« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/07/20

بسم الله الرحمن الرحیم



موضوع: بحثی پیرامون دوران بین رکوع و سجود جالسی یا ایمائی به صورت ایستاده برای عاجز از رکوع /وجوب رکوع/واجبات نماز/کتاب الصلاة؛

بحثی پیرامون دوران بین رکوع و سجود جالسی یا ایمائی به صورت ایستاده برای عاجز از رکوع

در این فرعی که خواندیم گفته ایم که صاحب جواهر ترجیح داده است که رکوع جالسی را انجام دهد. نسبت به ایماء. یعنی رکوع ایمائی در حال قیام. در دوران بین هر دو فرموده است که باید بنشیند و رکوع جالسی انجام دهد و این مقدم است. ما هم این را ترجیح داده ایم به خاطر اینکه گفتیم این رکوع جالسی، بالأخره مرتبه ای از رکوع است؛ خم می شود و رکوع صدق می کند. اما ایماء چنین نیست. ایماء یعنی با ابروها یا چشمش اشاره‌ ای می کند و خم نمی شود. عنوان رکوع که به معنای انحناء است به هیچ وجه بر ایماء صدق نمی کند و ادله هم که ایماء را ذکر کرده اند در فرضی است که بر رکوع توانایی ندارد. پس اگر بتواند رکوعی انجام دهد ولو جالسا به نظر ما مقدم است.

استدلال محقق خویی در محل بحث

محقق خویی استدلالی کرده است که باید رکوع ایمائی انجام دهد. یعنی سرپا که ایستاده است با چشمانش یا بتواند سرش را خم کند ایماء کند. دلیلشان این است که فرموده است:

الركوع الجلوسي وظيفة العاجز عن القيام والمفروض أنه قادر عليه، فلا يشرع في حقه إلا الإيماء قائماً، أخذاً بدليل بدليته لدى العجز عن الركوع القيامي.[1]

فرموده است که رکوع جلوسی مال کسی است که کل نمازش جلوسی است؛ یعنی از اول که به نماز ایستاده جالس است و قادر بر قیام نیست. در این صورت نوبت به رکوع می رسد و رکوع جلوسی می کند. بنابراین کسی که از اول قادر بر قیام است و می تواند بایستد و حمد و سوره اش را هم سرپا بخواند، وظیفه‌اش نماز قیامی شد. نماز قیامی که شد، قهرا خود به خود نماز قیامی بر او تا آخر واجب است. یعنی وقتی نوبت به رکوع یا سجود رسید، رکوع و سجود نشسته، مخلوط می شود. نصف اولش قیامی بوده است و نصف دومش جلوسی می شود. چنین چیزی نداریم. نماز یا همه اش قیامی است یا همه اش جلوسی است. نظر آقای خویی این است که اگر توان بر قیام دارد نوبت به جلوس نمی رسد و از اول تا آخر قیامی است. پس رکوع و سجودش ایماء و در حال قیام می شود. اگر از این عاجز بود و هیچ نمی توانست قیام کند و نمازش را جلوسی شروع می کند بقیه اش هم جلوسی می شود. از اول تا آخر جلوسی است.

سؤال: رکوع لغتا به معنای این است که آدم خم شود ولی در حال قیام با اینکه رکوع رکن است در حال قیام، رکوع قیامی انجام می دهد. چون نمی تواند عاجز است این کار را انجام می دهد. حالا در اینجا آیا اگر چنانچه مشکلی برای این رکوع پیش بیاید و حرف بزند، آیا این هم باز رکن است با اینکه رکوعی نیست.

جواب: این بحث دیگری است و ربطی به بحث فعلی ما ندارید. یعنی شما راجع به رکنیت سوال می کنید. رکوع جالسی هم رکن است. اگر عاجز از قیام بود و نوبت رسید به رکوع جالسی بازهم رکن است. حتی ایماء هم رکن است. در حال قیام که عاجز است و نمی تواند و باید ایماء کند، ایمائش به رکوع رکن است.

 

آقای خویی می فرماید وقتی که چیزی تقسیم کردیم، نمی شود مخلوط شود. گفتیم که نماز یا قیامی یا جلوسی یا اضطجاع یعنی خوابیده است. نماز قیامی برای کسی است که قادر بر قیام است. اگر به طور موجبه جزئیه قادر بر قیام بود ولو برای حمد و سوره اش، تا آخر، نمازش قیامی است. بنابراین برای رکوع و سجودش در حال قیام باید ایماء کند.

فرموده است: الركوع الجلوسي وظيفة العاجز عن القيام.

رکوع جلوسی وظیفه کسی است که از اول نتوانسته قیام کند. از اول نشسته و دیگر تا آخر جلوسی است.

والمفروض أنه قادر عليه، فلا يشرع في حقه إلا الإيماء قائماً، أخذاً بدليل بدليته لدى العجز عن الركوع القيامي.

چیزی که در حقش مشروع است این است که حمد و سوره را سرپا بخواند و بعد هم برای رکوع و سجودش ایماء کند. دلیل بر اینکه باید قیام ایماء کند، ادله بدلیت است. کسی که نمی‌تواند رکوع و سجود کامل انجام دهد، وظیفه اش ایماء است.

 

سؤال: رکوع و سجود جلوسی بدل نیست؟

جواب: رکوع و سجود جلوسی وظیفه جالس جال و فرض این است که این قائم است.

 

وقال في توضيحه: إن المتمكن من القيام وظيفته الصلاة قائماً

کسی که توانست مقداری از نماز را قائما بخواند نمازش تا آخر قیامی است. پس برای رکوع و سجودش حق ندارد بنشیند و باید قیامی ایماء کند.

والعاجز عنه يصلي عن جلو

اگر کسی از اول قادر بر قیام نبود و برای نمازش نشست تا آخر جلوسی نماز می خواند.

والعاجز عنه يصلي مضطجعاً.

اين از آیه شریفه اقتباس شده است که می فرماید: ﴿الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِهِمْ ...﴾.[2] یک قسمش قیامی و یک قسمش قعود و قسم دیگر "علی جنوبهم" یعنی خوابیده است. "جنوب" جمع جنب است یعنی بر پهلویش. اضطجاع اول بر سمت راست است اگر نمی‌تواند بر سمت چپ و اگر نمی‌تواند بر کمرش است.

 

اشکال: به خوابیدن بر پشت اضطجاع گفته نمی شود.

جواب: بالاخره نمی تواند. چه باید بکند. اگر بر روی سمت راست و چپ بخوابد نوبت به خوابیدن بر پشت می رسد.

 

ففي كل هذه المراحل إن تمكن من الركوع والسجود على حسب وظيفته في تلك الحالة أتى بهما وإلا أومأ إليهما، فالمصلي قائماً لا مناص له من الإيماء للركوع والسجود إن لم يقدر على الركوع القيامي.

یعنی این آقایی که وظیفه اش صلاة قیامی است اگر می تواند رکوع و سجود قیامی انجام دهد باید انجام دهد. اگر نمی‌تواند رکوع جلوسی حقش نیست و باید در حال قیام ایماء کند. تا اینجا فرمایش آقای خویی بود که بر مدعایشان استدلال کرده اند.

بیان استاد در محل بحث

ما گفته ایم:

قلت: الذي يساعده الذوق الفقهي أنه لا يجوز التنزل من كل مرتبة عالية إلى أدنى منها في كل جزء من أجزاء صلاته، فلو فرضنا أنه لم يكن متمكناً من القيام في ابتداء الصلاة فصلى جالساً ثم تمكن من الركوع قائماً لم يجز له الاكتفاء بالركوع الجلوسي.

ما گفته ایم که عجز انحلالی است. یعنی در هر جزء، اگر قادر بر قیام بودی، قائما بیاور و اگر قادر بر قیام نبودی، به صورت نشسته است. در هر جزء یعنی قیام برای خودش جداست. رکوع برای خودش جداست. سجود برای خودش جداست. اگر می توانی ایستاده بخوانی، ایستاده بخوان. اگر نمی‌توانی نشسته بخوان. بنابراین کسی که اول قائم بود و حمد و سوره اش را هم قیامی خواند و سپس از قیام عاجز شد، حالا برای رکوع و سجودش عاجز از قیام است. وقتی عاجز از قیام شد، نمازش جلوسی می شود. حرف ما این است. در مقابل سیدنا الاستاد می گوییم که درست است که قیام و قعود سر جای خودش است. مثلا نماز جالسی برای عاجز از قیام است. اضطجاع برای عاجز از جلوس است. اینها درست اند. اما با فرض انحلال، به حسب اجزاء، انحلالی است. یعنی در کل جزء جزء اگر بتوانی قائم باشی، قائم باش. اگر نمی توانی قاعد انجام بده و اگر نمی توانی، مضطجع انجام بده. في کل جزء یعنی قیام برای حمد و سوره برای خودش است. رکوع و سجود و تشهد هم هر کدام حکمی جداگانه دارند. بنابراین اگر کسی در حمد و سوره اش می تواند بایستد و برای رکوع و سجودش نمی تواند بایستد و جلوسی می تواند انجام دهد، تکلیفش جلوسی می شود. عکسش هم همین طور است. اگر از اول نماز برای حمد و سوره نمی تواند بایستد، وظیفه اش این است که بنشیند. اگر حمد و سوره را خواند و بعد قادر شد که رکوع اقامه ای انجام دهد، نمی تواند همین طوری ادامه دهد باید بلند شود و به رکوع رود. بنابراین این نکته ای که مغفول عنه واقع شده است این است که این جریانی که فرموده است درست است که اقسام سه گانه داریم: قیامی و جلوسی و خوابیده. اما این با فرض انحلال است. به حسب اجزاء، منحل می شود. شما نمی توانستید برای حمد و سوره قیام کنید، بنشینید. حالا که حمد و سوره را نشسته خوانديد، فرض کردیم که شما بر رکوع قیامی قادر شدید، شما به تبع اینکه اول نماز شما جلوسی بوده است، تا آخر باید جلوسی باشد یا باید بلند شوید و به رکوع روی. یقینا باید ایستاده به رکوع روی.

 

اشکال: انحلال یعنی امر "صلّ"، تک تک اجزایش یکسان باشد. نه اینکه یک جزء یک طور باشد باشد ... .

جواب: اجزاء هم به حسب قدرت و عجز مختلف اند. اینکه گفتیم تکلیف قیام برای قادر و جلوس برای عاجز که به حسب یک جزء است، تا آخر نماز همین طور نیست. این در هر جزء جزء جاری می شود. انحلال به این معناست. در هر جزء جزء اگر بر مرتبه عالی تر قادر بودی نوبت به بعدی نمی رسد. اما اگر عاجز بودی، نوبت به بعدی می رسد. اما این را که می‌خواهیم لحاظ کنیم در هر جزء جزء است. جواب ما به سیدنا الاستاد این است که این در هر جزئی انحلالی است. لهذا چیز خیلی واضحی که خیلی بدیهی است این است که اگر اول نماز عاجز بود و نشسته شروع کرد وبر رکوع قادر شد، نمی تواند رکوع جلوسی انجام دهد و باید بلند بشود و رکوع کند. این از واضحات فقه است و فتوای مشهور هم هست. بنابراین این قضیه عاجز و قادر و نشسته و ایستاده به حسب اجزاء انحلالی است.

آقای خویی می فرماید چون از اولش قائم بوده کل نمازش تا آخر قیامی است. بنابراین برای رکوع و سجودش به صورت سرپایی باید ایماء کند. ما به تبع صاحب جواهر این را قبول نداریم و می گوییم این قضیه انحلالی است. یعنی اگر چنانچه اول نماز وظیفه اش نماز قیامی است اما به رکوع که رسید، وظیفه اش نماز جلوسی شد، نمی شود بگوییم از اول تبعیت کند و باید جلوسی رکوع کند. جلوسی یعنی رکوع و سجودش را جلوسی برود. هر جزئی به حسب خودش است.

مسئله: اکتفا به یکبار سبحان الله در ذکر رکوع در موارد ضرورت

مسئلة يجوز للمريض وفي ضيق الوقت وسائر موارد الضرورة الإكتفاء في ذكر الركوع على سبحان الله مرة واحدة.

مسئله این است که در ضیق وقت، انسان به جای اینکه سه بار در رکوع و سجود سبحان الله بگوید یا ذکر بزرگ را بگوید، می تواند یکبار سبحان الله بگوید. وقتی وقت از دستش می رود، باید یکبار سبحان الله بگوید. این یجوز که در ابتدای مسئله آمده است، به خاطر مریض است. اما گفتن یکبار سبحان الله در ضیق وقت واجب است.

اما دلیلش صحیحه معاویة بن عمار است.

وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَدْنَی مَا یُجْزِئُ الْمَرِیضَ مِنَ التَّسْبِیحِ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ قَالَ تَسْبِیحَةٌ وَاحِدَةٌ.[3]

حضرت فرمود یکبار بگوید سبحان الله کافی است.

 

سؤال: درباره ضیق وقت روایت نبود؟

جواب: اگر کسی در ضیق وقت، قادر به سه بار گفتن سبحان الله نبود و اگر سه بار بخواند به بعد از وقت می افتد، مطابق قاعده است که باید یکبار بخواند.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo