« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/08/24

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: چند مسأله/مواردی که سجده بر آنها جایز است/وجوب دو سجده/واجبات نماز/کتاب الصلاة؛

مسأله: مفقود شدن مُهر در بین نماز

مسألة ٣٨۶. إن فقدت التربة في أثناء الصلاة ولم يكن عنده موضع يسجد عليه، فإن وسع الوقت بطلت تلك الصلاة ووجبت إعادتها، وإن ضاق الوقت سجد على شيء من القطن والكتان وإلا فعلى لباسه مهما كان، وإن لم يمكن فعلى ظهر يده، وإن لم يمكن فعلى العقيق أو الفيروزج.

بنده این را در نجف اشرف دیدم. در مسجد الخضراء برای نماز رفته بودیم وقتی امام جماعت و مأمومین تکبیرة الاحرام گفتند، بچه ای به سن ۷ یا ۸ سال یکی یکی مهرها را برداشت. صف ها هم کمی فاصله داشتند. دست مأمومین هم نمی رسید که هلش بدهند و نمی توانستند نماز را بر هم بزنند. می خواستند نماز را ادامه دهند. کل مهرها را برداشت. در آن صف هر چه مهر جلوی مردم بود جمع کرد و برد. من در صف دیگری بودم و او را می دیدم و کاری از دستم برنمی آمد. نفهمیدم که چه کردند. نمازشان باطل شد. مسأله امروز در همین موضوع است.

اگر مهر در اثنای نماز مفقود شد و مشابهی نداشت و مثلا تربتی یا مهری نبود، حالا در اینجا حکم چیست؟ اگر در سعه وقت برای نماز باشد، نماز باطل است. باید نماز را به هم بزند و مهری پیدا کند و نماز بخواند. اما اگر در ضیق وقت است و همین نماز است و فرصت برای نماز دیگری ندارد و بچه مهر را برداشت و رفت، چه کند؟ اگر یادتان باشد تفصیلی خواندیم که در درجه اول بر پنبه و کتان و در درجه دوم بر مطلق لباس سجده کند. یعنی آستینش یا قبا و عبایش را جلو بیاورد و بر آن سجده کند. مرتبه سوم سجده بر پشت دست است. روایت را خواندیم که امام (ع) فرمود سجده بر پشت دست خوب است، "لأنّه أحد المساجد". گفتیم اگر نبود، علی الأحوط بر همین معادن مثل عقیق و یاقوت سجده کند؛ مثلا روی انگشتری که دارد سجده کند. حالا همین است. به همین صورت باید عمل کند؛ چون فرض این است که در ضیق وقت است و دیگر فرصتی برای نماز ندارد.

 

سؤال: بر قالی نمی شود، سجده کرد؟

جواب: این قالی ها و موکت ها از نفت اند. قطن و کتان اگر بشود که هست همان زیلوهای یزدی هستند. در تمام مساجد زیلوهای یزدی بودند. الان در حسینیه ای که رهبری سخنرانی می کنند، فرش‌ها از زیلوست. این زیلوها از یزد هستند.

 

البته اهالی میبد می گویند ما این زیلوها را درست می کنیم و یزدی ها به نام خودشان تمام می کنند. اینها اصالتا مال میبدند. میبد، شهر آقای اعرافی است. خدا پدر آقای اعرافی را رحمت کند که در طول پنجاه شصت سال، آیت الله میبد بود و من هم خدمت ایشان ارادت داشتم و ایشان را می دیدم. داستانی به آقای اعرافی گفتم و ایشان گفت یاللعجب!! من در آن موقع چهار سالم بود. بعد فهمیدم که سنم زیاد است. نمی دانستم که این قدر تفاوت سنی دارم. این زیلوها از پنبه هستند.

دست بافتش فرق نمی کند. از پشم و ابریشم هم می شود. اگر ماده اش پنبه باشد، اشکال ندارد. در این مسأله که گفتیم از پنبه و کتان باشد، زیلوهای یزدی را شامل می شود؛ چون آنها از پنبه هستند.

 

سؤال: اینهایی که از پشم درست می کنند، چگونه اند؟

جواب: جایز نیست.

 

سؤال: احتیاط در این نیست که نمازش را ادامه دهد و بعد نماز دیگری بخواند؟

جواب: گفتیم وقت نماز تمام است. گفتیم در سعه وقت باید نماز را به هم بزند.

 

سؤال: روایاتی که در جلسه گفتیم اطلاق داشتند.

جواب: اطلاق ندارند. در سعه وقت باطل است؛ چون سعه وقت است امر ندارد. در سعه وقت مأمور به نماز کامل است. این نماز نماز غلطی است و امر ندارد و نماز بدون امر باطل است. این نماز که الان در دست دارد، چون این مأمورِ به مطلق الصلاة در طول وقت است، پس قادر به صلاة تامه است و آن صلاة تامه بعدی مأموربه است لذا این امر ندارد و باطل است. ما چنین روایتی نداریم. آن روایتی که کتان را می گويد در ضیق وقت است. به حکم عقل اطلاق ندارد. یکی از مقیدات حکم عقل است. برای اینکه امر ندارد. برای اینکه ناقص است و ما قادر به صلاة تامه هستیم. وقتی قادر به صلاة تامه بودیم، صلاة ناقصه امر ندارد؛ امر که نداشت، باطل است.

 

مسأله: اگر در بین نماز بفهمد که در موضعی سجده کرده است که سجده بر آن صحیح نیست

مسألة ٣٨٧. إذا علم في أثناء الصلاة أنه وضع جبهته على موضع لا يصحّ السجود عليه فإن أمكن جرّه إلى موضع يصحّ

السجود عليه فعل ذلك وإن لم يمكن لفقده عنده، فإن كان في سعة الوقت وجبت الإعادة وإلا فعل كما قلنا في المسألة السابقة.

اگر سجده رفت و بعد متوجه شد که پیشانی اش را بر مهر نگذاشته است و بر لا يصحّ السجود عليه مثلا بر فرش گذاشته است، حالا چه باید بکند؟ اگر يصحّ السجود مثل مهر نزدیکش هست که ممکن است پیشانی را بکشاند تا به آنجا برساند، واجب است این کار را بکند و نمازش صحیح است. اگر جرّ پیشانی الی موضع يصحّ السجود عليه ممکن نبود و حتما باید پیشانی اش را بلند کند و دوباره بگذارد، باز همان تفصیل قبلی است. اگر در سعه وقت بود، نماز باطل است و باید رهایش کند و اعاده کند. اما اگر در ضیق وقت است یعنی تا بخواهد به هم بزند و دوباره بخواند از وقت خارج می شود، مثل مصادیق مسأله سابقه است. باید پیشانی را روی پنبه و کتانی بکشاند و اگر نشد روی لباسش مثلا آستینش بکشاند. آستین هم فرقی نمی کند از هر جنسی باشد. لباس که بود کافی است. اگر نشد روی پشت دستش سجده کند. همین چیزهایی است که قبلا گفتیم.

اما دلیل برای اولی که گفتیم اگر ممکن بود بکشاند تا ما يصح السجود عليه، واجب است که بکشاند و نمازش هم صحیح است. روایت معاویة بن عمار می فرماید:

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَکَ عَلَی نَبَکَةٍ فَلَا تَرْفَعْهَا وَ لَکِنْ جُرَّهَا عَلَی الْأَرْضِ.[1]

نبکة به معنای تل کوچکی از خاک است؛ مثلا تلی به اندازه یک وجب یا کمی کمتر یا کمی بیشتر است. یعنی کوپه یا کومه ای از خاک است که مختصر است. در صورتی به آن نبکه می گویند که ظاهرا باید مخروطی شکل باشد یعنی پایینش پهن باشد و وقتی بالا می آید باریک می شود.

 

سؤال: مشکلش چه بوده که بخواهد پیشانی را بکشد؟ سر خاک سجده کرده است؛ مشکلش چیست؟

جواب: ما يصح السجود عليه که همان نبکه است، مشکلی داشته است. شاید دارای ارتفاع بوده است. منشأش ارتفاع است. چون تا چهار انگشت حق دارد محل سجده را مرتفع کند.

 

نبکه به معنای مقداری از خاک که مرتفع است؛ لکن به صورت مخروطی شکل است. یعنی قاعده اش بزرگ است و هر مقدار که مرتفع شود، محدود می شود. مثل کله قند است.

سؤال: اگر سجده صحیح نبوده است؛ می تواند بلند شود ودوباره سجده صحیح انجام دهد. این چه اشکالی دارد؟

جواب: چون صدق سجده کرده است. از بابت هبوط به پایین صدق سجده کرده است؛ اما شرط را نداشته است.

 

حضرت(ع) می فرماید سجده روی نبکه که از چهار انگشت بلندتر است، جایز نیست. حضرت(ع) فرمود سرت را بلند نکن و بگذار این جایز نیست. تعدد سجده می شود. بلکه همین که پیشانی به مثلا زمین چسبیده است، آن را بکشان تا به ما يصح السجود عليه برسی. حضرت به این صورت دستور فرمود: "إِذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَکَ عَلَی نَبَکَةٍ فَلَا تَرْفَعْهَا وَ لَکِنْ جُرَّهَا عَلَی الْأَرْضِ". فلهذا چون که نبکه موضوعیتی ندارد، پس هرجا چنین قضیه ای اتفاق افتاد کشیدن پیشانی بر زمین صحیح است.

 

سؤال: این روایت در موردی است که سجده بر آن صحیح است؛ ولی مسأله ما در مورد ...

جواب: فرقی نمی کند. از این جهت باطل است که ارتفاعش زیاد بوده است. از هر جهت که باطل باشد، همان است و فرقی ندارد که بطلانش از بابت ارتفاع باشد یا از بابت دیگری.

 

سؤال: مثل چوبی که در آنجا گذاشته باشد و پیشانی را روی آن بکشاند.

جواب: بله.

 

اشکال: در لغت آمده است که بالایش تیز است.

جواب: در لغت آمده است که نبکه به معنای تل خاکی است که محدَّد الرأس (مخروطی و دارای بالای تیز) می‌باشد.

 

مسأله: صحت سجده در صورتی که بعد از سجود بفهمد که پیشانی اش را بر جایی گذاشته است که سجده بر آن صحیح نیست

مسألة ٣٨٨. إن علم بعد السجود أنه وضع جبهته على موضع لا يصح فلا إشكال فيه.

اگر بعد از سجود فهمید که پیشانی اش را بر جایی گذاشته است که سجده بر آن صحیح نیست، سجده و نمازش صحیح است؛ حتی اگر این در هر دو سجده باشد. صحت سجود برای این است که آنچه رکن بوده است حاصل شده است و صدق سجده بر این است که پایین بیاید و پیشانی اش را بر چیزی بگذارد. اما اینکه روی ما يصح السجود بگذارد واجب است اما جزء رکن نیست. لهذا اگر تخلف شد و تخلف عمدی بوده است، باطل است. اما اگر سهوا و نسیانا بوده، نماز صحیح است.

 

سؤال: ماهیت سجده وضع الجبهة یا وضع الجبهة علی الأرض است؟

جواب: وضع الجبهة بر هر چیزی است. سر هر چیز سفتی که گذاشت رکن سجده حاصل شده است. اینها شرایطند؛ یکی قرار دادن پیشانی بر چیزی است که سجده بر آن صحیح باشد. دیگر اینکه دست‌ها و زانوهایش را روی زمین بگذارد. همه اینها شرایطند و دخالتی در رکن ندارند.

 

مسأله: حرمت سجده برای غیر خدا

مسألة ٣٨٩. السجود لغير الله تعالى حرام، وما يفعله العوامّ في العتبات المقدسة، إن كان لله تعالى بقصد الشكر جاز وإلا كان حراماً.

معلوم است که سجود برای غیر خدا حرام است. این عبادت غیر خدا و حرام و شرک است.

اما آنچه عوام انجام می دهند که بر عتبه سجده می کنند، اگر سجده شکر برای خدا باشد، اشکال ندارد. اما اگر به عنوان سجده برای امام معصوم(ع) باشد حرام و شرک است؛ چون سجده برای غیر خدا چه پیامبر و چه امام، جایز نیست و حرام است.

 

سؤال: اگر به اصطلاح به نیت پابوسی باشد چطور است؟

جواب: بوسیدن، اشکال ندارد. بوسیدن، سجده نیست. کما اینکه روایت داریم که امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) وقتی سر جنازه حضرت فاطمه(س) آمدند، امام حسن(ع) به طرف بالا رفت و ظاهرا خودش را بر صورت یا سینه ایشان انداخت. اما امام حسین(ع) خود بر پای حضرت فاطمه(س) را انداخت و گریه می کرد و می گفت: "کلّمینی یا أمّاه؛ فإنّی عزیزک الحسین‌".

سؤال: علامه(ره) در تفسیر المیزان ذیل آیه ای که سجده ملائکه بر انسان را می فرماید بحث می کنند و می فرمایند ما یک سجود احترامی داریم که در ملل گذشته بوده است. سجود عبادتی هم داریم. می گویند سجود عبادتی برای خداست و برای غیر خدا نباید باشد. ولی بر سجود احترامی دلیلی نداریم که حرام باشد.

جواب: فرمایش علامه طباطبایی(ره) محل اشکال است. مرحوم آقای بروجردی که از علامه طباطبایی(ره) بالاتر و اعلم بود، به حرم آمد، دید کسی پیشانی اش بر عتبه گذاشته و دارد سجده می کند با عصا او را زد و هلش داد و به طرفی پرتش کرد. این طور مجاز نمی شود. احترام یعنی چه؟ طبع سجود عبادت است. سجود و رکوع یه حسب طبع اولی شان عبادت اند. احترامی نداریم. خود همان سجده برای آدم عبادت بود. اما سجده برای خدا بود و آدم(ع) قبله بود و مسجود نبود؛ لذا اشکالی نداشت. و الا سجده به ذاتش عبادت است. از عبادات ذاتیه است؛ چه نیت بکنی و چه نکنی، ذاتا عبادت است. ما نمی دانیم علامه طباطبایی(ره) برای چه این حرف را زده است.

مستحبات و مکروهات سجده

مسألة ۳۹۰. يستحب في السجود أربعة عشر أمراً: (در سجود چهارده چیز مستحب است.)

الأول: التكبير في القيام بعد الركوع وقبل السجود إن كان صلاته قائمة (سر از رکوع که بلند کردید و می خواهید به سجده بروید مستحب است که تکبیر بگویید)، وإن كانت جالسة ففي الجلوس بعد الركوع وقبل السجود.

در صحیحه معلّی بن خنیس این آمده است:

وَ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ مُعَلَّی أَبِی عُثْمَانَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا أَهْوَی سَاجِداً انْکَبَّ وَ هُوَ یُکَبِّرُ.[2]

امام زین العابدین صلوات الله علیه موقعی که از رکوع بلند می شد و می خواست به سجده برود، به طرف سجده پایین می آمد و تکبیر می گفت.

ما از اینجا فهمیدیم که اگر این اذکار را هم بین راه بخوانیم اشکالی ندارد؛ چون ظاهر این تعبیر که می فرماید: "انْکَبَّ وَ هُوَ یُکَبِّرُ" این است که داشت پایین می آمد. معنای انکباب این است. وقتی قائم ایستاده است نمی گویند: "انْکَبَّ". انکب یعنی در حال هوی است. پس امام زین العابدین (ع) که تکبیر را در حال هوی می گفت، لذا ما تجویزش کردیم. یکی دو روایت دیگر مشابه این داریم و روایت معلی بن خنیس هم صحیحه است. البته این در اذکار مستحبه است. پس گفتن اذکار مستحبه بین راه اشکالی ندارد.

الثاني: الرجل يبدأ بوضع يديه للسجود، والمرأة تبدأ بوضع ركبتيه قبله.

وقتی که مرد به طرف سجده پایین می آید اول دستهایش و بعد زانوهایش و سایر اعضای بدنش را روی زمین بگذارد. اما زن طوری پایین بیاید که اول زانوهایش بر زمین برسند و بعد دستهایش به طرف سجده بروند.

اين در موثقه حسین بن ابی العلی است:

وَ عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَضَعُ یَدَیْهِ قَبْلَ رُکْبَتَیْهِ فِی الصَّلَاةِ قَالَ نَعَمْ.[3]

اما در مورد زن در خبر زراره چنین آمده است:

وَ بِهَذِهِ الْأَسَانِیدِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: ... إِذَا سَقَطَتْ لِلسُّجُودِ بَدَأَتْ بِالْقُعُودِ وَ بِالرُّکْبَتَیْنِ قَبْلَ الْیَدَیْنِ ... .[4] (اول زانوهایش و بعد دستهایش را به زمین می رساند.)

 

سؤال: ما از این "نعم" استحباب می فهمیم؟ "نعم" به معنای "يجوز" است.

جواب: بله. اینها مستحباتند و جزء واجبات نیستند. واجبات، جدایند و اینها مستحباتند.

 

الثالث أن يصيب أنفه بما يصح السجود عليه.

مستحب است که انسان برای سجود بینی اش را هم ارغام کند. ارغام یعنی به خاک مالاندن. اما روایتش خیلی شدید اللحن است؛ چون از امیرالمؤمنین(ع) هست که فرمود: "لَا تُجْزِی صَلَاةٌ لَا یُصِیبُ الْأَنْفُ مَا یُصِیبُ الْجَبِینُ".[5]

ظاهر این روایت این است که حتما باید این کار بشود و الا مجزی نیست. اما یادم هست که در درس مرحوم آقای خویی که بودیم فرمود درست است و این تعبیر دلالت وجوب دارد. اما دو جواب دارد؛ یکی را از خودم یادم آمد و دیگری را آقای خویی(ره) فرمود. جوابی که آقای خویی(ره) فرمود این است که این خلاف اجماع است؛ چون اجماع داریم که رساندن بینی به خاک واجب نیست و مستحب است. بنده الان چیز دیگری یادم آمد و آن این است که در روایات صحیحه معتبره، چند جا داریم که آن هفت چیز واجب را بیان می کند و بعد می فرماید و ارغام الأنف سنّة. یادم نیست که آقای خویی(ره) این را فرموده باشد. این در روایات معتبره هست که هفت مورد واجب را می فرماید و بعد می فرماید ارغام انف، سنت است و سنت به معنای مستحب است. لهذا به نظرم این که الآن به ذهنم رسید، دلیل خوبی است.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo