1404/09/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: استصحاب/ تنبیهات استصحاب/ استصحاب عام مخصَّص
نکته تکمیلی: مانع قصور ذاتی در عام
بحث ما تا اینجا به این نتیجه رسید که عموم، اعم از استغراقی یا مجموعی، پس از انقضای زمان تخصیص، قابلیت رجوع دارد. البته این مشروط به وجود دلیل اجتهادی (عام) است که در این صورت، استصحاب (به عنوان دلیل فقاهتی) محکوم به آن میشود. بنابراین، مادامی که عموم برقرار است و اهمال و قصور کلی ندارد، میتوان به آن رجوع کرد.
در این میان، نکتهای به نظر میرسد که اگرچه اصحاب به صورت مستقیم بدان نپرداختهاند، اما از اهمیت برخوردار است. گاهی عام به لحاظ قصور ذاتی در دلالت، امکان شمول بر زمان پس از تخصیص را ندارد. در این حالت، رجوع به آن ممکن نیست و ناگزیر باید به استصحاب حکم مخصص روی آورد.
تحلیل مثال خمس و مؤونه
آیه شریفه میفرماید: «﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ...﴾»[1] . درباره معنای «﴿غَنِمْتُمْ﴾» اختلاف نظر است. مشهور فقهای ما معتقدند ظهور این واژه در اموالی است که از طریق کسب و تلاش فعالانه به دست میآید، نه هر نوع تحصیل مالی. بنابراین، مواردی مانند هدیه یا ارث را در بر نمیگیرد. روایات متعددی نیز از واژههایی مانند «استفاد» استفاده کردهاند که بر همین مفهوم «تحصیل و به دست آوردن» دلالت دارد. بر این اساس، بسیاری از فقها – از شیخ طوسی و ابن ادریس تا علمای متأخر – خمس را مختص به اموال مکاسب دانستهاند.
در مقابل این عموم، تخصیصی وارد شده است: روایت امام رضا علیهالسلام که میفرمایند: «الْخُمُسُ بَعْدَ الْمَئُونَةِ»[2] . یعنی هزینههای زندگی (مؤونه) از خمس مستثنا است. فرض کنید فردی از راه کسب، مالی مانند خانه، ماشین یا زیورآلات به دست آورده و آن را در راه مؤونه زندگی خود صرف کند. در این حال، عنوان «مؤونه» شامل آن مال شده و خمس به آن تعلق نمیگیرد.
مسئله اساسی هنگامی پدید میآید که گذر زمان، آن مال را از مصداق مؤونه خارج کند. برای نمونه، زیورآلاتی که در دوران جوانی و نیاز، مؤونه به حساب میآمد، با رسیدن به کهنسالی و عدم استفاده، دیگر مصداق مؤونه نیستند. یا اینکه فرد خانه یا ماشین اضافیای دارد که مورد نیازش نیست. در این صورت، عنوان مخصص (مؤونه) زایل میشود.
سؤال اصلی این است: با زوال عنوان مؤونه، آیا خمس به آن مال تعلق میگیرد؟
نظر مشهور فقها – از جمله محقق خویی و آنچه از فتاوای رهبر معظم انقلاب مستفاد میشود – این است که خمس واجب نمیگردد. اما مرحوم امام خمینی (قدس سره) قائل بودند که با خروج مال از مؤونه، خمس آن واجب میشود.
بررسی مسئله از منظر رجوع به عموم
حال باید دید آیا پس از زوال عنوان مخصص (مؤونه)، میتوان به عموم آیه رجوع کرد و گفت این مال، «کسب شده» و مشمول خمس است؟
خیر زیرا عنوان عام مذکور در آیه («مَا غَنِمْتُمْ» یا «مَا اكْتَسَبْتُمْ») بر مال در زمان حاضر صدق نمیکند. این عنوان، ظهور در حادثه اکتساب در زمان گذشته دارد. یعنی در همان لحظه تحصیل مال، صادق است. اکنون که چند سال از اکتساب آن میگذرد، عنوان «مکتَسَبٌ حالاً» یا «مُغْتَنَمٌ الآن» بر آن صادق نیست. عناوین شرعی از این دست، ظهور در استمرار ندارند و دلالت بر واقعهای منقطعالزمان میکنند.
در مقابل، اگر عموم آیه، عنوان عامتری مانند «مَا تَمْلِكُونَ» (آنچه مالک آن هستید) بود، اشکالی پیش نمیآمد، زیرا مالکیت عنوانی مستمر است و در زمان حال نیز برقرار میباشد. اما عموم مورد بحث، ناظر به «اکتساب» است که فعلگذشته است.
بنابراین، در این مثال خاص، حتی با فراغ از مخصص، عموم به دلیل قصور ذاتی در دلالت (عدم شمول بر مال در زمان حاضر) نمیتواند حجت باشد. در چنین مواردی، راهی جز رجوع به اصول عملیه (مانند برائت) یا استصحاب باقی نمیماند.
این نکته اگرچه در کلام اصحاب به صورت مبسوط نیامده، اما در تحلیل دقیق تعامل ادله عام و خاص، و در تطبیق بسیاری از فروعات فقهی، حائز اهمیت است.