبه معامله را فسخ کند، شب سه شنبه محل کلام است، برخی قائلند تا صبح سه شنبه فرصت دارد و برخی قائلند که شب سه شنبه داخل نیست.
نکته: واژه یوم در قرآن چهار معنا دارد: (شیخ انصاری می گویند اربعة معانٍ را ذکر نکردند)
معنای اول: یک معنای یوم، دوره هست ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾[2] .
خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز = ]شش دوران] آفرید، سپس بر عرش (قدرت و تدبیر الهی) قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کنندهای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمیشوید؟!
در این ثلاثة ایام که در روایت آمده قطعا این معنا اراده نشده است.
معنای دوم: اینکه مراد از یوم فصل باشد؛ قرآن چهار فصل را اربعة ایام گفته اند: ﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ﴾[3]
او در زمین کوههای استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود، - اینها همه در چهار روز بود - درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان!
اربعة ایام را به چهار فصل تفسیر کردند که یک روایتی هم در همین رابطه در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است، که مراد از یوم، فصل هست.
معنای سوم: سومین معنای یوم، روزِ مقابل شب هست.﴿سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ﴾[4]
(خداوند) این تندباد بنیانکن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودی) میدیدی که آن قوم همچون تنههای پوسیده و تو خالی درختان نخل در میان این تند باد روی زمین افتاده و هلاک شدهاند!
معنای چهارم: اینکه روز همراه با شب باشد؛ مثل اینکه می گویند ده روز قصد اقامت کن، یعنی ده روز به همراه شبش؛ ﴿قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ۖ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ﴾[5]
(زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانهای برای من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهی گفت. پروردگار خود را بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو!
در اینجا یوم، روز به همراه شب هست، یعنی وقتی ثلاثة ایام می گویند یعنی شنبه با شبش، یک شنبه با شبش داخل است.
پس در قرآن واژه یوم در این 4 معنا بکار رفته است و این ثلاثة ایامی که در روایت هست همین معنا از آن مراد هست، سه روز که می گوییم شنبه شب، یک شنبه شب و دو شنبه هم به پایان رسید غروب که شد دیگر حق فسخ با خیار حیوان ندارد؛ تردیدی در این نیست منتها شیخ می گوید به چه دلیلی این حرف را می زنید؟ (یک معنای منفی را می گوید و یک معنای درست را).
معنای منفی: معنای منفی از نظر ایشان: لا لدخول الليل في مفهوم اليوم[6] (لیل در مفهوم یوم نیست، یوم یعنی روز و لیل یعنی شب).
معنای مثبت: بل للاستمرار المستفاد من الخارج، و لا في دخول الليالي الثلاث عند التلفيق مع الانكسار؛[7] (به دلیل استمرار) وقتی می گویند سه روز یعنی به همراه شبش، این طور نیست که روز خیار داشته باشید و شب خیار نداشته باشید، اختصاصی به اینجا هم ندارد مثلا خانم اقل حیضش سه روز است یعنی روزش حیض است و شبش هم حیض است؛ نه اینکه روز حیض باشد شب نباشد؛
ابواب حیض باب ده. اقل الحیض ثلاثة ایام و اکثره عشرة.
به شیخ می گوییم دلیل شما چیست؟
می گوید ظهور این ادله استمرار است، یعنی تنها دو شب داخل است.
پس یک دلیل گفتند نه، لیل داخل نیست و یک دلیل هم گفته لیل داخل است، چون ظهور در استمرار دارد.
استاد: به شیخ عرض می کنیم که چه اشکالی دارد که لیل مجازا در معنای یوم باشد؟ گاهی می گوییم لیل حقیقتا در معنای یوم داخل است، اشکال شما وارد است و وجدانا لیل غیر از یوم است اما مجازا چه اشکالی دارد آنچنان که ذات مقدس باری تعالی بکار برده: ﴿آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا﴾[8] ، این ثلاث ایام با لیلش هست، منتها مجازا.
ان قلت: قرآن و مجاز؟
قلت: بله، مجاز زیبایی کلام هست نه اینکه دروغ باشد، خداوند مجازاً ثلاثة ایام را در روز و شب بکار برده است و این استیحاشی که شیخ دارد و می گوید لیل، لیل است و روز، روز است، می گوییم اگر حقیقتا چنین اراده شده باشد اشکال شما وارد است و اگر مجازی اراده شده باشد هیچ اشکالی ندارد.
سوال: آیا ثمره ای هم دارد یا نه؟
جواب: بله، ثمره اش در شب سه شنبه هست، شب سه شنبه طبق این بیان که مجازا اگر گفتیم داخل در یوم است، اما اگر مبنای شیخ را انتخاب کردیم دوشنبه غروب تمام است و در این مبنا شب سه شنبه تا طلوع روز سه شنبه داخل است.
حال اگر ظهر روز شنبه معامله کرد تا کی فسخ می تواند بکند؟
تا ظهر روز سه شنبه مهلت فسخ دارد بنابراین سه شب داخل می شود که جلسه آینده مطرح خواهد شد و بعد مسقطات خیار حیوان را بیان می کنیم.