87/09/28
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل ناهمگون بازده سقیفه و غدیر/وظایف حوزه و دانشگاه در تجلی حقیقت غدیر /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/وظایف حوزه و دانشگاه در تجلی حقیقت غدیر /تحلیل ناهمگون بازده سقیفه و غدیر
عید سعید غدیر خم که از برجستهترین اعیاد اسلامی است به پیشگاه ولیعصر (ارواحنا فداه) و عموم علاقهمندان قرآن و عترت و شما مهمانان بزرگوار تبریک عرض میکنم!
عظمت عید را، خواه عظمت این هجده ذیحجه یا سرزمین غدیر را، آن متزمن و متمکن تأمین میکند. اگر متزمن آن حقیقت قرآن بود، شب قدر میشود ﴿خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾،[1] و اگر حقیقت آن متزمن ولایت بود، این روز غدیر هم شبیه شب قدر خواهد بود و حرمت خاص خود را دارد؛ و همچنین اگر آن متمکن قرآن بود، کوه حرا حرمت خاص پیدا میکند و اگر آن متمکن جریان ولایت بود، وادی خم محترم میشود؛ عمده آن است آن متزمن و متمکن چه باشند، این مطلب اول.
مطلب دوم آن است که درباره وجود مبارک حضرت امیر (سلاماللهعلیه) بهترین بیان را ذات اقدس الهی دارد، پیامبر دارد و خود حضرت امیر. وجود مبارک حضرت امیر (سلاماللهعلیه) درباره خود فرمود: «مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّی»[2] ؛ از من، خدا «آیتالله الکبری» برتر ندارد؛ نه غیر اهلبیت و نه خود اهلبیت. اما درباره خود اهلبیت از باب سالبه به انتفای موضوع است، درباره غیر اهلبیت سالبه به انتفای محمول؛ اما درباره خود اهلبیت سالبه به انتفای موضوع است برای اینکه کثرت نیست. برابر زیارت جامعه کبیره اینها نور واحدند؛[3] اگر نور واحدند، غیری در کار نیست، کثیر نیستند تا بگوییم حضرت این بیان را که فرمود، دیگر امامان معصوم پس چه حساب دارند؟! وقتی این کثرت به وحدت تبدیل شد، میشود یک نور. گویا حضرت از تریبون ولایت کلیه سخن میگوید که «مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّی»؛ نسبت به غیر آنها هم که مشخص است؛ بعضیها اصلاً آیه نیستند، بعضیها آیه کبیر هستند ولی آیه کبری بالقول المطلق ولایت است. اگر این حقیقت در غدیر متجلی شد، ما باید حداکثر بهره را ببریم؛ بهرههای گوناگونی که برای مؤمنین که دارای درجات متنوع هستند باید نصیبشان بشود.
مطلب بعدی آن است که شما یا به هر حال حوزوی هستی یا دانشگاهی، رسالت شما بیش از دیگران است -یک فضیلت مشترکی همه حوزویان و دانشگاهیان با توده مردم دارند که اگر فرصت شد آن فضیلت مشترک را عرض میکنیم- اما یک وظیفه خاصی به عهده کسانی است که بار امانت علم را میکشند. و آن این است که غالب ما با شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید آشنا هستیم و گاهی هم با تجلیل و تکریم از او و شرح او یاد میکنیم که خود گفت من فکر نمیکردم کمتر از چهارده سال شرح نهجالبلاغه به پایان برسد؛ ولی خدا را شاکرم که در ظرف ده سال به پایان رسید. و این جملهای که در آغاز شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید آمده، این را هم یک وصف کمال تلقی میکنیم که او در آغاز این کتاب گفت: «الحمد لله الذي قدم المفضول على الفاضل بمصلحة رأها»[4] و مانند آن. او قبول کرده است که وجود مبارک علی بن ابیطالب فاضل است و دیگران مفضول، یا او افضل است و دیگران فاضل، و این را یک نکته قوت تلقی میکنیم؛ در حالی که در پشت پرده این تعبیر بسیاری از مسائل سیاسی نهفته است. باید به جناب ابنابیالحدید گفت سخن از فاضل و مفضول نیست، سخن از افضل و فاضل نیست، سخن از حق و باطل است. شما آمدید این حقیقت اساسی را کتمان کردید، یک؛ بعد به خدا نسبت دادید، دو؛ باید گفت این حقیقت را عریان مطرح کنید، یک؛ به سقیفه اسناد بدهید، دو. این چهار مطلب؛ یعنی چهار مطلب آن چیزی دیگری بود، شما پردهپوشی کردید به کسی دیگر نسبت دادید، شما به دیگری اسناد دادید؛ این اسنادتان غلط است نه مجاز. اما بیان امور اربعه؛ آیا سخن از این است که هر دو درباره خلافت سهیم بودند و حق داشتند، یکی به بود، یکی بهتر، یا یکی غاصب بود دیگری امین؟ سخن از فاضل و مفضول نیست، سخن از حق و باطل، سخن از صدق و کذب، سخن از خیر و شر، سخن از زشت و زیبا، سخن از سعادت و شقاوت، سخن از امانت و غصب؛ از اینها سخن است، سخن از فاضل و مفضول نیست. اینچنین نیست که بازده سقیفه مفضول باشد و بازده غدیر فاضل که در یک فضل شرکت کنند؛ یکی غصب است دیگری امین، یکی حق است دیگری باطل؛ این مطلب اول.
آمدند این حق و باطل را، خیر و شر را، صدق و کذب را، جهنم و بهشت را به صورت فاضل و مفضول در آوردند؛ این شده مطلب دوم.
در پشت این پرده چون کاری کردند که غدیر شده فاضل و سقیفه شده مفضول، غدیر شده افضل و سقیفه شده فاضل، کاری کردند که رویشان بشود این کار را به خدا اسناد بدهند، بگویند «الحمد لله الذي قدم المفضول على الفاضل»! خیر! نه دست به اول بزنید، نه بگویید سخن از فاضل و مفضول است؛ بالصراحه بگویید سخن از غصب است و امانت، و بالصراحه فاعل این فعل را، مبتدای این خبر را مشخص کنید، بگویید سقیفه این کار را کرد نه «الله»، چون او «سبوح» است، او «قدوس» است: ﴿كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئَهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا﴾[5] . خدای سبحان از همان آیه ۲۱ و ۲۲ سوره مبارکه اسراء تا آیه ۳۹، بسیاری از مسائل اعتقادی، اخلاقی، فقهی، حقوقی را مطرح میکند، بعد میفرماید همه اینها نزد خدا زشت است: ﴿كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا﴾، ﴿كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾ مگر سیئه را میشود به خدا اسناد داد؟ مگر غصب را به خدا اسناد داد؟
بنابراین این چهار کار را حوزه و دانشگاه باید به عهده بگیرد؛ یعنی تحلیل کنید غدیر حق است و سقیفه باطل، ثابت کنید غدیر کار الهی و سقیفه کار معدود افراد عادی است. اما همه اینها را عاقلانه، عالمانه، حکیمانه با حفظ وحدت میشود انجام داد. از دیرزمان مرحوم شیخ مفید، مرحوم صدوق، مرحوم کلینی، بزرگان دیگر این معارف را نقل کردند، تنشی هم بین ما و برادران اهل سنت ایجاد نکردند؛ میشود در کشوری دوستانه به سر برد یا در کشورهای دیگر دوستانه به سر برد ولی حرفهای عمیق علمی را ارائه کرد. برادر اسلامی یکدیگر بودن منافی تحقیق نیست، موجب تنش هم نیست؛ نه مزاحم تحقیق است نه موجب تنش. لکن باید بدانیم که اینچنین نیست که جناب ابنابیالحدید دست به قلم بکند این چهار تا کار را انجام بدهد و کسی نفهمد؛ خیر، کار سقیفه را با غدیر اشتباه نکنید. و کار الهی همان کار غدیر است که ذات مقدس رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) صریحاً مأمور شد از طرف ذات اقدس الهی که اگر نگویی «علی ولیالله» است مثل آن است که «محمد رسولالله (صلیاللهعلیه و آله و سلم)» است. اینکه فرمود: ﴿إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾[6] معنای آیه این نیست که ﴿إِنْ لَمْ تَفْعَلْ﴾ یعنی اگر این جمله را تبلیغ نکنی رسالت خدا را درباره ولایت مطرح نکردی؛ اینکه میشود اتحاد مقدم و تالی، اینکه با فصاحت و بلاغت سازگار نیست، اینکه با کلام حکیم سازگار نیست. ﴿فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ﴾ یعنی لم تبلغ ولایه علی بن ابیطالب؛ این مقدم، ﴿فَمَا بَلَّغْتَ﴾ لم تبلغ رسالته المطلقة؛ که این معنا دارد. اگر وجود مبارک حضرت نگفته باشد «انا رسولالله» -معاذ الله- خلاف کرده، اگر نگفته باشد «علی ولیالله» هم همین طور است، ما هم همین طور هستیم. بنابراین سر اینکه از اکبر اعیاد ماست، برای اینکه آیت کبری را ذات اقدس الهی به ما ارائه کرده است، این مطلبی است که وظیفه همه حوزویان و دانشگاهیان است که در صدد تحقیق هستند.
اما آن اثر عملی که وظیفه همه شیعیان و علاقهمندان قرآن و عترت است این است که ما باید بار را از دوش اینها برداریم یا لااقل بار خودمان را بر بارهایی که ایشان دارند اضافه نکنیم. وجود مبارک حضرت در چند مورد به ما فرمود به من کمک کنید، «أَعِينُونِی أَعِينُونِی» [7] کمک کنید. گاهی میفرماید ما را کمک کنید، گاهی میفرماید ما را خسته نکنید؛ آنجا که جزء صفات ثبوتیه مؤمن است: «أَعِينُونِی بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ» [8] فرمود در کارهای خیرتان در اوصافتان، عقاید خوبی که دارید ما را کمک کنید؛ کمک کنید که من چه بکنم -آن را بعد عرض میکنم- شما ما را کمک بکنید در چه چیزی؟ آن کاری که در پیش دارم شما در آن کارها به من کمک کنید. گاهی هم میفرماید ما را خسته نکنید: «لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَبِ وَالشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا قَدَّمْتُمْ، لَا تَفْضَحُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَ عَدُوِّكُمْ فِي الْقِيَامَةِ وَلَا تُكَذِّبُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَهُمْ فِي مَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بِالْحَقِيرِ مِنَ الدُّنْيَا».[9] فرمود آبرویتان را نبرید، خودتان را کوچک نکنید، ما را هم خسته نکنید؛ اینها اوصاف سلبی است، آن اوصاف ثبوتی که فرمود ما را کمک بکنید از راه تقوا. کمک بکنید که ما چه کار بکنیم؟ من میخواهم بار شما را به مقصد برسانم؛ تنها بار زید و عمرو که نیست، بار امت اسلامی است، از اولین تا آخرین. اینکه در سوره مبارکه واقعه فرمود: ﴿إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾؛[10] همه ما محتاج به شفاعت آنها هستیم. فرمود آن روزی که احدی حق حرف زدن ندارد، چون روزی است که ﴿لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا﴾. [11] کسی حق حرف زدن هم ندارد؛ چون میدانید مجرم یا متهم اگر مجاز باشد سخن بگوید، عذرخواهی بکند، از نظر روانی یک مقدار سبک میشود؛ فرمود: ﴿وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ﴾،[12] اینها عذرخواهی بکنند سبک بشوند، کسی به اینها اجازه نمیدهد چنین روزی است: ﴿لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا﴾. در چنین روزی علی و اولاد علی تریبون دستشان است؛ این کم مقام نیست! روزی که احدی حق حرف زدن ندارد، اینها مجازند حرف بزنند. ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ﴾[13] تفسیری که ملاحظه میکنید روایاتی که در ذیل این آیه است به اهلبیت تطبیق شده است. [14] این رجال مجازند سخن بگویند در آن روز که احدی حق حرف ندارد. اینها میخواهند شفاعت کنند؛ تنها شفاعت یک میلیون و دو میلیون که نیست، معلوم نیست چقدر به وجود مبارک اهلبیت نیازمند در شفاعت هستند. فرمود شما ما را خسته نکنید، ما چقدر از خدای سبحان بخواهیم، چقدر خدا را سوگند بدهیم؟ «إعیاء» یعنی خسته کردن، «عی» یعنی خسته شدن؛ ﴿أَفَعَيَيْنَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ﴾[15] یعنی مگر ما خسته شدیم؟ «أعبی» یعنی خسته کرد. فرمود: «لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَبِ وَالشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» ما میخواهیم برای شما شفاعت کنیم، این قدر ما را خسته نکنید، قدری بار شما سبکتر باشد که ما اگر از ذات اقدس الهی خواستیم بخشش شما را، بر ما منت بنهد، ببخشد.
و آبروی خودتان را هم حفظ کنید: «لَا تَفْضَحُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَ عَدُوِّكُمْ فِي الْقِيَامَةِ». آنجا که فرمود ما را خسته نکنید، فرمود به سبب فيما قدمتم، با کارهایی که کردید ما را خسته میکنید؛ مگر میشود بیشفاعت آدم وارد بشود؟ آنها که ﴿خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا﴾[16] برابر آن سیئه باید بسوزند یا نه، مگر تحمل سوختن مقدور ماست؟ فرمود ما را خسته نکنید، میخواهیم شفاعت شما بکنیم خیلی خسته نشویم، بعد آبروی خودتان را هم حفظ بکنید: «لَا تَفْضَحُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَ عَدُوِّكُمْ»؛ یک دشمن قسمخورده داریم که شیطان است، گفت: ﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴾[17] . دشمنان دیگر هم کم نیستند که آنها عدو ما هستند؛ فرمود آبرویتان را نزد دشمنتان در قیامت نبرید. سوم اینکه خودتان را کوچک نکنید: «وَلَا تُكَذِّبُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَهُمْ فِي مَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بِالْحَقِيرِ مِنَ الدُّنْيَا». من الدنیا، به هر حال شما مقامی دارید، چرا این را از دست میدهید؟ چرا خودتان را کوچک میکنید برای این بازیها یا بیراهه رفتن یا راه دیگری را بستن؟ آدم میتواند در متن سیاست حضور داشته باشد، چه در انتخابات چه در غیر انتخابات، و عاقلانه نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد. عمری را امام امتحان داد، عمری را سیدحسن مدرس امتحان داد، عمری را خیلی از این بزرگانی که شهید شدند یا مردند یا الآن زنده هستند، چه در حوزه چه در دانشگاه چه در بازار ما مردان الهی کم نداریم، اینها هم هستند؛ اینها در هر صحنه سیاسی حضور دارند اما نه بیراهه میروند نه راه کسی را میبندند. فرمود برای هیچ چیز آبرویتان را نبرید. اگر انسان نبود، باطلی در عالم نداشتیم؛ خیر و شر در عالم مطرح است، حسن و قبح در عالم مطرح است، اما حق و باطل بدون انسان فرض ندارد. عالم صدر و ساقه آن حق است، چیزی به نام باطل در عالم نیست؛ این انسان است که در اثر توهم و تخیل بیجا، نام مطلبی را بر مطلب دیگر مینهد، این میشود کذب و این لفظ مفهوم دارد اما مصداق ندارد، این میشود باطل. اگر انسان نبود، اگر اندیشه باطل نبود، اگر وهم و خیال نبود، باطلی در عالم نبود؛ اما خیر و شر حساب آن جداست چون به تکوین برمیگردد. انسان است که باطلرو و باطلگو است و برابر آنچه که در آیاتی نظیر ﴿إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ﴾[18] فرمود: این الفاظی که شما میگویید زیر آن خالی است، وقتی گفتید ﴿هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا﴾[19] این الفاظ است، مفاهیم است ولی مصداق ندارد، میشود باطل. اگر انسان نبود باطل هم در عالم نبود. ما میتوانیم با پرهیز از باطل و گرایش به حق هم آن اوصاف ثبوتیه را -انشاءالله- حفظ بکنیم که «أَعِينُونِی بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ»، هم از این صفات سلبیه منزه باشیم که «لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَبِ وَالشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».
من مجدداً این عید اکبر را به حضور همه شما برادران و خواهران حوزوی و دانشگاهی، مخصوصاً عزیزانی که از مشهد، از کنار بارگاه ثامنالحجج علی بن موسی الرضا (عليه و على آبائه الأطيبين الأنجبين عليه آلاف التحية و الثناء) شرف حضور دارند، تبریک عرض میکنم؛ امیدوارم بهترین عیدی ما همان ولایتپذیری این ذوات قدسی باشد!
پروردگارا! امر فرج ولی خود را تسریع بفرما.
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی، دانشگاهی، همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانهای ما و این عزیزان را در سایه لطف ولی خود از امدادهای غیبی متنعم بفرما!
ارواح مؤمنان عالم، احیاء و امواتشان، معلمان ما، ذوی حقوق ما، مؤلفان علوم الهی، اساتید ما، پدران و مادران ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمت بیکرانت با انبیا محشور بفرما!
حوایج مشروعه دولت و ملت را در سایه لطف امام زمان برآورده بفرما!
مرضای مسلمانها بالأخص منظورین را در سایه لطف ولی خود درمان بفرما!
امنیت مناطق مسلماننشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان تأمین بفرما!
مسلمانان محاصرهشده در غزه را به عزت و غیرتت نجات مرحمت بفرما!
آن رادمردی که آبروی بوش را در سطح کنونی برد از زندان مستخلص بفرما!
بین ما و اولیایت در دنیا و آخرت جدایی نینداز.
غفر الله لنا ولكم والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.