« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد موسوی جزایری

91/01/19

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسي دسته ى اول و دوم احکام وضعيه / تفصيلات استصحاب / استصحاب

 موضوع: بررسی دستهﻯ اول و دوم احکام وضعیه / تفصیلات استصحاب / استصحاب
 تفصیل در دستهﻯ اول احکام وضعیه با توجه به مبنای آقا ضیاء(ره):
 در جلسهﻯ گذشته گفتیم قسم اول احکام وضعیه مثل سببیت و شرطیت که مرحوم آخوند(ره) قائل به تکوینی بودنِ آن شدند، از مقام تعلّق امر منتزع هستند. لذا در صورتی که امر را جعلی و اعتباری بدانیم، از آنجا که جعل و اعتبار، فعلی ارادی است و دخالت هیچ چیز در فعل ارادی به صورت سبب فاعلی نیست -چون تمام المؤثر در فعل ارادی، ارادهﻯ انسان است- اسباب خارجیه مثل مصالح و مفاسد و ملاکات، در حد علل غائیه دخالت دارند نه در حد سبب فاعلی. اما در صورتی که امر، همان ارادهﻯ مبرزه باشد -همانطور که آقا ضیاء(ره) می فرماید- از آنجا که اراده و کراهت به معنای اشتیاق و نفرت، فعل ارادی و اختیاری نیستند بلکه از جمله صفات نفسی هستند که در اثر علم به مفاسد و مصالح و ملاکات واقعیه قهراً متولد می شوند، دخالت و سببیت مصالح و مفاسد معلومه، تکوینی است و نیازی به اعتبار ندارد.
 پس طبق مسلک آقا ضیاء(ره) که امر و نهی را اراده و کراهت مبرزه می دانند، دخالت اسباب و مصالح، تکوینی است ولی طبق مسلک مشهور که امر و نهی را جعل و اعتبار می دانند، دخالت اسباب و مصالح، در حد علل غائیه است نه اسباب فاعلیه.
 خلاصه اینکه دخالت مصلحت در اراده و مفسده در کراهت، تکوینی است و هرچند جعل و اعتبار بنابر نظر عدلیه لغو و بی حساب و کتاب نیست بلکه تابع مصالح و مفاسدی که در متعلّقات آنها وجود دارد می باشد لکن چون جعل و اعتبار، فعل ارادی مولا است، دخالت و تأثیر ملاکات، قهراً به صورت سبب فاعلی نیست؛ چون ارادهﻯ فاعل مختار در آنها متوسط شده است و مؤثر تام، ارادهﻯ فاعل است ولو تصور مصالح و مفاسد در اشتیاق و نفرت او تأثیر دارد و موجب امر می شود ولی در هر صورت، امر یکی از افعال ارادی او است و تأثیر مؤثرات، در حد علل غائیه می باشد.
 بنابراین بنابر هر دو مبنا مصالح و مفاسد تأثیر دارند ولی در صورتی که امر و نهی به معنای جعل و اعتبار باشند، دخالت ملاکات و مناطات، برسبیل علل غائیه است که مترتب بر افعال ارادی می شوند و در صورتی که امر و نهی به معنای اراده و کراهت باشند که صفات نفس هستند و بی اختیار به وجود می آیند، تأثیر ملاکات، تکوینی و واقعی است.
 اعتباری بودن امر و نهی طبق مبنای مرحوم آخوند(ره):
 خود مرحوم آخوند(ره) وجوب و حرمت را جعلی و اعتباری می دانند و امر و نهی به معنای اراده و کراهتِ مبرزه فقط اختصاص به آقا ضیاء(ره) دارد.
 لذا در هر صورت این اشکال به مرحوم آخوند(ره) وارد است چون در صورت اعتباری بودنِِ امر و نهی، قهراً دخالت مصالح و مفاسد، بر سبیل علل فاعلیه و تکوینی نیست.
 جریان تفصیل مذکور در دستهﻯ دوم احکام وضعیه:
 در قسم دوم، مثل جزئیت و شرطیت و مانعیت برای مأمورٌ به هم که خود مرحوم آخوند(ره) فرمودند این قسم انتزاعی است و منشأ انتزاع آنها هم امر و نهی متعلّق به مکلفٌ به مرکب که از امور جعلی و اعتباری هستند می باشد -چون امر و نهی از سنخ انشاء هستند و انشاء هم ملحق به وجودات اعتباریه می شود- تفصیلی که در قسم اول مطرح کردیم، قابل جریان است. یعنی اگر امر و نهی به معنای اراده (شوق مؤکد) و کراهت مبرزه باشند طبق مبنای آقا ضیاء(ره)- از آنجا که ارادهﻯ تعلق گرفته به مراد مرکب، یک امر تکوینی و واقعی در نفس انسان است، منشأ انتزاع جزئیت از مأمورٌ به ذات الأجزاء هم یک امر تکوینی است؛ ولی اگر امر و نهی را به معنای جعل و اعتبار بدانیم، جزئیت و شرطیت و مانعیت مکلفٌ به از امور اعتباریه می شوند؛ چون از یک امر اعتباری انتزاع شده اند.
 لذا این تفصیل، در قسم دوم نیز به دنبال مرحوم آخوند(ره) می آید و به قسم اول اکتفا نمی کند. ولی ایشان در قسم دوم اشاره ای به این تفصیل نکرده و فقط گفته اند چون جزئیت، از تعلّق امر به مجموع مرکب انتزاع می شود و امر نیز اعتباری است، پس منشأ انتزاع جزئیت برای مأمورٌ به اعتباری است؛ در حالی که اگر در قسم اول، امر و نهی را به معنای اراده و کراهت نفسیه و تکوینی دانستیم، در قسم دوم نیز باید همین حرف را بزنیم و بگوئیم امرِ به معنای اراده که تکوینی است، به مجموع تعلق گرفته است و جزئیت جزء را هم از تعلّق اراده به مجموع، انتزاع می کنیم. لذا منشأ انتزاع، یک امر تکوینی است.
 تفاوت دستهﻯ اول و دستهﻯ دوم احکام وضعیه از جهت نحوهﻯ دخالت مصالح و مفاسد:
 نحوهﻯ دخالت مصالح و مفاسد در قسم اول که سببیت و شرطیت برای خود امر هستند با قسم دوم که جزئیت و شرطیت برای مأمورٌ به (متعلق امر) هستند، تفاوت می کند. یعنی هرچند طبق نظر عدلیه، اوامر و احکام از مصالح و مفاسد تبعیت می کنند ولی دخالت مصالح و مفاسد نسبت به امر با دخالت آنها نسبت به مأمورٌ به تفاوت می کند.
 شرط وجوب، مثل زوال شمس که شرط است برای امر به صلاة و استطاعت که شرط است برای وجوب حج؛ یعنی تا زوال شمس و استطاعت محقق نشوند، وجوب محقق نمی شود. اما وضو نسبت به صلاة، شرط واجب (مأمورٌ به) است نه وجوب. به عبارت دیگر شرط وجوب (امر)، دخالت در موضوع دارد و اگر نباشد، حکم هم نیست ولی شرط واجب (مأمورٌ به)، دخالت در متعلّق دارد که حتی اگر محقق نشود، امر و وجوب بر ذمهﻯ مکلف وجود دارد. یعنی وجوب مطلق است ولی واجب، مشروط است.
 تفاوت این دو نوع شرط، به خاطر نحوهﻯ دخالت مصالح و مفاسد در این دو شرط است. بدین صورت که اگر شرط از جهت اتصاف به مصلحت دخالت داشته باشد، جزء الموضوع و شرط در وجوب می شود (مثل استطاعت) ولی اگر از جهت ترتب مصلحت دخالت داشته باشد، دخیل در متعلّق و شرط واجب می شود (مثل وضو).
 برای اتصاف به مصلحت در امور خارجیه، به بیماری مثال می زنند؛ از این جهت که انسان مریض، احتیاج به دوا دارد و دوا خوردن برای او به جا و متصف به مصلحت است نه انسان سالم (شرط وجوب). از طرفی این دوا مشروط به طبخ است و در صورت پخته شدن، موجب صحت می شود که این شرط در متعلّق است و دخالتش به نحو ترتب مصلحت می باشد (شرط واجب)؛ یعنی تا این شرط حاصل نشود، مصلحت مترتب نمی شود. پس مصالح و مفاسد علی کل تقدیر -هم نسبت به موضوع هم نسبت به متعلّق- دخالت دارند ولی سنخ دخالت آنها در موضوع و متعلّق، متفاوت است.
 بنابراین تفاوت قسم اول احکام وضعیه و قسم دوم احکام وضعیه از جهت نحوهﻯ دخالت مصالح و مفاسد در آنها است که یک تفاوت واقعی می باشد نه اعتباری و جعلی؛ چون تأثیرات مصالح و مفاسد، واقعیه است لکن شیوهﻯ آنها دو گونه است.
 والسلام

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo