« فهرست دروس
درس نهج البلاغه آیت الله عبدالله جوادی آملی

91/09/16

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه 47/نامه ها /نهج البلاغه

 

موضوع: نهج البلاغه/نامه ها /نامه 47

 

مقدم شما بزرگواران حوزوي و دانشگاهي و برادران و خواهران را گرامي مي‌ داريم و سوگ اين ايام را به پيشگاه وليّ عصر (ارواحنا فداه) تعزيت عرض مي‌كنيم و قبولي عزاداري عزاداران را از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم.

 

معمولاً بحث ‌هاي روز پنج‌ شنبه در دو بخش ارائه مي ‌شد بخش اول به مسائل اخلاقي مرتبط بود بخش دوم شرح كوتاهي از نهج ‌البلاغه اميرمؤمنان (سلام الله عليه) در اين نوبت چون نامه 47 نهج‌ البلاغه كه همان وصيت‌ نامه معروف وجود مبارك اميرالمؤمنين (عليه السلام) است و اين وصيت‌ نامه هم مسائل اخلاقي را به همراه دارد و هم بيانات آن حضرت را در بردارد لذا به همين شرح نامه 47 اكتفا مي‌كنيم اما چند جمله ‌اي هم مربوط به اين ايام كه عقيله بني ‌هاشم (سلام الله عليها) در كوفه آثار نهضت حسيني (سلام الله عليه) را تبيين كردند وجود مبارك امام سجاد (سلام الله عليه) و ساير اهل بيت سخناني گفتند اشاره مي ‌شود. اين نكته در هفته قبل بازگو شد الآن هم اجمالاً ذكر مي ‌شود تا وارد بحث نهج‌ البلاغه بشويم.

 

جريان كربلاي حسيني (سلام الله عليه) يك جريان ديني خاص بود يعني اين كه وجود مبارك رسول گرامي (عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) فرمود: «حسينٌ منِّي وأَنا من حسينٍ»[1] بار معنوي فراواني را به همراه دارد يعني بخشي از دين را خود حسين بن علي (سلام الله عليهما) بايد اجرا كند و توضيح مطلب عبارت از اين است كه وجود مبارك پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) دستورهاي لازم را داد درباره نماز كه ستون دين است[2] فرمود: «صلوا كما رأيتموني أصلي»[3] [4] [5] همان طوري كه من نماز مي ‌خوانم چه نماز جماعت چه نماز عادي شما همان ‌طور ياد بگيريد و بخوانيد. در جريان حج كه يكي از اركان رسمي دين است و از مهم ‌ترين مسائل عملي ماست و نياز به راهنمايي دارد حضرت عدّه زيادي را به همراه برد فرمود: «خذوا عنّي مناسككم»[6] مناسك حج را ببينيد من چگونه انجام مي‌ دهم شما همان‌ گونه انجام بدهيد اما اين كه به جامعه بفهماند اگر يك وقت تحت فشار حكومت ظلم قرار گرفتيد چگونه از خود دفاع كنيد، چگونه جهاد كنيد، چگونه به شهادت برسيد، چگونه استقلال را حفظ كنيد، چگونه امنيت را حفظ كنيد، چگونه مردم را بيدار كنيد اين با بيانات نوراني حضرت حاصل شد و اما فرصت ارائه عملي پيدا نشد يا اگر اين كه در انحاي جنگ و صحنه‌ هاي نبرد اسير شديد اسارت را چگونه برنامه‌ ريزي كنيد براي اين فرصت مناسبي جهت ارائه عملي پيش نيامد. جريان كربلاي سالار شهيدان براي ارائه اين گونه از مسائل است يعني وجود مبارك ابي عبدالله اگر در برابر ظلم در همان مدينه قيام مي‌كرد خب حضرت را مثل برادرش مسموم مي‌كردند همان‌ جا شهيدش مي‌كردند و جامه عزا در برمي‌كردند و نام حسين بن علي خاموش مي‌ شد اما حضرت كلّ خاورميانه را با قافله خود بيدار كرد و عملاً به جامعه آن روز فرمود: «خذوا عنّي استقلالكم و امنيّتكم و حريّتكم و دفاعكم و جهادكم» مردم اگر بخواهيد مستقل بشويد راهش اين است اگر جدّم مردم را به مكّه برد فرمود: «خذوا عني مناسككم» من به شما مي‌گويم «خذوا عنّي استقلالكم و حريّتكم»

 

اگر مي‌خواهيد آزاد باشيد آزادگي را از من ياد بگيريد كه چگونه است، اگر خواستيد شهيد بشويد شهادت را از من ياد بگيريد. صِرف مظلومانه كُشته شدن، كار خردمندانه ‌اي نيست فرمود اين ها را از من ياد بگيريد خواهرش زينب كبری (سلام الله عليهما) كه اين ايام متعلّق به اوست و به عنوان عقيله بني ‌هاشم است اين هم از طرف سالار شهيدان به جوامع آن روز و الي يوم القيامه فرمود: «خذوا عنّي اسارتكم» اگر خواستيد اسير بشويد ببينيد من چگونه اسير شدم ببينيد آزادگان ما در طيّ چندين سالي كه در اسارت بعث بودند بالأخره عظمتشان، كيانشان، مجدشان را حفظ كردند این ها «خذوا عنّي اسارتكم» را ياد گرفتند و بارها هم به عرضتان رسيد كه هم حسين بن علي عقيله بني‌ هاشم است هم زينب کبری چون اين «تاء»، «تاء» مبالغه است «تاء» تأنيث نيست اگر مي‌گوييم آدم خليفة الله است اين «تاء»، «تاء» تأنيث نيست چون «تاء»، «تاء» مبالغه است هم حسين بن علي عقيله بني ‌هاشم است هم زينب کبری آن بزرگوار فرمود: «خذوا عنّي شهادتكم» اين بزرگوار فرمود: «خذوا عنّي اسارتكم» این که مي‌بينيد در جنگ جهاني دوم بيش از هفتاد ميليون نفر كشته شدند و نامي از آن ها نمانده و در كربلا 72 نفر با اين وضع شهيد شدند بيش از هزار سال است كه جهان را اداره مي‌كنند همين است جنگ جهاني اول و دوم در همين قرن بود تاريخ گذشته‌ نيست بسياري از مردم رقم تلفات را نشنيدند كه چند نفر كشته شدند از این ها سؤال كنيد كه مثلاً در جنگ جهاني دوم چند نفر كشته شدند خيال مي‌كنند مثلاً يك ميليون، در حالي كه بيش از هفتاد ميليون كشته شدند هيچ خبري هم از آن ها نيست اما اين 72 نفري كه در ميان آن ها يك بچه شيري بود، يك بچه نابالغ بود این ها هم در بين آن ها بودند كلّ جهان را گرفتند، بنابراين «خذوا عنّي شهادتكم و استقلالكم، خذوا عنّي اسارتكم» خب اگر كسي نخواست مكه برود رُكني از اركان دين را حفظ نكرده يا خواست مكه برود ولي مناسك را از اهل بيت ياد نگرفته عملش ناصواب است جريان شهادت اين‌ طور است جريان اسارت اين ‌طور است اين دفاع مقدس هشت ساله را هم اين «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»[7] اداره كرده الآن شما ببينيد از مصر تا بحرين از بحرين تا مصر همه جا سخن از كربلاست براي این که شعار حسيني اين بود كه «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ»

 

فرمود آن دودماني كه ما را پروراندند با ذلّت ما را بار نياوردند و اين دودمان از ذلّت دور است ذلّت از اين دودمان دور است. احياي كربلاي سالار شهيدان در مصر اثر كرده، در يمن اثر كرده، در تونس اثر كرده شعار این ها هم «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» است بنابراين يك وقت است بيش از هفتاد ميليون كشته مي‌شوند و نامي از آن ها نيست يك وقت است 72 نفر شربت شهادت مي ‌نوشند بيش از هزار سال اين نام مانده است در اين سلام ‌ها مي‌گوييم سلام ما بر شما «أبدا ما بقيت وبقي الليل والنهار»[8] قدر اين زيارت ‌ها و سلام‌ ها را بدانيم ما آن قدرت را نداشتيم به خودمان اجازه نمي ‌داديم اين‌طور زيارت تنظيم بكنيم حداكثر اين بود كه به پيشگاه حضرت شرفياب بشويم در برابر ضريح مطهّرش سلام عرض كنيم اما به حضرت عرض كنيم ما از راهي آمديم از جايي آمديم كه سلام خدا را مي ‌خواهيم به شما برسانيم اين يعني چه «عليك مني سلام الله أبدا» اين مقام را آن ها به ما دادند خب ما اگر ارتباط با خدا نداشته باشيم به ما نگفته باشند برويد كربلا سلام ما را به حسين بن علي برسانيد ما مي ‌توانستيم چنين زيارت نامه تنظيم كنيم ما سلام خودمان را مي‌گوييم «السلام عليك يا أبا عبد الله، السلام عليك يا ابن رسول الله»[9] تا آخر مي‌ خوانيم اما وقتي به اين جمله ‌ها رسيديم مُجازيم بگوييم يا به ما اجازه دادند «عليك مني سلام الله أبدا ما بقيت وبقي الليل والنهار»[10] اين كم مقام نيست براي زائر، اگر ائمه (عليهم السلام) نفرموده بودند، به ما اجازه نداده بودند ما چه حق داشتيم بگوييم كه من آمدم تا سلام خدا را به تو برسانم آن بنده‌ اي كه در پيشگاه خدا نماز مي ‌خواند ركوع دارد سجود دارد خدا حمد او را مي ‌شنود در هر ركعتي وقتي سر بلند مي‌كند مي‌گويد: «سمع الله لمن حمده»[11] حالا اين جمله يا خبريه است يا به داعي انشا القا شده يعني خدايا بشنو كه من در ركوع گفتم «سبحان ربي العظيم وبحمده»[12] من تو را حمد كردم تو بپذير، وقتي سر بلند كرديم از طرف او مي‌گوييم «سمع الله لمن حمده»[13] اين خداست آن‌ گاه به ما اجازه مي‌ دهند كه كنار بارگاه حضرت مشرّف بشويم يا از دور به حضرت عرض كنيم «عليك مني سلام الله»[14] البته همه در كنار اين سفره نشسته‌ اند اين‌طور نيست كه فرد ساده درس ‌نخوانده ثوابي نبرد آن درس‌نخوانده مثل كسي است كه رساله عمليه را مطالعه مي‌كند و عمل مي‌كند ولي يك محقّق حوزوي مثل يك مجتهد، جريان كربلا را بررسي مي‌كند مقتل‌ ها را، زيارت نامه‌ ها را، نحوه برخورد را مثل همان روايت استصحاب، مثل روايت «لا تنقض»[15] مجتهدانه بررسي مي‌كند وگرنه در ثواب با عوام يكي است اگر كسي تحقيق نكند اين زيارت نامه را بررسي نكند متوجه نشود كه «عليك مني سلام الله»[16] يعني چه، چطوري من مي ‌خواهم سلام خدا را به حسين بن علي برسانم خب اين همان ثواب نازل را مي ‌برد ولي اگر محقّقانه كار كند ثواب عالِم را، ثواب مجتهد را خواهد برد كه (ان‌ شاء الله) اميدواريم حوزويان از اين فيض برخوردار باشند.

 

حالا مي‌ رسيم به نامه وجود مبارك حضرت امير (سلام الله عليه) بخشي از نامه‌ ها به صورت وصيّت‌ نامه است توصيه است كه در كتاب شريف تمام نهج‌ البلاغه باب وصاياي حضرت را از باب نامه‌ هاي حضرت جدا كردند.

 

اما اين چهل و هفتمين نامه مستحضريد كه مرحوم سيّد رضي تقطيع كرده اين وصيّت ‌نامه مفصّل است حدود يك صفحه از اين وصيّت ‌نامه را ايشان نقل كردند بخشي از كلمات نوراني آن حضرت را در جاهاي ديگر آوردند ولي وصيّت ‌نامه حضرت چند صفحه است اين وصيت شَفهي نيست كتبي است اين‌طور نيست كه حسنين را خواسته باشد به آن ها اين فرمايش را فرموده باشد آن مي‌ شد خطبه يا كلام اما اين را حضرت با قلم نوراني خودشان مرقوم فرمودند اين وصيّت ‌نامه است و در همين متن هم آمده است كه هر كس كه كتاب من به او رسيده است او هم جزء اوصياي من است. صدر وصيّت ‌نامه شهادت به توحيد، شهادت به رسالت اين گونه از معارف ديني هست كه در وصيّت ‌نامه بايد اين‌ چنين باشد شهادت به وحدانيّت خدا، اقرار به وحدانيّت خدا، اقرار به رسالت انبيا عموماً، وجود مبارك رسول گرامي (عليهم الصلاة و عليهم السلام) خصوصاً، ولايت اهل بيت علي و اولاد علي (عليهم السلام) بعد آن مطالب بعدي ذكر مي ‌شود. وجود مبارك حضرت امير مسئله توحيد را مطرح فرمود، مسئله رسالت و نبوّت را مطرح فرمود بعد اين جمله ‌ها را فرمود.

فرمود: «أُوصِیکُمَا بِتَقْوَی اللَّهِ»[17] من شما را به تقواي خدا وصيت مي‌كنم تقوا بهترين توشه است يعني آدم سپري، وقايه‌ اي داشته باشد كه گناه به او نخورد تير به او نخورد مستحضريد كه درباره گناهان تعبير به سِهام و تيرها شده درباره خصوص نگاه به نامحرم كه آمده است «النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ»[18] حالا نگاه به نامحرم اين است يك وقت كسي نگاه تحقيرآميز مي‌كند يا نگاه تهديدآميز مي‌كند آن ها هم حكم خاصّ خودشان را دارند «النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ» نگاه به نامحرم يك تير تيز است از طرف شيطان يك انسان باتقوا سپر در دستش است وِقايه و جُنّه همان سپر است اين وقايه و سپر در دستش است كه تيري به او اصابت نكند.

«وَ أَلاَّ تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا»[19] دنيا در پنج بخش خلاصه شد كه در سورهٴ مباركهٴ حديد آمده ﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ﴾[20] همين پنج بخش است فرمود نه بازي بكنيد نه كسي را بازي بدهيد، نه سرگرم بشويد نه كسي را سرگرم كنيد، نه به زينت بپردازيد نه ديگران را به اين كار تشويق كنيد، نه فخرفروشي كنيد نه ديگران را به اين كار تشويق كنيد، نه به دنبال تكاثر باشيد نه ديگران را به تكاثر دعوت كنيد، شما وقتي مي ‌توانيد كوثري باشيد چرا به تكاثر مي ‌پردازيد اين تكاثر شما را به چاه مي ‌اندازد اگر كسي توانست كوثري باشد خب حيف است كه گرفتار تكاثر باشد.

 

فرمود ولو دنيا به طرف شما بيايد شما به طرف دنيا نرويد مستحضريد پرهيز از دنيا نعمت خوبي است نه پرهيز از جامعه، پرهيز از امّت، پرهيز از مردم; خدمت كردن به جامعه، به نظام، به امت از بركات ديني است اما دنيا طلبي كه حالا من بايد باشم اگر من نباشم مشكل دارد خب اين درست نيست اين معلوم مي‌ شود دنياست اصلِ خدمت را وجود مبارك امام سجاد (سلام الله عليه) آن طوري كه در صحيفه سجاديه در دعاي نوراني مكارم ‌الأخلاق آمده به همه ما آموخت در دعاي مكارم ‌الأخلاق به خدا عرض مي‌كنيم پروردگارا! تو كه به اين مردم خير مي ‌رساني توفيقي بده كه خير تو به دست من به مردم برسد «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ»[21] من تماشاچي باشم كار خوبي نيست فيض تو به دست من به مردم برسد اين نعمت خوبي است ذات اقدس الهي به وسيله مظاهر خود به وسيله افراد خيّر به مردم خير مي ‌رساند وجود مبارك امام سجاد به ما فرمود از خدا بخواهيد كه با دست شما خير به مردم برسد حالا يا خير علمي يا خير عملي. فرمود ولو دنيا شما را طلب بكند شما نكنيد.

«وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَی شَیْءٍ مِنْهَا زُوِیَ عَنْکُمَا»[22] اگر چيزي از دنيا از شما منزوي شد متأسف نباشيد همان بخش سورهٴ مباركهٴ حديد كه ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ﴾[23] را فرمود: «وَ قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اعْمَلاَ لِلْأَجْرِ»[24] حق بگوييد ساكت نباشيد گاهي ممكن است انسان در جايي كه بايد حق بگويد حق نگويد آن است كه گفتند: «الساكت عن الحق شيطان أخرس»[25] اين را از وجود مبارك پيامبر نقل كردند كه آن حضرت فرمود اگر در جايي كه انسان بايد حق را بگويد يا حق را بنويسد ساكت باشد و حرف نزند يك شيطان دهن ‌بسته است «الساكت عن الحق شيطان أخرس» گاهي انسان، شيطانِ ناطق است گاهي شيطان أخرس.

فرمود: «قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اعْمَلاَ لِلْأَجْرِ»[26] نه براي تظاهر «وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» اين هم دو وظيفه است فرمود شما كمك مظلوم باشيد (يك) دشمن ظالم باشيد (دو) در اين جريان غزّه و فلسطين و امثال ذلك بعضي ‌ها (معاذ الله) بي‌ طرف بودند كه هيچ، بعضي ‌ها به مظلومين كمك مي‌كردند اما با ظالم دشمني نداشتند، بعضي ‌ها با ظالم دشمن بودند اما به مظلوم كمك نمي‌كردند حضرت فرمود اين دو وظيفه است يكي خصمِ ظالم بودن، يكي هم عونِ مظلوم بودن «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» در سورهٴ مباركهٴ قصص همراهي با ظالمين را خدا نهي كرد هم موساي كليم عرض كرد ﴿فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ﴾[27] هم درباره پيامبر هم فرمود مبادا ظهير و پشتوان و كمك كفار باشي[28] «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ ولَدَیِ وَ أهَلیِ وَ مَن بَلَغَهُ کتِاَبیِ»[29] فرمود من در اين وصيّت ‌نامه هم شما را هم فرزندانم را هم ساير وابستگان و خاندانم را وصيت مي‌كنم به تقواي الهي هر كس كه نامه من به او رسيده است او را وصيت مي‌كنم «وَ نَظمِ أَمرِکُم» كارهايتان را منظم كنيد هم كارهاي حكومت را هم كارهاي ملت را هم كارهاي شخصي را بالأخره كارتان منظم باشد كسي كه مي ‌خواهد درس بخواند برنامه‌ ريزي كند چه حوزوي چه دانشگاهي; در بخش اقتصاد كارهايتان را منظم كنيد «وَ نَظمِ أَمرِکُم وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَینِکُم» بكوشيد كه هيچ اختلافي با يكديگر نداشته باشيد اگر چند نفر با هم اختلاف دارند تلاش و كوشش كنيد آن ها را متّحد كنيد.

 

مسئله اتحاد از بهترين نعمت ‌هاي ديني است در متن وصيّت ‌نامه وجود مبارك حضرت امير آمده است فرمود عظمت اتحاد اين است كه «فإَنِیّ سَمِعتُ جَدّکُمَا ص یَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ البَینِ أَفضَلُ مِن عَامّهِ الصّلَاهِ وَ الصّیَامِ» من از پيامبر شنيدم كه فرمود اصلاح جامعه از بسياري از نمازها و روزه‌ هاي مستحبّي بالاتر است يعني این که آدم بتواند جامعه را اصلاح كند صالح كند متّحد كند و منسجم كند. «اللّهَ اللّهَ فِی الأَیتَامِ فَلَا تُغِبّوا أَفوَاهَهُم» اين «اللّهَ اللّهَ» كه منصوب است اغراست يعني «احذروا الله، احذروا الله» درباره يتيم كه مبادا این ها گرسنه بمانند دهنشان به غذا نرسد و غذا به دهنشان نرسد در متن وصيّت ‌نامه آمده است كه مبادا اِغباب كنيد اغباب يعني يك روز در بين روزه دادن فرمود مبادا طوري باشد كه ايتام يك روز در بين از شما ذخيره بگيرند يعني هر روز به فكر این ها باشيد مبادا به فقرا يك روز در بين كمك كنيد بلكه هر روز بايد كمك كنيد اين را مي‌ گويند اغباب «فَلَا تُغِبّوا أَفوَاهَهُم وَ لَا یَضِیعُوا بِحَضرَتِکُم» مبادا در شهري كه شما هستيد در روستايي كه شما هستيد در محلّه ‌اي كه شما هستيد ايتام آسيب ببينند و گرسنه بمانند.

«وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی جِیرَانِکُمْ» احذروا از خدا درباره همسايه‌ ها مبادا همسايه ‌ها را برنجانيد «فَإِنَّهُمْ وَصِیَّهُ نَبِیِّکُمْ» فرمود پيامبر مكرّر درباره رعايت حقوق همسايه سفارش كرده «مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ» مكرّر وجود مبارك حضرت ما را سفارش مي‌كرده كه حقوق همسايه‌ها را رعايت كنيم ما خيال مي‌كرديم همسايه ارث مي ‌برد از بس حضرت ما را به همسايه وصيّت كرد.

«وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ لاَ یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ» درباره قرآن مبادا فقط به قرائت قرآن و كتابت قرآن و تلاوت قرآن و امثال ذلك اكتفا كنيد عمل به قرآن فراموشتان نشود مبادا ديگران به قرآن عمل كنند شما فقط اهل تلاوت قرآن باشيد در مسابقه بكوشيد كه شما سابق باشيد نه مسبوق.

«وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الصَّلاَهِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ» درباره نماز سفارش ويژه فرمود بعد فرمود اين ستون دين است اين مطلب چند بار بازگو شده كه در قرآ‌ن كريم همچنين در روايات سخن از اقامه نماز است كه ﴿أَقِيمُواْ الصَّلاَةَ﴾[30] و مانند آن، در مواردي هم كه ﴿صَلَّى[31] ، ﴿يُصَلِّي[32] و مانند آن دارد آن هم به اقامة الصلاة برمي‌گردد سخن از «اقرأ الصلاة» نيست نماز بخوانيد نيست سخن از اقامه صلات است سرّش اين است كه دين نماز را به عنوان ستون معرفي كرده اين مطلب اول كه «الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ»[33] مطلب دوم آن است كه كسي عمود را نمي خواند عمود را اقامه مي‌ كند، اگر در تعبيرات قرآني يا روايي به ما دستور داده بودند «اقرأ الصلاة» حرف غير حكيمانه بود (اين سه) براي این که اين حرف‌ها هماهنگ در نمي ‌آيد اگر ﴿وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ﴾[34] داريم كه داريم، اگر اين بيانات حكيمانه است كه است، از يك طرف به ما بگويند نماز ستون دين است از يك طرف بگويند نماز بخوانيد آخر ستون كه خواندني نيست اگر نماز خواندني بود جزء تلاوت ‌ها بود نماز را آدم بايد اقامه كند معلوم مي ‌شود كه غير از قرائت، غير از تلاوت، غير از ركوع و سجود، ما رسالتي هم داريم فرمود اين كار را انجام بدهيد براي این که اين عمود دين شماست «وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ»[35] در جريان حج و عمره «لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ» تا زنده هستيد جامعه شما مكّه رفتن را ترك نكند زيرا اگر كعبه ترك بشود حج و منا و امثال ذلك ترك بشود شما مورد احترام فرشته‌ ها و جامعه نيستيد (يك) به شما هم در جريان نزول عذاب مهلت نمي‌ دهند (دو) «فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا» كه نه منظور مي ‌شويد نه به شما مهلت مي‌ دهند عذاب الهي زود مي‌ رسد.

«وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» جهاد با مال و جهاد با جان كه روشن است جهاد با اَلسن همين امر به معروف است و اين امر به معروف اگر در جامعه ما زنده بشود بسياري از مشكلات حل است يعني كسي كه حجاب را رعايت نمي‌كند از اول خيابان تا آخر خيابان دويست، سيصد نفر به او بگويند خانم مواظب باش، خانم مواظب باش اين خودش را جمع مي‌كند همين كه بگويند چرا با اين وضع آمدي همين كه ابرو تُرش بكنند همين كه او را با چهره خشم‌ آلود نگاه بكنند او خودش را جمع مي‌كند اين يك كار آساني هم است بر ما واجب هم است مستحضريد كه امر به معروف غير از سخنراني است غير از تبليغ است غير از ارشاد است غير از كتابت است اگر كسي نمي ‌داند این ها تعليم جاهل است اگر كسي مي ‌داند و غفلت كرده این ها تنبيه غافل است امر به معروف این ها نيست امر به معروف امر است اگر كسي امر به معروف كرد و آن شخص حجاب را رعايت نكرد دو معصيت كرده يكي این که ﴿لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ﴾[36] را عمل نكرده يكي این که فرمان اين آقا را گوش نداده امر به معروف، امر به معروف است اين كاري به سخنراني و نصيحت ندارد اگر پدري امر به معروف كرده دستور داده كه فلان كار را انجام بده شما كه مستطيعي بايد بروي مكه اين نرفت مكه اين پسر دو گناه كرده يكي حرف پدر را گوش نداده ـ اطاعت حرف پدر در مسائل ديني واجب است ـ يكي هم این که معصيت كرده كه با وجود استطاعت، مكه نرفته ما بايد بدانيم كه مسئله امر به معروف غير از ارشاد است غير از تذكّر است غير از تعليم است غير از تنبيه غافل است امر، فرمان است كه ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ﴾[37] فرمود اين هم جهاد است.

«وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِیَّاکُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ»[38] كنار هم باشيد، با هم باشيد، يك فكر داشته باشيد، كسي را تحقير نكنيد، نرنجانيد، قطع نكنيد، نه تنها صِله رَحِم را رعايت كنيد بلكه صِله جامعه را قطع نكنيد اختلاف نداشته باشيد، بغضا نداشته باشيد، كينه نداشته باشيد در بعضي خطبه ‌ها كه گذشت آنجا دارد كه «وَ لاَ تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَهُ»[39] فرمود اين بغضا، حالق است معنايش اين است كه اختلاف و كينه، تيغ تيزي است اگر كسي هر روز تيغ دستش باشد سرش را تيغ كند ديگر مو روئيده نمي‌ شود فرمود اين اختلاف، اين كينه، بدخواهي ديگران «فَإِنَّهَا الْحَالِقَهُ» اين يك تيغ تيزي است اين بدِ او را مي‌گويد، او بدِ اين را مي‌گويد، اين به او فحش مي ‌دهد، او به اين فحش مي ‌دهد. اين اختلاف نمي‌گذارد دين پيدا بشود وقتي دين، پيدا نشد كه نمي‌شود جامعه را اداره كرد فرمود: «وَ لاَ تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَهُ» فرمود اگر با هم اختلاف داشتيد اختلاف خانوادگي بود، اختلاف محلّي بود، اختلاف كشوري بود اين بالأخره تيغ تيز است.

«لاَ تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ»[40] اگر اين كار را كرديد جامعه در مسائل ديني مي‌شود بي‌ تفاوت آن‌گاه ذات اقدس الهي نعمت دين ‌داري و دين‌ باوري را كه گرفت وقتي ديد مردم لايق نيستند «فَیُوَلَّی عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ یُسْتَجَابُ لَکُمْ» عدّه ‌اي كه ظالم‌ ‌هستند بر شما مسلّط مي‌شوند و والي شما خواهند بود، دعاي شما ديگر در آن وقت مستجاب نيست بعد فرمود: «یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ» در بين عرب ‌ها اين‌طور بود كه قبيلگي خيلي سهم تعيين ‌كننده داشت فرمود مبادا حالا بگوييد كه فلان شخص چون اميرالمؤمنين را كُشت ما مثلاً به آن ها حمله بكنيم عدّه زيادي را بكشيد اين کار را نکنيد نه فرزندان من اين حق را دارند نه قبيله من «یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لاَ أُلْفِیَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِینَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ» مبادا در خون مردم برويد و بيش از يك نفر را قصاص كنيد، «أَلاَ لاَ تَقْتُلُنَّ بِی إِلاَّ قَاتِلِی» آن بخش ديگري كه در وصيّت ‌نامه هست فرمود اگر من خودم معالجه شدم كه خودم مي‌ دانم یا عفو مي ‌كنم و يا قصاص،[41] اگر از دنيا رفتم شما اگر خواستيد قصاص كنيد حقّ شماست ولي «ضَرْبَهً بِضَرْبَهٍ»[42] ، «انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَهً بِضَرْبَهٍ» مبادا او را مُثله كنيد و اعضايش را قطعه قطعه كنيد «وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِیَقُولُ إِیَّاکُمْ وَ الْمُثْلَهَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ‌»[43] مبادا نسبت به سگ شما مُثله كردن را روا بداريد چون مستحضريد كه ظلم حرام است ولو نسبت به سگ، آدم بي‌ خودي سگي را بزند در حالي كه كاري به آدم ندارد ظلم است، احسان مستحب است ولو نسبت به سگ، حالا اگر سگ تشنه ‌اي بود كسي مقداري آب به اين سگ دارد خب فضيلت است ثواب دارد «لِكُلِّ كَبِدٍ حَرَّى أَجْرٌ»[44] مطلق است مخصوص مؤمن و غير مؤمن نيست مگر این که اعانت بر ظلم باشد حالا كسي كافر است ولي كاري با كسي ندارد تشنه است آب دادن به او ثواب دارد «لِكُلِّ كَبِدٍ حَرَّى أَجْرٌ» اين هم عموم دارد هم اطلاق دارد حيوان را شامل مي ‌شود انسان را شامل مي ‌شود آب دادن به سگ هم ثواب دارد اين دين است اگر يك وقت اين سگ حمله مي‌كند ظلم مي‌كند خب بله يك راه ديگر دارد اما وقتي كاري به شما ندارد زدن سگ كه جايز نيست.

فرمود: «إِیَّاکُمْ وَ الْمُثْلَهَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ»[45] اين دين، ماندني است چون مطابق با حق است كه فرمود: ﴿مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ﴾[46] [47] اميدواريم خداي سبحان آن توفيق را عطا كند كه به اين معارف آشنا بشويم، معتقد بشويم، عمل كنيم و منتشر كنيم. مجدّداً مقدم شما برادران و خواهران مخصوصاً بزرگواراني كه از كنار مضجع ملكوتي ثامن‌الحجج (صلوات الله و سلامه عليه) آمدند را گرامي مي‌ داريم.


[43] اختيار مصباح السالكين، البحراني، ابن ميثم، ج1، ص536. «استاد «لايمثّل.» قرائت می فرمايند؛ در اختيار مصباح السالکين به اين صورت آمده است.»
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo