« فهرست دروس
درس تفسیر آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی

69/09/25

بسم الله الرحمن الرحیم

 آیه 96 الی 97/ سوره آل‌عمران/تفسیر

موضوع: تفسیر/ سوره آل‌عمران/ آیه 96 الی 97

 

﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ﴾[1]

﴿فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِنًا وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِيُّ عَنِ الْعالَمينَ﴾[2]

 

هدف از بناي کعبه

تحقيقاً اولين خآن‌هاي كه براي انتفاع عبادي مردم نهاده شد همان خان‌هاي است كه در سرزمين بكه و مكه است و اين خانه براي آن نهاده شد كه منشأ بركت‌هاي فراوان و هدايت جهانيان باشد. در اين خانه، نشانه‌هاي فراواني بر توحيد خداست كه يكي از آن نشانه‌ها مقام ابراهيم (سلام‌الله‌عليه) است و هر كس وارد اين سرزمين شد، شرعاً در امان است و از طرف خدا بر مردم، حج اين خانه لازم است؛ آن مردمي كه قدرت رفتن به سوي خانه را دارند و كسي كه كفر بورزد و در حال استطاعت [به] مكه مشرف نشود و كفر عملي را مرتكب بشود، تحقيقاً ذات اقدس الهي از همه جهانيان بي‌نياز است.

 

تبيين شبهه مطرح شده از سوي اهل کتاب و جواب آن

اين آيه، ظاهراً ناظر به جواب شبهه دومي است كه از طرف اهل كتاب القا شد. آن‌ها به مسلمين مي‌گفتند نسخ گذشته از این‌که روا نيست نمي‌شود چيز باطلي را شما به ابراهيم خليل (سلام‌الله‌عليه) و در دين خليل راه بدهيد، زيرا قبله، بيت‌المقدس بود، چه این‌که شما هم قبل از آمدن به مدينه و قبل از دستور تغيير قبله به مي‌كنيد اين حكم قبله نسخ شد، در حالي كه نسخ ممكن نيست.

هذا اولاً و ثانياً اين را به دين ابراهيم نسبت مي‌دهيد و ابراهيم را مسلم مي‌دانيد و خود را تابع ملت ابراهيم مي‌دانيد اين دو يعني يك امر باطلي را حق دانستيد و اين را هم به ملت ابراهيم استناد داديد و گفتيد ما پيرو ملت ابراهيم‌ايم و مع‌ذلك اين نسخ را مرتكب شديد، اين شبهه‌اي كه شامل دوتا محذور است.

جوابي كه از اين شبهه داده مي‌شود اين است كه نسخ، البته جايز است [و] هيچ استحاله‌اي در نسخ نيست ولي حكم اصلي، به طرف كعبه بود: ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ﴾[3] قبل از این‌که سليمان (سلام‌الله‌عليه) بيت‌المقدس را در فلسطين بنا كند، وجود مبارك ابراهيم خليل (عليه‌السلام) كعبه را در مكه بنا نهاد و قبل از این‌که بيت‌المقدس قبله باشد كعبه، گذشته از این‌که قبله بود مطاف هم بود.

پس اگر ما از بيت‌المقدس به كعبه برگشتيم، به همان قبله اولي برگشتيم و اين كار سيره ابراهيم و انبياي ابراهيمي بوده است.

آن‌گاه به جريان حضرت ابراهيم كه مي‌رسيم، مي‌بينيم ذات اقدس الهي جريان حضرت ابراهيم را هم كه شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد حضرت ابراهيم بچه خودش و همسر خودش را آورد در آن سرزمين سوزان غير ذي زرع و گفت خدايا! من ذريه‌ام را كنار خانه تو قرار دادم كه از آنجا البته، راه براي پيشرفت هم هست، فعلاً شبهه اهل كتاب با اين مقدار حل مي‌شود؛ اما معنايي كه ﴿أَوَّلَ بَيْتٍ﴾[4] است آن بايد توضيح داده شود.

 

سرّ تعبير از کعبه به «بيت»

بنابراين اين دوتا شبهه يكي راجع به نسخ است كه در ﴿ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ﴾[5] گذشت: يكي این‌که چطور شما به ابراهيم نسبت مي‌دهيد در حالي كه قبله، بيت‌المقدس است، هر دو شبهه جواب داده شد ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ﴾ بيت، معنايش معروف هست حالا در آن‌جا چون بيتوته مي‌كنند، گفته شد بيت يعني شب مي‌آرمند، بالأخره به هر معنايي كه باشد معناي بيت، روشن است.

كعبه اولين خان‌هاي نيست كه روي زمين نهاده شد، بلكه اولين معبدي است كه بر روي زمين بنا نهاده شد، استفاده این‌که اولين خان‌هاي كه در روي زمين ساخته شد كعبه است از اين آيه مشكل است، چون آيه، اوليتش را مقيد كرد ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ﴾.

 

پرسش: ...

پاسخ: «يمكن» كه گفته شد مكه اولين سرزميني بود كه از زير آب درآمده ولي اثبات این‌که اين اولين خانه بود از آيه، مشكل است. آيه، نفي هم نمي‌كند چون اين مفهوم ندارد مفهوم وصف، وصف براي او مفهومي نيست يا اين‌گونه از قيود مفهومي ندارد ولي اطلاق هم ندارد، این‌که مي‌گويند وصف، مفهوم ندارد يا لقب، مفهوم ندارد يعني اگر ما دليل مطلقي داشتيم اين جمله‌اي كه مشتمل بر لقب يا وصف است مقيد آن اطلاق نيست، اين معناي عدم انعقاد مفهوم براي وصف و لقب است، نه این‌که اگر گفته شد وصف مفهوم ندارد يا لقب مفهوم ندارد مي‌شود از اين جمله وصفيه يا لقبيه اطلاق، ياد كرد و استنباط كرد.

بين اين دو مطلب فرق است؛ بين مفهوم نداشتن و بين مطلق بودن فرق است، جمله‌اي كه وصف در او هست يا لقب در او هست مفهوم ندارد، مگر این‌که در مقام تحديد باشد يعني اگر ما دليل خاصي در خارج داشتيم كه مطلق بود، این‌ها مقيِّد او نيستند؛ اما نه این‌که خود این‌ها مطلق‌اند و از این‌ها بشود اطلاق را استفاده كرد ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ﴾[6] هم اين‌چنين است، اگر دليلي در خارج دلالت كرد بر این‌که اولين خان‌هاي كه در روي زمين ساخته شده است بر اساس دحو الارض يا امثال دحو الارض، كعبه بود اين آيه مخالف او نيست ولي بخواهيم از اين آيه استفاده بكنيم كه اولين خان‌هاي كه روي زمين بنا نهاده شد چه براي عبادت چه براي استراحت، كعبه بود اثبات اين، مشكل است.

 

اوليّت نفسي و نسبي

﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ﴾ اوليت، در قرآن كريم موارد فراواني به كار رفت. در آن موارد نوعاً يك اوليت نسبي است و اما اين اوليت يك اوليت نفسي است. در سوره مباركه «توبه» آيه 108 درباره حضور در مسجد اهل نفاق، اين‌چنين مي‌فرمايد ﴿لا تَقُمْ فيهِ أَبَدًا﴾ يعني آن مسجد ضراري كه ديگران اتخاذ كردند، در آن‌جا حضور پيدا نكن: ﴿لا تَقُمْ فيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوي مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ﴾؛[7] آن مسجدي كه روز اول بر اساس تقوا نهاده شد، آن شايسته‌تر است كه تو در او اقامه كني و قائم باشي يعني همان مسجد قبا و مانند آن، نه مسجد ضراري كه اصلاً براي نفاق ساخته شده.

این‌که فرمود: ﴿لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَي التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ﴾ اول نسبي است يعني در همان روز ساخت‌اش با تقوا و تقرب ساخته شد. منظور از اين بيت هم، خصوص كعبه است ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ﴾[8] همان كعبه است كه در سوره «مائده» آيه 97 به اين صورت بيان شد كه: ﴿جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِيامًا لِلنّاسِ﴾[9] كه اين ﴿قِيامًا﴾ مفعول ثاني ﴿جَعَلَ﴾ است ﴿جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِيامًا لِلنّاسِ﴾؛ كعبه‌اي كه اين صفت را دارد بيت حرام است، خداوند او را عامل قيام براي همه مردم قرار داد.

 

کعبه و ثمرات دعاي حضرت ابراهيم (عليه‌السلام)

گرچه در اين آيه محل بحث فرمود: ﴿ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ﴾[10] اما اين مبارك بودن و پر بركت بودن و هدايت جهاني را هم به دنبال داشتن در آيات ديگر تشريح شد كه چگونه منشأ بركت است، چگونه منشأ هدايت است. قبل از جريان ابراهيم (سلام‌الله‌عليه) اين بيت و سرزمين اين بيت مشخص بود؛ اما حوادث فراواني از قبيل طوفان يا غير طوفان نگذاشت كه آن سرزمين، با همان وضع قبلي‌اش بماند و آن‌چه فعلاً بشر، تاريخ روشني از او در دست دارد همين ساختن اين بيت است به وسيله ابراهيم خليل (سلام‌الله‌عليه) وگرنه قبلاً اين بيت بود.

در سوره مباركه «ابراهيم» آيه 37 اين قسمت را به عهده دارد ﴿رَبَّنا إِنّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ﴾[11] وقتي همسرش هاجر (سلام‌الله‌عليها) و فرزندش اسماعيل (عليه‌السلام) را به اين سرزمين آورد و در هنگام توديع، خواست حركت كند هاجر به ابراهيم (سلام‌الله‌عليهما) عرض كرد: « إِلَى مَنْ تَدَعُنَا»؛ ما را و مرا به كه مي‌سپاري در اين سرزميني كه هيچ كس نيست، فرمود: «إِلَى رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ»[12]

«بنيه» يعني همين سرزمين بنا «إِلَى رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ» يعني اين «بنا»، لذا عرض كرد ﴿رَبَّنا إِنّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ﴾ آن‌گاه خواسته خود را هم در اين آيه، بيان كرد كه ﴿رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ﴾[13] سرزميني است به حسب ظاهر، سوزان و غير معمور، من این‌ها را در اين سرزمين، اسكان دادم تا نماز را اقامه كنند و براي این‌که موفق بشوند دلهاي گروهي از مردم را به سمت این‌ها گرايش بده، چون تو مقلب القلوبي و این‌ها را هم از ميوه‌ها، مرزوق كن تا این‌ها شاكر باشند.

اين دعا را در يك سرزمين سوزاني كرده است اولاً هيچ اثري از آبادي در اين سرزمين نبود، چون اين سرزمين، تنها سرزمين باير نبود اين يك، تنها سرزمين موات مصطلح هم نبود اين دو، چون باير يا سرزمين موات مصطلح را مي‌گويند لم يرزع، لم يزرع سرزمين غير مزروعي، سرزمين لم يزرع به آن سرزميني مي‌گويند كه مي‌شود او را آباد كرد ولي تا حال آباد نشد؛ اما ﴿غَيْرِ ذي زَرْعٍ﴾[14] به سرزميني مي‌گويند كه نمي‌شود او را آباد كرد يعني از نظر كوهستاني يك مشت سنگ خارا و سنگلاخ بيش نيست و هيچ آب هم ندارد.

زميني كه آب دارد ولي كسي روي آن كار نكرده زمين لم يزرع است هيچ عدم ملكه است يعني شأنيت آبادي و كشاورزي را دارد ولي كسي روي آن كار نكرده؛ اما سرزميني كه يك مشت سنگ خاراست و اصلاً آب ندارد و ساكن ندارد، از او به غير ذي زرع تعبير مي‌شود يعني فوق موات مصطلح؛ اما از آن طرف كه قدرت ذات اقدس الهي بيكران است حضرت عرض كرد ﴿رَبَّنا إِنّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ﴾[15] يعني همه امكانات عادي، ممنوع است این‌جا؛ هيچ يك از امكانات عادي در آن نيست؛ اما ﴿عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ﴾[16] است و تو هر چه بخواهي مي‌تواني، نظير دعاهايي كه در بحث‌هاي قبل داشتيم.

 

پرسش: ...

پاسخ: قبل بود، چون هنوز جريان اسماعيل در دوران شيرخوارگي است اولين باري كه فرزندش و همسرش را آن‌جا به وديعت گذاشت، عرض كرد ﴿رَبَّنا إِنّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ﴾؛ اما ﴿عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ﴾ است.

در همين مقطع چند تا دعا دارد: يكي این‌که این‌ها را خدا موفق بكن كه اقامه نماز كنند: ﴿رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ﴾[17] گرچه انگيزه است؛ اما مسئلت ضمني را به همراه دارد، دل‌هاي مردم را هم به سمت این‌ها متوجه بكن كه خواهان این‌ها باشند، اين دو دعا و این‌ها را هم از ثمرات برخوردار كن، اين سه دعا و وظيفه این‌ها را هم كه حق‌شناسي است گوشزد كرده است.

اين چهار مطلب كه ﴿لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ﴾[18] دعاهايي كه در اين مقطع هست در سوره مباركه «بقره» و مانند آن آمده، كه عرض كرد خدايا! اين جا را كه وادي ﴿غَيْرِ ذي زَرْعٍ﴾[19] است اين را شهر بكن، آن هم شهر امان؛ شهر امن ﴿بَلَدًا آمِنًا﴾[20] اين دعا را از همان اول كرد، ساليان متمادي گذشت در اثر جوشش آن چشمه زمزم و بركت اين دعا و استغاثه هاجر (عليهاالسلام) و ناله آن كودك به نام اسماعيل (عليه‌السلام) كه در همان دوران شيرخوارگي فوراً اين چشمه جوشيد، كم‌كم پرنده، غير پرنده، قافله و این‌ها آمدند و آن‌جا شد بلد، اين دعا مستجاب شد.

بار دوم كه حضرت تشريف آوردند ديدند این‌جا ديگر بلد شد، وقتي بلد شد آن خواسته قبلي را با تغيير سياق دوباره عرض كرد و آن همان است كه در سوره «ابراهيم» آمده ﴿وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا﴾.[21]

 

پرسش: ...

پاسخ: اول كه بدون «الف و لام» آورد براي این‌که وادي ﴿غَيْرِ ذي زَرْعٍ﴾[22] بود، عرض كرد خدايا ﴿اجْعَلْ هذا بَلَدًا﴾؛[23] این‌جا را بلد قرار بده! بار دوم و سفر دوم كه تشريف آوردند دعاي اول مستجاب شده بود این‌جا شد بلد، لذا با «الف» و «لام» ذكر كرد، عرض كرد ﴿رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا﴾[24] اين ديگر با «الف و لام» است؛ اما امن را در هر دو حال از خدا خواست.

هم آن‌جا عرض كرد: ﴿رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَدًا آمِنًا﴾[25] هم در بار دوم عرض كرد: ﴿رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا﴾ اين امر را هم ذات اقدس الهي انجام داد خواسته او را، فرمود كه مگر نمي‌بينيد كه همه جا قتل و غارت هست و آدم كشي هست، مگر در سرزمين مكه كه ﴿يُتَخَطَّفُ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللّهِ يَكْفُرُونَ﴾[26] بيرون شهر مكه جاي اختطاف و آدم ربايي است «خطفه» يعني ربودن، آن كاري كه كركس و شاهين نسبت به گنجشك و كبوتر مي‌كنند این‌ها را خطفتاً و غفلتاً ناآگاهانه مي‌ربايند، مي‌گويند «اختطاف» فرمود: ﴿يُتَخَطَّفُ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ﴾ جريان آدم ربايي در اطراف مكه فراوان است؛ اما این‌جا امن است، ما این‌جا را امن كرديم.

خب، اين به دعاي ابراهيم خليل (سلام‌الله‌عليه) است كه از طرف حكم فقهي هم همين است كه من ﴿مَن دَخَلَهُ كَانَ آمِناً﴾[27] و براساس استجابت دعا هم اين‌چنين است كه مكه، مأمن شد [و] همه مردم حرمت مكه را نگاه مي‌داشتند، این‌ها به بركت دعاي حضرت ابراهيم استجابت شد.

 

کيفيت بناي کعبه

خب، در اين بخش كه حضرت عرض كرد ﴿عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ﴾[28] معلوم مي‌شود كه قبل از ابراهيم (سلام‌الله‌عليه) كعبه به عنوان يك بيت حرام سابقه داشت، حالا حوادث فراواني قبل از ابراهيم آمده، چه این‌که حوادث فراواني هم بعد از آن حضرت آمده، چندين بار كعبه ويران شده؛ با سيل ويران شده، با حوادث گذشته ويران شده وگرنه اين سنگ‌هاي سياه، همان سنگ‌هاي چند قرن قبل كه نيست كه و در زمان ظهور اسلام وجود مبارك حضرت امير كه بر بالاي دوش رسول خدا (صلّي‌الله‌عليهما) پا نهاد و آن بت‌ها را فروريخت.

آن وقت معلوم مي‌شد كه به حسب ظاهر به جريان طبيعي تقريباً به قد دو انسان بود يعني دو برابر قد يك انسان، وقتي كه حضرت پا روي دوش پيغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گذاشت كه بت‌ها را از پشت بام كعبه به دور بيندازد، معلوم مي‌شود كه دو برابر قد يك انسان متعارف «مستوي الخلقه و مستوي القامه» بود و الآن خب چند برابر است، چندين بار اين كعبه خراب شد [و] ساختند، سيل آمد خراب كرد، با منجنيق حجاج پليد، كعبه ويران شده از بالاي كوه ابوقبيس و مانند آن.

 

پرسش: ...

پاسخ: همان جا بود ديگر، بعد سر جايش مي‌گذاشتند. حجر الأسود هم از آيات الهي است كه با این‌که تلاش‌ها و كوشش‌هاي فراواني شده است كه اين حجر را از جا بردارند يا مثلاً اختفا كنند مقدورشان نبود. آن‌گاه خداوند در ساختن جريان كعبه به ابراهيم خليل دستور دارد ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنا ِلإِبْراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ﴾ يعني ما مهندسي كعبه را خودمان به عهده گرفتيم.

نقشه كعبه را ما تنظيم كرديم، كجا كعبه ساخته بشود، مكانش كجا باشد آن را هم ما نشان ابراهيم خليل داديم ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنا ِلإِبْراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ﴾[29] وقتي كه اين كار را كرديم ـ در سوره «حج» آيه 26 به بعد آمده ـ ، آن‌گاه ابراهيم شروع كرد به ساختن كعبه ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنا ِلإِبْراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ﴾ آن‌گاه در همان زمان گفتيم ﴿أَنْ لا تُشْرِكْ بي شَيْئًا وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّائِفينَ وَ الْقائِمينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾[30] هم معبد باشد هم قبله باشد، و هم مطاف.

 

پرسش: ...

پاسخ: قبلاً كه بود و معلوم هم بود كه این‌جا سرزمين مكه است و كعبه در اين سرزمين است؛ اما اين سرزمين وسيع كجا جاي اين كعبه است ـ اين كعبه را هم كه كعبه گفتند، چون مكعب شكل است يعني بناي شش ضلعي است، چون مكعب شكل است شده كعبه ـ خب، اين در آن سرزمين وسيع جاي مشخصي داشت، با آمدن سيل‌ها، طوفان‌ها و امثال ذلك جايش ديگر مشخص نبود، فقط براساس علم غيب بايد مي‌فهميدند كه كجا جاي كعبه اصلي و اصيل است.

خدا مي‌فرمايد ما مكان اين كعبه را نشان ابراهيم خليل داديم بعد او شده معمار و فرزندش اسماعيل (سلام‌الله‌عليه) هم شده دستيار او، مهندسي اين بيت را خدا به خود اسناد مي‌دهد؛ چطور بسازد، در كجا بنا كند، اين را به خودش نسبت داد ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنا ِلإِبْراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ﴾[31] يعني آن بيت الحرام و بيت محرم معروف، جايش را به او نشان داديم اين هم شروع كرده به ساختن.

آن‌جاست كه ﴿وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ﴾[32] كعبه در همان روزهاي اول هم معبد بود هم قبله بود و هم مطاف، لذا به ابراهيم فرمود كه ﴿أَنْ لا تُشْرِكْ بي شَيْئًا وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّائِفينَ وَ الْقائِمينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾[33] بيت‌المقدس با همه قداستي كه دارد؛ اما ديگر در قرآن، ذات اقدس الهي او را به خود اين‌چنين اسناد نداد، فقط كعبه است كه به خدا مستند است.

فرمود ﴿بَيْتِيَ﴾؛ خانه من بعد به ابراهيم خليل (سلام‌الله‌عليه) هم فرمود كه تو اعلان بكن، مردم هم مي‌آيند از تو گفتن باشد ولي حضور مردمي مسلم است ﴿وَ أَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً﴾[34] اين ﴿يَأْتُوكَ﴾ جواب است ديگر يعني مي‌آيند بالأخره، به هر وضعي كه باشد مي‌آيند ﴿يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ﴾[35] هم رجالاً، رجلاً پياده مي‌آيند و هم ﴿وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ﴾ مي‌آيند، معلوم مي‌شود آن‌هايي كه استجابت دعاي ابراهيم را دارند يا پياده‌ها هستند يا اگر مركوب دارند مركوب لاغر و ضامر، البته آن كه امكانات بيشتري دارد، سواره است و مركوب فربه دارد، كمتر توفيق پيدا مي‌كند ولي از اين آيه پيداست كه پيروان ابراهيم خليل بالأخره يا پياده‌ها هستند يا كساني كه مركب ضامر دارند.

 

پرسش: ...

پاسخ: نه ﴿وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ﴾ نه این‌که بد مي‌آيند لاغر، آن‌هايي كه امكانات دارند مركب هم عوض مي‌كنند ﴿يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجِّ عَميقٍ﴾[36] خب، بنابراين اين مراحل را ابراهيم خليل به دستور ذات اقدس الهي طي كرد؛ اول اين سرزمين معلوم بود كه سرزمين مكه است ولي جايش شناخته شده نبود، بعد ابراهيم فرزندش را و همسرش را آن‌جا گذاشت و از خدا خواست كه این‌جا را بلد امن قرار بدهد.

بار دوم كه تشريف آوردند ديدند این‌جا بلد شد ولي مأمن بودن را دوباره مسئلت كرد، دستور رسيد كه اين خانه را بايد نوسازي كني و بازسازي كني و جاي اين خانه را هم خدا نشانش داد او هم بازسازي كرد و نوسازي كرد خلاصه، جايش مشخص بود ولي به تشخيص الهي و ايشان شروع كردند به ساختن، آن‌جاست كه در حين ساختن عرض كرد كه ﴿تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ﴾.[37]

خداوند درباره اين كعبه‌اي كه حالا ساخته شد در آيه 97 سوره «مائده» فرمود: ﴿جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِيامًا لِلنّاسِ﴾[38] نه تنها خود كعبه را قيام مردم و محرم كرد، بلكه آن محدوده وسيع را و آن ماهي كه حج در آن ماه انجام مي‌شود همه آن‌ها را به عنوان شعار و قيام مردمي قرار داد ﴿جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِيامًا لِلنّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ﴾[39] همه اين كارها را خدا قرار داد براي قيام مردمي ﴿ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي اْلأَرْضِ وَ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَليمٌ﴾.[40]

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo