1404/10/14
بسم الله الرحمن الرحیم
نکاتی پیرامون خیار حیوان/خيار الحيوان /کتاب الخيارات
موضوع: کتاب الخيارات/خيار الحيوان /نکاتی پیرامون خیار حیوان
روایت: امام صادق(ع): من روى على مؤمن رواية يريد بها شينه وهدم مروءته ليسقط من أعين الناس، أخرجه الله عز وجل من ولايته إلى ولاية الشيطان. [1]
کسی علیه مومنی سخنی بگوید تا خرابش کند و از چشم مردم بیندازدش، چنین کسی را خدا از ولایتش بیرون می کند تا به ولایت شیطان برود.
(یعنی او در حدی نیست که من دستم بر سرش باشد، این کسی که تمام تلاشش خراب کردن دیگر مومنین است)
خلاصه:
سخن پیرامون خیار حیوان بود، در خیار حیوان مباحثی مطرح بود:
بحث اول اینکه خیار حیوان اختصاصی مذهب شیعه است و در اهل سنت مقوله ای به نام خیار حیوان نیست.
بحث دوم این است که منظور از حیوان در خیار حیوان یعنی چه حیوانی است؟
هاهنا نکاتٌ:
نکته اول: برخی از حیوانات شبهه ای در ثبوت خیار در موردشان نیست، مثل گوسفند، شتر، اسب، گاو، کبوتر، یا مرغ و خروس، گنجشک، بلبل، لا شبهة در اینکه مشتری الحیوان بالخیار ثلاثة ایام (در اینها تردیدی نیست).
نکته دوم: اگر ما باشیم منهای نصوص، حیوان، شامل حیوان ناطق هم می شود یا نمی شود؟
خیر نمی شود، اینها دو مقوله است، اگر ما بودیم و روایاتی نبود شامل حیوان ناطق نمی شد، ولی روایات در مورد بیع الرقیق یا همان بیع بردگان، خیار حیوان به نحو وسیعی مطرح شده است؛ پس اگر نصی نبود می گفتیم حیوان شامل حیوان ناطق نمی شد.
کتاب البیع امام: لو لم يكن بعض النصوص المصرحة بثبوته في الرقيق لَاَشكل الاثبات فيه، لكون الانسان مقابل الحيوان عرفا. [2]
(فالخیار ثابت للرقیق للنصوص، اگر نصوص نبود خیار حیوان در بیع الرقیق ثابت نبود)
نکته سوم: حیوان بما انه حیوانٌ، موضوع خیار حیوان است، لا بما انه لحمٌ، ماهی را که می خرند بما انه لحمٌ می خریند(البته نه ماهی های زینتی که لحمشان مقصود نیست)، آیا در اینجا خیار حیوان هست یا خیار مجلس هست مانند دیگر بیوع؟
نظر شیخ این است که خیار حیوان در اینجا نیست ولی سایر خیارات را دارد، خیار حیوان در حیوان بما انه حیوان است، لا بما انه لحم است، لا بما انه جثةٌ.
حاشیه سید ج2 ص 435، محقق نائینی منیة الطالب 3 ص57، امام بیع ج4 ص 175 همین مطلب را قائل هستند.
پس اگر ما حیوانی را بخاطر حیوان بودنش خریدیم، گوسفند را بخاطر حیوان بودنش خریدیم یا سایر حیوانات را، اینجا خیار حیوان در موردش صادق است، اما آنجا که لحم می خریم، آنجا دیگر بما انه حیوانٌ خریداری نشده است، بما انه لحم خریداری شده است، لذا خیار حیوان ثابت نیست.
شیخ انصاری در مکاسب: و لا يبعد اختصاصُه بالحيوان المقصود حياته في الجملة، فمثل السَّمك المخرَج من الماء و الجراد المحرَز في الإناء و شبه ذلك خارجٌ؛ لأنّه لا يباع من حيث إنّه حيوانٌ، بل من حيث إنّه لحمٌ مثلًا، …[3]
اگر کسی ملخ خرید آیا خیار حیوان ثابت است یا نه؟
امام می فرماید خیر، خیار ثابت نیست چون خریدش بخاطر لحمش است .
اینجا آقای خویی و آقای ایروانی اشکال کردند منتهی در اشکالشان دقتی وجود دارد؛ آقای ایروانی می گوید اگر بخواهید غرض را دخیل کنید لازمه اش این است اگر کسی که گوسفند را برای ذبح می خرد خیار حیوان نباید داشته باشد، چون غرضش لحم گوسفند است، فالغرض لیس بدخیلٍ فی خیار الحیوان.
حاشیه مکاسب ایروانی:
فلأنّ الأغراض و الدّواعی نوعیا أو شخصیا لا أثر لها فی تغییر عنوان المعامله و لذا لا یلتزم أحد بعدم الخیار لو کان الغرض من شراء الحیوان ذبحه أو إرساله فالمدار علی صدق تعلّق العقد بالحیوان و ذلک یدور مدار أخذ عنوان الحیوان فی متعلق العقد فإن أُخذ ثبت الخیار و إلا فلا [4] (ما دائر مدار عنوان هستیم، آیا به این ماهی که از آب گرفتند دیگر حیوان گفته می شود یا مثلا می گویند چند کیلو ماهی گرفتم؟ ) فعلی هذا ما هستیم و عنوان حیوان.
استاد: به ایشان می گوییم شق دوم فرمایش شما درست هست، و ما دائر مدار اغراض و دواعی نیستیم که آن اشکالتان وارد باشد که اگر کسی با انگیزه کشتن حیوان، گوسفندی را می خرد خیار نداشته باشد، بلکه ما می گوییم آیا این غنم حیوانٌ ام لا؟ بله حیوان است، آیا این مرغی که برای ذبح خریدیم حیوانٌ ام لا؟ اگر خریدند و فهمیدند مریض است خیار حیوان دارند ولو بخواهند ذبحش کنند؛ فعلی هذا با اغراض پرونده را نمی بندیم، بلکه با عناوین پرونده را می بندیم.
اینجا مرحوم نائینی در منیة الطالب فرمایشی دارند: بل يمكن استفادة التّخصيص من بعض الأخبار المعلل فيه الخيار بنظرة المشتري[5] (از بعضی از اخباری که خیار حیوان را تا سه روز اثبات می کند، می گوید به دلیل اینکه مشتری تأمل کند و ببیند این حیوان آن حیوانی را که می خواسته بوده یا نبوده، پس خیار حیوان مختص است به خیار حیوانی که المقصود منه حیاته لا لحمه، و اینکه می فرماید بنظرة المشتری مقصود این است که حیوان زنده باشد و المقصود منه حیاته باشد)
استاد: این تعلیل به نظر می رسد که قانع کننده نباشد، چون این تعلیل در لحم هم می آید، مشتری می خواهد ببیند که گوشت خوبی خریده یا نه، بنابراین چه بسا در لحم هم این نظره پیش بیاید.
از اینجا بحث دیگری مطرح می شود و آن بحث این است: و يشكل فيما صار كذلك لعارضٍ، كالصيد المشرف على الموت بإصابة السهم أو بجرح الكلب المعلّم. [6]
اگر کسی بزش شکاری را زد، کالصید المشرف علی الموت یا اگر به کلب معلَّم دستور داد برو این بز کوهی را بگیر، او هم رفت بز را مجروح کرد و آورد، در این شرایط هدف چیست؟ بز کوهی بما انه لحمٌ مراد است یا بما انه حیوانٌ مراد است؟
جواب: بما انه لحمٌ مراد است، صیدی که مشرف به موت است به ما انه جثةٌ مد نظر است، بما انه لحمٌ مد نظر هست نه بما انه حیوانٌ.
بیع ج4 ص 256: منیة الطالب ج3 ص 57، حاشیه سید یزدی ج2 ص 455
فعلی هذا پاسخ به این سوال هم روشن شد که اگر گوسفندی را کیلویی خریدند، و لحمش مد نظر هست، آیا خیار در موردش ثابت است یا ثابت نیست؟
ثابت است اگر صدَقَ علیه الحیوان؛ به این بیان که اغراض دخیل نیستند، انگیزه ها دخیل نیستند، فعلی هذا اگر صَدَقَ علیه الحیوان خیار حیوان وجود دارد.
شیخ چند حیوان دیگر را هم بیان می کند: العموم لكلِّ ذي حياةٍ، فيشمل مثلَ الجرادِ و الزُّنْبُورِ و السَّمَكِ وَ العَلَقِ(زالو) و دُودِ القزِّ(کرم ابریشم)؛[7] تا فقط شامل حیوان چهارپا نرویم، در اینها هم خیار حیوان صادق هست، علی هذا امروز مورد خیار حیوان بیان شد، آنجا که حیات حیوان مد نظر باشد.