« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/08/04

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: استصحاب/ تنبیهات استصحاب/ اصاله تأخر الحادث/چند فرع فقهی/ شک در تقدم و تاخر طهارت و حدث/ نظر محقق حلی

مقدمه و طرح مسئله

بحث حاضر در باب «استصحاب» در شرایطی است که فردی در ابتدا دارای یک حالت سابقه معلوم (چه طهارت و چه حدث) بوده، سپس دو حادث متضاد — یکی طهارت و دیگری حدث — به ترتیبی نامعلوم واقع شده‌اند؛ به‌طوری که نمی‌دانیم کدام‌یک از این دو حادث متعاقب، پیش از دیگری رخ داده است. در چنین شرایطی، سؤال اصلی این است که برای اعمال استصحاب، باید به کدام‌یک از این دو حادث متعاقب تمسّک نمود؟

بیان مسئله و نظر مشهور

در این زمینه، نظر مشهور آن است که در صورت معلوم بودن حالت اولیه (سابقه)، باید همان حالت را مستصحب کرد. اما این دیدگاه با اشکالی روبه‌رو می‌شود؛ زیرا در فرض مسئله، دو حادث متعاقب واقع شده‌اند که یکی از آن‌ها موافق حالت سابقه و دیگری مخالف آن است. در این صورت، استصحاب حالت سابقه به‌تنهایی کافی نیست، بلکه باید تعیین شود که کدام‌یک از دو حادث متعاقب، قابلیت استصحاب را دارد.

در مقابل، محقّق حلّی نظر دیگری مطرح می‌کند: در چنین شرایطی، باید به «ضدّ حالت سابقه» تمسّک کرد؛ یعنی اگر حالت سابقه طهارت بوده، باید حدث را مستصحب نمود، و اگر حالت سابقه حدث بوده، باید طهارت را مستصحب کرد.

 

توجیه نظر محقّق حلّی

توجیه این نظر بر این اساس است که از میان دو حادث متعاقب (یکی طهارت و دیگری حدث)، یکی موافق حالت سابقه و دیگری مخالف آن است. حال، آن حادث‌ای که موافقت‌کننده با حالت سابقه است، ممکن است «تحصیل حاصل» باشد؛ یعنی وقوع آن پس از وقوع حادث مشابه قبلی، فاقد اثر شرعی است و در واقع وجود واقعی ندارد. برای مثال، اگر فرد از قبل مُحدِث بوده و سپس دوباره حدثی واقع شده باشد، حدث دوم به‌حساب «حدث بعد الحدث» می‌آید که در اصطلاح فقهی، «کالعدم» است و اثری در تغییر حالت فرد ندارد. همین بحث در مورد «طهارت بعد الطهارة» نیز صادق است.

در مقابل، آن حادث‌ای که مخالف حالت سابقه است، قطعاً «تحصیل حاصل» نیست؛ زیرا با حالت قبلی تضاد دارد و بنابراین وقوع آن، تأثیر واقعی در تغییر حالت فرد داشته است. پس وجود واقعی آن مقطوع‌الوقوع است.

دلیل ترجیح «ضدّ حالت سابقه» برای استصحاب

شرط اصلی جریان استصحاب، قطع به وجود حالتی است که می‌خواهیم آن را مستصحب کنیم، همراه با شکّ در بقای آن. در مورد حادث‌ای که موافق حالت سابقه است، حتی اگر فرض شود که واقعاً واقع شده، همچنان احتمال «تحصیل حاصل» بودن آن وجود دارد؛ یعنی ممکن است پس از حادث مشابه قبلی واقع شده باشد و در نتیجه وجود واقعی نداشته باشد. در این صورت، نسبت به وجود آن قطعی نداریم، و بدون قطع به وجود، استصحاب جاری نمی‌شود.

اما در مورد حادث‌ای که مخالف حالت سابقه است، چون با حالت قبلی تضاد دارد، وقوع آن به‌هیچ‌وجه «تحصیل حاصل» نیست؛ بلکه تأثیر واقعی داشته و وجود واقعی آن مقطوع است. از سوی دیگر، چون نمی‌دانیم که پس از آن، حادث دیگری (مخالف) واقع شده یا خیر، پس در بقای آن شکّ وجود دارد. بنابراین، همه شرایط استصحاب در مورد «ضدّ حالت سابقه» مهیّا است.

 

بررسی شرایط استصحاب: قطع به وجود و شکّ در بقا

استصحاب تنها در صورتی جاری می‌شود که:

1. قطع به وجود حالت مورد نظر در زمان خود داشته باشیم (یعنی مقطوع‌الوجود باشد)،

2. و شکّ در بقای آن حالت در زمان حال داشته باشیم.

در فرض مسئله، حادثی که موافق حالت سابقه است، حتی اگر واقعاً واقع شده باشد، ممکن است «تحصیل حاصل» باشد و در نتیجه وجود واقعی نداشته باشد. پس نسبت به وجود آن قطعی نداریم، و بدون قطع به وجود، استصحاب جاری نیست.

اما در مورد حادثی که مخالف حالت سابقه است، چون با حالت قبلی تضاد دارد، وقوع آن به‌معنای تغییر واقعی حالت است و بنابراین وجود آن مقطوع است. از سوی دیگر، چون نمی‌دانیم که آیا پس از آن، حادث دیگری واقع شده یا خیر، پس در بقای آن شکّ وجود دارد. در نتیجه، همه شرایط استصحاب در مورد «ضدّ حالت سابقه» مهیّا است.

 

جمع‌بندی و تأیید نظر محقّق حلّی

بنابراین، نظر محقّق حلّی که در هشت قرن پیش مطرح شده، از نظر اصولی کاملاً صحیح و مستند است: در شرایطی که دو حادث متضاد (طهارت و حدث) به ترتیبی نامعلوم واقع شده‌اند و حالت سابقه معلوم است، باید به «ضدّ حالت سابقه» تمسّک کرد؛ زیرا تنها آن حادث است که وجود واقعی دارد و شرایط استصحاب در مورد آن مهیّا است.

در مقابل، حادثی که موافق حالت سابقه است، مشکوک‌الوجود است؛ چرا که ممکن است «تحصیل حاصل» باشد و در نتیجه وجود واقعی نداشته باشد. و چون استصحاب در موارد «شبهه مصداقیه» جاری نیست، نمی‌توان به آن تمسّک نمود.

 

پاسخ به اشکالات و توضیحات تکمیلی

ممکن است اشکال شود که اگر حالت سابقه طهارت بوده و دوباره طهارتی واقع شده باشد، چرا نمی‌توان آن را استصحاب کرد؟ پاسخ این است که در فرض مسئله، دو حادث متضاد واقع شده‌اند؛ یعنی هم طهارت و هم حدث. بنابراین، حالت سابقه اولی (چه طهارت و چه حدث) قطعاً منتقَض شده است؛ زیرا یکی از این دو حادث متعاقب، قطعاً مخالف آن بوده و آن را نقض کرده است. پس دیگر نمی‌توان حالت اولی را استصحاب کرد.

همچنین، باید توجه داشت که بحث ما در مورد «حادث دوم» است؛ نه حادث اول. حادث اولی رد شده است، چرا که مقطوع‌الانتقاض است. اما از میان دو حادث متعاقب، فقط آن‌یکه مخالف حالت سابقه است، وجود واقعی دارد و قابلیت استصحاب را دارد.

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo