« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: استصحاب/ تنبیهات استصحاب/ استصحاب امور اعتقادیه

شبهه کشیش مسیحی

برخی از علما به مناسبت بحث استصحاب در امور اعتقادی، فرعی را مطرح کرده‌اند که مربوط به ماجرای ملاقات یکی از علمای بزرگ نجف اشرف با یک کشیش مسیحی در زمان محقق قمی است. این عالم به زیارت مقام حضرت یونس (علیه‌السلام) رفته بود. در آنجا با کشیش مسیحی برخورد می کند و مطالبی بینشان رد و بدل می شود از جمله اینکه در این ملاقات کشیش مسیحی شبهه‌ای مطرح می کند. او با لحنی طعنه‌آمیز به عالم گفت: ما که همه دین حضرت عیسی (علیه‌السلام) را قبول داریم ولی دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مشکوک است، چرا که برخی آن را قبول دارند و برخی ندارند. پس چون دین حضرت عیسی یقینی است و دین حضرت محمد مشکوک، اینجا جای اجرای استصحاب است. بر اساس این استصحاب، باید به بقای دین حضرت عیسی (علیه‌السلام) حکم کنیم. معلوم می شود آن کشیش هم آدم با سوادی بوده است علی ای حال عالم شیعه فی المجلس پاسخ او را می دهد اما پس از بازگشت به نجف، ماجرا را در محافل علمی هم مطرح می کرد. و محقق قمی آن را در کتاب *قوانین الاصول* ذکر کرده است.

پاسخ به شبهه کشیش مسیحی

محقق قمی این ماجر را ذکر کرده و برای رد استدلال کشیش مسیحی، پاسخهایی داده شده که ما کاری با مطالب دیگران نداریم خودمان سه پاسخ اصلی است که در جواب به این شبهه می توانیم مطرح کنیم:

پاسخ اول: لزوم تحصیل علم وجدانی در ادیان

در مورد ادیان و نبوت انبیاء، اعم از حضرت عیسی، موسی یا محمد (علیهم السلام)، مطلوب، تحصیل علم وجدانی و قطع قلبی است که با تحقیق و تفکر حاصل می‌شود. اعتقاد به یک دین، امری تعبدی نیست که بتوان آن را صرفاً با بنای قلبی (عقدالقلب) پذیرفت.

 

حال آنکه، استصحاب نمی‌تواند یقین وجدانی را اثبات کند و تنها حکم تعبدی می‌آورد. از آنجا که در اعتقاد به نبوت و دین، یقین وجدانی لازم است و استصحاب چنین یقینی ایجاد نمی‌کند، لذا این استصحاب جاری نمی‌شود.

پاسخ دوم: تعارض استصحاب با دین اسلام

اگر کشیش مسیحی بخواهد استصحاب را جاری کند، باید آن را به عنوان جزئی از احکام دین اسلام بپذیرد.

فرض این است که دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مشکوک است. اگر کل دین اسلام مشکوک باشد، تمامی اجزای آن (که استصحاب نیز جزئی از آن است) مشکوک می‌شوند. بنابراین، این استصحاب (که خود بخشی از دین مورد شک است) نیز مشکوک شده و از بین می‌رود و دیگر قابلیت اجرا نخواهد داشت.

پاسخ سوم: نسخ ادیان سابق توسط دین اسلام

راه ما برای اعتقاد به نبوت حضرت موسی و حضرت عیسی، منحصر به اخبار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. دلیل این انحصار آن است که کتب موجود مانند تورات و انجیل مُحرَّف هستند و نمی‌توان از طریق آن‌ها یقین علمی پیدا کرد. دلایل تحریف آن‌ها نیز واضح است (مانند نسبت‌های ناروایی که در آن‌ها به پیامبران داده شده). بنابراین، ما تنها به واسطه خبر پیامبر اسلام و تأیید ایشان به نبوت انبیاء گذشته معتقدیم، زیرا قرآن مجید تأکید دارد که ما بین هیچ‌یک از پیامبران او فرقی نمی‌گذاریم.

حال که مخبریت پیامبر اسلام صحیح است، دین ایشان نیز صحیح است. نتیجه این امر، قطع به نسخ ادیان قبلی است؛ زیرا هر دین جدیدی که می‌آید، ناسخ دین قبلی است. اگرچه دین حضرت موسی و عیسی در زمان خودشان صحیح بودند، اما در زمان پیامبر اسلام، منسوخ شده‌اند و دیگر بقایی برای آن‌ها وجود ندارد که بخواهیم استصحاب کنیم.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo