« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد موسوی جزایری

92/02/25

بسم الله الرحمن الرحیم

مثالي براي مرجّح ثاني/ فرق ميان تعارض و تزاحم/ تعادل و تراجيح

 موضوع: مثالی برای مرجّح ثانی/ فرق ميان تعارض و تزاحم/ تعادل و تراجیح
 
 بحث ما در مرجّح دوم باب تزاحم بود و گفتيم كه اگر مأخوذ در احد الدّليلين قدرت شرعي باشد و در ديگري قدرت عقلي باشد، دليل دوم را بايد مقدم نمود . در اين باب يك مثالي زده شده كه بسيار هم خوب است لكن اجتهادي است و جاي بحث زياد دارد ، لذا براي كسي كه بخواهد كار اجتهادي بكند خالي از فايده نيست .
 مثال اين است كه لو كانَ عند المكلّف مِقدار من الماءِ و لا يكفي لأَمرين ، بل يكفي امّا للوضوء او لتطهير ثوبِهِ او بَدَنِهِ من الخبث ، مكلّف مقدار كمي آب دارد در حالي كه لباسش هم نجس است ، وقت نماز كه آمد با اين مقدار آب يا مي تواند وضو بگيرد يا لباسش را تطهير بكند و نمي تواند هر دو را امتثال بكند ، لذا ميان طهارت از خبث و طهارت از حدث تزاحم پيش مي آيد ، در اينجا گفته شده كه طهارت از خبث مقدم مي شود زيرا قدرت در وضو شرط شرعي است زيرا وضو تكليف واجد الماء است و تيمّم تكليف فاقد الماء است ، واجد الماء به معناي كسي است كه قادر بر استعمال آب است لذا از اينجا فهميده مي شود كه قدرت در لسان دليل وضو اخذ شده است ، به خلاف طهارت از خبث ، در دليل آمده كه واجب است براي نماز بدن و لباسش طاهر باشد ، شرط ديگري در لسان دليل نيامده كه بگوييم قدرت شرط شرعي است .
 خلاصه مطلب اينكه چون قدرت در دليل شرطيّت وضو أخذ شده لذا تطهير از خبث كه قدرت در آن شرط عقلي است مقدم مي شود .
 ايراد محقّق خوئي رحمه الله
 سيدنا الاستاد دو ايراد گرفته اند :
 ايراد اول اين است كه امر به طهارت از حدث و خبث امر ارشادي است ، زيرا هر دو شرط صحّت نمازند ، مطلوبيّت نفسي ندارند ، خودشان ملاك ندارند لذا مكلّف بر تركشان معاقَب نمي شود .اين در حالي است كه تزاحم ميان دو واجبي رُخ مي دهد كه نفسي باشند ، ملاك داشته باشند و عقاب بر تركشان باشد ، نه دو واجب شرطي ، لذا ميان امر به طهارت از حدث و امر به طهارت از خبث تزاحمي نيست ، بلكه تزاحم ميان نماز با وضو است و نماز با لباس طاهر .
 حالا كه به اينجا رسيديم مي بينيم كه قدرت در هر دو طرف تزاحم، شرط شرعي است زيرا هر دو طرف بَدَل دارند ، در شرع نماز با وضو براي قادر وضع شده و نماز با تيمّم براي عاجز از وضو ، از طرف ديگر نماز با لباس طاهر براي قادر وضع شده و نماز با لباس نجس براي عاجز از تطهير -(البته اين فتواي محقّق خوئي است ، مشهور مي گويند عاجز از تطهيرِ ثوب بايد عريان نماز بخواند ، در صورتي كه ايمن از ناظر محترم باشد ايستاده و الّا نشسته ، در هر دو حالت هم ركوع و سجده را با إيماء به جا بياورد .)- وقتي اينطور شد به قول مرحوم نائيني تفصيل قاطع شركت است ، نماز با لباس طاهر تكليف قادر است و نماز با وضو هم تكليف قادر است لذا محقّق خوئي مي فرمايند وقتي ريشه يابي مي كنيد مي بينيد كه قدرت در هر دو شرط شرعي است و وجه ترجيحي براي هيچ كدام نيست .
 ايراد دوم اين است كه تزاحم به معناي عجز در مقام امتثال است ، در ما نحن فيه شارع در هر دو دليل قدرت را اخذ كرده ، يعني در هر دو گفته اگر مي توانيد نماز با وضو بخوانيد ، اگر مي توانيد نماز با لباس طاهر بخوانيد ، (اگر نمي توانيد بدل را اتيان كنيد) اين اگر مي توانيد در هر دو قيد حكم شده است . الان مكلّف بر هر دو عمل به تنهايي قدرت دارد و اطلاق هر كدام از دو دليل مي گويد قدرتت را در من صَرف كن ، امّا مكلف نمي داند كدام اطلاق را بايد مقدم بكند ، از طرف ديگر هم مي داند كه هر دو اطلاق با هم مراد نيستند زيرا قدرت بر امتثال هر دو ندارد ، لذا اين مورد مي شود از موارد تعارض دو اطلاق نه تزاحم ادلّه .
 در تعارض ميان دو اطلاق هم بايد برويم سراغ مرجّحات خودش ، مثلا اگر احد المتعارضين عام بود و ديگري مطلق بود عام بر مطلق مقدّم مي شود زيرا ظهور عام در عموم اقوي است .اگر مرجّحي هم نبود مي رويم سرغ اصول عمليّه ، مثلا در ما نحن فيه برائت از تعيين هر دو طرف جاري مي كنيم لذا مكلف مخيّر ميان هر دو طرف مي شود .
 دو ايراد به فرمایشات محقّق خوئي رحمه الله
 به نظر ما فرمايش سيدنا الاستاد دو اشكال دارد :
 اشكال اول
 اين است كه طبق قواعد اصولي در تعارض ميان دو اطلاق ما نمي توانيم به مرجّحات رجوع بكنيم ، زيرا مرجّحات باب تعارض مربوط به تعارض ظهورين است ، مثلا دو عام كه نسبت به يكديگر عموم و خصوص من وجه اند در ماده اجتماع تعارض كنند ، يا دو ظهور لفظي كه با هم تباين دارند با هم تعارض كنند ، اما اگر دو طرف تعارض اطلاق باشد نوبت به مرجّحات نمي رسد زيرا به واسطه تعارض ، مقدمات حكمت كه پايه هاي اطلاق اند خراب مي شوند و ديگر اطلاق از بين مي رود . اين در حالي است كه مرجّحات باب تعارض احتياج به ظهور لفظي دارند ، لذا به نظر مي رسد در اينجا يك غفلتي پیش آمده و الّا مطلب واضح است .
 اشکال دوم
 اين است كه (در پاسخ به ايراد اول محقق خوئي) ما خيلي اوقات از ميان امارات و قرائن ترجيح احد الدليلين بر ديگري را مي فهميم ، مثلا از حديت لا تعاد مي فهميم كه يك سري از افعال نماز، ما فرضه الله هستند و يك سري ديگر ما سنّه النبي ، ما فرضه الله مقدم است بر ما سنّه النبي ، در آنجا آمده لا تعاد الصلاه الا من خمس : الوقت و القبله و الطهور و الركوع و السجود ، بعد مي فرمايد كه اينها فريضه هستند و ما بقي سنّت هستند و لا تنقض السنّهُ الفريضهَ . اينجا مولي دارد يك قانون مي دهد كه فريضه مقدم است بر سنّت ، خودش مي گويد و در احكام شرعي هم رعايت ميكند ، لذا از اينجا وقتي فهميديم طهارت از حدث فريضه است اهميت و ترجيح آن را هم مي فهميم هر چند كه هم طهارت از حدث و هم طهارت از خبث هر دو شرعا مشروط به قدرت باشند .
 يا در جاي ديگر مي فرمايد الصلاه ثلاثه اثلاث : ثاثها الطهور و ثلثها الركوع و ثلثها السجود . ميدانيم هم كه مراد از اين طهور ، طهارت از حدث است ، وقتي فهميديم طهارت از حدث ثلث نماز است ، بالوجدان اهميت آن را بر طهارت از خبث هم مي فهميم ، منظور اين است كه به كمك قرائن مي فهميم كه در مقام جعل ، هر دو عمل داراي مصلحت بوده ولي مصلحت يكي بيشتر از ديگري است ، يكي اقوي و ديگري اهون است ، از همين راه يقين به ترجيح پيدا مي كنيم .
 اگر براي مكلف يقين حاصل نشد ، صرف الاحتمال هم براي ترجيح جانبي كه اهميّتش محتمل است كفايت مي كند ، زيرا دوران بين تعيين و تخيير است و در اينجا جانب تعيين مقدم بر جانب تخيير مي شود .

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo