« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/12/15

بسم الله الرحمن الرحیم

تذکرِ عهدِ الست (متمایز از تفکر و تعقل) و حیا به‌عنوان پایه‌ی اخلاقِ الهی برای رسیدن به لقاء الله/سفرِ الی‌الله و لزومِ توشه و همراهِ الهی (نماز شب و یاد خدا) /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/سفرِ الی‌الله و لزومِ توشه و همراهِ الهی (نماز شب و یاد خدا) /تذکرِ عهدِ الست (متمایز از تفکر و تعقل) و حیا به‌عنوان پایه‌ی اخلاقِ الهی برای رسیدن به لقاء الله

 

این ایام از آن جهت که متعلق به وجود مبارک امام عسگری (علیه آلاف التحية و الثناء) است یک جمله از سخنان نورانی آن حضرت ارائه شود بعد آنچه که مناسب با آن بحث است مطرح شود. وجود مبارک امام عسگری (سلام الله علیه) بر اساس اینکه همه ما مسافریم و در اینکه مسافر احتیاجی به زاد و راحله دارد حرفی نیست، مسافر بودن ما را قرآن کریم تبیین کرد، فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ﴾.[1]

فرمود ای انسان شما با سعی و کوشش به هر حال به لقای حق می‌رسید و در اثنا هیچ توقفی در کار نیست. مرگ به معنای تخلُّل عدم بین متحرک و هدف نیست؛ یعنی این قافله که در حرکت است مستقیم تا «لقاء الله» می‌رسد حالا یا به لقای اسمای جمالیه حق یا به لقای اسمای جلالیه حق همه به هر حال خدا را ملاقات می‌کنند. آن اوحدی از مؤمنان خدا را با نام‌های برتر، اوساط اهل ایمان خدا را با اسامی میانی و کفار و منافقان و فاسقان خدا را با اسمای قهر و جلال، خدا را به عنوان ﴿إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ﴾[2] ، خدا را به عنوان ﴿إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ﴾[3] و مانند آن ملاقات می‌کنند. هیچ کسی نیست که خدا را ملاقات نکند، کفار هم در قیامت می‌گویند ﴿رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا﴾[4] . چنین نیست که جلال خدا را، قهاریت خدا را مشاهده نکنند.

بنابراین همه متحرک‌ها به مقصد می‌رسند این مطلب اول، در وسط توقفی نیست. مطلب دوم و گم شدن و عدم هم نیست این مطلب سوم، یعنی این چنین نیست که این قافله وقتی می‌میرد نابود بشود بعد از جای دیگر سر در بیاورد، وگرنه دیگر متحرک نیست این به مقصد نمی‌رسد آن که حرکت کرده نابود شده، آن که پدید آمده چیز دیگر است. بنابراین مرگ به معنای انفصال و تخلل عدم بین متحرک و هدف نیست. ما مرتب در سیر هستیم، اگر مرتب در سیر هستیم که پیام قرآن کریم این است، زاد و توشه می‌خواهیم. بیان نورانی امام عسگری (سلام الله علیه) این است که «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَى إِلَّا بِاسْتِطَاءِ اللَّيْلِ».[5] فرمود این سفر، این وصول، یک سفر طولانی است. سفر طولانی را پیاده رفتن بدون مرکب بسیار سخت است، خیلی طول می‌کشد، خستگی خیلی زیاد دارد، واماندگی در راه خیلی زیاد است. مرکب این راه نماز شب است: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَى إِلَّا بِامْتِطَاءِ اللَّيْلِ».

«امتطاء» باب افتعال است آخر آن «همزه» است یعنی مطیه‌گیری، «امتطئ» یعنی مطیه گرفت، مطیه آن مرکب راهوار است. فرمود آن مرکب راهواری که راکب خود را به سلامت به مقصد می‌رساند نماز شب است. کسی که شب سحر برمی‌خیزد حداقل به فکر نجات چهل مؤمن است، این در روز نه بیراهه می‌رود نه راه کسی را می‌بندد. هیچ راهی نیست برای نجات خودمان و نجات جامعه مگر طهارت روح. فرمود این سفر بدون مرکب نمی‌شود، مرکب هم همین است: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَى إِلَّا بِاسْتِطَاءِ اللَّيْلِ»; این اصل اول بیان نورانی امام عسگری (سلام الله علیه). و این را هم مطمئن باشید طلبه یا دانشجویی که اهل این راه نیست یا یک آخوند معمولی درمی‌آید یا یک دانشگاهی عادی، او به جایی برسد که به جامعه خدمت بکند نیست، این حواستان جمع باشد به هر حال سرمایه‌گذاری می‌خواهد.

مطلب دوم آن است که مسافر همراه دارد. بیان نورانی رسول خدا و حضرت امیر (علیهما آلاف التحية و الثناء) این است که اگر کسی می‌خواهد مسافرت بکند این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ؛ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبَ لَا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً».[6] این مستحب است هم از پیامبر رسیده[7] هم از حضرت امیر (علیهما آلاف التحية و الثناء) که اگر کسی بخواهد مسافرت کند این چند جمله را بخواند. دعای حضرت امیر در نهج البلاغه هست، در نهج البلاغه این دعا آمده است. کسی حالا قصد سفر دارد بگوید خدایا من می‌خواهم هم خودم محفوظ بمانم هم عائله‌ام. آن کسی که می‌تواند مرا در سفر حفظ کند تو هستی، آن که می‌تواند عائله من را در حال سفر من حفظ کند تو هستی، زیرا تو هم با مسافری هم با جامانده‌ها!

«اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ»، یک؛ «وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ»، دو. «وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ» غیر از تو کسی نیست که هم مسافر را حفظ بکند هم زن و بچه را، برای اینکه اگر با مسافر باشد دیگر در منزل نیست، اگر در منزل باشد با مسافر نیست. «وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ؛ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبَ لَا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً». اگر کسی همراه ما باشد، صحابت ما و رفاقت ما را داشته باشد این دیگر نزد زن و بچه ما نیست، نزد عائله نیست. «لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ» آن که نزد عائله ماست «لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً» با ما نیست. ما برای حفظ خودمان و عائله فقط باید به خدا تکیه کنیم. اگر بر اساس اصل سوم، یک مسافر همراه می‌خواهد، همراه ما هم خداست. این هم اصل سوم، این سفر به هر حال همراه می‌خواهد، مگر افت و خیز این سفر کم است؟! مگر عقبه‌های کئود این سفر کم است؟! مگر آزمون‌های این سفر کم است؟! مگر آن دام‌ها و تله‌هایی که برای آدم می‌گذارند کم است؟! کسی باید حافظ باشد.

مطلب سوم آن است که خدای سبحان ما را هم به بخش‌های علمی که در حوزه و دانشگاه است تشویق می‌کند و آن تفکر است، تعقل است و مانند آن. همین علومی که ما در حوزه و دانشگاه‌ها داریم، انسان بنشیند فکر کند، بررسی کند، ارزیابی کند و مانند آن، این‌ها علوم رایج حوزه و دانشگاه است. با گفتن‌ها، شنیدن‌ها، مطالعه کردن‌ها، درس خواندن‌ها، بحث کردن‌ها، تدریس‌ها این حرف‌ها پیش می‌آید، این می‌شود تفکر، این می‌شود تعقل که در قرآن آیات تفکر و تعقل کم نیست. این‌ها یک درصد نافع است، خیلی‌ها می‌گویند این‌ها ساخته بشر است، اخلاقیات این‌ها به رسوم و عادات و آداب برمی‌گردد، این‌ها ساخته بشر است، این‌ها فرهنگ‌های خاص مربوط به اقلیم‌ها و سرزمین‌های مخصوص است.

قرآن کریم ضمن اینکه مسئله تذکر و مسئله تعقل و این گونه از علوم حوزوی و دانشگاهی را امضا می‌کند و ترویج می‌کند، جریان تذکر را هم اصل قرار می‌دهد. می‌فرماید متذکر باشید. ما چون دسترسی به معنای قرآن کریم نداریم فوراً این تذکر را هم برمی‌گردانیم در ردیف تفکر و تعقل. ما وقتی تفکر کردیم، تعقل کردیم مطلبی به یاد ما آمد، این مطلب در ذهن ما هست بعد از یک مدت یادمان می‌رود. ما خیال می‌کنیم تذکری که قرآن کریم روی آن اصرار دارد معنای آن این است که ما تلاش و کوشش کنیم آنچه را که خودمان خواندیم، یاد گرفتیم و به عنوان علوم حصولی مطالب ذهنی آن‌ها یادمان بیاید؛ مثل اینکه کسی موقع امتحان تلاش و کوشش می‌کند خوانده‌ها یادش بیاید. این همان تذکری است که به تفکر و تعقل برمی‌گردد، این به صور ذهنی برمی‌گردد، این به علم حوزه و دانشگاه برمی‌گردد، به آن مطالب ذهنی برمی‌گردد. این که مشکلی را حل نمی‌کند، این را قبلاً داشت، با داشت قبلی او مشکل او حل نشده بود. الآن هم تازه به یاد او می‌آید آن وقت که نو و تازه بود نتوانست او را اصلاح کند، الآن به تازه یاد او بیاید؟

تذکر این نیست، تذکری که قرآن دارد می‌فرماید: ﴿وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾.[8] [9] برای آدم «لبیب» است؛ «لبیب» یعنی کسی که دارای «لب» است، لب یعنی مغز. فرمود آن عهدی که سپردی آن عهد یادت رفته، الآن آن عهد را یاد بیاور! این دیگر در کتاب‌ها نیست، این دیگر در مجلس و حسینیه و همایش‌ها و این‌ها نیست، این از درس و بحث استاد نصیب کسی نمی‌شود. این رابطه تنگاتنگ عبد و مولاست، آن‌جا که او فرمود: ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾[10] ما گفتیم ﴿بلی﴾، به او تعهد سپردیم، با او قرارداد بستیم. این در درون‌درون ما، دلمایه ماست، این الآن روی آن را خاک گرفته، وقتی به آن‌جا سری بزنیم او یادمان بیاید هویت خود را پیدا می‌کنیم. این دیگر قراردادی نیست، مشرق عالم، مغرب عالم انسان برود همین طور است، تازی و فارسی همین طور است، عبری و عربی زبان هم همین طور است. این را کسی از جای دیگر یاد نگرفته تا ما بگوییم این قرارداد است و تفاهم مردمی است، چون در درون‌درون ماست معلوم می‌شود با هستی ما هم همراه است. مثل عطش، عطش را که کسی قرارداد نبسته که به کسی گفته باشد تشنه بشو بعد آب بخور، که این خواسته هویت ماست.

بنابراین آن که با خدای خود پیمان بستیم او الآن یادمان نیست. تلاش و کوشش رهبران الهی این است که این تعهدها عرضه بشود به یادمان بیاید، این را می‌گویند «تذکر». فرمود ما این قرآن را که فرستادیم برای غبارروبی است تا اینکه آن تعهد اصلی شما به یادتان بیاید. وقتی تعهد اصلی به یاد آمد این که تخلف نمی‌کند که، چون دیگر قرارداد نیست، این به هویت ما وابسته است. ما آن روزی که گفتیم بلی مگر کسی یادمان داد غیر از ذات اقدس الهی؟ ما که از جایی نگرفتیم. ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى﴾.[11] آن روز مربوط به جامعه نبود، معلوم نبود ما در کدام زمان و زمین زندگی می‌کنیم، این به قرارداد اقلیمی وابسته نیست، این به هویت ما وابسته است. چون به هویت ما وابسته است هم برای ما ارزشمند است هم در ما اثرگذار. فرمود ما این قرآن را فرستادیم این تذکره است: ﴿وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾. شما متذکر باشید تا آن عهد اصلی یادتان بیاید، وگرنه آن اگر یادتان نیاید می‌شوید: ﴿وَ لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾.[12] هویت آدم یادش می‌رود، وقتی هویت آدم یادش رفته، بیگانه به جای آدم تصمیم می‌گیرد. آن که در درون ماست ما نیستیم، آن که ﴿يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ﴾[13] او الآن دارد تصمیم می‌گیرد، او بیگانه است. آن هویت اصلی ما الآن زیر پوشش اغراض و غرایز قرار گرفته و یادمان رفته است. تلاش قرآن و روایات این است که این غبارها کنار برود، ما آن عهد الهی که با او بستیم به یاد بیاوریم، این می‌شود تذکر. بنابراین جوهر تذکر با تفکر و تعقل خیلی فرق دارد، این هر وقت ظهور کرد اثر دارد؛ این هم یک مطلب.

مطلب بعدی آن است که چیزی است به نام حیا و خجالت که بعضی‌ها دارند و بعضی‌ها ندارند، این چیست؟ قرآن کریم اول ما را به جهنم نترساند، ما را به کیفر انذار نکرد، نفرمود اگر خلاف کردید عذاب می‌شوید، تازیانه می‌خورید، این‌ها را که اول نفرمود. سوره مبارکه «علق» که جزء عتائق سور است ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ﴾[14] چند آیه‌ای که جزء عتائق آیات است،[15] بعد این بخش‌ها ظهور می‌کند: ﴿أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى﴾.[16] انسان نمی‌داند که خدا او را می‌بیند؟ ما را به حیا دعوت کردند، اگر ما را به حیا دعوت کردند سخن از زدن و بگیر و ببند نیست، آخرها که سخن از بی‌حیایی شد با بی‌حیا چه می‌کنند؟ ﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ﴾[17] . اول ما را به حیا دعوت کرده‌اند.

این سوره مبارکه «علق» طبق مشهور اولین سوره‌ای است که نازل شده، البته آن بخش اولیه‌اش که چند آیه اولی سوره مبارکه «علق» است. این حیا که ﴿أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى﴾ این در دستور وجود مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحية و الثناء) آمده، فرمود وقتی نماز می‌خوانی طوری نماز بخوان که به هر حال مخاطب خود را ببینی و اگر او را تحقیقاً ندیدی تنزیلاً ببینی: «أعبد الله كأنك تراه».[18] نشد، لااقل آن دومی؛ وقتی از وجود مبارک حضرت سؤال کردند احسان چه مقامی است؟ احسان چیست؟ فرمود: «الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ»[19] [20] [21] این یک؛ «فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ» این دو. فرمود وقتی می‌خواهی نماز بخوانی، عبادت‌های دیگر را انجام بدهی - اختصاصی به نماز ندارد - بدان که او تو را می‌بیند. این حیاست، او ما را به حیا دعوت می‌کند. اگر ما بدانیم خدا دارد ما را می‌بیند حریم می‌گیریم، اخلاق دینی به این امور وابسته است، قراردادی نیست. اگر روشن بشود که در هویت ماست هم برای ما خیلی محترم است هم در همه ما اثرگذار. این عبادات شب‌ها در سحر با نماز شب ظهور کامل پیدا می‌کند که وجود مبارک امام عسگری (سلام الله علیه) فرمود: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَى إِلَّا بِاسْتِطَاءِ اللَّيْلِ».

امیدواریم ثواب همه این بحث‌ها به روح مطهر امام یازدهم ما حسن بن علی العسکری اهدا شود!

پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی، دانشگاهی، همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما و این جوان‌ها را در سایه ولی خود مشمول ادعیه زاکیه آن حضرت قرار بده!

مشکلات دولت و ملت را در سایه ادعیه آن حضرت برطرف بفرما!

ارواح مؤمنان عالم، معلمان ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ همه را با انبیا محشور بفرما!

امنیت مناطق مسلمان‌نشین، مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین، غزه، لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

مشکلات دولت و ملت، مخصوصاً در بخش اقتصاد، مسکن و ازدواج جوان‌ها کاملاً همه را برطرف بفرما!

غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo