1404/10/21
بسم الله الرحمن الرحیم
خیار حیوان اختصاص به چه کسی دارد/خيار الحيوان /کتاب الخيارات
موضوع: کتاب الخيارات/خيار الحيوان /خیار حیوان اختصاص به چه کسی دارد
روایت: امام سجاد(ع): المؤمن... إن زكي خاف ما يقولون، ويستغفر الله مما لا يعلمون، لا يغره قول من جهله، ويخشى إحصاء من قد علمه...[1]
اگر از مومن تعریف کنند، نگران می شود و استغفار می کند نزد خداوند از آنچه نمی داند؛ او را فریب نمی دهد تعریف کسی که او را نمیشناسد و نگران است از آنکه خدا که عالم السرّ و الخفیات است آنچه را که او میداند برملا کند.
خلاصه:
سخن پیرامون این بود که آیا خیار حیوان اختصاص به مشتری دارد یا برای هر دو طرف است(متبایعان) یا تفصیل بدهیم که خیار برای کسی هست که حیوان به او منتقل شده که اگر مبیع باشد برای مشتری هست و اگر ثمن باشد برای بایع است.
نظریه مشهور خوانده شد، دو نظریه دیگر که غیرمشهور هستند باقی مانده.
یک نظریه این است که المتبایعیان فی خیار الحیوان مشترکان؛ این نظر را به سید مرتضی نسبت داده شده؛
مسألة [245] [خيار الحيوان]
و مما انفردت به الإمامية: أن الخيار يثبت للمتبايعين في بيع الحيوان خاصة ثلاثة أيام و إن لم يشترط.
و خالف باقي الفقهاء في ذلك(یعنی فقهای اهل سنت مخالفت کردند)، و ذهبوا إلى أن الحيوان كغيره لا يثبت فيه الخيار إلا بأن يشترط.
دليلنا: الإجماع المتردد [2] (اجماعی که در زبان بزرگان هست).
سوال: عبارت اجماع به کجا می خورد؟ به اصل خیار حیوان می خورد یا به این میخورد که این خیار للمشتری هست؟
پاسخ: به قرینه اینکه در عبارت آمده «و خالف باب الفقها» به اصل خیار حیوان می خورد.
بزرگ دیگری که به او این قول نسبت داده شده است ابن طاووس هست؛ سید جمال الدین ابن طاووس فی البشری (بشری المحققین)، همچنین شهید اول در غایة المراد (ج2 ص 97)؛ و قبل از شهید اول فاضل آبی در کشف الرموز (ج1 ص459).
اما سید جمال الدین ابن طاووس کیست؟
جمال الدین لقبش است، اسمش سیداحمد ابن موسی بن جعفر ابن محمد بن طاووس الحلی است؛ ابی داوود در مدحش می گوید: سيدنا الطاهر الامام المعظم فقيه أهل البيت جمال الدين أبو الفضائل مصنف مجتهد كان أورع فضلاء أهل زمانه قرأت عليه أكثر البشرى والملاذ وغير ذلك من تصانيفه؛ شاگردهای او را که نقل می کند یکی خود ابن داوود است و یکی پسر احمد است (سید عبدالکریم ابن احمد) یکی هم علامه حلی است، کتاب لهوف هم برای ایشان هست.
دلیل سید مرتضی چیست که این نظر را برگزیده؟
اجماع؛ الاجماع المتردد؛ ولی آنچه که اینجا مهم تر از اجماع است، صحیحه محمد بن مسلم است؛ در برابر آن صحاح (صحیحه فضیل، صحیحه علی بن اسباب، صحیحه علی بن رئاب)که مشهور برای قول خودشان بیان کردند این صحیحه است.
تمام حرف در این است و اگر از این گردنه سید مرتضی موفق شد عبور کند این نظر بر مسند می نشیند و الا آن نظر مشهور زیر سوال نمی رود.
صحیحه محمد بن مسلم:
وَ عَنْهُ(شیخ طوسی از حسین بن سعید اهوازی) عَنْ صَفْوَانَ(یحیی البجلی، ثقه، از اصحاب اجماع) عَنْ أَبِي أَيُّوبَ(الخزاز، ثقه) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ(الثقفی، ثقه) عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْمُتَبَايِعَانِ بِالْخِيَارِ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ فِي اَلْحَيَوَانِ وَ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ مِنْ بَيْعٍ حَتَّى يَفْتَرِقَا. [3]
در صحیحه بودن این روایت شکی نیست و تمام افراد صحیح هستند.
اما دلالت: متبایعان 3 روز در حیوان خیار دارند و در غیر حیوان تا زمانی که از هم جدا بشوند خیار دارند.
غایة المراد البائعان گفته است ولی المتبایعان انسب است؛ در روایت آمده المتبایعان گفته نه تنها المشتری!
عمده استدلال سید مرتضی است و از عجایب این است که سید مرتضی به این روایت استدلال نکرده چون خبر واحد را قبول ندارد؛ بلکه علامه حلی به عنوان دلیل برای سید مرتضی ذکر کرده است.
شیخ انصاری در تقویت سیدمرتضی اینگونه وارد شده (گرچه در آخر قول مشهور را تقویت می کند)شیخ گفته است:
یک. علی بن رئاب کجا، محمد بن مسلم کجا؟ محمدبن مسلم در عرش است و علی بن رئاب در فرش است، اصرح روایات مشهور روایت علی بن رئاب بود، (ص 12 ، ح3) در حالی که امام صادق (ع) بالخصوص محمد بن مسلم و سه نفر از دوستانش را ستوده است:
مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ اَلْكَشِّيُّ فِي كِتَابِ اَلرِّجَالِ عَنْ حَمْدَوَيْهِ بْنِ نُصَيْرٍ(منتها اصل کتاب کشی به دست ما نرسیده بلکه تلخیص آن بدست ما رسیده شیخ طوسی جمع کرده) عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ(الانباری، الکاتب، ثقه) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ(ثقه، از اجلّا) عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ(ثقه) قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: بَشِّرِ اَلْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ اَلْعِجْلِيُّ، وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ اَلْبَخْتَرِيِّ اَلْمُرَادِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةُ أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اَللَّهِ عَلَى حَلاَلِهِ وَ حَرَامِهِ لَوْ لاَ هَؤُلاَءِ اِنْقَطَعَتْ آثَارُ اَلنُّبُوَّةِ وَ اِنْدَرَسَتْ. [4]
نکته: مخبتین چه کسانی هستند؟
مخبتین در قرآن آمده اند: ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ﴾[5] ؛ مخبتین ای المتواضعین.
این تعریف که در این روایت امام صادق (ع) از او می کند کجا و این تعریف که علی بن رئاب ثقةٌ کجا، این دو شخص قابل قیاس نیستند با هم.
دو. اینکه محمد بن مسلم افقه از علی بن رئاب بوده و در این نباید تردید داشت و روایت افقه مقدم است بر روایت غیرافقه.
سه. منبع روایت علی بن رئاب (که از اظهر روایات بود) قرب الاسناد است، قرب الاسناد کجا و کتب اربعه کجا؛ قرب الاسناد کتاب معتبر هست ولی این کتاب معتبر کجا و کتب اصلی شیعه کجا (البته روایت صحیحه محمد بن مسلم هم لا یوجد فی الکافی بل یوجد فی التهذیب و الفقیه)؛ همین هم نکته امتیاز دیگری برای صحیح محمد بن مسلم است.
چهار. در بین روایاتی که مشهور استناد کرده بودند صحیحه فضیل را هم داشتیم، فضیل هم در ردیف محمد بن مسلم است، (بر خلاف علی بن رئاب که در ردیف محمد بن مسلم نیست) و در صحیحه فضیل تصریح داشت که خیار برای مشتری هست (ح5 باب ص11)،
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا اَلشَّرْطُ فِي اَلْحَيَوَانِ قَالَ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ لِلْمُشْتَرِي. [6]
اینجا یک اثباتی داریم و یک نفی:
اثبات ما این است که برای مشتری ثابت است و همه این را می گویند (هم سید مرتضی و سید بن طاووس می گویند و هم دیگران...)
لکن جواب شیخ این است که فرق است بین منطوق و مفهوم؛ اینکه بایع خیار حیوان ندارد از مفهوم این روایت فضیل استفاده می شود، ولکن این روایت محمد بن مسلم منطوقش می گوید بایع خیار دارد، و المنطوق اعلی من المفهوم، اَلْمُتَبَايِعَانِ بِالْخِيَارِ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ فِي اَلْحَيَوَانِ وَ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ مِنْ بَيْعٍ حَتَّى يَفْتَرِقَا.
آن روایات(روایات مشهور) بالمفهوم گفت بایع خیار ندارد، ولی این روایت(محمد بن مسلم) بالمنطوق می گوید بایع خیار دارد و روشن است که منطوق بر مفهوم مقدم است.
(این از مویدات شیخ انصاری بر اینکه بایع هم خیار دارد)
بنابراین درست هست که آن روایات صحاح بود اما روایت صحیح قوی ای در اینجا هست؛ در این تعارض چه باید کرد؟ جلسه آینده بحث خواهیم کرد. (مکاسب مطالعه شود )