« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/11/17

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت علم حضوری و حصولی/نقش علم و عمل در تحول جامعه اسلامی /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/نقش علم و عمل در تحول جامعه اسلامی /تفاوت علم حضوری و حصولی

 

مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی برادران محترم سپاهی و دانشجویان و دانش آموزان برادران و خواهران را گرامی میداریم و این ایام پر برکت را هم به حضور همه شما تهنیت عرض میکنیم. انقلاب و اسلامی تلاش و کوشش امام راحل (رضوان الله علیه و خونهای پاک شهیدان ما و ایثار و نثار جانبازان ما و ایثارگران ما حقوق فراوانی را بر عهده ما تحمیل کرده است. ما که در حوزه و دانشگاه یا در سپاه هستیم و عنوان دیگر ثبت نام کرده ایم مسئولیت بیشتر و رسالت مهم تری داریم.

ما که در حوزه و دانشگاه به تحصیل علم مشغول هستیم علم را به «علم الدراسه» و «علم الوراثه» تقسیم کرده اند. «علم الدراسه» چیز خوبی است لکن بازده عملی آن فراوان نیست ما هر جا مشکل عملی داریم برای آن است که این علم ما «علم الدراسه» است؛ یعنی درس خواندیم عالم حوزوی یا دانشگاهی شدیم؛ این علم آن هنر را ندارد که ما را طیب و طاهر کند. اگر این علم این هنر را میداشت ما هیچ مشکلی در این مملکت نداشتیم برای اینکه ما از نظر جمعیت يك صدم مردم دنیا هستیم دنیا الآن هفت میلیارد بشر را در خود جا دارد ما هم هفتاد میلیون هستیم ما میشویم يك صدم؛ اما امکانات ما یا بیست درصد است یا گاهی بالاتر از بیست درصد است. ما يك صدم امکانات را نداریم بیست صدم امکانات را داریم؛ مع ذلك در آن ته ها قرار داریم. سرش آن است که درس ما فقط علم است ما را با سواد کرده چه حوزوی و چه دانشگاهی؛ این نه مشکلی را حل کرده در سابق و نه حل می کند.

يك «علم الوراثه» است که آن در کتاب نیست نه کتاب حوزوی نه کتاب دانشگاهی «علم الوراثه» برای وارثان است نه برای درس خوانده ها در علم الوراثه نسب لازم است چون کسی ارث میبرد که شناسنامه داشته باشد نسبی داشته باشد به بیگانه که ارث نمیدهند. اگر کسی با سبب عالم حوزوی و دانشگاهی شد علمش همان «علم الدراسه» است وضع همین است که میبینید؛ يك عده در حوزه اند يك عده در دانشگاه نه حوزوی، حوزوی کامل اند نه دانشگاهی دانشگاهی کامل چون فقط با سوادند.

اما «علم الوراثه» با شناسنامه به آدم علم میدهند کسی شناسنامه نداشته باشد ارث نمی برد، آن در کتاب نیست و وجود مبارك پيغمبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) صريحاً اعلام کرد فرمود: «أَنَا وَ عَلَى أَبْوَا هَذَهِ الأُمَّةِ»[1] من و علی بن ابی طالب حاضریم شما را به عنوان فرزندی قبول کنیم بیایید بچه های ما بشوید و ما نرفتیم و شناسنامه نگرفتیم به همان دلیل که یا رومیزی است یا زیرمیزی است یا به هر حال خلاف است این را که کتمان نمی شود کرد ما نرفتیم شناسنامه بگیریم وضع همین است. اگر شناسنامه بگیریم خیلی چیز به ما می دهند آن می شود «علم الوراثه»، ما میشویم فرزند اینها؛ وقتی فرزند اینها شدیم علم اینها را ارث میبریم از آن به بعد گفته می شود «إِنَّ الْعُلَمَاء وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ».[2]

چرا به ما گفتند «زیارت وارث» را زیاد بخوانید؛ برای اینکه معلوم بشود وجود مبارك حسین بن علی (سلام الله علیه) وارث همه اینها بود شناسنامه دارد او فرزند ابراهیم است فرزند اسماعیل است فرزند اسحاق است فرزند یعقوب است فرزند نوح است فرزند آدم (سلام الله علیه) است چون فرزند آدم است علم اسما را یاد گرفته فرزند ابراهیم است علم توحید را یاد گرفته؛ نه با درس.

اما علم را در عین حال که به «علم الدراسه» و «علم الوراثه» تقسیم کرده اند و علم ثالثی هم دارد که چون آن برای اوحدی از افراد است و در دسترس ماها نیست علم یا جلی است یا خفی است یا لدنی؛ این اقسام سه گانه علم قبلاً گذشت آن که مقدور ما بود این بود که «علم الوراثه» فراهم بکنیم.

اما آنچه در این نوبت مطرح است این است که ما بررسی کنیم چرا این علم به عمل نمی نشیند؟ چطور علم نور است ولی ما راه را نمی بینیم این کدام علم است که نور است و ما راه را نمی بینیم؟ آیا راه دارد که ما علمی پیدا کنیم که عمل آن را همراهی بکند و از آن جدا نشود یا نه؟ این علم هایی که الآن ما در کتاب ها می خوانیم از اساتید میشنویم چه در حوزه چه در دانشگاه این همان است که در اوایل کتابهای منطق یا غیر منطق علم را معنا کرده اند گفتند «العلم هو الصورة الحاصلة من الشيء لدى الذهن»؛ علم آن است که صورت شیء به دست ما بیاید؛ اگر کسی مهندس کشاورزی شد یعنی چه؟ یعنی معنای آب را خوب میداند معنای هوا را خوب می داند معنای درخت را خوب میداند معنای رشد را خوب میداند معنای کود دادن را خوب میداند معنای باروری را خوب می داند و همه مفاهیم را خوب میداند. اگر کسی فقیه است یا اصولی است یعنی همه این مفاهیم و عناوین را کاملاً حفظ کرده؛ «العلم هو الصورة الحاصلة من الشيء لدى الذهن» آن درختی که در خارج هست، صورت درخت وقتی به خوبی به ذهن بیاید میشود علم؛ این آقا میشود مهندس کشاورزی آبی که در خارج است نحوه مهار کردن آن این صورت وقتی به خوبی به ذهن بیاید میشود این آقا مهندس سدساز؛ برای اینکه آنچه در خارج است آن را خوب به ذهن آورد بزرگان میگویند «العلم هو الحجاب الأكبر». آن که اثر دارد عین خارجی است، آن که نزد ماست صورت است مفهوم است عنوان است و ماهیت، «أو ما شئت فسم»؛ اينها حاجب بين ما و عين خارجي است. يك تشنه اگر بخواهد سیراب بشود ادراک معنای آب او را سیراب نمیکند؛ معنای آب را خوب می داند، مرکب بودن آب را از دو جزء خوب میداند تجزیه و تحلیل آب را خوب میداند درجات حرارت و برودت آب را خوب می داند ولی سیراب نمیشود چرا؟ برای اینکه این مفاهیم در ذهن او حاجب است بین او و بین آن کوثر خارجی؛ خود علم حجاب است. يك فقیه معنای صلات را خوب میداند همه آنچه را که مرحوم شهید اول مرقوم فرمود ممکن است حفظ بکند مرحوم شهيد يك رساله نوشتند به نام الفيه يك رساله نوشتند به نام نقليه؛ هزار حكم واجب نماز را يك جا ذکر کردند سه هزار حکم مستحب نماز را يك جا ذکر کردند آن شده الفیه این شده نقلیه، این چهار هزار مسئله را ممکن است یک فقیه خوب بداند؛ اما چهار هزار پرده است؛ ممکن است احیاناً به نوافل نرسد چرا؟ برای اینکه آن چه در خارج است صلات خارجی او ارتباط ندارد آن چه را که در ردیف ذهن او بایگانی شده و انباشته شده مفاهیم است و عناوین است و ادله است و روایات بین عالم و معلوم این صور علمیه حجاب است ولو آدم خوب ولو در حد شیخ انصاری ولی به هر حال این علم حجاب است. این مفاهیم و این عناوین مشکلی را حل نمیکند آن معنون و مصادیق و افراد خارجی اند که مشکل را حل میکنند.

علم چه در حوزه و چه در دانشگاه آنچه نصیب عالمان حوزوی و دانشگاهی میشود مفاهیم است و صور است و عناوین است و معقولات ثانیه و مانند آن؛ اینها حاکی خارج اند و چون حاکی خارج اند بین ما و خارج فاصله اند؛ لذا گاهی منشأ عمل هست گاهی منشأ عمل نیست خود همین علم حجاب است. حالا اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ مغرور شد گفت که من عالمم «أنا اعلم منه»، این بازیها را در آورده؛ آن حجاب متراکم است. اگر کسی در حد يك عالم عادل بود و هرگز ﴿أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ﴾ [3] [4] که تریبون شیطان است در دست نگرفت و هرگز نگفت ﴿وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ﴾[5] هرگز نگفت ﴿أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ﴾; این میشود عالم عادل اما این چنین نیست که مشکلی را حل بکند او به هر حال من وراء حجاب سخن میگوید علمی است که نه با خود خارج کار دارد آدم را سیراب میکند، این هم راه دارد که بین عالم و معلوم صورت فاصله نیست مفهوم فاصله نیست خود شیء خارجی است؛ این هم راه دارد که از آن به عنوان علم شهودی یاد میکنند. اگر به اینجا رسیدیم حتماً عالم با عمل هستیم اگر کسی آتش در کنار اوست هرگز دست به این آتش نمیزند یا مار در کنار اوست هرگز دست در دهان این مار نمیگذارد؛ اما مفهوم مار مفهوم آتش گاهی اثر دارد گاهی اثر ندارد؛ این دو نمونه.

پس عالم گاهی صورت حاصله از شیء را میداند گاهی با خود شیء است؛ آن میشود حضوری، این میشود حصولی و از این علمی که عالم خود شیء خارج را میبیند به معرفت یاد کرده اند برای اینکه با آثار همراه است.

عده ای از غیر مسلمانها وقتی آیات الهی نازل میشد و اینها درک میکردند که این معجزه است، مشتاقانه اشك شوق می ریختند که به حق راه یافته اند و مسلمان شده اند ذات اقدس الهی به رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) خطاب میکند ﴿وَ إِذا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ﴾[6] یعنی همین غیر مسلمانها وقتی بشوند آیاتی که به سوی تو نازل شد ﴿تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ﴾[7] تمام شبکه چشم اینها را اشک پر میکند. نفرمود چشمشان اشک میریزد فرمود چشمشان میریزد سرش این است يک وقت انسان گریه میکند قطراتی از اشک روی صورتش جاری میشود يك وقت اشك فراوان دارد که تمام شبکه چشم را اشک پر میکند دفعتاً می ریزد این را گویا چشم می ریزد نه اشک میریزد؛ نفرمود تری دموعهم تفيض؛ اشکهای اینها جاری می شود؛ فرمود: ﴿تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ﴾; مثل اینکه چشمشان دارد می ریزد. این کدام علم است که طوری انسان را مشتاق می کند که گریه شوق میریزد نه گریه حزن؛ اینها شدنی است رفتنی است.

نمونه هایی از این هم به مناسبت دهه پر برکت فجر به عرض شما برسانم. خدای سبحان درباره مسلمان هایی که دستور اعزام به جبهه صادر میشد میفرمود اینها چند گروه بودند؛ بعضی بهانه میآوردند می گفتند خانه ما کسی نیست منزل ما در حاشیه شهر است ﴿إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ﴾[8] کسی آنجا نیست بچه ها تنها هستند. این ﴿إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ﴾ یعنی خانه ما جایی است که به هر حال در و پیکر ندارد یا اگر در و پیکر دارد محافظ ندارد، ما کسی آنجا نداریم ما باید آنجا باشیم؛ اینها به جبهه نمی رفتند. يك عده هم به بهانه های گوناگون میگفتند ما کمک می کنیم ولی جبهه نمی رویم، يك عده هم جبهه میرفتند؛ اما يك عده وقتی می آمدند میدیدند که وجود مبارك پيغمبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) امکاناتی آن چنان ندارند که اینها را تجهیز کنند به جبهه اعزام کنند و «اذا لم یجدوا» از تو، چیزی که انفاق بکنی برای آنها، ﴿تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ﴾; اینها هم تمام چشمشان را اشک پر می کند و می ریزد؛ اینها مشتاق جبهه اند نه اینکه آیه جهاد را یاد گرفته اند میخواهند به جهاد عمل بکنند، بعد بگویند حالا وسیله نبود عذر داشتند ما هم تکلیفمان برطرف شد اینها شوق جبهه دارند پس معلوم میشود این راه رفتنی است این چنین نیست که این برای گذشته باشد یا برای اوحدی از انسانها باشد این الآن هم هست. با اینکه جبهه رفتن کار آسانی هم نبود هر دو گروه را قرآن کریم نقل کرد؛ فرمود: ای پیامبر يك عده وقتی تازه می خواهند مسلمان بشوند آیات الهی را شنیدند ﴿وَ إِذا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ﴾[9] آن هم هست اما يك عده ﴿وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ﴾.[10]

پس هر دو گروه را قرآن نقل کرد هر دو گروه عملی است. اینها چه چیزی یافتند که اگر به جبهه نمی رفتند این طور اشک میریختند؟ صرف همین مفاهیم بود؟ مفهوم که اشک را به همراه نمی آورد. این مفاهیم علم با حجاب است؛ یعنی بین ما و حقیقت خارجی همین نقوش کتاب است منتها این نقوش در کتاب هست همین نقوش می آید در ذهن ما با مفاهیم در کتاب مفهوم نیست در کتاب همین نقوش و کلمات و حروف است در اذهان ما این نقوش و کلمات و حروف است با آن مفاهيم يك حجاب متراکمی است؛ لذا این اشک نمی آورد این نماز شب نمی آورد این طهارت روح نمی آورد.

شما میبینید در طی این سی سال برکات فراوانی که قابل احصاء نیست به لطف الهی نصیب این ملت شده است اما چند جا شما میبینید یا دو تا روحانی با هم اختلاف دارند یا دو تا دانشگاهی با هم اختلاف دارند، يا يك روحانی و دانشگاهی با هم اختلاف دارند يا يك روحاني و يك مسئول با هم اختلاف دارند، يا يك مسئول با يك دانشگاهی اختلاف دارند؛ این دعواها هست این دعواها برای چیست؟ برای اینکه اینها درس خوانده اند عالم اند منتها با حجاب وارد صحنه انقلاب شدند اینها آن خون شهید را ندیدند اینها آن راه امام را ندیدند اینها آن ناله های مادران را نشنیدند چون نشنیدند همیشه اختلاف داشتند که من باید این کار را بکنم؛ چون من نمیکنم نمی گذارم شما هم بکنید. اگر ما علممان من وراء حجاب نباشد یعنی مفهوم نباشد این مفهوم به دست ما نباشد این مفهوم به طرف خارج باشد که ما را به خارج برساند با واقع همراه بکند یا آیینه ای باشد به هر حال واقعاً که ما واقع با خارج رابطه برقرار کنیم راحت هستیم هیچ آدم وارسته ای در آخر عمر پشیمان نشد؛ چون تمام نتایج اعمال خود را «عند الاحتضار» می بیند و هیچ کسی از همین وارستگان نگفت ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾[11] ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾; اما خیلی از ماها چه در حوزه چه دانشگاه درس خوانده باشیم چه در نهادهای دیگر باشیم، ممکن است - خدای ناکرده ـ بگوییم ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾ ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾ برگردان ما را که ما ترمیم بکنیم.

بنابراین دو تا راه دارد ماها که مسئولیت مستقیمی در نظام نداریم تلاش و کوشش ما باید این باشد که دستاورد ما در دهه انقلاب حفظ تلاش امام راحل خونهای پاک این شهیدان باشد؛ اینها نسبت به ما بسیار حق دارند اینها حقیقتاً دین را زنده کردند؛ چون بسیاری از شماها آن صحنه هایی را که قبل از انقلاب بود بر ایران تحمیل کرده بودند اصلاً نشنیدید ندیدید؛ چطور با دین رفتار میکردند چطور فرهنگ مردم را عوض کردند، نام مبارك پیغمبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) که در تاریخ هجری این مملکت درخشان بود این را به صورت تاریخ کوروش کبیر و تاریخ شاهنشاهی تبدیل کردند. اسناد رسمی مملکت کارهای بانک و امثال بانك اینها برابر تاريخ شاهنشاهی بود یعنی ۲۵۳۵ آن وقت اما کسی را در نامه های خصوصی مجبور نمیکردند که شما به جای تاریخ هجری تاریخ کوروش کبیر و شاهنشاهی بنویس؛ آنچه مجبور میکردند رسمی بود اسناد رسمی مملکت بود. اما وقتی فرهنگ سازی کردند مردم باورشان شد همان وقت من که به زیارت قبور قبرستانی رفتم دیدم در لوح نوشته ی قبرها هم تاریخ کوروش کبیر بود؛ وقتی فرهنگ عوض بشود اینها اینها لوح قبر مرده ها را هم با تاریخ کوروش کبیر و شاهنشاهی مینویسند نامی از اسلام نبود اینها با سخنرانیها حل نمی شد با موعظه حل نمی شد اینها فقط با خون حل میشود و به لطف الهی شد.

بنابراین حق عظیمی این بزرگان نسبت به ما دارند؛ البته وظایف همه ما هست که در نماز شب و غیر نماز شب اینها را فراموش نکنیم؛ آن رابطه ما با خداست که روح و ریحانی نصیب اینها بشود؛ اما از نظر دستورهای ظاهری هر چه بتوانيم - إن شاء الله - «علم الدراسه» را به «علم الوراثه» تبدیل کنیم از يك سو علمی که با حجاب است آن را به علم شهودی تبدیل کنیم از سوی دیگر؛ آن وقت هم خودمان را به مقصد رسانده ایم هم دیگران که حرف ما را گوش میدهند راهی راه ما خواهند شد. من مجدداً مقدم شما را گرامی میدارم و از ذات اقدس الهی مسئلت میکنم که به همه شما ذات اقدس الهی علم با عمل مرحمت کند.

پروردگارا امر فرج ولى ات تسريع بفرما!

نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع بزرگوار تقلید حوزه های فقهی فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان تأييد بفرما!

دولت ما ملت ما مملکت ما تمامیت ارضی ما جوانهای ما و این عزیزان را مشمول ادعيه زاكيه ولی عصر قرار بده!

ارواح مؤمنان عالم، معلمان ما ذوى حقوق ما پدران و مادران ما امام راحل شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!

امنیت مناطق مسلمان نشین مخصوصاً ایران عراق، افغانستان فلسطین و غزه و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان

پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرما!

«غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo