87/09/21
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم علو همت و دوری از خودپسندی/وسایل درک حقیقت و قرب الی الله /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/وسایل درک حقیقت و قرب الی الله /لزوم علو همت و دوری از خودپسندی
مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی و وابستگان سایر نهادها و ارگانها را گرامی میداریم. همه کسانی که اسامی شریفشان برده شد و همچنین مهمانانی که اسامی شریفشان برده نشد -إن شاء الله- مشمول ادعیه زاکیه ولی عصر باشید.
در آستانه بهترین عید اهلبیت یعنی عید غدیر خم قرار داریم، چه اینکه عید قربان هم از اعیاد عظیم اسلامی است. این فرصتها، فرصتهای طلایی و زرین است که «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتِ أَلَّا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»؛[1] از رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) رسیده است که گرچه رحمت خدا همیشه است، اما گاهی فرصتها در شبها و روزها پدید میآید که نسیم رحمت میوزد، خود را در معرض آن نسیم قرار بدهید و هرگز اعراض نکنید. مطلبی که شایسته است در جمع شما علاقهمندان به علوم و معارف الهی ارائه بشود و عرض بشود این است که ذات اقدس الهی ما را به بسیاری از امور تکلیف کرده است، هم به امور علمی و هم به امور عملی که به حسب ظاهر تحصیل آنها آسان نیست؛ این مطلب اول.
مطلب دوم آن است که همه وسایل را در عالم در اختیار خودش قرار داده است؛ چون ﴿لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾.[2] [3] او مدبر کل است و همه موجودات آسمان و زمین در پیشگاه باریتعالی هم متقادند که آیات اسلام دلالت دارد: ﴿أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾،[4] هم خاضعاند که آیات سجده دلالت دارد: ﴿وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾،[5] هم تنزیهکننده حقاند که آیات تسبیح دلالت دارد: ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾،[6] هم مطیع و فرمانبردار او هستند که ﴿قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ﴾؛ [7] یعنی ما بدون کراهت و با طوع و رغبت فرمان تو را اطاعت میکنیم، و هم سپاه آماده و ستاد مجهزند که ﴿لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾. این پنج طایفه از آیات، آن پنج وصف رسمی را برای سراسر عالم مقرر کردند؛ این هم دو مطلب.
ما اگر بخواهیم کاری را انجام بدهیم خواه علمی خواه عملی، اگر برای ما دشوار است باید از وسایلی کمک بگیریم که این دشواری را آسان بکند؛ این هم یک مطلب. ذات اقدس الهی فرمود همه امور در اختیار خداست، آن خدا به شما نزدیک است: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾.[8] این راهحلی هست که هم آدم را عالم میکند هم آدم را عادل میکند، هر محال از دست او ممکن شود، کار سخت به وسیله او آسان میشود. این درک وحی را، فهم قرآن را که از سختترین کارها و علوم بشری و الهی محسوب میشود فرمود ما این را آسان کردیم: ﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ﴾.[9] [10] [11] [12] قدری دست انسان را میگیرد بالا میبرد، قدری دامنه مطلب را میگیرد پایین میآورند تا این تناسب حاصل بشود، درک قرآن برای ما آسان بشود، تذکر قرآنی آسان شود؛ فرمود این قول، قول ثقیل است: ﴿إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا﴾.[13] چیزی را که ذات اقدس الهی وزین و سنگین بداند معلوم میشود خیلی مهم است، فرمود این را من دلپذیر کردم برای شما آسان کردم؛ هم دستگاه قلب شما را به این سمت گرایش دادم هم با تنزل دادن علوم وحیانی این را در کنار قلبتان قرار دادم شده ﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ﴾.
بر اساس این پنجشش مطلب ما هیچ حق نداریم که بگوییم عالم شدن، مجتهد شدن، حکیم شدن، فقیه شدن سخت است؛ درست است که سخت است اما همه وسایلش فراهم است، همه ابزارش فراهم است. آن که کلید به دست اوست نزدیک ماست: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾. از یک طرف فرمود: ﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾.[14] [15] تمام درها بسته است اما کلید به دست خداست، خدا هم به ما نزدیک است؛ منتها مشکل آن این است که بین ما و خدای ما یک پرده غلیظی است و آن خود ما هستیم. این بیان نورانی حضرت ابیابراهیم امام کاظم (سلام الله علیه) را مرحوم صدوق (رضوان الله علیه) در کتاب شریف توحید نقل کردند که: «لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ، احْتَجَبَ بِغَيْرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ وَ اسْتَتَرَ بِغَيْرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ».[16] فرمود بین خدا و انسان خود انسان فاصله است. ما در حجابهای عادی یک حاجب داریم، یک محجوب داریم، یک محجوبعنه؛ میگوییم ما از آن شخص محجوبیم برای اینکه بین ما و او دیوار فاصله است یا پرده فاصله است یا تاریخ و گذشت زمان یکقرنه فاصله است؛ به هر حال در احتجاب عنصر محوری آن سه تاست: یکی محجوب است، یکی محجوبعنه است، «بینهما حاجب»؛ این در حجابهای عادی. اما در حجابهای معنوی سه عنصر نیست، دو عنصر است؛ بین ما و خدای ما هیچ حاجب نیست، فقط خود ما حاجبیم. خود را مبین که رستی.[17] این گناه، این علاقهها، جاهطلبی، این نان من و نام من، این بازیها، راه بستن دیگری، بیراهه رفتن، خودی؛ همه اینها حاجب است. فرمود این پردهها را محکم نکن برای خودت، تلاش و کوشش نکن، آنگاه ذات اقدس الهی را مشاهده میکنی.
پس تا اینجا روشن شد که همه کمالات علمی و عملی را بر ما لازم دانستند که تحصیل کنیم، یک؛ تحصیل آنها هم بسیار سخت است، دو؛ همه این درها بسته است کلیدش به دست خداست، سه؛ خدا هم با ما نزدیک است، چهار؛ تنها مشکل ما این است که ما کلیددار را نمیشناسیم، فرمود: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾. این اهلبیت (عليهم السلام) که انوار الهیاند مدبرات امر در خدمت اینها هستند، فرمودند حجاب بین انسان و خدا همان خود انسان است. آنهایی که این را تجربه کردند؛ یعنی برای خود کار نکردند، خود را ندیدند، به این فکر نبودند که شهرتی پیدا کنند، در این وادیها نبودند، خیلی جاها رسیدند؛ این هم شاهد عملی.
مطلبی که مربوط به همین مباحث گذشته است روایتی است که وجود مبارک سیدالشهداء (سلام الله علیه) از وجود مبارک پیامبر اسلام (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) نقل کرده، فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَيَكْرَهُ سَفْسَافَهَا».[18] خدا همت بلند، درک بلند، حرف بلند، کار بلند، نظر بلند، آرمان بلند را دوست دارد. پستهمتی، تنگنظری، محدودیت را خدا نمیپسندد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَيَكْرَهُ سَفْسَافَهَا». آن که وارد حوزه و دانشگاه شده و قصدش این است که به اندازه معلم خودش یا استاد خودش علم و درس بیاموزد بعید است به جایی برسد، چون او با تنگنظری آمده؛ اما آن که آمده میخواهد فقیه مطلق بشود، حکیم مطلق بشود، به هر حال به جایی میرسد. فرمود تا میتوانید با همت بلند زندگی کنید، از پیشرفت دیگران هم لذت ببرید. این تنگنظری نه میگذارد دیگران ترقی کنند نه میگذارد شما پیشرفت کنید، خدای سبحان همت بلند را عقیده بلند را فکر بلند را دوست دارد؛ خب اگر دوست دارد تأیید میکند. چون این چنین است که «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَيَكْرَهُ سَفْسَافَهَا» هر کسی در رشته خودش سعی کرده که حرف اول را بزند این بر اساس همین تعالیم اسلامی است.
همین رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) که فرمود: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ» [19] -که این ذیل همان حدیث است- همین که فرمود «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ» یک عده زیادی اهل رحلت بودند؛ رحله، رحله نه تنها برای ابنبطوطه است برای خیلی از بزرگان است که اینها حدیثی را از استادشان شنیدند، آن استادشان از مشایخ قبلی تا از وجود مبارک پیامبر، اینها میگفتند که دین همانطور که به ما گفت عالم بشوید، گفتند علو همت هم داشته باشید. این حدیث درست است که از رسول گرامی است و استاد ما نقل کرده، من مایلم که از استاد استادم بشنوم؛ گاهی یک نفر از مدینه تا مصر یا از مدینه تا شام یا از مدینه تا بین اینها حرکت میکردند؛ گاهی میگفتند تا آنجایی که شترهای ما بتوانند راه بروند میرویم، همین کار را هم کردند و تاریخ آنها را ثبت کرد؛ این رحله ابنبطوطه همین است. کسانی که برای فهمیدن یک حدیث از مدینه حرکت کردند تا مصر یا از عراق حرکت کردند تا مصر -الآن سفر خیلی آسان شده ولی آن روزها به هر حال راهزن زیاد بود، راه طولانی بود، وسیله در بین راه نبود- چون کسی از مصر آمده بود مدینه در محضر حضرت سؤالی کرده و حضرت مطلبی را فرمود، این حدیث نزد او بلاسواسطه است. محققان بعدی سعی میکردند که از زبان کسی این حدیث را بشنوند که با گوشهای خود از زبان مطهر پیغمبر شنیده؛ چرا؟ میگفتند ما دنبال اصل حدیث هستیم از یک سو؛ سند هم پیش ما معتبر است از سوی دیگر ما به دنبال علو اسلام هستیم، میخواهیم بین ما و آن منبع فاصله نباشد یا کم باشد؛ این علو اسلام است، در کتابهای حدیث و رجال و درایه که مطرح میکنند همین است. این را علو همت تربیت میکند؛ اگر علو همت باشد پیدایش افرادی مثل شیخ انصاری یا مثل آخوند خراسانی اینها سهل است، اینها جزء اوتاد و اوحدی از انسانها نیستند، اینها طلبههای معمولی بودند؛ بله در بین این هزارها فقها و حکما و مفسران چند نفر خیلی شاخصاند که اینها بدون استاد به اینجا رسیدند، اما کسی که چهل پنجاه سال درس بخواند، اساتید خوب داشته باشد، شاگردان خوب داشته باشد، در حوزه قوی و غنی نجف تربیت بشود، پرورش و پیدایش این حد از صواب خیلی معجزه نیست، خیلیها بودند که بدون استاد در دوران کودکی یا نوجوانی به اجتهاد رسیدند، حالا آنها جزء اوحدی فقهای ما هستند؛ اما این مقدار باسواد شدن خیلی سخت نیست. اما همین کسی که چهار تا مرید پیدا کرده، چهار تا منبر رفته، چهار تا نان و نان پیدا کرده بگوید همین درسم بس است، در تعبیرات بزرگان این رشتهها آمده است که اولین روز جهل انسان روزی است که بگوید من فارغالتحصیل شدم؛ آدم دهان باز میکند بگوید همین مقدار بس است. فرمودند اولین روز جهل کسی آن وقتی است که بگوید من فارغالتحصیل شدم؛[20] او معلوم میشود از اول به دنبال کسب آمده که مدرکی تهیه بکند، نانی تهیه بکند، به دنبال علم نرفته.
پس علو همت محدثان را به علو اسناد دعوت میکند، کارشان همین است. این قرب الاسناد، قرب الاسناد حمیری همین است. میگویند درست است که این حدیث معتبر است، ما از استادمان شنیدیم، او موثق است، او از استادش شنید، ولی میخواهیم فاصله ما با معصوم کم باشد، میشود قرب الاسناد؛ راههای فراوانی پیدا کردند تا معمرین را پیدا کنند آنها که بلاسواسطه هستند از معصوم (سلام الله علیه) شنیدند، محضر آنها را ادراک کنند و چیز یاد بگیرند. بر اساس همین معیار عدهای دیگری که در راه حدیث کار نمیکنند در راه معرفت کار میکنند، آنها هم میگویند که ما میخواهیم عالم بشویم اما از خود معلوم میخواهیم او را بشناسیم، نه از پیک و واسطه. بیان مطلب این است: این علومی که ماها مبتلاییم در حوزه و دانشگاه اینها را از کتاب میگیریم یا از اساتید میگیریم، یا از الفاظ اینها میشنویم یا از نقوش کتاب میگیریم، یک؛ این الفاظ قراردادی هستند وضع شدهاند برای یک سلسله مفاهیم، دو؛ این مفاهیم به ذهن ما میآید حاکی از آن مطلب خارجی است، سه؛ ما دسترسی به خارج نداریم، چهار؛ آن که حق است که عین خارج است که معلوم است ما به او دسترسی نداریم، همه اش «مع بعد الاسناد» یا با «قرب الاسناد» داریم از خارج حکایت میکنیم، از بهشت حکایت میکنیم، از جهنم حکایت میکنیم. بهشت حق است بدون تردید، جهنم حق است بدون تردید؛ اما این الفاظ را از آیات و روایات گرفتیم، یک؛ مفاهیم آنها را هم درک کردیم، دو؛ معتقدیم که این مفاهیم مصداق دارد، سه؛ اما مصداق چیست نمیدانیم. وجود مبارک حضرت امیر در آن خطبهای که به همام فرمود و به دیگران هم عنایت کرد فرمود مردان با تقوا در اثر اعتلای همت کسانیاند که اینها علمشان بلاسواسطه است؛ یعنی حضوری است حصولی نیست، با پیک مفهوم از مصداق باخبر نیستند. ما این «مصداق»ی که میبینیم این «میم» و «صاد» و «دال» و «الف» و «قاف»، این مصداق به حمل اولی است و گرنه مفهوم به حمل شایع است. مصداق آب آن است که در خارج است و رفع عطش میکند؛ ما بگوییم آقا ما با مفهوم آب کار نداریم با مصداق آب کار داریم؛ درست است میگوییم مصداق؛ اما این لفظ مصداق را میگوییم، یک؛ معنای مصداق را میفهمیم، دو؛ اینها میشود علم حصولی، این مصداق به حمل اولی مصداق است ولی به حمل شایع مفهوم ذهنی است. مکرر میگویند آقا ما با خارج کار داریم با ذهن کار نداریم؛ میگوییم بله با خارج کار دارید؛ اما این «خارج» یک دانه «خاء» هست و یک دانه «الف» هست و یک دانه «راء» هست و یک دانه «جیم»، یک لفظ است و یک مفهوم که نزد شماست؛ لفظ آن که خارج نیست مفهوم هم میشود صورت ذهنی است، کجا با خارج رابطه ای دارید؟ اگر علم شهودی داشتی اهل دردی. وجود مبارک حضرت امیر فرمود مردان با تقوا کسانیاند که: «فَهُمْ وَالْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا»؛[21] اول مقام «کان» است بعد -إن شاء الله- مقام «آن»؛ این میشود علو همت در حقیقتشناسی، آن میشود علو همت در حدیثشناسی، در رشتههای دیگر هم همین طور است. آنها سعی کردند که از علم به عین آمد و از گوش به آغوش[22] ؛ تلاش حارثة بن مالك این بود، تلاش مؤمنان با تقوا که در نهجالبلاغه است این است؛ همه اینها سخت است اما کلید همه به دست خداست، او هم با ما نزدیک است. فرمود: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾؛ اگر ﴿بِيَدِهِ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ است؛ مستحضرید که این کلید دندانههایش طرزی ساخته شده که اگر به این سمت بگردانی باز میشود به آن سمت بگردانی بسته میشود، هم برای مؤمنان مفتاح است هم برای کافران مغلاق. فرمود ما این درهای آسمان را برای کفار باز نمیکنیم؛ این کدام آسمان است که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾؛[23] این را در قرآن فرمود یا نه؟ فرمود کلید به دست ماست هم مفاتیح به دست ماست هم مغالیق به دست ماست، بستنش به دست ما گشودنش به دست ماست، بعد فرمود ما در آسمان را فقط به روی مؤمنین باز میکنیم به روی کفار باز نمیکنیم، اینها ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾ این آسمان ظاهری مراد است که الآن هم آنجا وسیله نقلیه بردهاند و ترمینال درست کرده و مرتب روزانه با سفینهها سفری دارند به کرات دیگر، منظور این است؟! این آسمان است که درش به روی کفار باز نمیشود؟! یا آن آسمانی که ﴿وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ﴾[24] ؛ آن آسمانی که مرحوم طبرسی در احتجاج نقل میکند که کسی آمده از وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) مطالبی خواست بپرسد، وجود مبارک امام مجتبی (سلام الله علیه) هم یک کودک یا نوجوانی بود در خدمت حضرت نشسته بود، آن سائل که از شام آمده بود چند تا مطلب داشت؛ یکی از این مطالب این بود که: «كم بين الأرض و السماء»؛ بین آسمان و زمین چقدر فاصله است؟ وجود مبارک حضرت امیر به امام حسن (سلام الله علیهما) اشاره کرد که جوابش را بده؟ حضرت فرمود: «دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ وَمَدُّ الْبَصَرِ»؛[25] یعنی اگر منظور آسمان ظاهری است اینکه قابل متراژ نیست تا آنجا که میبینی آسمان است، اگر آسمان غیب را میگویی آه مظلوم است. بین زمین و آسمان آه مظلوم است، دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ، آنجا که ﴿وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ﴾ است، آنجا که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾ است.
پس راه دارد. این کسی که با آهن میرود کره مریخ، ما با آه میتوانیم برویم؛ به ما گفتند تو اسلحه ات گریه است، آن را که نداری در اینجا به ما گفتند: «وسلاحه البکاء»[26] ؛ کسی که اسلحه ندارد چه کار میخواهد بکند با چه کسی میتواند بجنگد؟ نه در جهاد اوسط موفق است نه در جهاد اکبر؛ جهاد اصغر را آهن تأمین میکند، اما آن جهاد اوسط و بالاتر از اوسط را اشک و ناله تأمین میکند، آن که نیست. آدم مسلح پیشرفت میکند. سلاح هر چیزی هم به اندازه آن است؛ کسی که نویسنده است سلاح او لوازمالتحریر است، کسی که پزشک است همان گوشی و تشکیلات فشارسنج و اینها سلاح اوست، سلاح انسان برای مسائل معرفتیاش اشک و ناله است، این را که ندارد. اگر این ناله پیدا شد آن وقت ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾ را انسان میبیند؛ چون خودش را که کنار گذاشته دیگر بین او و بین خدای او که حجابی نیست.
حالا چون سخن از آه و ناله و ضجه و لابه مطرح شد در پایان عرایضم همه ما با ضجه و ناله و لابه از ذات اقدس الهی بخواهیم تو را به عزت و غیرتت نظام اسلامی، مسلمانهای سراسر عالم مخصوصاً گرفتاران در محاصره غزه را به احسن وجه نجات مرحمت بفرما!
خطر بیگانهها را به خود آنها برگردان.
امنیت مناطق مسلماننشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
حجاج و معتمران را با حج مقبول، با عمره مقبول، با زیارت مقبوله و با ادعیه مستجاب، سالماً به اوطانشان برگردان! «اللَّهُمَّ وَبَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَالزُّوَّارِ فِي الزَّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ».[27]
خدایا رهبر ما، مراجع ما، حوزهها و دانشگاههای ما، دولت و ملت و مملکت را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
ارواح مؤمنان عالم، عالمان، معلمان ما، ذوی حقوق ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمت بیانتهایت با انبیا محشور بفرما!
طلاب و فضلا و محصلان حوزه و دانشگاه مخصوصاً کسانی که در این ایام به لباس فاخر روحانیت ملبس شده و میشوند همه را مشمول ادعیه زاکیه ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار بده!
غفر الله لنا ولكم والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.