87/11/24
بسم الله الرحمن الرحیم
جهاد اکبر و فقه اصغر/وظایف حوزویان و دانشگاهیان در حفظ دین و انقلاب /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/وظایف حوزویان و دانشگاهیان در حفظ دین و انقلاب / جهاد اکبر و فقه اصغر
مقدم شما مهمانان بزرگوار برادران و خواهران حوزوی و دانشگاهی را گرامی میداریم مخصوصاً طلاب عزیزی که از کنار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج على بن موسى الرضا المرتضى (عليه آلاف التحية و الثناء) حضور دارند مقدم شما و همه اینها را گرامی میداریم سی امین سال سالگرد انقلاب را پشت سر گذاشتیم و وارد دهه چهارم انقلاب شدیم و در آستانه اربعین سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب (سلام الله عليهم) هستیم.
آنچه وظیفه ما حوزویان و دانشگاهیان است این است که این میوه درخت محبت را خوب بچینیم و از آن بهره برداری کنیم؛ چون ما مهمان شجره محبت هستیم این مطلب محتاج به يك توضيح است و آن این است که خدای سبحان دین خود را به دست دوستان خود حفظ میکند دوستان الهی برابر آنچه را که شما - إن شاء الله - در زیارت امین الله» می خوانید کسانی اند که مُحِبَّةٌ لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةٌ في أَرْضِكَ وَسَمَائِكَ»[1] دوستان انبیا و اولیای الهی اند و محبوب ما سوا هستند. ما سوای خدا بدون اذن خدا کاری نمیکند اگر آسمان و زمین به کسی علاقه مند است برای آن است که خالق آسمان و زمین به او علاقه مند است تا خدا به کسی علاقه نداشته باشد آسمان و زمین به او علاقه پیدا نمی کند. اینکه ما - إن شاء الله - هر روز در زیارت امین الله از خدا مسئلت میکنیم مُحِبَّةٌ لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةٌ في أَرْضِكَ وَسَمَائِكَ»؛ خدایا توفیقی بده که ما انبیا و اولیای تو را دوست داشته باشیم و همه موجودات آسمان و زمین ما را دوست داشته باشند یعنی دوست تو باشیم تا آسمان و زمین دوستان ما باشند، این مطلب اول.
خدا دین خود را به دست هر کس نمیدهد چه در تبلیغ دین ترویج دین نشر دین کتاب نوشتن درباره دین؛ ممکن است عده ای درس بگویند کتاب بنویسند ولی توفیق آن را نداشته باشند که دین خدا را زنده کنند. ممکن است با سخنرانی با درس و بحث دین را تا سطح گوش مردم برسانند با نوشتن کتاب دین را تا سطح چشم خواننده برسانند، این کار آسان است خیلی سخت نیست؛ اما آن توان را داشته باشند دین را در دل مردم جا بدهند این کار هر کسی نیست و و آن هم که ما مأموریم آن است که ﴿فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بليغاً لا في آذانهم و أعينهم﴾[2] .
کتاب نوشتن بعد از اینکه انسان سی سال چهل سال درس بخواند کتاب عمیق علمی بنویسد خیلی مهم نیست برای اینکه خیلی ها به این مقصد رسیده اند؛ یا سخنرانی بکند که عده ای از سخنرانی او استفاده های علمی بکنند این هم خیلی سخت نیست برای اینکه عده زیادی - الحمد لله - هستند. اما آن هنر که آدم حرفش را به دل برساند آن را با چه چیزی میرساند با درس گفتن با سخنرانی کردن؟! اینها که راه دل نیست. خدا کسی را میخواهد که حرف او را به دل مردم برساند و این به دست هر کسی نیست. پس به دست چه کسی انقلاب به ثمر رسید یا به دست چه کسی اربعین سالار شهیدان احیا می شود به دست کسی که خودش فرمود: ﴿فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾.[3]
فرمود من دينم را واجب کردم که شما حفظ بکنید ولی به دست هر کدام شما نمیدهم اگر - إن شاء الله الرحمن دوستی های دیگر را گذاشتید کنار محب خدا شدید و خدا هم محب شما شد محبوب خدا شدید، آنگاه نشانه اش این است که ﴿أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ﴾[4] اینها دین را حفظ می کنند.
انقلاب واقعاً به دست چنین مردانی حفظ شد شاید سن بعضی از شماها کافی بود که جنگ را درك كرديد يا مثلاً انقلاب را درک کردید آنها واقع این طور بودند. چیزی در این مملکت برای این مجاهدان مهم نبود مگر دین خدا و امام راحل (رضوان الله علیه) هم چیزی نمیخواست مگر دین خدا هر خدمتی که در این مملکت میشود چه خدمت های علمی چه خدمت های اجرایی و عملی اولین ثواب را در نامه عمل امام (رضوان الله علیه) و شهدا و ایثارگران و جانبازان و آزادگان مینویسند بعد درباره دیگران فرمود: ﴿فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾[5] اذله نسبت به مؤمنین اند اعزه نسبت به کافرین اند اینها دین را حفظ می کنند؛ این هم يك مطلب.
این مطالب را ما کجا میخوانیم؟ این مطالب چون جزء جهاد اکبر است نه جهاد اصغر فقهی است به نام فقه اکبر نه فقه اصغر. اینکه شما میبینید مرحوم محقق داماد و بسیاری از بزرگان از علوم عقلی از آن معارف، از اخلاق، از تفسیر و مانند آن تعبیر به فقه اکبر میکنند بر اساس این نکته است و آن نکته این است که همه ما شنیدیم که وجود مبارك پيامبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) بعد از اینکه بعضی از مجاهدین از جبهه جنگ برگشتند فرمود شما در جبهه جهاد اصغر موفق شدید اما «عَلَيْكُمْ بِالْجَهَادِ الْأَكْبَرِ»[6] جهاد اصغر چیست همین مبارزه کردن با کفار جنگیدن دفاع کردن همین است که ایران هشت سال داشت و در صدر اسلام غزوات فراوانی بود، این معنای جهاد اصغر است که همه ما معنایش را میدانیم.
این جهاد اصغر شرایطی دارد؛ چه زمانی باید جهاد کرد چه کسی باید جهاد کرد شرایط مجاهد چیست رهبران جهاد چه کسانی هستند؟ این را در کتابهای فقهی نظیر شرح لمعه، جواهر کتابهای دیگر مینویسند این میشود جهاد اصغر آن هم میشود فقه اصغر. حالا جهادی است فرمود با نفس باید بجنگی باید با مقام بجنگی با حب جاه بجنگی با من و ما که اعتباری است بجنگی آن دیگر در شرح لمعه و جواهر نیست آن يك فقه اکبر میخواهد تا این جهاد اکبر را به ما یاد بدهند که روح چیست تجرد روح یعنی چه؟ اینکه خدای سبحان درباره بعضی از ارواح فرمود: ﴿فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾[7] [8] [9] قلب اینها مریض است این مرض کدام است. کجا آن مرض سیاسی را در سوره مبارکه «مائده» فرمود آنها که گرایش به بیگانه دارند می گویند شاید روزی نظام شکست بخورد شاید بیگانه بیاید ما چرا رابطه خود را به هم بزنیم اینها مریض اند ﴿فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادمين﴾[10] فرمود: رسول من! يك عده در مدینه هستند میگویند ما چرا ارتباطمان را با کفار و مشرکین قطع بکنیم شاید نظام اسلامی شکست خورد آنها دوباره برگشتند. فرمود اینها مریض اند، اینها مرض سیاسی دارند اینها مشکل اجتماعی دارند. این دیگر در جواهر نیست این در فقه اصغر نیست، آن علمی که بحث میکند «النفس ما هی؟» آن علمی که بحث میکند «شئون النفس ما هی؟» آن علمی که بحث میکند «سلامة النفس ما هی؟»، «مرض النفس ما هو؟» آن يك فقه اکبر است. آن فقه اکبر محبت کبری می آورد، این فقه اصغر محبت صغری می آورد ما مادامی که کارهای حوزوی و دانشگاهی داریم در درجه اول باید بكوشيم - إن شاء الله - اين محبت صغری را انجام بدهیم تا کم کم راه باز بشود برای آن محبت کبری.
مطلب بعدی آن است که به هر حال ما مطلوبی داریم خواسته ای داریم هر طالبی نازل تر از مطلوب خودش است برای اینکه به دنبال او می دود میخواهد به او برسد پس هر کدام از ما مطلوبی داریم و هر طالبی هم نازل تر از مطلوب است؛ حالا ما باید ببینیم مطلوب ما چیست؟ اگر مطلوب ما دنیاست ما از دنیا ادون هستیم، خود «دنیا» مؤنث است و «افعل» تفضیل آن ادنی است. ما از این ادون هم ادون هستیم؛ برای اینکه ما به دنبال يك چيز خسیس میگردیم. یک بیان نورانی حضرت امیر دارد وجود مبارك پيامبر دارد (عليهما آلاف التحية و الثناء) فرمود: «أُوصِيكُمْ بِالْرَّفْضِ لِهَذِهِ الدُّنْيَا التَّارِكَةِ لَكُمْ وَ إِنْ لَمْ تُحِبُّوا تَرَكَهَا»[11] فرمود چیزی که قبل از اینکه شما رهایش کنید او شما را رها میکند به دنبالش نروید معنایش این نیست که آدم کار نکند کار کردن در متن زندگی ماست، تلاش کردن کوشش کردن از لذائذ دنیا استفاده حلال بردن اینها دنیا خواهی نیست؛ آنجا که انسان به دنبال «من و ما» می گردد می گوید حرف من الا و لابد باید عملی بشود؛ این مشکل جدی ماست این نظری که من دادم چرا عمل نشد این مشکل جدی ماست. اگر حق است - إن شاء الله - عمل میشد باطل است ما نباید این پیشنهاد را می دادیم و نباید نگران باشیم. اگر ما مطلوبی داریم باید بدانیم که مطلوب ما از ما بالاتر است چه بهتر که ما مطلوب بالا انتخاب بکنیم.
این ایام چون متعلق به اربعین سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب است این بیان نورانی را از آن حضرت نقل کنیم گرچه دو تا نقل است یکی اینکه این بیان را خود حضرت فرمود یکی اینکه به عنوان راوی این بیان را از وجود مبارك پيامبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) ذکر کرد. فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَ يَكْرَهُ سَفْسَافَهَا»[12] این بیان نورانی سید الشهداء (سلام الله علیه) است. فرمود خدای تعالی همت بلند، فکر بلند، اندیشه بلند، انگیزه بلند را دوست دارد فکر پست، همت پست، اندیشه پست، انگیزه پست مبغوض خداست. يك وقت است طلبه ای یا دانشجویی وارد حوزه یا دانشگاه میشود تلاش و کوشش او این است که فقط همین مدرک را بگیرد این به اندازه همین مدرک می ارزد؛ يك وقت است نه میگوید من میخواهم اگر حوزوی هستم که - إن شاء الله - به حد شیخ انصاری برسم به حد بحر العلوم برسم و اگر دانشگاهی است که به حد فلان استاد دانشگاه برسم که رهاورد علمی داشته باشم نوآوری داشته باشم؛ یا برتر از اینها میاندیشد. او يك همت بلندی دارد چون همت بلند دارد از همان اول قصد کرده که راه دوری را طی بکند قهراً زاد و راحله آن را هم فراهم میکند. اگر کسی قصد داشت درباره يك سفر كوتاه حرکت کند توشه او هم کوتاه خواهد بود ولی اگر قصد سفر طولانی دارد زاد راه او هم طولانی است که يك عزم بلندی می خواهد؛ اینکه فرمود: ﴿ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[13] [14] عزم کار عقل نظری نیست، جزم و تصدیق و مانند آن کار عقل نظری است. عزم و اراده و نیت و اخلاص که کار است عمل است نه علم، کار عقل عملی است. آن که «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ»[15] ما هیچ کاری را بدون اراده انجام نمی دهیم هر قدمی که بر میداریم اراده میکنیم ولی وجود مبارک پر برکت لقمان به فرزندش گفت که در این کار باید تصمیم بگیری.
این ﴿مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ است؛ یعنی «مِنَ الْأُمُورِ الَّتِي يَجِبُ أنْ يُعْزَمَ عَلَيْهَا». ما اگر خواستیم از در مسجد بیرون برویم این را نمی گویند من عزم الامور، کار آسان است بدیهی است همه ما میدانیم به آسانی هم می رویم؛ اما اگر کسی خواست مسکن تهیه کند یا ازدواج کند مدتها فکر میکند چرا؟ برای اینکه کار مهمی است این را می گویند ﴿من عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ این نصایحی که وجود مبارك لقمان فرمود فرمود اینها ﴿مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ است یعنی کاری است که «يَنْبَغِي أنْ يُعْزَمَ عَلَيْهَا» براساس آن آدم تصمیم بگیرد.
بنابراین ما الآن که وارد دهه چهارم انقلاب شدیم سی امین سالگرد را ملت ما جشن گرفت، واقعاً این میوه شیرین را از شجره محبت مجاهدان داریم میچشیم تا دوست خدا نبودند این طور خونشان در خیابانها و جدولها و جویها روان نمی شد و خدا دینش را به دست هر کسی نمیدهد اینجا جای این نیست که کسی بگوید هدف وسیله را توجیه میکند این طور نیست فرمود تا محب من نباشند تا محبوب من نباشند تا به من دل نبندند دینم را به دست آنها نمی دهم و این شجره طوبی شجره محبت است؛ آن وقت انسان به اسلام دل میبندد به رهبران الهی دل می بندد به ملت خود دل میبندد؛ بد کسی را نمیخواهد نه بیراهه میرود نه راه کسی را میبندد عناصر اصلی یک نظام محبت خواهد بود وقتی محبت شد تمام مشکلات حل میشود برای اینکه آدم اگر اختلاف نظر دارد دوستانه قابل حل است.
اربعین هم که در پیش است - إن شاء الله - هر کدام از شما حوزویان به هر حال به محل تبلیغی تان اعزام خواهید شد. يك بيان نورانی وجود مبارك حضرت امیر در همان اولین خطبه نهج البلاغه دارد که آن بیان نورانی در زیارت اربعین هم آمده آن بیان نورانی که حضرت امیر درباره رسول خدا (عليهما آلاف التحية و الثناء) دارد این است که ذات اقدس الهی به وسیله پیامبر مردم را از جهل و ضلالت نجات داد «فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ» فرمود ذات اقدس الهی به وسیله پیامبر مردم را از جهالت و ضلالت نجات داد. همین بیان که در خطبه اول نهج البلاغه درباره رسول گرامی آمده است در زیارت اربعین هم هست که وجود مبارك سيد الشهداء در صحابت آن حضرت همراهان او «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»[16] فرمود وجود مبارك ابي عبدالله خونش را داد تا مردم از جهالت نجات پیدا کنند نه جهل مشکل مردم جهالت است نه جهل جهل این است که آدم بی سواد باشد جهالت این است که بی عقل باشد. برخی از مشکلاتمان برای بی سوادهاست برخی از مشکلاتمان برای بی عقل هاست. جهنم برای کسی است که اهل جهالت باشد یعنی عاقل نباشد اینها که عاقل نیستند جهنمی اند بعضی درس خوانده اند بعضی درس نخوانده عمده عقل است اگر عقل بود شخص وقتی چیزی را می داند عمل می کند نمی داند ﴿فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[17] [18] بی خود اقدام نمی کند. اما اگر عقل نبود چون این عقل است که طبق بیان نورانی رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) این زانوی وهم و خیال را در بخش اندیشه زانوی شهوت و غضب را در بخش انگیزه عقال میکند عقل را عقل گفتند برای اینکه میبندد. این زانوی شتر را که می گویند «عقال». این «اعقل وَ تَوَكَّلْ »[19] و همین است با توکل زانوی اشتر ببند[20] همین است. حضرت فرمود: «اعقل و توکل» این زانوی شتر را عقال بکند این چموشی نکن جموحی نکند بعد توکل بکن. این زانوی وهم و خیال را باید بست تا چموشی نکند مزاحم عقل نظری نشود زانوی شهوت و غضب را باید بست تا چموشی نکن مزاحم عقل عملی نشود؛ آن وقت این میشود راه.
وجود مبارك حضرت سيدالشهداء دید هیچ چاره ای نیست آن سخنرانیهای علی بن ابی طالب، آن خطبه های نورانی امیر المؤمنین آن نماز جمعه و جماعتهای حضرت امیر به هر حال نتوانست جامعه را منقلب كند. يك وقت است که خون میخواهد؛ مگر همین مردم پای منبر حضرت امیر نبودند پشت سر حضرت امیر نماز جمعه و جماعت نمی خواندند برخی از خطبه های حضرت امیر در حدود بیست صفحه است؛ منتها حالا سید رضی انتخاب کرده؛ چون نهج البلاغه کتاب حدیث نیست کتاب فصاحت است یعنی آن خطبه ای که مثلاً بیست تا جمله دارد سی تا جمله دارد کمتر و بیشتر چهار پنج جمله آهنگین آن را ایشان انتخاب کرده این کتاب حدیث نیست؛ لذا سند را ذکر نفرمود همه خطبه را هم ذکر نفرمود. الآن به برکت انقلاب تمام نهج البلاغه چاپ شده مصادرش چاپ شده آن مستدرکاتش چاپ شده؛ خدا همه آنها را با صاحبش علی بن ابی طالب محشور بکند بیست صفحه خطبه، وجود مبارک حضرت امیر خواند اینها کم اثر کرد. وقتی جامعه در جهالت و ضلالت فرو رفته باشد هیچ چیزی چنین جامعه را نجات نمیدهد مگر خون محبوبان الهی و کربلا این کار را کرده؛ لذا وقتی از وجود مبارك امام سجاد (سلام الله علیه) در شام سؤال میکنند در این حادثه چه کسی پیروز شد فرمود ما «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ، فَأَذَنْ ثُمَّ أَقِمْ»[21] برو هنگام نماز اذان و اقامه بگو ببین نام چه کسی را میبری؟ اینها خواستند این نام را محو کنند ما رفتیم این نام را زنده کردیم برگشتیم به موقع گریه میکردند اما در موقع مناظره و احتجاج و گفت وگو و گفتمان هرگز کوتاه نمی آمدند، فرمود ما پیروز شدیم.
بنابراین ما الآن هم باید با فقه اصغر مأنوس باشیم چه در حوزه چه دانشگاه هم با فقه اکبر؛ برای اینکه ما الآن میوه محبت را داریم می چشیم برای مردم قبل از انقلاب این کاملاً صحنه روشن است که مسئولان دوره پهلوی و مانند آن هیچ باکی نداشتند از اینکه کوروش را بر وجود مبارک پیغمبر مقدم بدارند با اینکه خدای سبحان در سوره مبارکه «حجرات» فرمود در حضور پیامبر صدایتان را بلند نکنید: ﴿لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ﴾[22] وقتی در حضور حضرت نشستید صدایتان را بلند نکنید؛ الآن هم ادب اقتضا میکند وقتی ما وارد اعتاب مقدسه شدیم مشاهده مشرفه شدیم هر جا شد آرام زیارت نامه بخوانیم عرض ادب بکنیم در حضور آنها صدا بلند نکنیم. فرمود: ﴿لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾[23] ﴿لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ﴾ مبادا اسمتان را نامتان را مقدم بر او بدارید صدایتان را بلندتر از صدای پیغمبر بکنید اینها آمدند تاریخ شاهنشاهی را مقدم داشتند بر تاریخ هجری در کمال وقاحت نه تنها مدارك رسمی با اجبار باید با تاریخ شاهنشاهی نوشته می شد. من يك وقت وارد قبرستانی شدم برای زیارت اهل قبور الآن هم در بعضی از قبرستانهای کهنه موجود است. من دیدم در لوح قبر یکی از این مرده ها تاریخ شاهنشاهی نوشته ۲۵۳۶؛ مردم را که مجبور نکردند شما روی قبر امواتتان تاریخ شاهنشاهی بنویسید ولی وقتی فرهنگ آلوده شد نتیجه اش هم همین است که با مرده ها هم با تاریخ کوروش کبیر رفتار میکند.
خیلی خونهای پاک ریخته شده از نظر روحانیت هم که ما اینها را میشناسیم از آن طلبه نوپا تا بزرگان هفتاد و هشتاد ساله آیت الله اشرفی آیت الله دستغیب و ... این شهدای محراب هیچ قشری به اندازه روحانیت شهید نداد. شما تاریخ جنگ را بخوانید؛ جنگ سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ شروع شد هر سالی هم ۳۶۵ روز است، چند سال که از جنگ گذشت تاریخ جنگ به دو هزارمین روز رسید این رسانه های گروهی اعلام کردند که هزار شهید روحانیت تقدیم کرد یعنی يك روز در ميان يك شهید به حسب جمعیت و قشر و صنف، اینها هیچ کس به همین اندازه شهید نداد؛ الآن هم همین طور است اگر - خدای ناکرده - حادثه ای پیش بیاید بیشترین شهید را همین روحانیت می دهد. چون اینها متولیان دین اند هیچ قشری هیچ طایفه ای به اندازه روحانیت شهید نداد و هزار نفر در وقتی که تاریخ جنگ به دوهزارمین رسید شهید تقدیم کردند اینها می شود ﴿فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾.
بنابراین ما در کنار سفره محبت نشسته ایم آسان به دست نیامده تا کسی دوست خدا نباشد این طور فداکاری نمی کند این طور زن و بچه اش را به خدا نمی سپارد با داشتن بچه های شیری خدا حافظی نمیکند نمی گوید کربلا کربلا و ما هر اندازه در کنار این انقلاب باشیم خیر دنیا و آخرت نصیب ما می شود.
بخش پایانی عرضم این است که وجود مبارک حضرت امیر به عده ای خطاب کرده فرمود: «أَنتُمْ تَرِيكَةُ الْإِسْلَامِ»[24] الآن در جمع ما جوانهایی هستند که نسل دوم یا سوم انقلاب اند گاهی هم ممکن است بعضی نسل چهارم هم باشند؛ ولی آنهایی که تریکه انقلاب اند میگوییم این شخص که مرد ترکه دارد یعنی بچه های او باید ترکه او را حفظ بکنند. کسی که آن متوفا را ندید یا مالی در دست او نبود این را نمیگویند ترکه حضرت فرمود شما ترکه اسلام اید یعنی آن روزی که شرک رفت و اسلام آمد به دست شما آمد با تلاش و کوشش شما آمد «أَنتُمْ تَرِيكَةُ الْإِسْلَامِ». يك عده در جمع ما هستند که «أنتم تريكة الثورة تريكة الانقلاب» انقلاب باید به دست اینها - إن شاء الله - محفوظ بماند.
من مجدداً مقدم شما بزرگواران حوزوی و دانشگاهی و عزیزان ایثارگر و عزیزانی که از مشهد مقدس حضور پیدا کرده اند از برادران و خواهران حق شناسی میکنیم و مقدم همه شما را گرامی میداریم.
پروردگارا امر فرج ولی ات را تسریع بفرما!
نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع بزرگوار تقلید حوزه های فقهی فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما ملت ما، مملکت ما تمامیت ارضی ما همه را در سایه لطف امام زمان حمایت بفرما!
مشکلات دولت و ملت و مملکت مخصوصاً در بخش ازدواج جوانها را در سایه لطف امام زمان برطرف بفرما!
ارواح مؤمنان عالم مراجع ماضين معلمان ما ذوی حقوق ما پدران و مادران ما امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!
امنیت مناطق مسلمان نشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین، غزه، لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
خطر بیگانگان را به خود آنها برگردان
غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته