87/09/14
بسم الله الرحمن الرحیم
ضرورت عمل به معارف قرآن و عترت/عرضهگری عقاید بر قرآن و احیای سنتهای اهلبیت /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/عرضهگری عقاید بر قرآن و احیای سنتهای اهلبیت /ضرورت عمل به معارف قرآن و عترت
مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی و برادران و خواهران را گرامی میداریم. عزیزانی که از نهادها و ارگانهای دیگر شرف حضور دارند مقدمشان را ارج مینهیم. امیدواریم حشر همه اینها با قرآن و عترت باشد!
ایام بسیار مهمی را میگذرانیم؛ در آستانه شهادت امام پنجم، امام باقر (سلام الله علیه) هستیم، در آستانه روز ترویه که حاجیان کوی دوست احرام میبندند و از مکه به سرزمین عرفات و مشعر و منا حرکت میکنند قرار داریم. در آستانه روز پربرکت عرفه قرار داریم که روز معروف دعا و نیایش سالار شهیدان حسین بن علی بن ابیطالب و سالروز شهادت اولین نایب خاص آن حضرت وجود مبارک مسلم بن عقیل (سلام الله علیه) است و در آستانه مهمترین عید از اعیاد اسلامیمان عید قربان هستیم که -إن شاء الله- عامل تقرب همه به خدای سبحان است. در کنار این روزهای پربرکت، روز عزیز و دلپذیر دانشجو را هم داریم که امیدواریم ذات اقدس الهی همه دانشجویان مخصوصاً این عزیزان را مشمول ادعیه زاکیه ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار بدهد. ما اگر به یک گوشه از گوشههای این مناسبتهای یادشده عمل بکنیم بقیه مسائل برایمان حل است.
از وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) رسیده است که شما خودتان را بر کتاب خدا عرضه کنید؛ این یکی از مهمترین دستورات وجود مبارک امام پنجم است.[1] عرضه بر قرآن اصطلاحی هم در فقه هم در اصول است؛ در کتابهای فقهی و اصولی اینچنين مطرح است که روایتهای متعارض را بر قرآن عرضه میکنند، آن روایتی که مخالف با قرآن است آن را طرد میکند آن که مخالف نیست آن را میگیرند. این یک بخش که از آنها به عنوان نصوص علاجیه[2] یاد میکنند. در بخش دیگر مطلق روایات است که هر دو طایفه را مرحوم کلینی (رضوان الله علیه) و سایر بزرگان روایی و محدثان ما در جوامع روایی خود نقل کردهاند[3] . آن طایفه دوم آن است که هر روایتی که به دست شما رسیده است بر قرآن کریم عرضه کنید اگر مخالف قرآن بود نپذیرید، زیرا مثل خدا کسی سخن نمیگوید ولی مثل ائمه سخن میگویند، مثل پیامبر سخن میگویند؛ حدیث به نام اینها جعل میکنند، ولی آیه را نمیتوانند جعل کنند. آن کتابی که از خطر وضع و جعل مصون است قرآن کریم است ولی به نام ائمه (عليهم السلام)، به نام پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) احادیث جعل میکنند. وجود مبارک رسول گرامی هم فرمود: «ستکثر علی القال»؛[4] [5] یعنی برای من کذابان و وضاعان هستند به دروغ به نام ما جعل کنند. بنابراین هر روایتی را که از وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یا ائمه (عليهم السلام) رسیده است ما باید عرض بر قرآن کنیم که این دو طایفه از نصوص، یکی در اصل حجیت خبر واحد و یکی هم در ترجیح احد المتعارضین بر متعارض دیگر در کتابهای اصولی اولاً و در کتابهای فقهی ثانیاً راه پیدا کرده که از حوزه بحث کنونی ما بیرون است.
وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) فرمود عقایدی که دارید، اخلاقی دارید، اعمالی دارید، قبل از اینکه استخاره کنید تفسیر کنید. ما گاهی بین دو کار مخیر هستیم یا مردد هستیم نمیدانیم کدام حق است کدام باطل؟ کدام خیر است کدام شر؟ کدام حسن است کدام قبیح؟ کدام سعادتبار است کدام شقاوتآور؟ فرمود شما عقایدتان، اوصافتان، اخلاقتان، عملتان، اقوالتان را چه آنها که متعارض دارد چه آنها که متعارض ندارد همه این امور را بر قرآن کریم عرضه کنید. شما اهل تفسیر باشید نه استخاره؛ خیلی به ما دستور استخاره ندادند. استخاره کردن دو قسم است؛ یک دعای مخصوص استخاره است که آن واقعاً اول و آخر آن نور است، این در صحیفه سجادیه است. [6] هر کسی تصمیم گرفت کاری را انجام بدهد ولو به حسب ظاهر خیر است اما خیر آن را از خدا بخواهد، همین طور وارد کار نشود؛ این یک دستور اکید اسلامی است و جزء سنن ماست و بسیار کار خوبی است. این دعای استخاره یعنی «طلب الخیر»؛ یعنی خدایا من این کار را فکر کردم دیدم که به حسب ظاهر مصلحت است دارم انجام میدهم، من که از عواقب آن خبر ندارم، از همراهان آن خبر ندارم، تو خیر مرا در این کار قرار بده. این استخاره یعنی طلب الخیر؛ اما آن استخاره که انسان قبل از اینکه فکر بکند، قبل از اینکه مشورت بکند، قبل از اینکه ارزیابی بکند فوراً به قرآن تفأل بزند، این خیلی به ما دستور ندادند که این کار را بکنید. البته در موقع حیرت که انسان واقعاً متحیر شد آن یک راه دیگری است، اما اوایل دستور به استخاره بدهند اینچنین نیست.
پس سه مسئله شد؛ یکی اینکه آن دعای استخاره فراموشمان نشود، دوم اینکه در هر راهی فکر و تدبر و مشورت و ارزیابی و تعقل، سوم اینکه اگر واقعاً متحیر شدیم ماندیم نمیدانیم کدام کار برای ما صحیح است کدام کار ناروا آن وقت به قرآن استخاره کنیم. اما آنچه که وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) فرمود، فرمود مهمتر از استخاره تفسیر است؛ شما تمام کارهایتان را بر قرآن عرضه کنید چه این آرا و اندیشه ها متضارب و متعارض و متنافی و مختلف باشند چه یک اندیشه؛ شما این را بر قرآن عرضه کنید ببینید آیا مطالب قرآنی، معارف قرآنی، معانی قرآنی آن را امضا میکند یا نمیکند؟ حالا توده مردم که مقدورشان نیست، برای ما که در حوزه و دانشگاه به سر میبریم آشنایی با یک دوره از قرآن کریم میشود لازم. حالا یک وقت است کسی میشود علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) او جزء نوادر است، ولی اینکه خطوط کلی قرآن را بفهمیم، ترجمه آن را بفهمیم، گزیده تفسیر را بفهمیم، یک تفسیر روانی از آن باخبر باشیم این خیلی سخت نیست! خطوط کلی قرآن را انسان بفهمد. وقتی این ترازو را فهمیدیم آن وقت این عقاید را با این ترازو میسنجیم. اینکه وجود مبارک امام باقر فرمود خودتان را با قرآن بسنجید یعنی آن بحث تنها مخصوص فقیه و اصولی نیست، مخصوص روایات متعارض یا روایت بیمعارض نیست؛ جمیع عقاید و شئون را، اخلاق و اوصاف و افعال را باید بر قرآن کریم عرضه کرد. اگر کسی قرآن را نداند وقتی ترازو را ندارد و نمیداند چگونه ترازو را به کار ببرد عقاید را با چه چیزی بسنجد؟ اخلاق را با چه چیزی بسنجد؟ درست است که روز شهادت امام باقر جامه مشکی پوشیدن خوب است، عزاداری خوب است، گریه کردن خوب است، ثواب دارد؛ اما اصل فرمایش حضرت را ما باید عمل کنیم. فرمود خودتان را چه در مسائل فردی چه در مسائل جمعی بر قرآن عرضه کنید و با قرآن بسنجید؛ این گسترش تفسیر قرآن را به ما میفهماند. البته هر کسی در حد خواست خود به هر حال یک دوره قرآن را باید بداند، خطوط کلی آن را باید بداند ولو از عمق مطالب آن باخبر نباشد؛ این از آن وصایای برجسته وجود مبارک امام باقر است.
حالا وجود مبارک امام باقر شهید شدند ما باید این فکر را زنده نگه داریم. امام صادق (سلام الله علیه) اولین کسی است که دارد این را احیا میکند، این فکر را این روش را احیا میکند به ما میفهماند که ما نام مبارک امام باقر، حیات امام باقر، خانه امام باقر و مآثر و آثار وجود مبارک امام باقر را زنده نگه بداریم. اولین کاری که کرده وجود مبارک امام صادق دستور داد تا خودش زنده بود آن اتاق مخصوص امام باقر را هر شب چراغ روشن میکردند؛[7] اگر آن روزها چراغ عادی بود چراغ شمع بود شمع؛ نگذاشت آن اتاق تاریک بماند. این نمادی است و گرنه اتاقی است کسی نیست چه روشن چه تاریک چه اثر دارد؟ این میخواهد بگوید این فکر باید همیشه روشن باشد؛ یعنی این فکر را، این طرح را، این رهنمود را، این ارائه طریق را همیشه زنده نگه دارند.
خود امام باقر (سلام الله علیه) به وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) دستور داد، فرمود: «أَوْقِفْ لِي مِنْ مَالِي »[8] -این به ثلث برمیگردد- فلان مبلغ را بگیر وقف بکن برای اینکه برای من در مدت ده سال در منا روضهخوانی کنند عزاداری کنند. منا ایام عید است، شب عید قربان است، مراسم عید قربان است؛ فرمود به اینکه مردم از شیعه و سنی اینها از راه دور جمع میشوند در مکه هر کسی مشغول اعمال خود است و به فکر رفتن عرفات و مشعر و منا است، آن دلهرهای که دارد او را آرام نمیگذارد. واقعاً کسانی که حاجیاند مخصوصاً در آن عصر از آن راههای دور با آن صعبالعبور بودن آمدهاند در مکه آرام نیستند؛ اما وقتی که این دلهرهها و اضطراب رد شد آمدند به عرفات و مشعر و منا و رمی جمره کردند و حلق کردند و از لباس احرام به در آمدند فراغتی دارند. فرمود ده سال در منا برای من ندبه کنند. این نه برای آن است که اینها جمع بشوند آنجا اشک بریزند، بسیاری از آنها سنی بودند، شیعه در آنجا مثل الآن در اقلیت بود؛ فرمود آن سخنران میرود میگوید امام باقر چنین فرمود، درباره فلان آیه چنین فرمود، درباره فلان حدیث چنین فرمود، درباره فلان مطلب کلامی چنین فرمود، درباره فلان مطلب فقهی چنین فرمود؛ نام مرا در منا زنده نگه بدارد. ما شیعیان آنها هستیم باید این نام را حفظ بکنیم، باید این مرام را حفظ بکنیم؛ اینجا الآن بهتر از منا و بالاتر از مناست. مگر در منا چقدر میشود آثار امام باقر (سلام الله علیه) احیا کرد؟ به امام صادق (سلام الله علیهما) فرمود: «أَوْقِفْ لِي مِنْ مَالِي» آن مقداری که «تَنْدُبُنِي عَشْرَ سِنِينَ بِمِنًى أَيَّامَ مِنًى»؛ ده سال در منا برای من مراسم سالگرد بگیرید. وقتی ده سال سالگرد گرفتند بقیه دیگر سنت میشود، مردم خودشان عادت میکنند وقتی ده سال شما معارف امام باقر (سلام الله علیه) را برای مردم بازگو کنید و به آنها منتقل کنید آنها دیگر معتقد میشوند، میفهمند؛ این روش ماست. بنابراین چه در روز دانشجو چه در مراسم دیگر این معارف که عرضه بشود ما تأمین میشویم، ما به هر حال ابدی را در پیش داریم همین چند روز باید تأمین بکنیم. اگر انسان میمرد میپوسید و از بین میرفت نگرانی نبود، اما تمام نگرانی در این است که انسان که میمیرد از پوست به در میآید نه بپوسد؛ او میشود ابدی. زنده است اما در آنجا روابط حاکم است نه ضوابط. در دنیا به هر حال یا رابطه است یا ضابطه، مشکل آدم تأمین میشود؛ اگر کسی وضع مالی او خوب است به هر حال پوشاک خود را میخرد، غذای خود را میخرد، مسکن خود را میخرد یک زندگی معقولی دارد، وضع زندگی او خوب نیست با ضابطه نمیتواند زندگی کند با رابطه زندگی میکند. دوستانی دارد، پدری دارد، برادری دارد، فرزندی دارد، ارحام و عشیرهای دارد؛ با این روابط عاطفی یا اجتماعی به هر حال زندگی او به هر وسیله است باید پیش برود. ما در دنیا با این دو راه زندگی میکنیم، یا آنچه را که خودمان کسب کردهایم با مال خودمان مشکلمان را حل میکنیم یا به هر حال از دوستان کمک میگیریم برادری و پدری ارحامی. در قرآن کریم اصرار روی نفی این دو نکته است که در آنجا نه ضوابط است نه روابط: ﴿لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ﴾[9] ؛ «خلال» یعنی خُلَّت و خلیلبازی و دوستبازی و دوستگیری و رفاقت و رحامت. آن روز هم ﴿يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ﴾[10] ؛ هر کسی از بستگان خود فرار میکند، چون آن روز کسی پسر کسی نیست همه با هم خاک میشوند، همه با هم از خاک برمیخیزند، دیگر توالد و تولیدی نیست پدری و پسری در کار نیست. آن چیزی که دنیا بود که رخت بربست، این که در آخرت است همه از خاک بودند از خاک سر در میآورند؛ لذا فرمود از روزی بپرهیزید که لَا بَيْعٌ فِيهِ. این «بیع» نماد تجارت است، اینکه میگویند: ﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ﴾،[11] این «بيع» نماد مطلق کسب است. مثل اینکه میگویند: ﴿لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ﴾؛[12] [13] مال یکدیگر را از راه حرام نخورید؛ آن کسی که غصب میکند، جامه غصبی در بر کرده این مال مردم را خورد با اینکه خوراکی نیست، این «خوردن» نماد است برای مطلق تصرف، چون مهمترین «أكل» است از اکل یاد میکنند. در قیامت هم همین طور است؛ اینکه فرمود: ﴿لَا بَيْعٌ فِيهِ﴾ معنای آن این نیست که اینجا مضاربه و مساقات و مضارعه و اجاره و صلح و عقود دیگر است ولی بیع نیست؛ لا بيع یعنی روابط تجاری نیست، پس هیچکس نمیتواند بخرد هیچکس هم نمیتواند بفروشد. ﴿وَلا خُلَّةٌ﴾؛[14] خلیل داشتن و دوستیابی و از راه دوست آدم مشکل خود را حل بکند این هم نیست. پس انسان اگر با دست پر نرود آنجا احدی به داد او نمیرسد، این حرفها را ما باید در دنیا یاد بگیریم.
دشمنان ما هم صف بستهاند مخصوصاً برای اغوای جوانها؛ جوانها هم باید خودشان توجه داشته باشند چه پسران چه دختران سن ازدواج را بالا نبرند، این برخلاف دستور شریعت است، برخلاف خواسته غریزه است که ذات اقدس الهی داده است. حیات طیبهای که در سوره مبارکه «نحل» آمده است فرمود قناعت. ما میگوییم علی بن ابیطالب، ما میگوییم شیعه او هستیم، به هر حال باید فرمایش او را گوش بدهیم یا نه؟ از او عاقلتر دیگر چه کسی است؟! در این آیه سوره مبارکه «نحل» که من اگر کسی مؤمن بود یک، عمل صالح داشت دو، ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾،[15] وجود مبارک حضرت امیر دارد که حیات طیبه قناعت است. [16] یک آدم قانع زندگی خوب دارد. این تشریفات سنگینی که برای ازدواج کردن هم برخلاف عقل است هم برخلاف نقل است، خطرات فراوانی هم که میدانید دامنگیر جامعه میکند، ما سعی کنیم هم در مسائل زندگیمان به هر حال از ائمه (عليهم السلام) کمک بگیریم هم در مسائل علمیمان که اینها امامان ما هستند ما هم جزء کسانی هستیم که اینها را با امامت قبول کردیم.
وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) دید پسر خود امام صادق -کودک چند ساله بیشتر نبود- دارد جلوی او حرکت میکند، فرمود این پسرم از کسانی است که مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ-﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾[17] . [18] فرمود او امام مستضعفان است و از کسانی است که مستضعف در زمین است اما مستعظم در سماء است. اینکه دارد ﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ﴾ این کلمه ﴿فِي الْأَرْضِ﴾ پیام آن این است که اینها نزد زمینیها ضعیف هستند، اما آن چیزی که مرحوم کلینی نقل کرده، دیگران هم آوردند که: «مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً»[19] [20] [21] همین است. اگر کسی برای رضای خدا درس بخواند یک، برای رضای خدا عمل بکند دو، برای رضای خدا آن علم عملکرده و به بار نشسته را به جامعه منتقل کند سه؛ او در ملکوت عالم آیتالله العظمی است. حالا این القاب دنیایی که میدانید که خبری از او نیست؛ «دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً»، این را هم مرحوم کلینی نقل کرده هم دیگران. این نعمتها را آدم چرا از دست بدهد؟ ما کمی که با این مسائل آشنا میشویم بقیه برای ما حل است.
وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) کل خاورمیانه در اختیار او بود؛ الآن خاورمیانه از این آسیای مرکزی گرفته تا مصر -برای مصر که یک کشور پهناوری است- استانداری بود، ایشان یک استاندار فرستاد. کل خاورمیانه در اختیار حضرت بود، بعد نگاه میکند به عسل میگوید خیلی خوشرنگ هستی ولی من نمیدانم طعمت چیست یعنی مزهات چیست؟ حالا از ما نخواستند آنگونه بشویم و نمیتوانیم، اما قانع زندگی کردن خیلی آسان است؛ منتها یک مقدار عقل میخواهد. وقتی جامعه عاقل باشد دیگر چشموَهمچشمی نکند، ازدواج را میآورد پایین، مهریه را میآورد پایین، جهیزیه را میآورد پایین، تفاهم میشود دیگر بعد از ازدواج به بیگانه نمینگرند چه پسر چه دختر؛ آن وقت این زندگی شکل میگیرد هم آن مسائل علمی سامان میپذیرد هم این مسائل عملی.
امیدواریم ذات اقدس الهی توفیقی عطا کند که ما به معارف قرآن و عترت بیش از گذشته آشنا بشویم و عمل کنیم و این ایام را هم گرامی بداریم. اگر ضعفی در مزاج یک جوان پیدا نمیشود روز عرفه را روزه بگیرد و اگر با روزه گرفتن به دعاهای روز عرفه موفق نمیشود روزه نگیرد، ولی این ایام ما هر چه از ذات اقدس الهی بخواهیم به ما عطا بکند فرصت هست. آنهایی که اهل چلهاند و چله میگیرند دیگر پایان وقتشان است، از اول ذیقعده شروع کردند تا دهم ذیحجه که این چهل روز و چهل شب وجود مبارک موسای کلیم مهمان خدای سبحان بود. این دو رکعتی که بین نماز مغرب و عشا مستحب است که بعد از سوره «توحید» این ﴿وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً﴾[22] همین است. در این چهل شبانهروز وجود مبارک موسای کلیم مهمان ذات اقدس الهی بود، نه غذا خورد نه خوابید، فقط با معارف الهی آشنا شد با یاد حق زنده بود. آنهایی که اهل این راه هستند در متن سیاست هستند، در متن زندگی هستند، در متن جامعه هستند، در متن حوزه و دانشگاه هستند، در متن درس و بحث هستند؛ منتها نه یاوه میگویند نه بیهوده میشنوند، راحت هستند. چنین آدمی هم در حوزه موفق است هم در دانشگاه.
پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی، دانشگاهی، همه را در سایه امام زمان تأیید بفرما!
دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانها و نوجوانهای ما و این عزیزان را در سایه امام زمان مشمول ادعیه زاکیه آن حضرت قرار بده!
مشکلات دولت و ملت مخصوصاً بخش در مسکن و ازدواج جوانها و اقتصاد را در سایه امام زمان برطرف بفرما!
حوایج مشروعه دولت و ملت را در سایه لطف ولیت برآورده بفرما!
مرضای مسلمانها را در سایه لطف ولی خود درمان بفرما!
ارواح مؤمنان عالم، أحیاء و امواتشان، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!
حاجیان و معتمران را با حج مقبول، با عمره مقبول، با زیارت مقبول، با ادعیه مستجاب، سالماً به اوطانشان برگردان!
خطر استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان!
امنیت مناطق مسلماننشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان تأمین بفرما!
محصورشدههای در غزه را به لطف خاص خود نجات مرحمت بفرما!
بین ما و قرآن و عترت جدایی نینداز!
غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.