87/12/01
بسم الله الرحمن الرحیم
تحولِ عصرِ توحش به تمدن با علمِ وراثت، و فرقِ ماهوارهٔ امید با ماهوارههای دیگر در گشوده شدن درهای آسمان بر مؤمنان/علمِ وراثت در برابر علمِ مطالعاتی (علم الوراثه و علم الدراسه) /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/علمِ وراثت در برابر علمِ مطالعاتی (علم الوراثه و علم الدراسه) / تحولِ عصرِ توحش به تمدن با علمِ وراثت، و فرقِ ماهوارهٔ امید با ماهوارههای دیگر در گشوده شدن درهای آسمان بر مؤمنان
مقدم شما مهمانان بزرگوار، علما، اساتید، فضلا، برادران و خواهران حوزوی را گرامی میداریم. از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم هم برادران و خواهران حوزوی، مخصوصاً فضلا و طلاب ارجمند حوزه با برکت مراغه و همچنین فعالیتها و کوششهای مسئولان عالیرتبه و مدیران موفق وزارت دفاع، ذات أقدس الهی همه را مشکور قرار بدهد و خدمات برتر و بهتر را به عنوان توفیق الهی به همه بزرگواران مرحمت بفرماید.
در آستانه ارتحال ملکوتی وجود مبارک رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) و همچنین شهادت سبط اکبر او، امام ممتحن (سلام الله علیه) و نیز شهادت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا المرتضی قرار داریم. آنچه که مربوط به حوزه علمیه است یا مربوط به وزارت دفاع از بیانات نورانی وجود مبارک رسول گرامی میتوان استفاده کرد.
حوزه پر برکت مراغه هم وارث افتخارات گذشته است. مرحوم خواجه محقق طوسی اینها ضمن اینکه درسهای حوزوی خواندهاند از «علم الدراسه» بهرهای بردهاند ولی نصیب اساسی آنها «علم الوراثه» است.
از «علم الدراسه» کار ساخته نیست که عصر توحش را عصر تمدن کند؛ این استحاله کار خواجه است که او از «علم الوراثه» طرفی بسته است نه از علم الدراسه. کم نبودند عالمان و دانشمندانی که یا تقیه کردند یا مظلومیت را تحمل کردند یا رنگ روز گرفتند؛ اما آن که بتواند مغول مهاجم مخاصم لدود عنود را آن عصر را عصر تمدن بکند و آثار و برکات تشیع را در بسیاری از مناطق ایران منتشر بکند محقق طوسی است که او شاگرد «علم الوراثه» است نه تنها «علم الدراسه». به ما گفتند علم سه قسم است؛ یک علم جلی است، یک علم خفی و یک علم لدنی. علم جلی همان است که در حوزهها و دانشگاهها انسان میخواند. مسئولان و مدیران محترم وزارت دفاع هم توجه کنند که اگر یک وقت ایران توانست ماهوارهای به آسمان بفرستد با آنچه که قبلاً دیگران میفرستادند فرق دارد، این سفیری است که به آسمانی میرود که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾.[1] دیگران سفیر میفرستند که به سماء دنیا میرود اما این عزیزان سفیر فرستادند که به آسمانی میرود که درهای آن آسمان فقط به روی مؤمنان باز میشود؛ این نکته در ذهن شریفتان باشد تا - إن شاء الله - در اثنای بحث به شرح این نکته بپردازیم.
قبلاً گفته شد که ما یک علم جلی داریم که در حوزهها و دانشگاهها رواج دارد انسان سالیانی درس میخواند و عالم میشود، یک علم خفی داریم که این مربوط به درس و بحث حوزه و دانشگاه نیست. این «علم الخفی»، «علم الوراثه» است نه علم الدراسه. در علم الدراسه انسان با سبب درس و بحث عالم میشود ولی در علم الوراثه با سبب درس و بحث محقق نخواهد شد؛ با پیوند عالم میشود نه با درس، چون ارث را به انسان نسبدار میدهند نه به سببدار. کسی که نسبی دارد با مورث خود از علم الوراثه باخبر است. اگر این بیان از وجود مبارک امیر مؤمنان (سلام الله علیه) رسیده است: «مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ وَرَثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»[2] [3] همین است.
یعنی اگر کسی آنچه میداند «قربة الی الله» عمل بکند، ذات أقدس الهی آنچه را که نمیداند از راه ارث به او میرساند. کسی ارث میبرد که فرزند پیغمبر باشد، فرزند علی بن ابی طالب (سلام الله علیهما) باشد. آن ذوات قدسی فرمودند ما شما را به عنوان فرزندی قبول داریم، بیایید فرزندان ما بشوید: «أَنَا وَ عَلَىٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ».[4] اگر خواستید شناسنامه بگیرید، شناسنامهتان این باشد که نبوی هستید و علوی هستید؛ ما شما را به عنوان فرزندی قبول داریم، پدری شما را تحمل میکنیم، شما بیایید فرزند ما بشوید. اگر کسی فرزند اینها میخواهد بشود با ایمان و عمل صالح فرزند اینها میشود و اگر با ایمان و عمل صالح فرزند اینها شد «علم الوراثه» سهم او خواهد بود: «وَرَثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ يَعْلَمْ».
خیلی از چیزهاست که در کتابها نیست انسان خود به عنوان فنآوری کشف میکند؛ مرحوم خواجه از این «علم الوراثه» طرفی بسته بود و توانست آن آثار و برکات را به همراه داشته باشد که عصر توحش این مغولها را عصر تمدن بکند. این کار از همه ما برمیآید و اگر از ما بر نمیآمد که دعوت نمیکردند. در همان فلات وسیع زنجان منطقهای است به نام سهرورد؛ این حکیم سهروردی مؤسس فلسفه اشراق است، در خواجه خیلی اثر کرده است. خواجه شاگرد معنوی این مکتب اشراق است؛ خواجه یک حکیم مشائی است در غالب مسائل فلسفی برابر با تفکر ابن سینا حرکت میکند؛ اما در چند مسئله مهم پیرو تفکرات صحیح اشراقی شیخ اشراق بود که برای همین سهرورد زنجان است. مگر میشود خواجه را عوض کرد؟ مگر میشود در خواجه مبادی فکری ایجاد کرد که او مسیر فکر خود را در علم واجب تغییر بدهد؟ در حساسترین مسائل فلسفی جناب خواجه تفکر اشراقی پیدا کرده، تابع همین شیخ اشراق زنجانی شد.
بنابراین مبادا کسی بگوید که مگر میشود از ده ما یا از شهر ما کسی پیدا بشود؟ بله، پیدا میشود. و همین شیخ اشراق که برای منطقه سهرورد است در کتاب شریف حكمة الإشراق خود دارد تاکنون وقفنامهای پیدا نشده که ذات اقدس الهی علم را وقف بر یک مردم زمین خاص، زمان خاص یا مکان خاص کرده باشد. این سخن بلند جناب شیخ اشراق است در حكمة الإشراق که خدا علم خود را وقف بر یک زمان و زمین نکرده که مردم آن منطقه باید عالم بشوند، مردم آن عصر باید عالم بشوند. [5] شما وقتی شرح حال بزرگان علمی را نگاه میکنید میبینید در سراسر این ایران اسلامی از بخشهای آن، از روستاهای آن علمای بزرگی برخاستند. در هر عصری از مصور عالم فرزانهای برخاست.
بنابراین شما طلاب عزیز مطمئن باشید که هم راه «علم الدراسه» باز است و هم راه «علم الوراثه». منتها مستحضرید در حوزههای علمیه در همان حجرههای شما، در همان مدرسههای شما فرشتگان پرها را پهن میکنند؛ از معالم گرفته تا کافی مرحوم کلینی این روایت را همه نقل کردهاند که: «إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ». [6] [7] [8] [9]
فرشتهها که پر پهن میکنند تا طلبههای علمی روی پرهای فرشته بنشینند اینها منظوری دارند. اگر زیر پای طالبان علوم الهی فرشته پر پهن کرده است برای آن است که این سیمرغ علم آن قدر «منيع الطبع» است، آن قدر با جلال و شکوه است که هر جا پر نمیکشد، هر جا فرود نمیآید. مگر علم به خانه هر کسی میرود؟ مگر آن علم الوراثه به هر دلی سر میزند؟ آن قدر طیب است، آن قدر طاهر است، آن قدر بلندپرواز است که تا اعماق دل را طیب و طاهر نبیند آنجا را فرودگاه قرار نمیدهد. تمام گردگیریها را فرشتهها با بال خود به عهده میگیرند تا این فضای طیب و طاهر بشود، آنگاه آن مرغ ملکوتی اینجا نفوذ پیدا کند.
برای بسیاری از ما گفتند که «دیو چو بیرون رود فرشته در آید»؛ اول باید به اصطلاح تخلیه کرد، آن خیالهای خام، آن هوسها و آن هواهای خام را انسان بیرون بکشد تا آن سیمرغ بیاید؛ این برای «علم الدراسه» است. اگر گفته شد:
منظر دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته در آید[10]
این برای «علم الدراسه» حوزه و دانشگاه است. ولی اگر کسی طیب و طاهر بود، طهارت دل داشت، خواست از «علم الوراثه» بهرهای ببرد این چنین نیست که آن منتظر باشد دیو برود تا او بیاید؛ او از همان بالا پر میکشد، آن چنان فرود میآید که با فرود آمدن آن دیو را بیرون میبرد. این یک دید دیگر است؛ او میگوید همین که این سیمرغ پر کشید و آمد دیو را بیرون میکند. آن میگوید دیو چو بیرون رود فرشته در آید، این میگوید خیر! این سیمرغ که آمد دیو را بیرون میکند. آن علم الوراثه کجاست، آن علم الدراسه کجاست! به هر حال این راه باز است، هر دو راه ممکن است؛ هم ممکن است انسان با تلاش و کوشش دیو را بیرون کند تا فرشته در آید، هم ممکن است در اثر علم الوراثه که کسی محبوب خدا شد آن سیمرغ پر بکشد وقتی آمد جا برای دیوی نمیگذارد. مگر ممکن است فرشته علم بیاید جا برای هوس و هوا بگذارد؟! به هر حال هر دو راه ممکن است و الآن که شما در دوران جوانی هستید این امانت را ذات اقدس الهی به سلامت به شما داد، شما هم به سلامت آن را داشته باش!
مستحضرید این قلب ما، این عقل ما، این هوش ما، این راه اندیشه و انگیزه ما همه اینها امانتهای الهی است، هیچکدام برای ما نیست. در قرآن کریم فرمود چشم شما برای خداست، گوش شما برای خداست؛ از چشم و گوش به ما نزدیکتر ما چه عضوی داریم؟ فرمود درست است من به شما چشم دادم ولی تملیک نکردم، گوش دادم ولی تملیک نکردم: ﴿أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ﴾.[11] این «أم»، «أم» منقطعه است به معنی بله؛ اصل آن این است ﴿أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ﴾ او خداست. مثل ﴿أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ﴾[12] خدای ما چه کسی است؟ آنها خدا نیستند که کاری از آنها ساخته نباشد، آن کس خداست که مشکل مضطر را بتواند حل کند. اگر کسی در عمق دریاها دارد غرق میشود و احدی نه از حال او با خبر است و نه توان نجات او را دارد، تنها کسی که بر دریا مسلط است، بر عمق دریا مسلط است و توان نجات مضطر را دارد او خداست: ﴿أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ﴾ او خداست. ﴿أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ﴾ او خداست، این ﴿أَمَّنْ﴾ ﴿أَمَّنْ﴾ این است.
فرمود مالک چشم شما چه کسی است؟ مالک گوش شما چه کسی است؟ ما که تملیک نکردیم، این چشمی که دادیم امانت ماست، این گوشی که دادیم امانت ماست، شما این امانت را باید به جا مصرف کنید. ما سالم تحویلتان دادیم، شما هم سالم تحویل ما بدهید؛ این ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾ یعنی ما سالم تحویلتان دادیم، ﴿وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[13] هم این چنین میخواهیم. اگر - خدای ناکرده - ما یک جان طیب و طاهری را از خدا تحویل گرفتیم بر اساس ﴿فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾،[14] بر اساس ﴿فَالْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾،[15] بعد یک جان آلودهای را در هنگام مرگ بخواهیم تحویل او بدهیم که امانتدار نبودهایم، ما این امانت را سالم تحویل گرفتیم سالم هم باید تحویل بدهیم.
برای جوانهایی که به لطف الهی حدیث العهد بالاسلام هستند، آلوده نشدند و آلوده نکردند، میتوانند این امانت را خوب حفظ بکنند و سالم هم تحویل ذات اقدس الهی بدهند بگویند خدایا این فطرتی که به ما دادی سالم بود همین فطرت را سالماً تقدیم تو کردیم، تو با ﴿فَالْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾ تحویل ما دادی، ما هم متقیاً به حضور شما آمدیم. اینها «وفد الهی» هستند، هیئتی هستند که به صورت طیب و طاهر برمیگردند. اینها محصول «علم الوراثه» است که - إن شاء الله - امیدواریم همه حوزویان، مخصوصاً برادران و خواهران بزرگوار حوزه پر برکت علمیه مراغه - إن شاء الله - هم از علم الدراسه استفاده کنند هم با رهنمود زعیم بزرگوارشان، اساتیدشان، مدرسانشان به «علم الوراثه» برسند.
اما آنچه که مربوط به وزارت دفاع است محصول تلاشها و کوششهای خالصانه امام (رضوان الله علیه) و خونهای پاک شهدا (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) است. مستحضرید که ما دو تا آسمان داریم؛ یک آسمان فیزیکی داریم، یک آسمان متافیزیکی. این آسمان فیزیکی همین است که دیگران قبلاً ماهواره فرستادند و روزها پشت سر هم این ماهوارهها رفتوآمد میکنند به آنها خبر میدهد. یک آسمان متافیزیکی داریم که تمام اخبار و مصالح از آنجاست؛ فرمود آسمان ظاهری، آسمان ریاضی، آسمان هیئت و نجوم این درهای آن برای همه باز است: ﴿سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ﴾.[16] زمین درهای آن به روی همه باز است، دریا درهای آن به روی همه باز است؛ هر کسی دریانوردی بخواند، شیلات بخواند، کشاورزی بخواند زمین و دریا در اختیار اوست، هر کسی نجوم و هیئت بخواند نظام کهکشان در اختیار اوست: ﴿سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ﴾.
اما یک سلسله آسمانهایی است که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾؛ درهای آن آسمان به روی کفار باز نمیشود. این کدام آسمان است؟ اینکه الآن اینها آنجا را ترمینال درست کردند؟! این آسمانی که در آن به روی کفار باز نمیشود کدام آسمان است؟ آن آسمانی است که این امید ایران میرود، نه آن آسمانی که آنها راهاندازی کردند؛ آنها برای جاسوسی میروند، برای فساد میروند، برای نشر برنامههای مبتذل میروند، برای تغذیههای ماهوارههای مبتذل میروند. این برای صیانت مرز و بوم اسلامی میرود؛ فرمود یک سلسله آسمانهایی خدا دارد که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾ درهای آسمان به روی کفار باز نمیشود، این کدام آسمان است؟
وقتی از وجود مبارک امیر المؤمنین (سلام الله علیه) سؤال کردند که فاصله بین زمین و آسمان چقدر است؟ وجود مبارک امام مجتبی (سلام الله علیه) یک کودک چند ساله بود آنجا نشسته بود؛ حضرت به این مرد شامی که از شام آمده مطالبی را به عرض حضرت رسانده سؤالاتی داشت به آن شخص فرمود سؤالات خود را از حسن بن علی (سلام الله علیهما) بپرسید. او تعجب کرد که چگونه از کودک من سؤال کنم؟ فرمود پسرم حسن جواب او را بده. یکی از سؤالات آن مرد شامی این بود که: «كَمْ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ؟». حضرت فرمود: «مَدُّ الْبَصَرِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ»؛[17] [18] یعنی اگر آسمان ظاهر را میگویید تا آنجا که چشم میبیند این که نمیشود متراژ درست کرد؛ آسمان باطن را میگویی آه مظلوم، دعای مظلوم به آن آسمان میرسد.
سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) در تفسیر قیم المیزان میفرماید این روایت از غرر احادیث ماست. [19] فرمود: «مَدُّ الْبَصَرِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ» یعنی آسمان ظاهر را میگویی تا چشم میبیند؛ آسمان ظاهر را میگویی آه آهن به آن آسمان نمیرود، آه میرود. ما هم شاگرد آه هستیم که ﴿أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ﴾.[20] هم شاگرد آه هستیم که «سِلَاحُهُ الْبُكَاءُ». مگر ما نمیخواهیم مسلح بشویم؟ مگر با آهن میشود با شیطان جنگید؟ مگر با هوس جنگید؟ مگر با هوی جنگید؟ مگر با کجراهه رفتن جنگید؟ اینجا آه میخواهد نه آهن.
این بیان نورانی امیر مؤمنان (سلام الله علیه) که فرمود: «وَ سِلَاحُهُ الْبُكَاءُ»[21] ناله شبانه مخصوصاً در شبهای جمعه آدم را مسلح میکند؛ کسی که اهل گریه و ناله است دیگر اهل من و ما نیست. این ماهواره امید مثل آن آهن نیست که دیگران دارند، این محصول آه شهیدان و خانوادههای شهدا و ایثارگران و اینهاست. این به آسمانی میرود که در آن آسمان به روی کفار باز نخواهد شد: ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾. آن سمایی که ﴿﴿وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ﴾[22] ، این سفیر آن سماست؛ این سمایی که «مَدُّ الْبَصَرِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ» است، این سفیر آن سماست. بنابراین این محصول خون شهداست که امیدواریم ذات اقدس الهی به برکت آن خونهای پاک این نظام را تا ظهور ولی اصلی خود حفظ بفرماید!
من مجدداً مقدم شما مهمانان بزرگوار، برادران و خواهران، مخصوصاً اساتید بزرگوار و طلاب گرانقدر حوزه پر برکت علمیه مراغه و همچنین مدیران و مسئولان عالیرتبه وزارت دفاع را گرامی میداریم. از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم به همه شما خیر دنیا و صلاح و فلاح دنیا و آخرت مرحمت بفرماید!
پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی، دانشگاهی، مخصوصاً حوزه علمیه مراغه را در سایه لطف ولی خود حمایت بفرما!
پروردگارا دولت و ملت و مملکت را در سایه امام زمان تأیید بفرما!
مشکلات دولت و ملت، مخصوصاً در بخش اقتصاد و مسکن و ازدواج جوانها همه را در سایه ولی خود حل بفرما!
ادعیه همه را مستجاب بفرما!
ارواح مؤمنان عالم، اساتید ما، امام راحل، علامه طباطبایی، مراجع ماضین، شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمتت با انبیا (عليهم السلام) محشور بفرما!
امنیت مناطق مسلماننشین، مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و غزه و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
خطرات بیگانگان، مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان!
این کشور ولی عصر را تا ظهور آن حضرت از هر گزندی محافظت بفرما!
«غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»