1403/08/28
بسم الله الرحمن الرحیم
مستحبات و مکروهات/شرائط لباس المصلي /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/شرائط لباس المصلي /مستحبات و مکروهات
سؤال: ظاهراً تحت الحنک را به عنوان علامت مصیبتزدگی میگذاشتند. آیا حدیثی در این رابطه وجود دارد؟
جواب: خود تحت الحنک مستحب است. کارهای عرفی که با تحت الحنک انجام میشود در روایات نیامده است. اینها موضوعات عرفی و ساختگی است که به ویژه در نجف رایج بود، به طوری که وقتی مصیبتی پیش میآمد، مردم تحت الحنک را باز میکردند. این عمل اشکالی ندارد و نیازی به روایت ندارد.
مکروهات لباس نمازگزار
ما يكره في لباس المصلى
مسئلة ۱۳۸. يكره في لباس المصلي أمور : منها: اللباس الأسود والقذر والضيق.
از جمله مکروهات، لباس سیاه است. کراهت لباس سیاه موضوعی است که بین علما مطرح شده و حتی به ایام محرم نیز مربوط میشود که آیا لباس سیاه بپوشیم یا نه و در این زمینه ترجیح بر پوشیدن آن است. با این حال، بحث کراهت آن نیز وجود دارد که در کتاب وسائل در باب ١٩ از ابواب لباس مصلی آمده است. در روایت صدوق چنین آمده است: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْنَ.[1]
لباس سیاه نپوشید؛ زیرا لباس فرعون است.
میگویند که کت و شلوار مشکی نیز ممکن است نشاندهنده تکبر یا غرور باشد، زیرا بسیار زیباست. به طور کلی، این لباس تجملی و مشابه لباس فرعون است. رنگهای دیگر به این صورت در چشم نمیزنند، اما رنگ مشکی بسیار جذاب است. لذا امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که نپوشید، زیرا لباس فرعون است.
صحیحه حذیفة بن منصور میفرماید: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ أَنَّهُ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِالْحِیرَةِ ... أَمَا إِنِّی أَلْبَسُهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ.[2]
حیره جایی نزدیک کوفه بود و کمی فاصله داشت. احتمالاً این روایت ناظر به این است که منصور دوانیقی حضرت صادق (ع) را در حیره زندانی کرد. احتمال دارد که این موضوع در همان زمان باشد. حضرت (ع) راجع به لباس مشکی فرمودند: “با اینکه میدانم لباس اهل جهنم است، اما این لباس را میپوشم.” این لباس را برای تقیه میپوشید؛ زیرا شعار بنیعباس لباس مشکی بود. همه پالتوها و شلوارها و پیراهنهایشان مشکی بود. به هر حال، این لباس برای خلفای بنیعباس شعار و علامتی بود. حضرت (ع) احتمالاً به دلیل تقیه این کار را کرده است.
سؤال: وهابیت همین شبهه را علیه شیعه مطرح میکنند که چرا برای امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) لباس سیاه میپوشید. دوستان محقق و اساتید از کتب عامه در حد تواتر روایت میآورند که اهل بیت (ع) بعد از شهادت امام حسین (ع) لباس سیاه میپوشیدند. آیا این معتبر است یا خیر؟
جواب: بله؛ روایاتی داریم که اهل بیت (ع) بعد از شهادت امام حسین (ع) تا چند سال عزادار بودند و عزاداری میکردند و عزاداری از خانهشان قطع نشد. لباس سیاه را نیز میپوشیدند که در روایات ذکر شده است. لذا مسلم است و راجع به امام حسین (ع) بحثی نداریم. منهای قضیه امام حسین (ع) آیا باید لباس سیاه بپوشیم یا نپوشیم؟ اما در غیر امام حسین (ع) باید رعایت کنیم و نپوشیم، زیرا کراهتش شدید است.
لباس کثیف نیز مکروه است. لباس تنگ هم برای مردان و زنان مکروه است، زیرا بدن و ارتفاعات و انخفاض بدن را نشان میدهد و کراهت دارد.
ومنها ملابس شارب الخمر ومن لا يجتنب عن النجاسات.
کسی که لاابالی و بیملاحظه است و از نجاسات اجتناب نمیکند و مثلاً شرب خمر میکند، نباید با چنین لباسی نماز بخواند و این کار مکروه است.
ومنها: المنقوش بالصور وحل أزرار اللبا
لباسی که منقوش به تصویر هست نیز مکروه است. همچنین باز بودن دکمه در نماز مکروه است و باید دکمهها را در نماز بست.
والتختم بخاتم فيها صور فكل ذلك مكروه.
به دست کردن انگشتری که نگینش حاوی تصاویر باشد نیز مکروه است.
سؤال: منظور از صور، صور روحدار یا هر صورتی است؟
جواب: فعلاً این صورت اعم است. اما بحثی در تماثیل هست که ان شاء الله بعداً مطرح میکنیم که شامل ذوات الأرواح میشود. اما صور اعم است.
وأما حل الأزرار ففي الباب ٢٣ من لباس المصلي ففي صحيحة غيات بن إبراهيم عن أبي جعفر عن أبيه: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ: لَا یُصَلِّی الرَّجُلُ مَحْلُولَ الْأَزْرَارِ إِذَا لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ إِزَارٌ.[3]
نماز با لباسی که دکمههای آن باز باشد، کراهت دارد.
سؤال: آیا این کراهت اعم از پیراهن و قباست یا فرض در پیراهن زیرین است؟
جواب: اطلاق دارد. روایات را بخوانیم.
در یکی از روایات میفرماید که دکمههایش باز باشد، کراهت دارد و لا ینبغی ذلک؛ اما در روایت دیگر دارد: محلول الأزرار اذا لم یکن علیه ازار؛ یعنی اگر شلواری پایین ندارد و دکمههای قبا را هم باز بگذارد، معلوم است که چه خواهد شد؛ بنابراین این روایت قید دارد. اما بقیه روایات قید ندارند؛ یعنی مطلقاً در هر صورت کراهت دکمهها باز باشد.
اشکال: این روایت ناظر به ساتریت است.
جواب: این روایت چنین است؛ اما بقیه چنین نیستند.
سؤال: آیا روایت مقیده را مقدم نمیکنید تا همه را تقیید بزند؟
جواب: در مستحبات و مکروهات، اطلاق و تقیید نیست. مطلق به اطلاقش باقی است.
وأما التختم بما فيه صور، ففي الباب ٤٦ من لباس المصلّي.
وأما كراهة ما فيه التماثيل ففي الباب ٤٥ من لباس المصلي؛ ففي صحيحة عبد الله بن سنان عن أبي عبدالله(ع):
وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ کَرِهَ أَنْ یُصَلِّیَ وَ عَلَیْهِ ثَوْبٌ فِیهِ تَمَاثِیلُ.[4]
سؤال: آیا تعبیر «کَرِهَ» به معنای مبغوضیت یا کراهت اصطلاحی است؟
جواب: آن کراهت فعلاً بماند. چند روایت دیگر هم داریم؛ معلوم میشود.
بیان محقق خویی(ره) پیرامون پوشیدن لباس یا انگشتر با تماثیل
محقق خویی (ره) در اینجا مطلبی خلاف مشهور دارد. قول مشهور میفرماید که مکروه است که پیراهن و انگشتر انسان، تماثیل یعنی ذوات الأرواح داشته باشد؛ یعنی عکسهایی از حیوانات و پرندگان. آقای خویی (ره) فرمودهاند که به کار بردن این در نماز حرام است. اکنون بحث آقای خویی را میخوانیم تا ببینیم چه استدلالی کردهاند.
وذهب المحقق الخوئي(ره) إلى حرمة لبس الثوب أو الخاتم الذي فيه التماثيل من ذوات الأرواح ونسبه إلى الشيخ في المبسوط والنهاية.
آقای خویی(ره) حرمت را به شیخ(ره) در مبسوط و نهایه نسبت داده است.
اکنون استدلال محقق خویی (ره) را میخوانیم که میفرماید روایات چند طائفهاند: وقال بورود روايات دالة على البأس فيه والناهية عن ذلك. وطائفة أخرى عبرت بالكراهة وهي لا تنهض للقرينية، إذ الكراهة في لسان الأخبار ليست ظاهرة في الكراهة الاصطلاحية في الفقه، بل بمعنى المرجوحية الصادقة على الحرمة والكراهة المصطلحة، فلا تصلح لمعارضة ظهور الروايات الناهية في الحرمة.[5]
طائفةای از روایات به نهی و طائفةای دیگر به کراهت تعبیر کرده است. سپس میفرماید که نهی ظهور در حرمت دارد و کراهت بین کراهت اصطلاحی و بین حرمت مشترک است. گاهی در موارد حرمت هم به کار میرود و چون که مشترک است، مجمل است و صلاحیت قرینیت ندارد که ما بیاییم به قرینه این روایات، آنها را بر کراهت حمل کنیم؛ زیرا این روایاتی که کراهت در آنها آمده است، مجملند و در کراهت اصطلاحی صراحتی ندارد و ممکن است مقصود، حرمت باشد و احتمالش هست. بنابراین، محقق خویی (ره) در این مساله قائل به حرمت شدهاست.
در کراهت و استحباب حمل مطلق بر مقید نداریم، لذا در اینجا کراهت به صورت اطلاقی است. اما آنهایی که گفتهاند که نباید انجام دهی و حرام است، آنها هم قیدی نیاوردهاند.
محقق خویی (ره) ادله خلاف را ذکر کرده است؛ یکی از آنها شهرت فتوائیه است؛ بلاشک مشهور عند الأصحاب، کراهت است. محقق خویی (ره) میفرماید که این کراهت در کراهت اصطلاحی ظهوری ندارد و میفرماید: بل بمعنى المرجوحية الصادقة على الحرمة والكراهة المصطلحة. هم بر کراهت اصطلاحی اطلاق میشود و هم بر حرمت قابل انطباق است.
فلا تصلح لمعارضة ظهور الروايات الناهية في الحرمة. آن روایاتی که در حرمت ظهور دارند، سر جای خودشان باقیاند؛ زیرا این عنوان، صراحت یا ظهوری بر خلافش ندارد.
وقد يستدل بالشهرة الفتوائية على الكراهة وهي أيضاً كما ترى. سپس میفرماید که ما این را قبول نداریم. “کما تری” عبارت ماست؛ یعنی به هر حال ایشان شهرت فتوائیه را مبنای بحثش قرار نمیدهد و قبول ندارد.
اشکال: قبلاً فرمودید که آقای خویی (ره) شهرت در جابریت را قائل نیست؛ ولی شهرت در فتوا را قبول دارد.
جواب: نه؛ فرقی ندارد؛ همیشه شهرت در فتواست. بعداً توضیح خواهم داد.
بنابراین این را هم رد کرده است.
فالقول بالحرمة لا يخلو من قوة في خصوص تمائيل الحيوانات. یعنی صور ذوات الأرواح. اما اگر عکس درخت یا گلی باشد، اشکالی ندارند.
لشهادة أهل اللغة بأن عنوان التمثال المنهي عنه في الروايات ظاهر في صور الحيوانات، ولايقال لصورة الشجرة والشمس والقمر تمثال.اهل لغت شهادت دادهاند به اینکه تماثیل به معنای عکس حیوانات و حتی انسان است. آقای خویی (ره) اینگونه بحث را تمام کردهاند. اما در کتاب خودشان قدری مفصلتر است. حالا برای اینکه حقش ضایع نشود، به عبارات ایشان نگاهی میاندازیم. ایشان میفرمایند: و كيف ما كان، فالنصوص الواردة في المقام على طوائف ثلاث: (نصوص سه طائفه هستند)
أولاها: ما تضمّن النهي عن الصلاة في ثوب فيه تمثال، و هي كثيرة (که از تماثیل یعنی صور حیوانات نهی دارند و نهی هم در حرمت ظهور دارد) نقتصر على المعتبرة منها و هي أربعة:
میفرماید اینها چهار روایتاند. الأُولى: صحيحة محمد بن إسماعيل بن بزيع (این مرد بزرگ از اصحاب امام رضا (ع) بوده است.) قال: «سألت أبا الحسن (عليه السلام) عن الصلاة في الثوب الديباج، فقال: ما لم يكن فيه التماثيل فلا بأس» فإنّها تدلّ بالمفهوم على ثبوت البأس مع وجود التماثيل.
حضرت (ع) فرمود تا تماثیل ندارد، اشکالی ندارد. این مفهوم دارد؛ یعنی اگر تمثال داشت، حرام است.
الثانية: صحيحة محمد بن مسلم عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: «لا بأس أن تكون التماثيل في الثوب إذا غيّرت الصورة منه». فانّ مقتضى مفهوم الشرط ثبوت البأس مع عدم التغيير.
یعنی اگر چنین عکسی هست، اشکالی ندارد در صورتی که با قلم یا خودکاری، چیزی خرابش کنید. صورت را از حالت اولیه خودش خارج کنید والا جایز نیست.
الثالثة: صحيحة علي بن جعفر عن أبيه قال: «سألته عن الرجل يصلح أن يصلّي إلى أن قال: و سألته عن الثوب يكون فيه التماثيل أو في علمه أ يصلّى فيه؟ قال: لا يصلّى فيه».
حضرت(ع) صریحا نهی فرمود.
الرابعة: موثّقة سماعة بن مهران قال: «سألت أبا عبد اللّٰه (عليه السلام) عن لباس الحرير و الديباج، فقال: أمّا في الحرب (اگر درجنگ باشد) فلا بأس به، و إن كان فيه تماثيل» فانّ مفهومها ثبوت البأس في لبس الحرير. (مفهومش این است که اگر تمثال دارد، جایز نیست.)
دلیل اینکه این روایت موثقه است این است که سماعه فطحی بوده است.
اینها روایت ناهیه نسبت به تماثیل بودند.
ثانيتها: ما تضمّن النهي عنها في الثوب و الخاتم كموثّقة عمّار بن موسى عن أبي عبد اللّٰه (عليه السلام) في حديث: «عن الثوب يكون في علمه مثال طير أو غيره (ذلك) أ يصلّى فيه؟ قال: لا. و عن الرجل يلبس الخاتم فيه نقش مثال الطير أو غير ذلك، قال: لا تجوز الصلاة فيه»
این طائفه خاتم را هم اضافه کرده است.
اما طائفه سوم: إلّا أنّ هناك طائفة ثالثة عبّر فيها بلفظ الكراهة، و هي روايتان:
إحداهما: صحيحة عبد اللّٰه بن سنان عن أبي عبد اللّٰه (عليه السلام): «أنّه كره أن يصلّي و عليه ثوب فيه تماثيل». حضرت (ع) راجع به این اصطلاح کراهت را به کار برده است.
و الأُخرى: صحيحة محمد بن إسماعيل بن بزيع عن أبي الحسن الرضا (عليه السلام): «أنّه سأله عن الصلاة في الثوب المعلَّم (علامت داشته باشد یعنی با عکس است)، فكره ما فيه من التماثيل».[6] (اگر تماثیل دارد، مکروه است.)
بنابراین سه طائفه شدند. بالاخره برخی از خواستهاند اینطور بفرمایند که این که کراهت دارد، کراهت اصطلاحی است؛ بنابراین به قرینه این باید آن نهی را بر کراهت حمل کنیم. محقق خویی (ره) قبول نمیکند و میفرماید که کراهت در لسان روایات اعم و مجمل است؛ گاهی به معنای کراهت اصطلاحی و گاهی به معنای حرمت است. بنابراین از این طریق کارمان به جایی نمیرسد.
بیان محقق همدانی(ره) در محل بحث
محقق همدانی (ره) فرموده است که مکروه است. با اینکه کراهت ممکن است برای اعم باشد، اما محقق همدانی (ره) قبول نکرده و فرموده است که کراهت به معنی اصطلاحی است؛ به دلیل اینکه مشهور علما و فقهای بزرگ اسلام که اهل فن بودند و هم لغت و هم فقه میدانستند، کراهت را بر کراهت اصطلاحی حمل کردهاند. فهم اینها برای ما مهم است و به خاطر فهم علما ما باید این راه را برویم.[7]
رد بیان محقق همدانی(ره) توسط محقق خویی(ره)
اما محقق خویی (ره) این بیان را نیز نپذیرفتهاست.
محقق خویی (ره) میفرماید: ما هر چه دیدهایم این است که ضعف سندی را با عمل مشهور جبران میکنند؛ ولی در اینجا بحث بر سند نیست؛ بلکه بحث بر دلالت است و دلالت ربطی به قول مشهور ندارد.
میفرماید اشکال دوم هم این است که ما یقین نداریم که علما که به کراهت فتوا دادهاند، به این دو روایت استناد کردهاند. ما نمیدانیم مستندشان چه بوده است. لهذا این انجبار اعتباری ندارد؛ پس محقق خویی (ره) نظریه محقق همدانی (ره) را رد کرده است.
إذن فالقول بالحرمة لا يخلو عن قوّة. در آخر فتوا میدهد. یعنی اگر پیراهنی دارد که رویش عکس بلبل یا گنجشکی هست، نمازش باطل است. آقای خویی (ره) اینطور میفرماید.
اشکال: در خارج از نماز هم باید قائل به حرمت شود.
جواب: بیشتر [روایات] راجع به خصوص نماز بودند.
پس به فتوای سیدنا الاستاد (ره) نمیشود با چنین لباسی نماز خواند. چون این مقداری عجیب بود، ما گفتیم بمانیم و مقداری دربارهاش توضیح دهیم که ایشان چنین حرفی زده و پایش ایستاده است. به کلمات شیخ طوسی (ره) در مبسوط و نهایه هم استناد میکند. میتوانیم هم به آنجا مراجعه کنیم تا ببینیم این قضیه چقدر صحت دارد. پس نظر ایشان این است.
نظر استاد در محل بحث
در آخر کار ما میگوییم که واقعاً جای احتیاط هست. اما در عین حال، قدری نظریه محقق همدانی (ره) در ذهن ما غالب است. این همه علمای بزرگ اسلام که به کراهت فتوا دادهاند و کسی به حرمت فتوا نداده است؛ لذا اقوی همین است. اما اگر انسان به احتیاط مستحبی اجتناب کند، بهتر است.