« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/07/14

بسم الله الرحمن الرحیم



موضوع: چند مسئله/وجوب رکوع/واجبات نماز/کتاب الصلاة؛

مسئله: میزان انحنا در رکوع کسی که دستان یا زانوهایش خارج از متعارف اند

مسئلة من اختلفت يده أو ركبته عن المتعارف كما إذا كان يده طويلة جداً بحيث تصل إلى ركبته بأقل انحناء أو كان بعكس ذلك، وجب أن ينحني بالمقدار المتعارف.

کسی دستانش دراز است به طوری که با انحنای مختصری دستش به زانویش می رسد یا بالعکس دستانش کوتاه است. واقعا نعمت های خدا را قدر نمی دانیم. خدا دو دختر که ظاهرا دوقلو بودند به کسی داد که دستانش کوتاه بودند. مثلا از پایین دو وجب نمی شدند. اینها در دستشویی مبتلا می شدند. دستشان نمی رسید. موردی در نجف اتفاق افتاد که بچه ای خیلی گریه می کرد و هر کاری می کردند ساکت شود، ساکت نمی شد. او را به دکتر بردند. دکترها هم علتش را نمی فهمیدند. تا اینکه کسی متوجه شد از شکمش است که دفع ندارد. معلوم شد که جایی که محل خروج است مسدود است. غرض این است که باید قدر نعمتهای خدا را بدانیم. روایتی دارد که خدمت امام صادق(ع) چیزی با بی احترامی راجع به عورتینش گفته بود. حضرت به او فرمود که این دوتایی که انعم الله بهما علیک. خدا بر تو منت نهاده است و قدر بدان که اگر نبودند چه می شد.

حالا این آدم که این طور است باید به متعارف مراجعه کند. هر قدر که متعارف خم می شوند باید خم شود.

در شرحش اشاره ای کرده ایم که موارد مشابهش هم همین طور است. مثلا کسی پیشانی اش خیلی بزرگ است و اصلع است برای تیمم باید چه کند. همه به متعارف رجوع می کنند. برای وضو هم همین طور است.

 

سؤال: در رکوع، رسیدن دستان به زانوها چگونه باید باشد؟

جواب: به هر صورتی که انگشتان به زانوها برسند، اشکال ندارد. چون گذاشتن دستان به زانوها مستحب است و واجب نیست. حتی اگر دستانش را بر زانوهایش نگذاشت هم اشکال ندارد.

 

در مسئله 320 که گفته ایم: "يجب في كل ركعة بعد القراءة، الانحناء بمقدار تصل كفاه إلى ركبتيه" علاوه بر "کفین"، باید اضافه کنیم: "و یکفي ایصال أطراف الأصابع".

 

مسئله: میزان انحنا در رکوع نشسته

مسئلة ذهب المشهور إلى أنّ من ركع جالساً، وجب أن ينحني حتى يصل وجهه إلى مقابل ركبتيه والميزان هو صدق الركوع عرفاً، والأحسن أن ينحني بمقدار يكون وجهه مقابلاً لمحل سجوده.

اين مسئله در قضیه رکوع نشسته است. مشهور گفته اند که منحنی شود تا اینکه صورتش مقابل زانوهایش برسد. وقتی که منتصباً می نشیند چنین نمی شود. پس باید منحنی شود تا اینکه صورتش مقابل زانوهایش برسد. همین مقدار کافی است. و بهتر این است که بیشتر خم شود. تا اینکه صورتش مقابل محل سجده اش یعنی مقابل مهرش باشد.

 

سؤال: اگر زانوهای کسی بلند باشد، چطور می‌تواند مقابلش خم شود؟

جواب: خم می شود تا اینکه احساس کند صورتش برابر زانویش برسد. این شخصی که زانوی درازی دارد و هر چه خم شود مقابل زانویش نمی رسد، متعارف را باید در نظر بگیرد.

 

سؤال: روی صندلی هم نماز می خوانند، به خاطر جا مهری هایی که روی صندلی هست، ممکن است که مقابل زانو نرسند.

جواب: اگر می خواهد رکوع رود باید خم شود تا برسد. چیز زیادی هم نیست. اگر کمی خم شود، صورتش مقابل زانویش می رسد.

 

مسئله: جواز هر ذکری از اذکار الهی در رکوع

مسئلة يجوز كل ذكر من أذكار الله تعالى في الركوع، والأحوط وجوباً أن يكون ذلك بمقدار ثلاثة سبحان الله أو مرة واحدة سبحان ربي العظيم وبحمده.

اين هم مسئله مهمی است. اگر انسان در رکوع و سجود هر ذکری از اذکار الهی را بخواند کافی است و لکن مستحب است که بگوید: "سبحان ربي العظيم وبحمده". یا اینکه سه بار سبحان الله بگوید. اما اگر سه بار الحمدلله بگوید بازهم می گویند که اشکالی ندارد. خدای سبحان بر ما تخفیف داده است. هر ذکری بخوانیم عیبی ندارد و کافی است. اما مقدارش باید به اندازه سه سبحان الله باشد‌؛ یعنی اگر الحمدلله" را می خواند، باید به اندازه سه مرتبه باشد.

 

سؤال: اگر به جای "سبحان ربي العظيم وبحمده" اشتباها "سبحان ربي الاعلی و بحمده" بگوید، چگونه است؟

جواب: این هم عیب ندارد. این هم ذکر الله است و اشکالی ندارد. عمدا این کار را نکند. لکن از روی فراموشی مانعی ندارد.

 

ما در این مسئله نوشته ایم: "والأحوط وجوباً أن يكون ذلك بمقدار ثلاثة سبحان الله"؛ یعنی "الحمدلله" یا "لا اله الا الله" یا هر ذکر دیگری کمتر از سه سبحان الله نباشد.

 

اشکال: در اینجا باید ذکری باشد که معنای حمد و سپاس خداوند را داشته باشد؛ نه هر ذکری.

جواب: هر چیزی ذکر نیست. باید ذکر خدا باشد. بله این ذکر باید معنای حمد و سپاس خداوند را داشته باشد. اما مثل صلوات جزء اذکار نیست و دعا حساب می شود. اذکار مثل سبحان الله، الحمدلله و لا اله الا الله هستند.

 

سؤال: لاحول و لا قوة الا بالله را می توان به عنوان ذکر رکوع خواند؟

جواب: بله؛ این هم ذکر است. حالا چه داعی ای بر این ذکر دارید. خلاف احتیاط است. بالاخره صحیح و مطابق احتیاط همان سه "سبحان الله" یا یکبار "سبحان ربی العظیم و بحمده" یا "سبحان ربی الاعلی و بحمده" است. حتی مستحب است که ذکر کبیر را هم ذکر کبیر که همان "سبحان ربی العظیم و بحمده" یا "سبحان ربی الاعلی و بحمده" است را سه بار بخواند. حتی پنج، هفت مرتبه وارد شده‌ است؛ ولی کمترین حدش سه مرتبه است. راوی سؤال کرد که "سبحان ربی العظیم و بحمده" یا "سبحان ربی الاعلی و بحمده" چقدر بخوانم؟ حضرت(ع) فرمود: سه بار بخوان. بعد از پنج بار سؤال کرد. حضرت فرمود: این بهتر است. بعد از هفت بار سؤال کرد؟ حضرت فرمود: این بهتر است. بعد حضرت فرمود لکن سنت پیامبر سه مرتبه است؛ بیشتر هم بخوانی اشکال ندارد.

 

سؤال: یک بار کافی است. آیا سه بار برای این است که متمرکز شود؟

جواب: بله. سه بار مستحب است و امام(ع) فرمود که سنت رسول خدا سه مرتبه است. بیشتر هم بخوانی عیب ندارد و خوب است. البته تعدادش فرد است و سه، پنج و هفت بار است. ثواب تعداد زوج مقداری کمتر است. "إنّ الله وتر یحبّ الوتر".[1] چون خدا واحد است، واحد را دوست دارد. یا اینکه وتر باشد؛ وتر یعنی مثلا سه، پنج، هفت. خداوند زوج را دوست ندارد.

اما از ادله این مسئله، صحيحه هشام بن حکم است.

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ یُجْزِی أَنْ أَقُولَ مَکَانَ التَّسْبِیحِ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ فَقَالَ نَعَمْ کُلُّ هَذَا ذِکْرُ اللَّهِ.[2]

هشام بن حکم مرد بزرگی بود. هم متکلم بوده و خیلی هم از طرف ائمه اطهار (ع) مورد احترام بوده است. اخیرا بعضی از دوستان از بغداد از سادات جزائری کتاب مفصلی راجع به هشام بن حکم نوشته است. هشام از امام صادق(ع) نقل می کند که به حضرت عرضه‌ کردم جایز است که به جایش چیز دیگری بگویم؟ حضرت(ع) فرمود اشکال ندارد‌؛ چون همه اینها ذکر خدا هستند.

مشابهش صحیحه هشام بن سالم است که آن هم همین طور است.

اما دلیل اینکه مقدارش از سه سبحان الله کمتر نباشد، قول راوی است که چنین سؤال می کند: "قُلْتُ لَهُ یُجْزِی أَنْ أَقُولَ مَکَانَ التَّسْبِیحِ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ فَقَالَ نَعَمْ کُلُّ هَذَا ذِکْرُ اللَّهِ". راوی که راجع به "لا اله الا الله" یا "الحمدلله" سؤال کرده است، خودش مقایسه کرده و گفته است که "لا اله الا الله" را به جای "سبحان الله" بیاورم. در این صورت "سبحان الله" به همان مقدار که هست باید رعایت شود. بعد "الحمدلله" به عنوان جانشین "سبحان الله" است. پس همان طور که در "سبحان الله" سه بار لازم است، مفروض شده است که "الحمدلله" هم سه مرتبه است و کمتر نمی شود.

 

اشکال: تعليل امام(ع) اعم است. همه اینها ذکر خدایند و به مقدار کار ندارد.

جواب: اینها جدایند و دو بحث و دو مطلب اند.

 

مطلب دیگر این است که بالأخره ولو اینکه جایز است، سایر اذکار را بگوید اما افضل تسبیح است.

سؤال: مقدار یعنی چقدر؟

جواب: مقدار یعنی سه عدد. یعنی سه "سبحان الله" یا سه "الحمدلله" است. این چیزی واضح است. معلوم است و چیز واضحی است.

ومع هذا لاريب في أفضلية التسبيح لرواية أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر(ع): قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَیُّ شَیْ ءٍ حَدُّ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ قَالَ تَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثاً فِی الرُّکُوعِ ... .[3]

در روایت ابوبکر حضرمی که پرسیده است چه بخوانم؛ حضرت "سبحان ربي العظیم و بحمده" را معین کرده است. پس معلوم می شود که اولویت با تسبیح است.

بنابراین دو مطلب داریم؛ یکی اجزاء یعنی کافی بودن است. اجزاء اشکال ندارد یعنی الحمدلله و لا اله الا الله گفتن. مطلب دیگر افضلیت با تسبیح است.

مسئله: وجوب موالات در اجزای ذکر رکوع و عربی صحیح خواندن آن ذکر

مسئلة تجب الموالاة بين أجزاء الذكر الواحد وأن تكون بعربي صحيح، ويستحب تكراره ثلاثاً أو خمساً أو سبعاً بل أكثر من ذلك.

بین اجزای ذکر واحد باید موالات باشد. موالات یعنی پی در پی و متصل و بدون فاصله بودن. مثلا اگر سه بار "سبحان الله" یا یکبار "سبحان ربي العظیم و بحمده" گفته می شود باید اجزایشان متصل باشند.

مورد دیگر به عربی صحیح باشد؛ یعنی لهجه لهجه عربی باشد؛ نه لهجه فارسی یا ترکی یا هندی. مخارج را هم رعایت کند.

ويستحب تكراره ثلاثاً أو خمساً أو سبعاً بل أكثر من ذلك.

همین تسبیح بزرگ را که "سبحان ربی العظیم و بحمده" یا " سبحان ربي الاعلی و بحمده" باشد، مستحب است که یا سه بار یا پنج بار، یا هفت بار یا بیشتر هم عیب ندارد.

أما العربية الصحيحة والموالاة العرفية، فلكون ذلك مأموراً به. وأما استحباب تکراره ثلاثاً أو خمساً أو سبعاً، فلما رواه في الباب 4 من الركوع ففي صحيحة زرارة عن أبي جعفر(ع): قَالَ: "قُلْتُ لَهُ مَا یُجْزِی مِنَ الْقَوْلِ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ فَقَالَ ثَلَاثُ تَسْبِیحَاتٍ فِی تَرَسُّلٍ (یعنی سه تا کوچک که همان سه "سبحان الله" باشد.) وَ وَاحِدَةٌ تَامَّةً تُجْزِی"[4] . (یعنی یک "سبحان ربي العظیم و بحمده" باشد، کافی است. ولی اگر "سبحان الله" باشد، سه بار خوانده شود.)

ترسل به معنای پی در پی بودن است.

وأما استحباب الأكثر منه (چرا از هفت عدد بیشتر هم مستحب است) فلصحيح أبان بن تغلب.

ابان بن تغلب از مردان بزرگ است. اولین کسی که قرآن را در عالم اسلام در شیعه و سنت تفسیر کرد، ابان بن تغلب است. از اصحاب خاص امام صادق(ع) بوده است. وقتی از دنیا رفت حضرت(ع) فرمود: "أما و الله لقد اوجع قلبي موت أبان".[5]

اما درست است که قبلش ابن عباس بوده است ولی کتابی از او باقی نمانده است. آنها منقولات بوده اند. اما ابان کتاب نوشت. اولین کتاب در تفسیر قرآن توسط ابان تألیف شد.

ابان بن تغلب نقل می کند:

"قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یُصَلِّی فَعَدَدْتُ لَهُ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ سِتِّینَ تَسْبِیحَةً".[6]

بر مولایم امام صادق(ع) وارد شدم.و دیدم در حال رکوع و سجود است و دیدم که شصت بار حضرت ذکر رکوع و سجود را فرمود. ظاهر روایت تسبیح تامه است که همان "سبحان ربي العظیم و بحمده" باشد.

 

سؤال: مستحب نبود مفرده باشد؟

جواب: درست است که مستحب است که مفرده باشد. شصت مرتبه زوج است. فقها فرموده اند که مادامی که تعداد کم است یعنی سه، پنج یا هفت مورد است، مفرده بودن باید رعایت شود. اما وقتی تعداد بالا رفت و تا پنجاه یا شصت یا صد مرتبه باشد، رعایت این جهت لازم نیست.

 

وأما أفضيلة الثلاث والخمس والسبع، فلما رواه في الباب 4 من أبواب الركوع ففي صحيحة هشام بن سالم "الفَرِيضَةُ مِنْ ذَلِكَ تَسْبِيحَةٌ وَالسُّنَّةُ ثَلَاتٌ وَالْفَضْلُ فِي سبع".[7]

حضرت فرموده است که مقدار واجبش یک تسبیح است و سنت رسول خدا(ص) سه مرتبه است و اگر می خواهد خیلی ثوابش گیر بیاید هفت مرتبه بخواند.

مرحوم والد معمولا سه بار می خواند. شیخ محمد تقی گاهی تا هفت تسبیح بزرگ می‌خواند.

شیخ محمد تقی بر خواندن صلوات هم مقید بود. در مشهد و در جاهای مختلف صلوات نمی فرستند. شیخ مرتضای خودمان خیلی بدش می آمد و خیلی ناراحت می شد. می گفت این چه وضعی است. من مشهد رفته ام و پشت سر آقایان نماز خواندم و دیدم که صلوات نمی فرستند. تذکری به اینها بده. می گفت مگر ما وهابی شده ایم؟ شیخ مرتضی(ره) دزفولی بود. به هر حال صلوات هم مستحب است. صدوق صلوات را روایت کرده است که انسان بعد از ذکر رکوع و سجود بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) صلوات بفرست. دو صورت هم می گفتند. یک صورت "اللهم صلی علی محمد و آل محمد" و صورت دیگر "صلی الله علی محمد و آل محمد" است. رفیق شفیق ما آقای شفیعی به گفتن "صلی الله علی محمد و آل محمد" مقید بود. در روایت صدوق هر دو صورت وارد شده اند. داریم که "من صلّی علیّ مرّة لم یبق من ذنوبه ذرّة".[8]

 

سؤال: در روایتی که فرمودید، اشاره ای به پنج بار نشده است.

جواب: پنج بار در روایات دیگر آمده است. روایات مختلفند. همین که در روایت آمد کافی است.

 

سؤال: روایت گفته اند که یکبار "سبحان الله" بگویید مجزی است...

جواب: تسبیح تام که همان "سبحان ربي العظیم و بحمده" است، مجزی است، نه تسبیح ناقص یعنی"سبحان الله". "سبحان الله" حتما باید سه مرتبه باشد.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo