« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/10/05

بسم الله الرحمن الرحیم

وظیفه امت در حفظ قرآن و عترت/حرمت و عظمت ولایت عترت /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/حرمت و عظمت ولایت عترت /وظیفه امت در حفظ قرآن و عترت

 

مقدم شما مهمان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی و عزیزانی که اسامی شریفشان برده شد، مقدم همه را گرامی می‌داریم، سعی مشکور همه را از خدای سبحان مسئلت می‌کنیم، توفیق روزافزون همه شما را از خدای سبحان درخواست می‌کنیم.

این ایام از یک نظر به مباهله خاندان عصمت و طهارت وابسته است و از نظر دیگر زمان نزول سوره مبارکه ﴿هَلْ أَتَى﴾[1] است و در آستانه محرم سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی‌طالب (سلام‌الله‌علیهما) هستیم؛ مناسب‌ترین بحث هم بحث حرمت و عظمت و شکوه ولایت عترت طاهرین است.

مستحضرید که چیزی در جهان امکان بالاتر از قرآن کریم نیست، زیرا تجلی خاص خداست؛ آن طوری که وجود مبارک امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه فرمود: «فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ».[2] گرچه اصل خلقت را وجود مبارک حضرت امیر (سلام‌الله‌علیه) تجلی خدا می‌داند، زیرا در خطبه دیگر فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ»؛[3] اما تجلی خدای سبحان در قرآن یک تجلی خاص است که در خطبه دیگر راجع به قرآن بالخصوص فرمود: «فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ». پس سراسر عالم طبق آن خطبه تجلی خداست، لکن تجلی خاص خدا در قرآن کریم است برابر این دو خطبه یاد شده؛ این مطلب اول.

و اگر در جهان امکان چیزی بالاتر از قرآن کریم بود، وجود مبارک رسول گرامی (عليه آلاف التحية و الثناء) عترت طاهرین را معادل آن می‌دانست و چون بالاتر از قرآن که کلام خاص خدا و مجرای خاص الهی است وجود ندارد، فرمود عترت طاهرین عدل قرآن کریم است: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي»؛ و اگر متمسک بشوید گمراه نمی‌شوید: «لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَى الْحَوْضِ»؛[4] این هم مطلب دوم.

درباره قرآن کریم فرمود اگر همه جن و انس جمع بشوند نمی‌توانند مثل این کتاب را بیاورند: ﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ﴾[5] . معنای آن حدیث شریف ثقلین این است که تمام جن و انس یک طرف، این عترت طاهرین یک طرف؛ هیچ‌کس مثل امیرالمؤمنین نخواهد شد، هیچ‌کس مثل فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) نخواهد شد، هیچ‌کس مثل حسین بن علی نخواهد شد. اگر آن‌ها هم مثل حسین بن علی بشوند و آن‌ها هم می‌شوند معادل قرآن، در حالی که آن‌ها بشر عادی‌اند و موجودات عادی‌اند. بنابراین حرمت اهل‌بیت همتای حرمت قرآن کریم است؛ این هم مطلب سوم.

مطلب چهارم که وظیفه ماست این است که خدای سبحان کاری که مربوط به خودش است به عهده گرفته؛ در نشئه امکان، تکلیف یعنی دنیا، وظایفی که به عهده ماست ما را با وظایفمان آشنا کرده. وقتی هم به عرض شما رسید که درست است که اولیای الهی با کرامت اداره می‌شوند، اما خدای سبحان به همان اولیای الهی فرمود شما هم کاری باید انجام بدهید، همه کارهای شما برابر با کرامت و معجزه نیست. این جریان عیسای مسیح، وجود مبارک مریم (سلام‌الله‌علیهما)؛ بخش وسیعی از کارهای این‌ها را قرآن کریم به خدا اسناد داد؛ یعنی ﴿فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا﴾ شد، ﴿فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا﴾[6] شد؛ من از طرف خدا مبعوث شدم به تو فرزندی عطا کنم شد، او هم مادر شد به نام مریم که مادر عیسی (سلام‌الله‌علیه) شد؛ همه این‌ها از راه غیب بود. ﴿فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ﴾[7] ؛ درد زایمان که فرا رسید به کنار درخت خرما - حالا خشک بود یا درخت دیگری بود - به آنجا پناه برده است. خدای سبحان فرمود این درخت خشک را ما سرسبز می‌کنیم، بارور می‌کنیم، شاخه‌هایش پربار می‌شود؛ این‌ها کار ماست. اما ما که توانستیم این درخت خشک را سرسبز بکنیم پربار بکنیم، تو هم باید دستی تکان بدهی، حرکت بدهی، این شاخه را تکان بدهی میوه‌اش بریزد: ﴿وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا﴾[8] . همان خدا می‌توانست این خوشه و شاخه را یک مقدار نزدیک‌تر کند، اما بنای عالم بر این است که خود انسان هم دستی تکان بدهد. همین کار را هم کرد؛ مریم (سلام‌الله‌علیها) این شاخه را گرفت و تکان داد، خرما ریخت و او هم گرفت و استفاده کرد: ﴿وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا﴾.

مطلب بعدی آن است که حفظ قرآن کریم به عهده خدای سبحان است؛ در سوره «حجر» فرمود: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾. [9] اما ما باید دستی تکان بدهیم، تفسیری داشته باشیم، قلمی داشته باشیم، بنان و بیانی داشته باشیم، نگذاریم هر کسی هر قرائتی را به قرآن کریم اسناد بدهد تا این کتاب محفوظ بماند که الآن بحث ما درباره قرآن و تفسیر قرآن نیست.

اما بحث ما درباره عترت است؛ این عترت همتای قرآن‌اند، این‌ها خودشان را حفظ کردند به اذن الهی، ذات اقدس الهی این‌ها را حفظ کرده. اگر این‌ها عدل قرآن‌اند که هستند، اگر خدا حافظ قرآن است که هست، خدا حافظ این‌ها هم خواهد بود. اما به ما فرمودند که شما ﴿فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ﴾؛[10] تا می‌توانید با قرآن مأنوس باشید؛ یعنی شما هم باید این شاخه را تکان بدهید میوه آن بریزد و بهره‌برداری کنید. من حفظ می‌کنم ولی شما هم مکلف‌اید. درباره عترت طاهرین نیز همین است؛ ما روز مبارک ۲۴ ذی‌حجه گذشت، ۲۵ ذی‌حجه گذشت، روز مباهله و روز نزول هل أتى، و الآن در آستانه محرم هستیم. جریان عترت طاهرین را آن‌ها خواستند مثل قرآن بردارند، دیدند برداشتنی نیست چون خود قرآن فرمود حقیقت ولایت، حقیقت عترت، همتای قرآن است؛ اما ظاهر بدنشان البته یا به مرگ طبیعی رحلت می‌کنند یا شهید می‌شوند یا مسموم می‌شوند، به هر حال بدنشان از دنیا رفتنی است: ﴿إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ﴾[11] ، ﴿وَ مَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ... فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ﴾.[12] اینجا جای بقا و ابدیت نیست، اما حقیقت نبوت، حقیقت ولایت، حقیقت عترت، حقیقت امامت، حقیقت خلافت مثل حقیقت قرآن می‌ماند. گاهی هم ممکن است کسی - معاذ الله - قرآن را تیرباران کند، مثل ولید؛ کم نبودند که قرآن را سوزاندند، قرآن را تیرباران کردند، اما حقیقت قرآن که محفوظ است. ائمه را هم شهید کردند، ولی ولایت آن‌ها که محفوظ است. آن‌ها خواستند با حقیقت قرآن بجنگند، یا بر سر نیزه کردند یا مثل ولید قرآن را تیرباران کردند و یک شعر مسخره‌آمیزی هم - معاذ الله - خواندند: «فقل یا رب مزقنی الولید؛ ای قرآن قیامت نزد خدا شهادت بده ولید مرا تیرباران کرده». این‌ها کارها را کردند ولی هیچ اثر نکرد. درباره عترت طاهرین آن‌ها را یا مسموم کردند یا شهید کردند؛ این امر طبیعی است، اگر هم مسموم یا شهید نمی‌شدند به هر حال به مرگ عادی رحلت می‌کردند بر اساس ﴿وَ مَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ﴾. اما حقیقت نبوت و ولایت و عترت بر اساس همان سیره این‌ها و سنت این‌هاست که محفوظ است؛ خدا آن را یقیناً نگه می‌دارد، اما وظیفه ما این است که دستی تکان بدهیم و این شاخه پربار را نزدیک‌تر بیاوریم و بهره ببریم.

درباره عزاداری سیدالشهداء، هیئت‌هایی که راه‌اندازی می‌کنید، سخنرانی‌هایی که دارید، مداحی‌هایی که دارید؛ نسبت به هیئت‌هایی که دارید باید سعی بکنیم ﴿وَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ﴾[13] [14] نباشیم. عده‌ای درباره تورات، عده‌ای درباره انجیل تحریف روا داشتند؛ تورات را تحریف کردند، انجیل را تحریف کردند؛ چون دین خاتم نبود، خدا وعده حفظش را هم نداد، مسئولیتش را به عهده آن‌ها گذاشت، آن‌ها با سوء اختیارشان ﴿يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا﴾.[15] این‌ها ﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ﴾ بود، ولی درباره قرآن کریم خدا وعده داد. درباره عترت هم وعده داد، ولی ما هم موظفیم برداشت‌های باطل، قرائت‌های باطل، عزاداری‌های باطل، سخنرانی‌های عاطل درباره عترت نشود. تحریف عترت هم مثل تحریف قرآن است، همان خطر را دارد؛ این‌طور نیست که روضه‌خوانی‌ها، عزاداری‌ها - معاذ الله - تحریف‌شده کم خطر باشد. حالا اگر کسی آیه را بد معنا کرد، منتشر کرد، این تحریف قرآن است؛ این ﴿يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾ است، گرچه رسوا می‌شود و خدا جلویش را می‌گیرد، ولی ما هم موظف هستیم که عترت را از هر گونه تحریف و انحراف حفظ بکنیم. باید عمیقاً و دقیقاً سیره این‌ها را بشناسیم، هدف این‌ها را شناسایی کنیم، کلمات این‌ها را ارزیابی کنیم؛ این‌ها مثل فقه و اصول درس خواندنی است، این‌طور نیست که انسان کلمات سیدالشهداء (سلام‌الله‌علیه) را همین‌طور بتواند معنا بکند. چرا کلمات وجود مبارک امام صادق و باقر سال‌ها درس می‌خواهد تا آدم بشود فقیه و اصولی؟ در جریان مبارزه با طاغوت همین‌طور است، در سیاست اسلامی همین‌طور است، در کشورداری همین‌طور است؛ این‌ها هم به هر حال درس‌های عمیق می‌خواهد. فرمایش وجود مبارک حسین بن علی که آن سخنرانی‌ها را کرده؛ چرا قیام کرده، چرا در مدینه نمانده، چرا مثل امام حسن صلح نکرده، چرا مثل دیگران ساکت نشده، چرا حاضر شده این طور زن و بچه او به اسارت بروند؟ همه این‌ها تحلیل می‌خواهد، این‌ها هم مثل مکاسب درس می‌خواهد، این‌ها هم مثل کفایه بحث می‌خواهد.

بنابراین ما تمام تلاش و کوشش خودمان را بکنیم، آن مقداری که خودمان آشناییم از آن بهره بگیریم، آن مقداری که نمی‌دانیم از دیگران کمک بگیریم، اگر برای ما حل نشد آن‌ها را مطرح نکنیم؛ چیزهایی که می‌دانیم بگوییم. «قف عند الشبهة»[16] ناظر به همین است. و خدای سبحان ما را در قرآن کریم با دو سیم خاردار محدود کرده، فرمود هم تکذیب بشر محدود است، هم تصدیق بشر؛ هم آری گفتن او باید محققانه باشد هم نه گفتن او باید محققانه باشد، هر دو را قرآن کریم بیان کرده. منتها مرحوم کلینی (رضوان‌الله‌علیه) از وجود مبارک امام صادق (سلام‌الله‌علیه) این دو سیم خاردار را از قرآن کریم استنباط کرده، تشریح کرده فرمود: «إن الله تعالی حصن[17] أو حضّ[18] او خصّ» - به سه قرائت و سه نسخه - «إن الله خص عباده بآیتین من کتابه» تحصین کرده؛ یعنی در حصن و قلعه و دژ قرار داده؛ حضّ تحضیض کرده ترغیب کرده؛ خص یعنی به اینها این ویژگی را داده؛ که ﴿أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ﴾[19] و ﴿لَا يُؤْمِنُ إِلَّا بِالْحَقِّ﴾. اگر کسی بخواهد نه بگوید، تکذیب بکند، این باید محققانه باشد چرا؟ چون در آیه قرآن کریم فرمود: ﴿بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ﴾[20] . [21] ذات اقدس الهی یک عده را مذمت کرده فرمود چرا این‌ها بدون تحقیق نفی کردند گفتند نه، وقتی نمی‌دانستند باید ساکت باشند؛ پس نه گفتن ما، یعنی تکذیب کردن ما باید محققانه باشد: ﴿بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ﴾. آری گفتن ما، تصدیق کردن ما، امضا و اثبات ما باید محققانه باشد؛ فرمود برابر سوره مبارکه اسراء که ﴿وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾؛[22] چیزهایی که نمی‌دانید نگو، تصدیق نکن، ننویس.

ما بین نفی و اثبات زندگی می‌کنیم و هر دو طرفش را قرآن با سیم خاردار بست؛ فرمود بخواهید به نفی نزدیک بشوید باید محققانه باشد، بخواهید با اثبات نزدیک بشوید باید محققانه باشد؛ این کتاب ماست. ما درباره عترت بخواهیم سخنی بگوییم، عزاداری کنیم؛ ما گریه می‌خواهیم یا تقرب إلى الله می‌خواهیم به وسیله عظمت سالار شهیدان؟! شما می‌بینید این مارش عزا را که می‌زنند، صرف آهنگ است، حرف در او نیست، خیلی‌ها را می‌گریاند؛ این در اثر این اعصاب را به سمت خود متوجه می‌کند، اشک هم می‌ریزد؛ مگر این مارش عزا و امثال این‌ها اشک نمی‌آورد؟ این اشک عاقلانه نیست، نه عاطفی است نه، بلکه عصبی است. بعضی از خواندن‌ها، روضه‌خوانی کردن‌ها هم همین طور است؛ اگر - خدای ناکرده - محتوا نداشته باشد، صرف آن آهنگ باشد، یا رقت‌های غیرعاقلانه باشد، آن اشک اثر سودی ندارد. اشکی در اسلام مطرح است که در برابر دشمن داخلی سازنده اخلاق خوب باشد، در برابر دشمن خارجی یک سلاح نیرومندی باشد. اینکه در دعای کمیل وجود مبارک حضرت امیر فرمود: «و سلاحه البکاء».[23] ما یک دشمن درونی داریم که با جهاد اکبر با او باید بجنگیم، یک دشمن بیرونی داریم که صدام بود و الآن در غزه است و در جاهای دیگر، این فلسطین اشغالی این طور است، این صهیونیست این طور است، آن استکبار جهانی این طور است؛ با کدام دشمن، با کدام، با کدام سلاح بتوانیم بجنگیم؟ سلاحی که بتواند ما را در برابر دشمن داخل و خارج بیمه کند، آن هوس‌ها را با تواضع و ناله های متقیانه حل بکنیم؛ این اشک سالار شهیدان، اشک درباره کربلا است که درس مبارزه و حماسه می‌دهد، این اشک انسان را در برابر صهیونیست مقاوم می‌کند، در برابر استکبار جهانی مقاوم می‌کند. اشکی که نتواند اسلحه یک ملت باشد، آن اشک را که دعای کمیل امضا نکرده؛ اگر مداحی باشد یا روضه‌خوانی باشد عاقلانه و محققانه نباشد، این گریه در برابر دشمن داخلی سلاح است، نه در برابر دشمن خارجی سلاح است، نه.

وجود مبارک حسین بن علی طرزی زندگی کرد که برای همیشه جهان اسلام می‌تواند مسلح باشد. گرچه در جمع ما دانش‌آموزانی هستند، دانشجویانی هستند، این‌ها نسل سوم انقلاب‌اند و اصل جنگ را یا خود انقلاب را درک نکرده‌اند، اما در بین شما افرادی هستند که جنگ را درک کردند؛ مهم‌ترین شعاری که خاکریز اول و دوم صحنه نبرد را، یعنی آن ساحت خونین شلمچه‌ها را اداره می‌کرد، همین «یا حسین، یا حسین» بود. این می‌شود اشک؛ گریه‌ای که به هر حال به انسان مبارزه بدهد، مقاومت بدهد؛ الآن حزب‌الله لبنان سی و سه روز گفتند «یا حسین، یا حسین». این اشک اثر دارد، این گریه اثر دارد؛ چون شجاعت حضرت را، مبارزه حضرت را، تسلیم نشدن حضرت را، مقاومت حضرت را، او و بچه‌های او را تبیین کرده؛ وگرنه صرف مظلومیت، خیلی‌ها در عالم مظلوم بودند. مگر این مغول که به این سرزمین تاخت و حمله کرد، کشتاری بدتر از کربلا در ایران نکردند؟ بارها به عرض شما رسید، شما این تاریخ جهانگشای جوینی را بخوانید که اوضاع مغول را بررسی کرده؛ این‌ها خیلی‌ها را گرفتند کشتند، سرشان را بریدند، پوست سرشان را کندند، توی این پوست‌ها را پر کاه کردند دیار به دیار گرداندند؛ اما این‌ها در تاریخ دفن شد. مگر سر را پوست نکندند؟ مگر پر کاه نکردند؟ مگر بالای نیزه نبردند؟ مگر دیار به دیار نگرداندند؟ اما این‌ها قدرت ماندن ندارد، این‌ها در طول تاریخ دفن شد. یکی از این سران را گرفتند اعضا و بدن او را مثله کردند چهار تکه کردند، یک قسمت را تبریز فرستادند، یک قسمت را شیراز فرستادند، دو قسمت را به بخش دیگر؛ بعد گفتند فی‌الجمله به یک هفته جهانگیر شدی؛[24] او را مسخره کردند گفتند عجب جهانگشایی هستی که یک هفته همه جا را گرفتی دستت رفته شیراز، پایت رفته تبریز. این‌ها مگر در تاریخ نبود؟ مگر این‌ها را ننوشتند؟ این‌ها که بدتر از کربلا است، که این‌ها ماندنی نیست؛ چیزی ماندنی است که «لِوَجْهِ اللَّهِ» باشد. فرمود: ﴿كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾[25] یک؛ ﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَ يَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ﴾[26] دو. این‌ها می‌ماند. آن روضه‌خوانی‌ها باید جلال حسین بن علی، عظمت حسین بن علی، قیام حسین بن علی، تحلیل وضع امویان که چگونه شد حسین بن علی در برابر این دستگاه لعنتی اموی این گونه مقاومت کرده حاضر شد همه هستی خود را در راه ذات اقدس الهی بدهد؛ این‌ها باید در عاشورا مشخص بشود. بعد از این مشخص شدن، آن وقت گریه می‌شود «و سلاحه البکاء»؛ هم سلاح داخلی ماست که ما را تطهیر می‌کند از هر نقص و عیبی، دیگر گناه نمی‌کنیم. کسی که می‌داند خدا حاضر است و ناظر است، کسی فردا داور اعمال ماست که امروز شاهد است؛ به تعبیر نورانی حضرت امیر (سلام‌الله‌علیه) فرمود: «اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ»[27] همین است. حضرت فرمود گناه نکن برای اینکه آن کسی که امروز می‌بیند قاضی همان اوست، شاهد دیگری نیست؛ البته اگر برای اتمام حجت بخواهند شهود فراوانی اقامه کنند از جای دیگر شاهد نمی‌آورند همین! ﴿يَوْمَ تَشْهَدُ﴾[28] می‌شود، ﴿أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ﴾[29] می‌شود، تشهد جنودهم می‌شود، جوارحهم می‌شود، اعضا هم می‌شود، جلودهم می‌شود، که بعضی‌ها در مناجات می‌گویند خدایا ما خودمان اقرار می‌کنیم، دیگر آبروی ما را بیش از این نبر که دست و پای ما شهادت بدهند. فرمود: «اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ»؛ آن گریه آدم را عاقل می‌کند، می‌گوید منم و حساب باز من با پروردگار من، آن که می‌بیند داور همین اوست.

پس سلاح ما در برابر دشمن درون همین اشک‌های حسین است، آن سلاح ما در برابر دشمن بیرون همین اشک‌های حسینی است. چرا قبل از انقلاب اسلامی ایران فلسطین به هر حال مثل سایر اعراب زیر سلطه بود، الآن این سی سال است که وضعشان عوض شده؟ مگر لبنان قبل از انقلاب با این جلال و شکوه بود؟ یا گرفتار جنگ داخلی بودند یا زیر سلطه همین صهیونیست بود؛ الآن هم که در عین حال که غزه را محاصره کردند این‌ها می‌توانند صهیونیست را به ستوه در بیاورند، این گریه این حسین بن علی است. چیزی که در هیئات است، در روضه‌خوانی‌ها است، از جلال حسین بن علی کم می‌کند، بی‌محتواست؛ آن‌ها را سعی کنید نه خودمان بگوییم و راهنمایی بکنیم که دیگران نگویند، آن هیئات، آن دستجات، آن عزاداری‌ها هر چه با جلال و عظمت حسین بن علی هماهنگ نیست آن را نکنیم و توصیه هم بکنیم که نکنند. از آن جوان‌ها هم خواهش بکنیم که این کارها را نکنند. اما آن ناله و ضجه‌ها و شیون‌ها و گریه‌ها و سر و سینه زدن‌ها آدم را به حال می‌آورد، آن‌ها خوب است.

کار غیرعاقلانه را وجود مبارک حسین بن علی رضایت نمی‌دهد؛ در آن وداع آخرینش به فرزندانش به خواهرانش به همه آن‌ها فرمود: «لَا تَشْكُوا وَ لَا تَقُولُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ مَا يَنْقُصُ مِنْ قَدْرِكُمْ» [30] [31] ؛ یک وقت شکایتی نزد خدا نبرید، این راه صحیحی است که ما طی کردیم و کاری که شما را کوچک می‌کند نکنید: «لَا تَشْكُوا وَ لَا تَقُولُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ مَا يَنْقُصُ مِنْ قَدْرِكُمْ». این بچه‌ها به هر حال گرسنه هم بودند، کسی به این‌ها غذا نداده بود، که یک تشنه اگر از کسی آب بخواهد ننگ نیست؛ اما یک گرسنه اگر از کسی نان بخواهد احساس شرم می‌کند. این‌ها ممکن بود بعد از عاشورا از کسی آب بخخواهند اما نان نخواستند؛ و فتوای این مسئله را هم در درجه اول امام زمانشان وجود مبارک امام سجاد می‌داد، ولی برای اینکه معلوم نشود حتی در داخل که امام زمانشان وجود مبارک امام سجاد است، زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) فتوا را از زین‌العابدین (سلام‌الله‌علیه) می‌گرفت و به این قافله منتقل می‌کرد. این بچه‌ها نمی‌دانستند که صدقه بر اهل‌بیت حرام است؛ وقتی وجود مبارک زینب کبری از زین‌العابدین این مطلب را شنید - قبلاً هم شنیده بود - به این بچه‌ها گفت - این بچه که خرما در دهانش بود دید آن بچه‌های دیگر که از عمه‌اش خبر می‌آورد - گفت: «عمتي تقول إن الصدقة علينا محرمة»[32] ؛ فتوای عمه من این است که صدقه بر ما حرام است، این‌ها از دهان ریختند با اینکه گرسنه بودند، چون حسین بن علی موقع وداع فرمود کاری که شما را کوچک می‌کند نکنید: «لَا تَشْكُوا وَ لَا تَقُولُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ مَا يَنْقُصُ مِنْ قَدْرِكُمْ». این بیان نورانی حسین بن علی بن ابی‌طالب است.

بنابراین نتیجه عرض ما این است که قرآن را خدای سبحان حفظ کرده، هر کسی بخواهد تحریف کند عده‌ای هستند که جلو تحریف‌کننده‌ها را می‌گیرند؛ اهل‌بیت (عليهم السلام) بشر عادی‌اند، شهید می‌شوند یا مسموم می‌شوند یا به رحلت عادی، ولی سیره آن‌ها سنت آن‌ها مکتب آن‌ها عدل قرآن کریم است. ممکن است کسی بخواهد این‌ها را تحریف کند، ولی نه خدا می‌گذارد نه محو شدنی‌اند؛ اما وظیفه ما این است که دستی در بیاوریم و تکان بدهیم. وجود مبارک زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) در مجلس شام بعد از اینکه دید آن چوب به آن لبان مطهر اصابت کرد، وضع سخنرانی او برگشت؛ فرمود: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جَهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا».[33] فرمود یزید! «أَ ظَنَنْتَ يَا يَزِيدُ حَيْثُ أَخَذْتَ عَلَيْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ آفَاقَ السَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ كَمَا تُسَاقُ الْأُسَرَاءُ أَنَّ بِنَا عَلَى اللَّهِ هَوَانًا وَ بِكَ عَلَى اللَّهِ كَرَامَةٌ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِكَ وَ نَظَرْتَ إِلَى عِطْفِكَ حِينَ رَأَيْتَ الدُّنْيَا مُسْتَوْثِقَةً حِينَ صَفَا لَكَ مُلْكُنَا وَ سُلْطَانُنَا فَمَهْلًا مَهْلًا»؛[34] فرمود قسم به خدا نمی‌توانی نام ما را محو کنی، قسم به خدا نمی‌توانی وحی ما را نادیده بگیری، او عدل قرآن است. اگر ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾ است و اگر «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي» است و اگر خدا حافظ قرآن است حافظ عترت هم است؛ لذا زینب کبری فرمود قسم به خدا نمی‌توانی نام ما را محو کنی، اما وظیفه ما این است که این شاخه پربار شجره طوبی عترت را تکان بدهیم و از میوه آن بهره کافی و شافی ببریم.

امیدواریم ذات اقدس الهی به همه علاقه‌مندان قرآن و عترت، به همه حوزویان و دانشگاهیان، به همه شما عزیزان سعادت دنیا و آخرت مرحمت بفرماید!

پروردگارا! امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی، دانشگاهی، همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

پروردگارا! دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما و این عزیزان را در سایه امام زمان حمایت بفرما!

مشکلات دولت و ملت را در سایه لطف ولی‌ات برطرف بفرما!

مرضای مسلمان‌ها بالاخص منظورین و سفارش‌شده‌ها را در سایه لطف ولی‌ات درمان بفرما!

ارواح مؤمنان عالم، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، معلمان ما، ذوی حقوق ما، پدران و مادران ما، همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!

امنیت مناطق مسلمان‌نشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

مسلمانان محاصره‌شده در غزه را به برکت ولی‌ات و قرآن و عترت از خطر صهیونیست‌ها نجات مرحمت بفرما!

بین ما و قرآن و عترت در دنیا و در برزخ و قیامت جدایی نینداز!

پایان امور را به خیر ختم بفرما!

غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.

 


[24] تذکره دولتشاه ص18 منصوب به علاء الدین عطا ملک جوشی.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo