« فهرست دروس
درس نهج البلاغه آیت الله عبدالله جوادی آملی

1402/12/16

بسم الله الرحمن الرحیم

حکمت 131/حکمت ها /نهج البلاغه

 

موضوع: نهج البلاغه/حکمت ها /حکمت 131

 

کلمه نوراني و حکيمانه 131 نهج البلاغه اين بود: «وَ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً یَذُمُّ الدُّنْیَا أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا [الْمُنْخَدِعُ‌] الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِیلِهَا! أَ [تَفْتَتِنُ‌] تَغْتَرُّ [بِهَا] بِالدُّنْیَا ثُمَّ تَذُمُّهَا؟ أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ؟ مَتَی اسْتَهْوَتْکَ أَمْ مَتَی غَرَّتْکَ؟»[1]

 

در اين کلمه نوراني 131 وجود مبارک حضرت امير ديد کسي دنيا را مذمت مي کند، حضرت به او فرمود چرا دنيا را مذمت مي کني؟ تو نسبت به دنيا بدهکاري يا او نسبت به تو؟ تو نسبت به او بد کردي يا او نسبت به تو؟ دنيا چکار کرد؟ دنيا يک زماني دارد يک زميني دارد و يک متاعي دارد؛ نه زمان ذاتاً بد است بلکه متزمن يا بد يا خوب است؛ نه مکان بد است، بلکه متمکّن يا خوب است يا بد است؛ نه کالاهاي دنيا دست اول است. فرمود من دنيا را طرزي تشريح بکنم که شما هيچ رغبتي نسبت به او نکنيد. نه ظرف گناه دارد - نه ظرف زمان و نه ظرف مکان - نه ماده ها و متاع هاي مانده از نسل قبل. در همين ظرف زمان که کسي کار بد مي کند ديگري کار خوب مي کند، کسي آسيب مي بيند ديگري کامياب مي شود کسي مريض مي شود ديگري شفا پيدا مي کند، پس ظرف از آن نظر که ظرف است - چه ظرف زمان، چه ظرف مکان - حکمي ندارد.

در يکي از بيانات نوراني حضرت امير(سلام الله عليه)، کسي فال بيني مي کرد به حضرت عرض کرد امروز به جنگ نرويد چون اگر کسي امروز به جنگ برود شکست مي خورد، حضرت فرمود او هم امروز مي آيد، من اگر براي جنگ به طرف او مي روم، او هم امروز براي جنگ به طرف من مي آيد! پس هر کس امروز براي جنگ رفت شکست مي خورد که منطق صحيحي نيست[2] .

يک بيان نوراني از امام دهم(سلام الله عليه) است که يکي از اصحاب وارد شد گفت چه روز بدي بود فلان چيز به لباسم خورد پاره شد دستم آسيب ديد، حضرت فرمود روز چه گناهي دارد؟ همين امروز که تو اين آسيب ها را ديدي خيلي ها به برکات رسيدند، جُرم خودت را روي زمان و زمين نگذار. ظرف ظرف است.

 

وجود مبارک حضرت امير فرمود من دنيا را تشريح کنم تا معلوم بشود دنيا ذاتاً بد نيست، يک؛ قابل دلدادگي هم نيست، اين دو. ذاتاً بد نيست چون ظرف است، ظرف تابع مظروف است؛ کار بد در آن اتفاق بيافتد آن تاريخ تاريخ ننگيني است؛ کار خوب در آن اتفاق بيفتد تاريخ شرافتمندي است. کالاهاي دنيا هم «لُماظه» است. اين در يکي از کلمات نوراني ديگر همين نهج البلاغه است که فرمود من يک مرد آزاد مي خواهم که اين لماظه را رها کند. لماظه يعني مانده لاي دندان.[3] به غذايي که قبل از مسواک لاي دندان مي ماند مي گويند لماظه. فرمود: «أَلاَ حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ»[4] ؛ يک مرد آزاد مي خواهم که اين مانده لاي دندان نسل قبلي را رها کند، چون همه آن چه که در اختيار ماست دست دوم و سوم و چهارم و پنجم است. نسل قبلي از اين مکان و متاع و خانه و مغازه و کالاهاي ديگر بهره بردند، يک؛ سير شدند، دو؛ تُف کردند انداختند، سه؛ يک مقداري لاي دندانشان مانده که به نسل بعد رسيد، چهار؛ اين را مي گويند لماظه. فرمود مانده لاي دندان نسل قبل که شرف آور نيست «أَلاَ حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ»، اين هم يک بيان.

 

بعد فرمود من اين را شرح بدهم که متاع دنيا - چه دست اول چه دست دوم - شايسته دل باختگي و شرف دادن نيست. بهترين لباس هاي دنيا اطلس و استبرق است يعني همان ابريشم و بهترين غذاها و سالم ترين غذاهاي دنيا عسل مصفّا است. فرمود اين ها را قبول داريد که بهترين لباس دنيا اطلس و استبرق يعني ابريشم است و بهترين و سالم ترين غذا عسل است. هر دو محصول کار دو تا کِرم است. يا کرم ابريشم است يا کرم (لارو) زنبور. دنبال چه مي گرديد؟ شما از جاي ديگر آمديد به جاي ديگر مي رويد. نتيجه کار دو تا کِرم شما را به جان هم انداخت. اين موجودي دنياست. سومي را هم که فرمود برخورد دو بولگاه است، چيز ديگري نيست. اين علي است! فرمود چرا دنيا را مذمت مي کنيد؟ يک زماني است و يک زميني است و هر دو ظرف هستند. ظرف که عيبي ندارد.

سؤال: ... مذمت دنيا از زبان اولياء ...

پاسخ: بله، روي حوادثي که شده است.

خدا غريق رحمت کند شيخنا الاستاد مرحوم آقاي الهي قمشه اي را، ايشان شعرهاي خيلي لطيفي دارد مثل ساير شعرايي که در اين سبک هستند. فرمود اين که ما به روزگار بد مي گوييم به خاطر اين است که دست ما به وزير و وکيل نمي رسد وگرنه روزگار، اي فلک، اي فلک، فلک که بد نکرد - در زمان پهلوي اين شعرها را مي گفتند - فرمود به ما بگويند چرا شما به روزگار بد مي گوييد؟ مي گوييم: ما به روزگار بد نگفتيم، ما دستمان به وزير و وکيل نمي رسد مي گوييم اي فلک اي فلک! اگر روزگار يعنی آسمان و زمين و اين ها که اين ها آيات الهي اند. چيزي در نظام آفرينش نيست مگر اين که آيت حق است.

خدا غريق رحمت کند علامه طباطبايي را، مي فرمود تمام قسم هاي قرآن کريم به بينه است نه در قبال بينه. يک وقت است کسي دليل دارد دليل اقامه مي کند، يک وقتي کسي دستش خالي است دليل ندارد سوگند ياد مي کند. سوگند محاکم در قبال بينه است. ايشان مي فرمود تمام سوگندهاي قرآن کريم به بينه است نه در قبال بينه. آن جايي که قسم به خود بينه باشد مثل اين که کسي در يک اتاق تاريکي است خبر ندارد بيرون شمس طلوع کرده يا نه! روز شده يا نشده! از کسي سؤال مي کند که روز شده يا نه؟ اين آقايي که بيرون ايستاده و آفتاب را مي بيند مي گويد به اين آفتاب قسم الآن روز است. اين به بينه قسم خورده است نه در برابر بينه.

 

قسم گاهي به بينه است، مثل اين که در سوره مبارکه «يس» فرمود: قسم به اين قرآن، تو پيغمبري. اين قسم به دليل است، ﴿يس﴿1﴾[5] وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿2﴾ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾ اين قسم به بينه است. مثل اين که کسي مي گويد قسم به اين آفتاب الآن روز است اين قسم در قبال بينه نيست به خود بينه است. قسم به قرآن که تو پيغمبري، قرآن معجزه اوست، چرا او پيغمبر است؟ براي اين که معجزه آورده است، به معجزه قسم خورده به بينه قسم خورده است، نه در قبال بينه. اين را شايد ديگران هم بفهمند ولي ايشان فرمايشش اين است که تمام قسم هاي قرآن کريم به بينه است. آن جا که مي گويد قسم به انجير! انجير آيت الهي است، انجيرآفرين اگر نباشد انجيري نيست. تمام بشر از اولين و آخرين جمع بشوند بخواهند انجير خلق بکنند مقدورشان نيست، زيتون خلق بکنند مقدورشان نيست. يک خاک را که خوابيده است بيدار کند بعد زنده کند آن را تقويت کند به اين صورت در بياورد. بهار که شد فرمود به ياد معاد باشيد[6] . در سوره مبارکه «رعد» دارد که بالاخره يک باغ است يک آب است يک کود است يک خاک است يک هوا است ﴿وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ﴾[7] ، چندين درخت در کنار هم هستند هر کدام ميوه خاص، طعم خاص، شکل خاص! احدي چنين قدرتي ندارد که مرده را زنده کند، اين خاک مرده است. در بهار درخت هايي که خوابيده اند بيدار مي شوند و آن موادي که اطرافش هستند مرده هستند آن ها هم زنده مي شوند، چه کسي آن ها را زنده مي کند؟ اين درخت آن ها را جذب مي کند. اين جماد را که غذاي درخت قرار مي گيرد تبديل مي شود به نبات که روح نباتي پيدا مي کند، همين کود مرده زنده مي شود به حيات گياهي، همين خاک مرده زنده مي شود به حيات گياهي، تا به مراحل بعدي برسد. احدي اين قدرت را ندارد که کود را به صورت گلابي در بياورد خاک را به صورت سيب در بياورد اين ها آيت است. حالا اگر کسي مي گويد به جاذبه قسم که فلان دانشمند بود! اين قسم به دليل است. به نيروي برق قسم که فلان شخص بنام اديسون يا امثال ذلک بود، به دليل قسم خورده است. او بود که اين برق را اختراع کرد. او بود که جاذبه را اختراع کرد. اين قسم در قبال دليل نيست به خود دليل است. به انجير که قسم مي خورد به برهان قسم مي خورد يعني يک مفسر تام قدرت دارد صغري و کبري درست بکند که احدي قدرت ندارد که به جماد حيات ببخشد مگر ذات اقدس الهي چه تين، چه زيتون. تمام سوگندهاي قرآن کريم به بينه است نه در قبال بينه.

ماه مبارک رمضان است ماه قرآن است شما بزرگوان قوم هستيد شما علماي قوم هستيد شما رهبران قوم هستيد، اين تفسير قرآن، تعليم قرآن مدح قرآن عظمت و جلال و شکوه قرآن را در سخنراني ها و در جلسات علميتان فراموش نکنيد، بگذاريد مردم قرآني فکر بکنند؛ البته قرائت قرآن حفظ قرآن همه اين ها نور است؛ اما قرآن شناس بودن، قرآن فهم بودن، قرآن متحرک بودن، جامعه را عوض مي کند - .

به هر تقدير فرمود به اين که بهترين غذاها عسل است، بهترين لباس ها ابريشم است، اين ها کارهاي دو تا کِرم است. بقيه هم که تماس دو بولگاه است پس آه کشيدن برای چيست؟ براي چه داريد آه مي کشيد؟

 

در همين جمله هاي نوراني فرمود تو مجرم هستي يا دنيا؟ دنيا چه جرمي کرده؟ دنيا منافق نيست. آن چه که کرد علناً در دستش است. بيمارها را جابجا کرد، پرستاري کرد نشانه پرستاري اش هم هست. مرده ها را جابجا کرد به قبرستان بُرد علامتش دستش هست. هم قبرستان را به تو نشان مي دهد هم بيمارستان را به تو نشان مي دهد هم دردمندان زندان را به تو نشان مي دهد. چيز خلافي نکرده است. ذره اي نفاق در دنيا نيست. دنيا هيچ جُرمي نکرده «أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ»[8] ، اين مظروف است که ظرف را آلوده مي کند، وگرنه در همين دنيا شهدا بودند صلحا بودند صديقين بودند.

 

پس نه زمان بد است نه زمين بد است نه اين نشأه، نشأه بدي است. فرمود تو مي تواني اين را گلستان بکني. صد درصد اين دنيا مؤمن است، مؤمن يعني چه؟ يعني هر کاري کرده، نشان مي دهد، هيچ نفاقي در زمان و مکان نيست، اين چنين نيست که کاري را مثلاً مستور بکند..

پرسش: روايت داريم که «دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَهٌ»[9]

پاسخ: بله امتنان است. از آن طرف هم دارد که «مزرعة الاخرة»[10] است. مزرعه که بد نيست. شما اين مزرعه را مزبله کرديد. مزرعه چه عيبي دارد؟ مزرعه را کسي مزبله بکند بد است. دنيا مزرعه آخرت است.

فرمود مردان الهي - مثل وجود مبارک عيساي مسيح(سلام الله عليه) - اين گروه کساني اند که آبرومندند: ﴿وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ﴾[11] درباره اين بزرگان دارد. وجيه يعني آبرومند، يعني وجه دار. آن ها هم در همين سرزمين زندگي کردند. اگر کسي مزرعه را ويران کند، خودش متجرّم است. در قرآن دارد اين ها ﴿وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ﴾ آبرومند دنيا و آخرتند، چرا ما نباشيم؟ تقسيم که نکردند نگفتند سهم آن ها اين است. فرمودند: ﴿سَارِعُواْ﴾[12] .

 

قبلاً هم به عرضتان رسيد که ما پنج شش وظيفه داريم. فرمود تکان بخور حرکت بکن، اين کتاب بوسيدني نيست؟ اي کاش هر شب به ما مي گفتند قرآن به سر بکنيد! گفتند حرکت بکن. حرکت کردن هجرت کردن يعني از سيئات به حسنات هجرت کنيد اين قدم اول. حالا که مي خواهيد هجرت کنيد خيلي ها در هجرتند شما تندتر برويد ﴿سَارِعُواْ﴾ اين بخش دوم. حالا که سرعت گرفتيد ﴿فَاسْتَبِقُواْ﴾[13] [14] سبقت بگيريد. نه اين که سبقت بگيريد کجا رفتيد کجا آمديد! سبقت بگيريد در فضائل علمي و اخلاقي. اين مرحله سوم. حالا که سبقت گرفتيد، اول معرفت بود بعد هجرت بود بعد سرعت بود بعد سبقت بود، حالا شديد جزء بزرگان حوزه، خواسته شما در دعا و تضرع و ناله اين باشد که ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾[15] خدايا آن توفيق را بده که من در روستاي خودم، يا در شهر خودم، يا در حوزه خودم، يا در کشور خودم امام خوب ها باشم که خوب ها به من اقتدا بکنند. اين چيز بدي نيست. اين که مقام دنيا نيست. ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾، خدايا، آن توفيق را بده که اهالي شهر من به من اقتدا بکنند من بشوم امام آنها. اگر اين دنيا بود که بله خوب است، اما اين آخرت است فضيلت است اين در همين دنياست. اول معرفت، ثم الهجرة، ثم السرعة، ثم السبقة، وقتي انسان سبقت گرفت در فضائل اخلاقي عالم عادل شد، به خدا عرض مي کند خدايا، اين نعمت هايي که به من دادي توفيقي به من بده که عده اي به من اقتدا بکنند، نه اقتدا فقط در نماز جماعت، قيام و قعود من امام باشد. چرا نسبت به وجود مبارک حضرت ولي عصر اين همه عرض ادب مي کنيم «السلام عليك حين تقوم، السلام عليك حين تقعد»[16] ؛ «السلام عليك حين تقرأ وتبين»؛‌ چون قيام و قعود او عبادت است، تعليم و تربيت او عبادت است. «السلام عليك حين تقوم، السلام عليك حين تقعد»؛ «السلام عليك حين تقرأ وتبين»؛‌ ما اين طور مي خواهيم باشيم. چيز بدي نيست. اين که دنيا نيست.

پس بنابراين دنيا مي تواند اين طور تربيت کند. اگر قرآن اين طور تربيت کند که آدم از خدا بخواهد خدايا، آن توفيق را به من بده راستگو باشم درستکار باشم، نه بي راهه بروم، نه راه کسي را ببندم. ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾[17] ، خوبان جامعه به من رأي بدهند. اين که چيز بدي نيست. خوبان جامعه مرا نماينده خودشان بکنند. خوبان جامعه به من احترام بکنند. خوبان جامعه به من اعتنا بکنند. من اين ها را فقط براي رضاي تو مي خواهم اين که چيز بدي نيست. فرمود وقتي مرحله معرفت اولاً، هجرت ثانيا، سرعت ثالثاً، سبقت رابعاً تمام شد، به کلاس اخير رسيدي بگو خدايا، مرا امام اين ملت قرار بده - حالا يا در روستا هستم يا در شهر هستم يا در حوزه هستم يا در دانشگاه هستم- که مردم ببينند من درست مي گويم، نه بي راهه را مي روم نه راه کسي را مي بندم.

 

اين بيان نوراني حضرت امير دنيا را کاملاً مفتضح کرد. فرمود بهترين لباسش که آن است. بهترين خوراکش که اين است. تو انساني حالا به کار دو تا کِرم مي بازي! اين معناي عظمت ولايت است که دنيا را مي شناسد آخرت را مي شناسد رابطه دنيا و آخرت را مي شناسد. «أَلاَ حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ»[18] - آزادي يعني همين - اين مانده لاي دندان نسل قبل را رها کند.

در همين بياني که امروز قرائت شد حضرت فرمود به اين که يادت هست که پدرت يا مادرت يا بردارت معلول بودند مريض بودند - علت يعني بيماري - تو اين ها را جابجا مي کردي؟ تمام آن علت ها جابجايي ها نشانه اي که در کف دست تو بود را دنيا به تو نشان داد. بعد از اين که اين ها مردند جابجا کردي، آمبولانس خبر کردي همه اين ها را به قبرستان بردي همه را به تو نشان داد. هم در دوران بيماري، هم در دوران مرگ، چيزي را کتمان نکرده است. کجايش بد است؟ چيزي را خلاف کرده؟ بد را خوب نشان داده؟! خوب را بد نشان داده؟! چکار کرده؟

 

فرمود به اين که «أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا»[19] از يک طرفي به فريب او فريب مي خوري، از يک طرفي داري او را مذمت مي کني! «[الْمُنْخَدِعُ‌] الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِیلِهَا» آن کارهاي باطلي که در دنيا به وسيله ديگران اتفاق مي افتد تو مخدوع مي شوي خدعه مي گيري «أَ [تَفْتَتِنُ‌] تَغْتَرُّ [بِهَا] بِالدُّنْیَا ثُمَّ تَذُمُّهَا» خودت مغرور مي شوي، دنيا را مذمت مي کني؟ «أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ» تو جُرم کردي يا او به تو جُرم کرد؟ او کاري با تو ندارد، تو مدام مرتّب به او فحش مي دهي! و اگر بد کردي اين زمان و زمين را تو آلوده کردي - تو يعني توي نوعي - آيا او تو را آلوده کرد؟ «مَتَی اسْتَهْوَتْکَ أَمْ مَتَی غَرَّتْکَ؟ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِکَ مِنَ الْبِلَی» بلاء يعني کهنگي «أَم بِمَضَاجِعِ أُمّهَاتِکَ تَحتَ الثّرَی» قبرهاي پدر و مادرت را به تو نشان نداد؟ بيماري آن ها را نشان نداد؟ چه چيزي را نشان نداد؟ «کَم عَلّلتَ بِکَفّیکَ» - علت يعني بيماري - اين مريض علت دارد؛ يعني مرض دارد، آن پرستار تعليل مي کند يعني اين مريض را جابجا مي کند. فرمود: «کَم عَلّلتَ بِکَفّیکَ» چقدر اين مريض را جابجا کردي؟ همه را به تو نشان داد. «وَ کَم مَرّضتَ بِیَدَیکَ» او مريض است و تو تمريض کردي؛ تمريض يعني درمان و علاج مريض؛ او مريض بود، تو تمريض کردي «وَ کَم مَرّضتَ بِیَدَیکَ» اين را به تو نشان داد. او معلول بود «کَم عَلّلتَ» به تو نشان داد. «تبَتغَیِ لَهُمُ الشّفَاءَ» براي آن ها دعاء مي کردي شفاء مي خواستي، همه آن ها را به تو نشان داد. «وَ تَستَوصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ» به سراغ پزشکان مي رفتي، بيمارها را وصف مي کردي بيماري را وصف مي کردي تا علاج بشوند همه را به تو نشان داد؛ يعني براي تو هم چنين صحنه اي هست، هيچ چيزي را او کتمان نکرده است. در اثر پرخوري و بدخوري اين شخص مريض شده است اين را هم به تو نشان داد. اين زمان و زمين چه کردند که به اين ها بد مي گويي؟ چرا يک عده وجيه «في الدنيا و الآخرة» شدند؟ چرا يک عده مي گويند: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[20] يک عده مي گويند: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾ هر سه راه را قرآن کريم مشخص کرده است. آن که عيسامنش بود فرمود که ﴿وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ﴾[21] ؛ آنان که جزء مؤمنين عادي اند مي گويند: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[22] ، ما دنياي آبرومند مي خواهيم آخرت آبرومند مي خواهيم، دنياي بدون آخرت نمي خواهيم. اين ها هم يک گروه ﴿وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾، تمام شد؛ اما گروه سوم کساني هستند که ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾[23] . در قرآن کريم مي گويد اين فرد اصلاً کلمه «حسنه» را نمي گويد که گروه سوم اند. گروه دوم همان اکثري هستند که مي گويند: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾[24] ، اين برای گروه دوم. پشت سرش گروه سوم اند گروه سوم چه کساني اند: ﴿مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾[25] ، همين! چه بد چه خوب، چه حلال چه حرام! ولو حرفش را نزند، سيره علمي و عملي او همين است. ﴿مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا﴾ همين! اين چنين شخصی مجرم است ديگر.

 

فرمود به اين که اين غداتي است که «غَدَاهَ لاَ یُغْنِی عَنْهُمْ دَوَاؤُکَ»[26] اين ها بيماراني هستند که کارشان گذشته و دوا اثر ندارد. «وَ لاَ یُجْدِی عَلَیْهِمْ بُکَاؤُکَ» حالا بعد همين طور گريه مي کني اين ها را يا از دست دادي يا علاجشان صعب است و گريه مي کني فايده ندارد، بالاخره گريه تو را هم به تو نشان داد «لَمْ یَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُکَ وَ لَمْ تُسْعَفْ فِیهِ بِطَلِبَتِکَ» اسعاف يعني به مقصد رسيدن؛ تو تلاش و کوشش کردي مريض را نجات بدهي نشد. بيمار درست درمان بشود نشد! کاري را که خواستي براي آن ها بکني بي ثمر بود، آن را هم به تو نشان داد. چيزي در نظام هستي اتفاق نيفتاد که او به تو نگويد و نشان ندهد. پس چنين عالمي عالم خوبي است.

 

«وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِکَ وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَکَ بِهِ الدُّنْیَا نَفْسَکَ» اين دنيا مثل تابلوي خوبي خودش را نشان داد. تمام شؤون شما را به شما نشان داد. تمام کارهاي ديگران را هم به شما نشان داد. و تابلويش را هم مي بيني، مجسمه اش را هم مي بيني، خودش را هم مي بيني.

پرسش: در قرآن آمده ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ﴾[27] ...

پاسخ: بله ﴿للناس﴾ اما فرمود به اين که ﴿خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾[28] . توده مردم گرفتار همين ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ﴾[29] هستند، اما مي خواهيد آبرومند باشيد؟ ﴿خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾[30] . زينت انسان همان علم صائب و عمل صالح است،اما براي توده مردم گفتند ﴿زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ﴾[31] ، ﴿سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ﴾[32] [33] اين ها را که تزيين مي دهد؟ ذات اقدس الهي نيست، اين شيطنت شيطان و تسويل نفس مسوله و امر نفس اماره و امثال ذلک است، وگرنه مي فرمايد مي خواهي آبرومند باشيد بيايد مسجد ﴿خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾[34] ، نماز و صلات، زينت مؤمن است؛ آن دعا، آن خاک شدن، آن نماز شب خواندن زينت مؤمن است. ﴿خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾.

اميدواريم که اين نظام به برکت شما علما اسلامي است اسلامي تر بشود. اميدواريم اين حوادثي که دشمن پيش آورد يا خداي ناکرده دوستان نادان پيش آوردند که علاقه مردم به مسجد کم شد به حسينيه کم شد به اين عبادت ها کم شد اين إن شاء الله به برکت شما آقايان که يک نوري هستيد و در جامعه راه مي رويد، حل بشود.


logo