1403/02/12
بسم الله الرحمن الرحیم
حکمت 131/حکمت ها /نهج البلاغه
موضوع: نهج البلاغه/حکمت ها /حکمت 131
ذات اقدس الهي در سوره مبارکه «انعام» فرمود وقتي مستمعين وحي الهي به مسجد آمدند توي پيامبر موظفي، اول، سلام عرض کني: ﴿وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ﴾[1] ، ذات اقدس الهي به پيغمبر دستور داد فرمود به کساني که علاقمند به معارف قرآني اند آشنايان به معارف قرآني اند و آمدند حرف خدا را از زبان تو بشنوند، سلام بکن؛ حالا يا سلام مرا به آن ها برسان اگر جزء اوحدي از اولياي الهي باشند، يا خودت سلام بکن اگر جزء اوساط باشند. اين آيه سوره مبارکه «انعام» از اوج گرفته ترين آيات قرآن کريم است که ﴿وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ﴾، يا سلام مرا برسان يا سلام خودت را. بالاخره چه اين و چه آن، ما هم سلام خدا را به شما مي رسانيم هم سلام پيغمبر را به شما مي رسانيم، هم سلام اهل بيت را به شما مي رسانيم هم سلام وجود مبارک ولي عصر را به شما مي رسانيم که به برکت شما علماي بزرگوار اساتيد بزرگوار اگر دين در داخل ايران زنده بود به وسيله شما بود و اگر دين از داخل به خارج رفت به وسيله شماست و اگر از دانشگاه هاي آمريکا الآن صداي حمايت از مظلوم برخواست به وسيله شما بود. از سخنران بزرگ و بزرگواري که محبت فرمودند حق شناسي مي کنيم از ذات اقدس الهي مسئلت مي کنيم و به وجود مبارک پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) عرض مي کنيم حالا که خودت هم به عنوان پيام خدا هم از طرف خودت به شاگردان خودت سلام فرستادي، اميدواريم از همه اين ها حمايت بکني، دعاي اين ها و طلب خير اين ها اين است که هم در دنيا موفق باشند هم در آخرت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اين کلمه طيبه 131 نهج البلاغه که محور بحث بود صدرش اين است که «وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً یَذُمُّ الدُّنْیَا»[2] وجود مبارک حضرت امير ديد يک کسي دنيا را مذمت مي کند که بخشي از اين کلمه حکيمانه قبلاً هم بحث شد، حضرت با او در ميان گذاشت که شما دنيا را مذمت مي کنيد اين دنيا يا بايد مثل خود مار و عقرب باشد که زيان بار است يا بايد مثل مردم فاسق و فاجر باشد که معصيت کار هستند و به ديگران ضرر مي رسانند؛ دنيا نه از قبيل مار و عقرب است که زيان کار باشد و زيان بار، و نه از قبيل مردم خلاف کار است که دروغ بگويند و غارت گري کنند و امثال ذلک. من دنيا را شرح بدهم تا بدانيد که دنيا اين طور نيست تا شما او را مذمت کنيد.
اگر منظور شما از دنيا آسمان و زمين و دريا و صحرا و امثال ذلک است، اين ها موجودات الهي اند، نِعَم الهي اند، آيات الهي اند، جز خير و برکت چيزي از اين ها صادر نيست؛ نه از دريا شر برمي خيزد نه از صحرا، نه از بيابان و نه از خيابان، اين ها خير محض هستند که نيازهاي بشر را تأمين مي کنند، موجودات الهي اند، آيات الهي اند، هر کدام مي توانند دفتر معرفتي باشند؛ اما خيانت هاي اعتباري و ضررهاي اعتباري و دروغ هاي اعتباري و اختلاف ها و اين ها هم که از دنيا سر نمی زند؛ هر کاري که در دنيا رخ مي دهد او علناً در طَبق اخلاص به شما نشان مي دهد - هم خوشي ها و رخدادهاي شيرين را هم رخدادهاي تلخ را -. فرمود: «کَم عَلّلتَ ... وَ کَم مَرّضتَ»؛ تمريض يعني مريضي را پرستاري کردن. تعليل يعني معلول و بيماري را درمان کرد. فرمود او هم تمريض کرد، پدرت مريض شد مادرت مريض شد بچه ات مريض شد تو پرستار آن ها بودي به تو نشان داد. هم تعليل کرد معلول ها را به تو نشان داد پدرت معلول شد مادرت معلول شد فرزندانت معلول شدند همه اين ها را پرستاري کردي. «کَم عَلّلتَ ... وَ کَم مَرّضتَ».
اگر اين ها درگذشتند و مرحوم شدند، مَصرع اين ها آرامگاه اين ها قبر اين ها را با دست تو کَند و اين ها را با دست تو در قبر گذاشت و اين ها را به تو نشان داد. هيچ خلافي نکرد. هيچ بدي را پنهان نکرد و آثار و برکات و خيراتي هم که به تو رسيد از او رسيد. پس دنيا صد درصد رحمت و برکت است. زمين اين طور است، آسمان اين طور است. دريا اين طور است صحرا اين طور است. اين رفتار تو نسبت به دنياست که اضافه طلب هستي، بي جاطلب هستي، حق ديگري را مي خواهي بگيري، حق ديگري را مي خواهي ندهي، اين دنياي توست. تو گرفتار کار خودت هستي، يک؛ بد کاري کردي. دو: اين بدي را به ديگري تهمت زدي، بايد درمان کني.
پس دنيا هيچ نقصي ندارد. به دليل اين که آن هايي که نه بي راهه رفتند نه راه کسي را بستند وجيه در دنيا و آخرت شدند. قرآن کريم درباره مسيح دارد که ﴿وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ﴾[3] يعني آبرومند. اين که نبوت نيست اين که امامت نيست که مخصوص گروه خاصي باشد. اين آبرومندي دنيا و آخرت که نصيب عيساي مسيح شد که ﴿وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ﴾ آن درجه اگر مخصوص آن حضرت بود، اصل آبرومندي مقدور همه هست شما هم بگوييد: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[4] . دو تا آيه در سوره «بقره» در کنار هم است، فرمود مردان الهي مي گويند ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾ اما ديگران مي گويند ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾[5] اين دو تا آيه در کنار هم است. آن آيه اولي اين است که مردان الهي مي گويند ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[6] اما ﴿مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾[7] ، حسنه را ندارند، به حلال و حرام کاري ندارند، به زشت و زيبا کاري ندارند. اين هر دو آيه در کنار هم است.
اگر کسي خواست راه انبيا را برود که وجيه در دنيا و آخرت بشود، بايد وجيه عند الله باشد. اين که درباره اهل بيت(عليهم السلام) توسل مي کنيم که «يا وجيها عند الله»[8] توجه به ما کن، مشکل ما را حل کن، از همين راه است. پس ما هم مي توانيم وجيه در دنيا و آخرت بشويم به دليل همين درخواستي که کرديم؛ لذا حضرت فرمود که آيا دنيا تو را فريب داد يا تو فريب دنيا را خوردي؟ حالا که نه مثل مار و عقرب است که زيان تکويني داشته باشد، نه مثل اختلاسي ها و دروغگوها و زيرميزي ها و امثال ذلک است که گناهان اعتباري داشته باشد، نه آن است و نه اين، جز طيب و طاهر بودن چيزي در دنيا نيست. دنيا مسجد اولياي الهي است دنيا معبد مردان الهي است. دنيا محل به مقام رسالت رسيدن مرسلان الهي است. دنيا محل به مقام ولايت رسيدن اولاي الهي است. از اين بهتر؟ هر کس به جايي رسيد در همين سرزمين رسيد. مسجد اولياي الهي است مصلّاي ملائکه است. اين مصلّاي ملائکه يعني چه؟ آن ها هم صلاتي دارند و عبادتي دارند. ملائکه آسمان يک صلاتي دارند «منهم رکّع منهم سجّد»[9] ملائکه زيادي در زمين کار مي کنند مدبرات امرند. کرام الکاتبين اند که با ما هستند. يک عده برنامه روز دارند يک عده برنامه شب دارند. نامه هاي اعمال را مي برند دستورهاي جديد مي آورند. اين ها فرشتگان اند، اين ها که أکل و شرب ندارند ولي عبادت دارند. عبادتشان هم در همين سرزمين است. فرمود اين دنيا مسجد احبّاي الهي است مصلّاي ملائکة الرحمن است جايي از اين بهتر؟
پس بنابراين دنيا جا براي زحمت نيست. اگر کسي خداي ناکرده بي راهه برود يا راه ديگري را ببندد و اين را به حساب دنيا بياورد دو تا خلاف کرده است: يکي اين که بد کرده، يکي اين که بدي خود را به ديگري تهمت زده است. در روز قيامت دنيا مي بينيد يک عده چقدر از او تعريف مي کنند؛ آن هايي که صالحانه زندگي کردند سيره و سنت آن ها اين بود که ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[10] با اين نوع زندگي کردن در دنيا، در آخرت مدح دنيا را به صورت علني انجام می دهند. يک عده اي هم همان طور که در دنيا، دنيا را مذمت مي کردند در آخرت هم مذمت مي کنند، در حالي که هيچ گناهي براي دنيا نيست. دنيا مسجد احبّاي الهي است. دنيا مصلّاي ملائکة الرحمن است. از اين بهتر؟
پرسش: اوليای خدا دنيا را هم مذمت کرده اند؟
پاسخ: وجود مبارک حضرت امير سخنگوي آن هاست. همان طوري که قرآن «يفسر بعضه بعضا»[11] ، اولياي الهي هم ِکلماتشان «يفسر بعضه بعضا»[12] سخنگوي قرآن حضرت امير است. سخنگوي اهل بيت حضرت امير است. خود حضرت امير مي فرمايد به اين که قرآن کلام خداست «فَاسْتَنْطِقُوهُ»[13] از قرآن حرف بشنويد مستمع قرآن باشد «وَ لَنْ یَنْطِقَ لَكُمْ»، او که با شما حرف نمي زند «أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ» من سخنگوي قرآنم. مي گوييد نه، «فَاسْتَنْطِقُوهُ»! شما آن سامعه اي که قرآن شنو باشد را نداريد، آن را بستيد. «فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ» من سخنگوي قرآنم. درباره اهل بيت هم همينطور است. وقتي که کلمات نوراني حضرت امير شروع مي شود، تشريح کلمات چهارده معصوم است. خدا غريق رحمت کند شيخنا الاستاد مرحوم الهي قمشه اي را ايشان فرمود که به ما گفتند که شما چرا اين قدر به فلک و آسمان و روزگار بد مي گوييد؟ فرمود ما دستمان به اين ها (افراد بد) نمي رسد به فلک بد مي گوييم، وگرنه فلک کاري با ما نکرده است. خدا غريق رحمتش کند گفت دست ما به اين ها نمي رسد که حقّ خودمان را از اين ها بگيريم، آن وقت به آسمان مي پردازيم به روزگار مي پردازيم. خدا غريق رحمتش کند.
اگر ائمه(عليهم السلام) مي فرمايند دنيا اين طور است و ذات اقدس الهي خود دنيا را به پنج قسمت تقسيم کرده که در سوره «حديد» بود ﴿أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ﴾[14] . در سوره ديگر فرمود دنيا لهو است و لعب[15] ؛ همين تخميس را به تثنيه تبديل کرده. بعد شرح داد که آن چه شما انجام مي دهيد دنياست. رفتاري که شما انجام مي دهيد دنياست. بعضي ها هشتاد سال کمتر يا بيشتر بودند، مي گويند ما اصلاً در دنيا نبوديم براي اين که نه بي راهه رفتند نه راه کسي را بستند. آن که هيچ کار خلافي نمي کند که اهل دنيا نيست. پس دنيا يک معناي اعتباري دارد که فريب کار است يک معناي تکويني هم دارد. معناي تکويني دنيا که آسمان و زمين و هوا و فضا و اين ها هستند، هيچ نقصي ندارد.
در همين کلمه 131 وجود مبارک حضرت امير فرمود که هم تمريض کرد هم تعليل کرد «کَم عَلّلتَ ... وَ کَم مَرّضتَ»[16] ، همه اين ها را فرمود بعد آرامگاه گذشتگان شما را هم به شما نشان داد. بعد فرمود به اين که يک عده در قيامت وضع دنيا را مذمت مي کنند، آن ها کساني اند که خودشان عمداً بي راهه رفتند و يک عده هستند که در قيامت از دنيا قدرداني مي کنند براي اين که از دنيا برای همين قيامت بهره هاي فراواني بردند. حديثي که اين ها دارند مربوط به عمل خودشان است، آن ها هم که حديثي دارند مربوط به عمل خودشان است.
ما اميدواريم همان طوري که فرمودند اين نظام به برکت خون هاي پاک شهدا بساط صهيونيست و امثال صهيونيست را کاملاً بردارد و ذات اقدس الهي به نصرت مظلوم هايي که در غزه و امثال غزه به سر مي برند قيام کند و عزيزاني که در دانشگاه هاي ايران و آمريکا و ساير کشورهاي غربي و شرقي به حق طلبي غزه و امثال غزه قيام کردند مورد عنايت حق تعالي باشند. به فرد فرد شما حوزويان بزرگان و شما اساتيد گران قدر سعادت و سيادت دنيا و آخرت مرحمت کند. روح مطهر امام راحل و شهدا مخصوصاً شهيد مطهري را با شهداي کربلا محشور کند و اين نظام الهي را سالماً به دست صاحب اصلي اش وجود مبارک ولي عصر تقديم کند.