« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1403/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم

استحباب اذان و اقامه در نمازهای یومیه/الأذان والإقامة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/الأذان والإقامة /استحباب اذان و اقامه در نمازهای یومیه

 

مسئله‌: استحباب اذان و اقامه در نمازهای یومیه برای مرد و زن

مسئلة ۱۹ يستحب للرجل والمرأة الأذان والإقامة للصلوات اليومية ولكن قبل صلاة العيدين يستحب أن يقال ثلاث مرات الصلاة بقصد الورود وكذا في سائر الصلوات الواجبة غير اليومية بقصد الرجاء.

مستحب است که هم مرد و هم زن برای نمازهای یومیّه، اذان و اقامه بگویند. لکن در غیر نمازهای یومیّه، سه بار «الصَّلاة» گفته می‌شود. اگر نماز عیدین (نماز عید فطر و قربان) باشد، به قصد ورود، اذان و اقامه گفته می‌شود؛ زیرا روایات مربوط به اذان و اقامه، مختص به نماز عید وارد شده است. در سایر نمازها، مانند نماز آیات یا نماز میّت، به نماز عیدین ملحق شده‌اند و از آن‌جا که این مسئله به طور قطعی روشن نیست، به قصد رجاء (امید به ثواب) اذان و اقامه گفته می‌شود. در نماز میّت نیز سه بار «الصَّلاة» گفته می‌شود، در حالی که روایات تنها در خصوص نماز عید وارد شده‌اند. بنابراین، در سایر نمازها، گفتن اذان و اقامه به قصد رجاء است.

يدل على استحباب الأذان مضافاً إلى كونه مشهوراً بين الأصحاب شهرة قريبة من الإجماع، صحيح منصور بن حازم عن أبي عبد الله.

اصل این‌که اذان دارای رجحان و مطلوبیت است، از این جهت است که در میان اصحاب، مشهور به شهرتی نزدیک به اجماع می‌باشد.

همچنین، روایت صحیحه‌ی منصور بن حازم بر این مطلب دلالت دارد. وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا هَبَطَ جَبْرَئِیلُ ع بِالْأَذَانِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص کَانَ رَأْسُهُ فِی حَجْرِ عَلِیٍّ ع فَأَذَّنَ جَبْرَئِیلُ وَ أَقَامَ فَلَمَّا انْتَبَهَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ یَا عَلِیُّ سَمِعْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ حَفِظْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ ادْعُ بِلَالًا فَعَلِّمْهُ فَدَعَا عَلِیٌّ ع بِلَالًا فَعَلَّمَهُ.[1]

می‌فرماید: امیرالمؤمنین علی(ع) نشسته بود و پیامبر اکرم(ص) خوابیده و سر مبارکشان در دامان امیرالمؤمنین(ع) قرار داشت. در این حال، جبرئیل(ع) به صورت وحی، اذان و اقامه را در گوش پیامبر(ص) بیان کرد. هنگامی که پیامبر(ص) از آن حالت خارج شدند، فرمودند: «یا علی! آیا شنیدی؟» امیرالمؤمنین(ع) پاسخ دادند: «شنیدم.» پیامبر(ص) پرسیدند: «آیا کلمات را حفظ کردی؟» ایشان پاسخ دادند: «بله.» در این زمان، بلال، مؤذن رسول الله(ص)، حضور داشت و این واقعه، ابتدای تشریع اذان بود. سپس پیامبر(ص) فرمودند: «بلال را فرا خوان و اذان را به او بیاموز.» امیرالمؤمنین(ع) نیز چنین کردند و بلال را فراخوانده و اذان را به او آموزش دادند. البته در این روایت، تنها اذان ذکر شده است و اقامه را خود پیامبر(ص) می‌خواندند.

 

همچنین، در روایت صحیحه‌ی محمد بن مسلم آمده است که وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّکَ إِذَا أَذَّنْتَ وَ أَقَمْتَ صَلَّی خَلْفَکَ صَفَّانِ مِنَ الْمَلَائِکَةِ وَ إِنْ أَقَمْتَ إِقَامَةً بِغَیْرِ أَذَانٍ صَلَّی خَلْفَکَ صَفٌّ وَاحِدٌ.[2]

اگر هم اذان و هم اقامه را بگویی، دو صف از ملائکه به تو اقتدا می‌کنند. اما اگر فقط اقامه را بگویی، یک صف از ملائکه به تو اقتدا می‌کنند.

این روایت نیز به وضوح بر استحباب اذان دلالت دارد؛ زیرا اگر اذان واجب باشد، معنایش این است که نماز بدون اذان باطل است. حال اگر نماز بدون اذان باطل باشد، چگونه ممکن است ملائکه به نماز باطل اقتدا کنند؟ بنابراین، این روایت دلیل بر آن است که اذان شرط صحت نماز نیست و واجب نمی‌باشد، بلکه دارای ثواب است و به عنوان شرط کمال نماز محسوب می‌شود.

وقد وقع الكلام في أن الأذان واجب أو مستحب وأوضح دليل على عدم وجوبه صحيح الحلبي.

بعضی از فقها قائل به وجوب اذان شده‌اند، اما واضح‌ترین دلیل بر عدم وجوب اذان، روایت صحیحه‌ی حلبی است.

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ هَلْ یُجْزِیهِ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ إِقَامَةٌ لَیْسَ مَعَهَا أَذَانٌ قَالَ نَعَمْ لَا بَأْسَ بِهِ.[3]

از امام(ع) پرسیده شد: «در سفر، حضر و در حالات مختلف، اگر بخواهم به اقامه اکتفا کنم و اذان را نگویم، آیا کافی و صحیح است؟» حضرت(ع) فرمودند: کافی است.

سؤال: با توجه به این روایت آیا می‌توان گفت اقامه واجب است؟

جواب: در حال حاضر، بحث ما درباره‌ی اذان است و فعلاً کاری به اقامه نداریم. بحث اقامه در اینجا مطرح نشده و بعداً به آن خواهیم پرداخت.

 

در اینجا نکته‌ای وجود دارد و آن این است که در روایت آمده است: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ»؛ یعنی سؤال درباره‌ی مرد است. پس این روایت مستقیماً به زن مربوط نمی‌شود. اما اگر زن باشد، حکم چگونه است؟ پاسخ این است که وقتی اذان بر مرد واجب نباشد، به طریق اولی بر زن نیز واجب نخواهد بود؛ زیرا ممکن است حکمی بر مرد واجب باشد، ولی بر زن واجب نباشد، اما عکس این قضیه امکان‌پذیر نیست؛ یعنی ممکن نیست حکمی بر مرد واجب نباشد، ولی بر زن واجب باشد، چرا که احکام شرعی مربوط به زنان معمولاً از جهت تکلیف، سبک‌تر و آسان‌تر است.

ومما يدل على عدم وجوبه في الجماعة، موثق حسن بن زیاد.

در خصوص عدم وجوبِ صلاةِ جماعت، روایاتی وارد شده است که از جمله آنها، موثقه‌ی حسن بن زیاد است که حضرت می‌فرمایند: وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا کَانَ الْقَوْمُ لَا یَنْتَظِرُونَ أَحَداً اکْتَفَوْا بِإِقَامَةٍ وَاحِدَةٍ.[4]

یعنی افراد دیگر آماده نماز هستند و منتظر کسی نمی‌باشند. حال اگر در اینجا یک اقامه بگویند و اذان را نگویند، آیا اشکالی دارد؟ حضرت (ع) فرمود: اشکال ندارد.

بنابراین، روایت شریفه در مورد جماعت دلالت دارد بر اینکه اذان واجب نیست. حال اگر در جماعت اذان واجب نباشد، می‌توان به طریق اولی گفت که در نماز فرادی نیز واجب نیست؛ زیرا جماعت دارای تشریفات بیشتری است و اذان بلال نیز به نماز جماعت مربوط می‌شود که به گفتن اذان مقید بودند. پس وقتی که در جماعت ثابت شد که اذان واجب نیست، به طریق اولی در فرادی نیز چنین است.

سؤال: آیا نمی‌توان توجیه کرد که حتماً اذان را شنیده‌اند و به همین دلیل نیاز ندارند دوباره اذان بگویند؟

جواب: این موضوع در روایت ذکر نشده است.

 

بررسی تفصیل بین وجوب اذان در نماز صبح و مغرب و عدم وجوب آن در بقیه نمازها

وقد يفصل بين أذان المغرب والغداة وغيرهما، فيقال فيها بالوجوب دون غيرهما، لما دل على تأكد الأذان للمغرب والغداة.

اکنون به تفصیل دیگری پرداخته‌ایم که هم دارای منشأ است و هم برخی از اعلام به آن قائل شده‌اند. این موضوع به نماز مغرب و نماز صبح مربوط می‌شود که احتمال دارد اذان در این دو نماز واجب باشد. منشأ این احتمال نیز وجود دارد که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

ففي صحيحة زرارة عن أبي جعفر(ع): مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: أَدْنَی مَا یُجْزِی مِنَ الْأَذَانِ أَنْ تَفْتَتِحَ اللَّیْلَ بِأَذَانٍ وَ إِقَامَةٍ وَ تَفْتَتِحَ النَّهَارَ بِأَذَانٍ وَ إِقَامَةٍ وَ یُجْزِیکَ فِی سَائِرِ الصَّلَوَاتِ إِقَامَةٌ بِغَیْرِ أَذَانٍ.[5]

از امام باقر (صلوات الله و سلامه علیه) روایت شده است که فرمود: «کمترین چیزی که در نماز کفایت می‌کند، این است که شب را با اذان و اقامه آغاز کنی» (آغاز شب با نماز مغرب است) «و صبح را نیز با اذان و اقامه افتتاح کنی» (افتتاح صبح با نماز صبح است). اما در مورد بقیه نمازها، لازم نیست (یعنی نماز ظهر و عصر و نیز نماز عشاء خارج می‌شوند، پس نماز مغرب و نماز صبح مورد نظر است).

این روایت تقیید نکرده است؛ بلکه می‌فرماید که این عمل مجزی است؛ یعنی به نوعی برای آنها نیز معتبر است. مانند اجزائی که در نافله داریم؛ مثلاً نافله مغرب چهار رکعت است، اما اگر دو رکعت بخواند، مجزی از چهار رکعت است. یا در نافله عصر، هشت رکعت است، اما اگر چهار رکعت بخواند، مجزی است و تکلیف از او ساقط می‌شود.

با این حال، باید توجه داشت که این روایت بر وجوب دلالت نمی‌کند. گفته شده است که مجزی است، اما نگفته است که واجب است. این ممکن است در همان امر استحباب اجزاء باشد؛ مانند نوافل؛ زیرا هشت رکعت نوافل واجب نیست و مستحب است. حال اگر چهار رکعت بخواند، مجزی است و همچنان مستحب خواهد بود. بنابراین، اجزاء می‌تواند چیزی از چیزی اعم باشد؛ یعنی اختصاصی به وجوب ندارد و ممکن است که آن مستحب باشد و این نیز در همان استحبابش از آن مجزی باشد.

در حد استحباب، اگر این عمل را انجام دهیم، مستحبی انجام داده‌ایم که از استحباب آن کفایت می‌کند. مواردی به این صورت داریم و اشکالی ندارد. بنابراین، از این روایت دلالتی بر وجوب وجود ندارد و فقط اشاره به اجزاء شده است. اجزاء به معنای کفایت است؛ حال آنکه آن مستحب بوده و این نیز مستحب است و باز هم صدق می‌کند. پس می‌توان گفت که دلالتی بر وجوب ندارد. اگر بگوییم که اذان در مورد نماز ظهر و عصر و عشاء مجزی است، دیگر استحباب اذان در این نمازها ساقط می‌شود.

 

سؤال: آیا این اذانی که در رسانه پخش می‌شود، می‌تواند استحباب اذان دیگر را ساقط کند؟

جواب: خیر، کافی نیست و باید انسانی به صورت زنده اذان بگوید.

 

و مما استدل به على التفصيل المزبور صحيحة عبد الله بن سنان عن أبي عبدالله.

وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تُجْزِئُکَ فِی الصَّلَاةِ إِقَامَةٌ وَاحِدَةٌ إِلَّا الْغَدَاةَ وَ الْمَغْرِبَ.[6]

حضرت (ع) فرمودند که در نماز، تنها گفتن اقامه کافی است، مگر در نماز غداة (صبح) و نماز مغرب که در این دو نماز، باید اذان نیز گفته شود.

والسند صحيح والدلالة أوضح من الرواية السابقة، لأن المذكور فيها عدم إجزاء الإقامة وحدها في صلاتي الغداة والمغرب ومعناه عدم كفايتها في صحة الصلاتين، بل لابد من ضم الأذان؛ ولكنها معارضة بصحيحة عمر بن يزيد:

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْإِقَامَةِ بِغَیْرِ أَذَانٍ فِی الْمَغْرِبِ فَقَالَ لَیْسَ بِهِ بَأْسٌ وَ مَا أُحِبُّ أَنْ یُعْتَادَ.[7]

در این صحیحه عمر بن یزید، آمده است که از نماز مغرب سؤال می‌شود که آیا فقط گفتن اقامه کافی است؟ حضرت (ع) پاسخ می‌دهند: «اشکال ندارد؛ اما به این عادت نکن.» عادت کردن به تکرار این عمل، کار صحیح و خوبی نیست. اما به طور کلی، این عمل اشکالی ندارد و پسندیده است.

بنابراین، این روایت با روایت دیگری که می‌گوید: "تُجْزِئُکَ فِی الصَّلَاةِ إِقَامَةٌ وَاحِدَةٌ إِلَّا الْغَدَاةَ وَ الْمَغْرِبَ" معارضه می‌کند. اگر ما بخواهیم بگوییم که این روایت بر وجوب دلالت دارد، با این روایت که صریحاً گفته است: "لا بأس" در تضاد قرار می‌گیرد.

 

اشکال: همان روایت اولی دلالت بر وجوب نداشت تا این را با آن معارض حساب کنیم.

جواب: زیرا عبارت این روایت چنین است: «تُجْزِئُکَ فِی الصَّلَاةِ إِقَامَةٌ وَاحِدَةٌ إِلَّا الْغَدَاةَ وَ الْمَغْرِبَ» و ممکن است بگوییم که دلالتش از آن روایت قبلی قوی‌تر است.

اشکال: خود اقامه واجب نیست. روایت می‌فرماید: «تُجْزِئُکَ فِی الصَّلَاةِ إِقَامَةٌ وَاحِدَةٌ إِلَّا الْغَدَاةَ وَ الْمَغْرِبَ». خود اقامه قرینه بر این است که این بحث…

جواب: اقامه از اذان اهم است. اقامه محل کلام است و امرش مقداری خطیرتر از اذان است.

به فرض هم بگوییم که «تُجْزِئُکَ فِی الصَّلَاةِ إِقَامَةٌ وَاحِدَةٌ إِلَّا الْغَدَاةَ وَ الْمَغْرِبَ» دلالت داشته باشد، یعنی به نوعی این نماز محتاج به اقامه واحده است؛ مگر نماز صبح و مغرب. در این نمازها، «الا» که آمده است یعنی مجزی نیست. این به معنای ناقص بودن نماز است؛ زیرا ضمیر به نماز برمی‌گردد و معنایش این می‌شود که نماز ناقص است و لهذا این بیش از روایت قبلی دلالتی دارد.

منتهی جوابش معارضه با صحیحه عمر بن یزید است. اما صحیحه عمر بن یزید فقط در نماز مغرب آمده است. در این صورت، نماز صبح را باید به عدم قول به فصل ملحق کنیم.

فالصحيح ما ذهب إليه المشهور من استحباب الجميع (هم اذان و هم اقامه) مع تأكده في الغداة والمغرب. (فقط در نماز صبح و مغرب به خاطر ادله‌ای که خواندیم، به تأکید قائل می‌شویم؛ یعنی در این دو نماز، اذان و اقامه مستحب مؤکد است.)

 

سؤال: چون در اینجا در مغرب معارضه داشت، چگونه در مغرب باعث تأکید شد؟

جواب: به واسطه آن روایت قبلی است. در مورد روایت قبلی گفتیم که دلالت بر وجوب ندارد؛ اما بر استحباب دلالت دارد. بنابراین، تأکید آن خوب است.

سؤال: آیا روایت عمر بن یزید تأکید را خراب نمی‌کند؟

جواب: نه؛ عبارت «لیس به بأس» تأکید را خراب نمی‌کند.

سؤال: آیا نمی‌توان از قاعده "لو کان لبان" استفاده کرد؟ این مسئله مورد ابتلایی است و ما روزانه پنج بار نماز می‌خوانیم و اگر واجب بود، باید واضح می‌بود و همه می‌دانستند و علما فتوا می‌دادند و مردم عمل می‌کردند.

جواب: آقای خویی (ره) این را هم گفته است. ما چون ادله را می‌توانیم تصحیح کنیم، دیگر نوبت به این قاعده نمی‌رسد. اما قاعده "لو کان لبان" برای اقامه [خوب است]؛ زیرا امر اقامه در روایات مقداری مشکل‌تر است. آقای خویی (ره) به همین قاعده “لو کان لبان” تمسک کرده است.

در نهایت، بحث اذان تمام شد و نتیجه‌گیری می‌شود که اذان مستحب است و استحباب آن در نمازهای صبح و مغرب مؤکد است.


logo